تبليغاتX
برادر خاطرت هست؟ -


فتنه تندروها و لزوم دقت اصلاح طلبان واقعي

"لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و كان الله سميعا عليما"
از حدود چند ماه پيش بود كه شوراي سردبيري بيرجندنيوز با درك لزوم تكوين برخي نقدهاي درون تشكيلاتي در جبهه گسترده اصلاحات، در راستاي بر طرف نمودن سوء تفاهمات احزاب و آسيب شناسي خيرخواهانه ناكامي هاي اين جنبش مدني به منظور عبرت آموزي از اشتباهات گذشته، نسبت به انتشار برخي مقالات و تحليل هاي سياسي و اجتماعي در حد توان خود اقدام نمود. مجموعه اين مطالب ولي متاسفانه منتج به نتايج سودمند و مثبتي براي مجموعه اصلاح طلبان حداقل استان خراسان جنوبي نگردید، كه دليل اصلي عقيم ماندن اهداف واقعي اين انگيزه را مي توان در برخوردهاي سلبي، غير دوستانه و فرصت طلبانه اقليتي از نيروهاي «تندرو» مجموعه اصلاح طلبان متكثر استان در برخورد با نيت مصلحت جويانه اين رسانه جستجو نمود.
آخرين نمونه اين برخوردها كه به واقع انگيزه اصلي نگارش اين سطور است، مربوط مي شد به مطلبي تحت عنوان «تندروها پاسخ دهند» كه در آن تعدادي سوال ساده، منطقي و به واقع منطبق بر اتفاقات مستند تاريخ ايران (آن هم نه تاريخ خيلي دور، بلكه دوران چند ساله پس از خرداد 76) مطرح شده بود و از نيروهاي سياسي طيف «تندرو» يا به زعم خودشان «پيشرو» جبهه اصلاحات خواسته شده بود تا جهت تنوير افكار عمومي به آن ها پاسخ داده شود. سوالاتي درباره حوادث سال هاي اخير كه منشاء بسياري از دلخوري ها، كدورت ها و ناكامي هاي اصلاح طلبان بوده و مي توان شرايط بغرنج فعلي و آشفتگي هاي فضاي جامعه امروز ايراني را در مجموعه آن «اشتباهات» به جستجو نشست. سوالاتي كه به نظر افكار عمومي نه توهين آميز بود و نه به قول يكي از دوستان تندرو و چندشناسنامه «ماحصل اوهامات و پريشاني هاي ذهني نگارندگان آن.» كه اصولاً مگر مي شود گزارشي مستند از تاريخي كه هنوز آن قدر كهنه نشده است تا نياز به خوانده شدن از درون كتاب ها داشته باشد و آثار آن همچنان بر زندگي روزمره مردم اين ديار سايه افكنده است، ساخته و پرداخته ذهن يك فرد باشد...
اما متاسفانه پس از انتشار مطلب فوق، مخاطبان آن سوالات كه لااقل در بيرجند «اقليتي» از مجموعه اصلاح طلبان هستند، به جاي پاسخ دهي منطقي و شركت در يك گفتمان محترمانه و عاقلانه، به سبب نداشتن توانايي دفاع از اعمال گذشته خود و سردمدارانشان، راه فرار به جلو را برگزيدند و ضمن تجهيز تيم رسانه اي و تبليغاتي خود عليه اين پرتال خبري، با زدن دومين نشانه خود با تك تير باقي مانده در كمان پوسيده شان، از مطلب مذكور پيراهن عثماني ساختند براي مظلوم نمايي و آزمودن دوباره شانس بايكوت شده شان براي ايجاد دو دستگي در جبهه اصلاحات و به كرسي نشاندن حرف هاي نخ نما شده شان در شوراي هماهنگي ائتلاف اصلاح طلبان.
ماجرا از اين قرار بود كه بلافاصله پس از انتشار مطلب «تندروها پاسخ دهند» تمامي امكانات «تندروها»ي منطقه براي پاسخ گفتن به اين مقاله بسيج شد. ليكن اين پاسخ ها نه جواب هايي منطقي و مستدل به ابهامات تاريخ، بلكه سيل ناجوانمردانه اي از اتهامات، شبهه افكني ها، تخريب شخصيت، توهين ها و تحقيرهاي ناجوانمردانه اي در حق عضو شوراي سردبيري بيرجندنيوز بود كه به واقع ميزان پايبندي اين جماعت معلوم الحال به «نقد درون گروهي» و «تحمل منتقدان خانوادگي» را براي همگان به نمايش گذاشت.
«تندروها» چنان كه گفته شد با فرار به جلو سعي كردند تا ضمن ترور شخصيتي گردانندگان بيرجندنيوز با مربوط كردن اين مقاله به مواضع حزب اعتماد ملي و تحريك ساير اعضاي ائتلاف اصلاح طلبان، با به وجود آوردن جوي مسموم، نيات مشكوك خود را در فرآيندهاي تصميم گيري اين شورا بر كرسي تصويب بنشانند و تا حدودي توانستند جوي آلوده و بدبينانه را نسبت به بيرجندنيوز و نيز حزب اعتماد ملي در ميان ساير اصلاح طلبان به وجود آورند.
متاسفانه كار تا جايي پيش رفت كه امروز در دست هر كدام از اصلاح طلبان بيرجند «پرينتي» از مطلب مقاله مذكور وجود دارد و «بيرجندنيوز» به عنوان تنها رسانه خبري اصلاح طلب استان با سابقه پرافتخار پنج سال فعاليت شرافتمندانه در حمايت از جنبش اصلاحات در سخت ترين بزنگاه ها، و تحمل ده ها مشكل ريز و درشت و پرونده سازي بسياري از نهادها، از سوی «تندروها» به خيانت و حتي همكاري با نهادهاي اطلاعاتي متهم گرديد!!! كه اين رسانه دردمندانه و تظلم خواهانه، آيه استرجاع بر لب، شكايت از اين بي اخلاقی ها و نامردمي ها را به نزد دادار عدالت گستر عالميان خواهد برد و در پيشگاه عدل الهي از سر تقصيرات اين جماعت نخواهد گذشت.
اما نكته اي كه ذكر آن را ضروري احساس مي كنيم سخني است دردمندانه با قاطبه اصلاح طلبان استان كه به نظر مي رسد ممكن است در بند فتنه تازه «تندروها» گرفتار آيند و بدون به ياد آوردن كارنامه پرافتخار گذشته شان فريب اين دام رندانه را بخورند. به نظر مي رسد «تندروها» كه به واقع اقليتي از مجموعه فراخ اصلاحيون شهر را تشكيل مي دهند، در صددند تا با تكيه بر شگردهاي هميشگي شان از قبيل «پرينت مطالب» و نمايش آن در جلسات با فرافکنی و به دست گرفتن جو جلسه، و دوختن آسمان حزب اعتماد ملي به زمين اين مقاله، با مظلوم نمايي اين گونه القاء كنند كه در مقاله مذكور به همه اصلاح طلبان و يا همه احزاب سياسي چپ توهين شده است و از اين طريق با جلب نظر دوستان، ضمن ايجاد فضايي سنگين عليه حزب اعتماد ملي، با چسباندن انگ هاي متعدد به اين رسانه نوشتاري و دشمن جلوه دادن آن از زير بار شركت در يك بحث درون گروهي و پاسخ دادن به شبهات موجود در باب كارنامه گذشته شان شانه خالي كنند. (به هر حال بايد مشخص شود اگر كسي به سبب آنكه در شركتي با يك وبلاگ نويس اصولگرا دوست و همكار است متهم به نفوذي بودن در جبهه اصلاحات مي شود، تكليف سيل بي پايان معاونان و مسئولين و روساي دانشكده هاي اصولگرايي كه در دولت اصلاحات در دانشگاه بيرجند بر مسند كار بودند چيست؟)
لذا با تاكيد مجدد بر اين نكته كه بيرجندنيوز رسانه اي مستقل است و مواضع و مطالب آن لزوماً هيچ گونه وابستگي و هماهنگي با مواضع حزب اعتماد ملي استان ندارد، از كليه دوستان اصلاح طلب تقاضا داريم قبل از آنكه هم آوا با «تندروها» (كه از نظر ما نه خداي ناكرده تمام اعضاي يك حزب، بلكه اقليتي نهفته در دل تمام تشكل هاي اصلاح طلب هستند كه مي بايست پالايش شوند) مواضعي سلبي و غير دوستانه در مورد ما اتخاذ نمايند، به گذشته خودشان رجوع نمايند و بررسي كنند كه در سوابق خود كدام يك از مصاديق ذكر شده «تندروي» در مقاله مذكور را مي يابند تا باعث شود تصور كنند مخاطب سوالات آن هستند و يا در لفافه آن متهم به تندروي شده اند؟
به نظر مي رسد اندكي تامل و تفكر در گذشته، حال و آينده به خوبي روشن خواهد ساخت كه مطلب بي پاسخ «تندروها پاسخ دهند» تنها مجموعه اي از چند سوال روشن و بي پيرايه است كه بايد توسط دست اندركاران آن تندروي ها پاسخ داده شود و استراتژي رندانه تعميم آن بر كل جريان اصلاح طلبي، ناشي از اراده اي فرصت طلبانه و پاسخ گريز مي باشد که می خواهد با وارونه کردن نعل هم از پاسخ گویی بگریزد و هم فضا را به سود خود تغییر دهد..
به عنوان نمونه، اگر فعاليت در ستاد انتخاباتي دكتر معين را معياري از تندروي تلقی کنیم (که البته معتقدیم صرف چنین حضور و همکاری تندروی نیست) به راستي چند درصد اصلاح طلبان استان در انتخابات نهم از فاصله 1000 متري ستاد ايشان عبور كرده اند كه امروز بخواهند با «توهم خود تندرو پنداري» خويش را در زمره به زعم «تندروها» تخريب شدگان در آن مقاله به حساب آورند؟
اگر تحريم انتخابات مجلس هفتم را «تندروي» به حساب آورده ايم چند درصد اصلاح طلبان استان در زمره تندروها قرار مي گيرند؟ دوستاني كه در آن انتخابات يا در هيات هاي اجرايي و بازرسي حضور داشتند و يا در ستاد آقایان راشدي و آيتي و خانم خاتمي فعال بودند.
تحريم انتخابات خبرگان را اگر در زمره تندروي ها بیاوریم چرا بايد اعضاي 4 تشكل اصلاح طلب اعتماد ملي، كارگزاران، خانه كارگر و انجمن اسلامي معلمان كه در آن انتخابات رسماً از آقاي رباني حمايت كردند و نيز بعضي دوستاني که شخصاً به ستاد آقاي رييسي رفت و آمد داشتند خود را تندرو بدانند؟
اگر پاره ای از تصمیمات برخی احزاب در فاصله سال های 76 تا 84 را ملاکی از «تندروی» به حساب آورده ایم، چگونه دوستانی که از سال 84 به عضویت رسمی تشکل ها و احزاب درآمده اند، می توانند در اخذ و یا تبعیت از آن تصمیمات همراه بوده باشند؟
دوستان «تندرو» كمي انصاف!
چه اصراري داريد تا از اين مقاله مستمسكي بسازيد براي تعميق اختلافات و تحريك اصلاح طلبان واقعي (كه معتقديم اكثريت قريب به اتفاق اصلاح طلبان استان از اين دسته اند) بر عليه مصالح منطقه اي و وحدت و تفاهم و گفتگوي دوستانه. آخر چه كسي «تندرو» است؟ كساني كه در انتخابات شوراها دايره اعتدال و تساهل و تسامح را آن قدر گستراندند كه داد اعتداليون هم درآمد و حتي در اين گير و دار «دكتر حميدرضا ناصري» از ليست رايحه خوش خدمت هم در دايره اصلاح طلبي جاي گرفت «تندرو» هستند؟
چرا سعي مي كنيد با فرافكني، تشويش اذهان عمومي و تحريك احساسات اصلاح طلبان واقعي بار ديگر با ايجاد كينه و نفرت و اختلاف در جبهه اصلاحات جلوي رسيدن اين مجموعه محذوف به همدلي و اجماع را بگيريد و چون گذشته شكست را ارزاني اين اسب دست و پا شكسته كنيد؟
آيتي ها، ديمه ور ها، حاجي زاده ها، شكيبي ها، زميني ها، موهبتي ها، خسروي ها، هوشمندها، رمضاني ها، شهپرها، صمديان ها، ساجدي ها، آهني ها، رحيمي ها، خامسان ها و... در پرونده هيچ كدامشان كوچكترين لكه اي از تندروي و افراط وجود ندارد. اين ها افتخارات اصلاح طلبي بيرجند هستند و به لطف خدا و با دورانديشي ايشان، اميد اقليتي كه با استفاده از ابزارهاي اينترنتي و تكيه بر تحريك دروغين احساسات سعي در تغيير مواضع اصولي و انقلابي آنان دارند به ياس تبديل خواهد شد.
در پايان بار ديگر با تاكيد بر پايبندي اين رسانه خبري به مواضع اصلاح طلبي ساليان گذشته خود، از كليه اصلاح طلبان اصيل و واقعي استدعا مي كنيم ضمن برخورد منطقي با سوء استفاده هاي سودجويانه و فرصت طلبانه اقليتي چند نفره از «تندروها» كه قصد دارند با پيراهن عثمان كردن يك مقاله به فرض محال توهين آميز مسير تصميم گيري هاي مهم براي آينده سياسي و اجتماعي استان خراسان جنوبي را تحت تاثير قرار دهند، با صلابت و پايمردي در راه شناخت توطئه ها و تميز دادن منيت ها از نيات شريف، بهترين و منطقي ترين تصميمات ممكن را اتخاذ نمايند تا به فضل الهي بار ديگر نسيم فرح بخش آزادي و عدالت و منطق در اداره امور كشور وزيدن گيرد و باب جديدي در توسعه همه جانبه اين استان مظلوم و محروم برداشته شود. - ان شاءالله
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند

والعاقبه للمتقین
شوراي سردبيري بيرجندنيوز

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 9:38 توسط روزنامه نگار بیرجندی |