تبليغاتX
برادر خاطرت هست؟ - از نگاه دیگران

تأملي بر دورنماي انتخابات مجلس هشتم در ميان اصلاح طلبان خراسان جنوبي
خطر «راشديسم» - سکانس دوم
بابك شيباني*

چه بسيار اتفاق افتاده است كه يك پديده و يا رويداد منحصر به فرد و محدود به مقطعي خاص، با دريدن حجاب زمان و انحصار مكان در قالب يك اصطلاح سياسي، خويش را بر فرهنگ مكتوب و يا شفاهي مردم يك سرزمين تحميل نموده است. نگارنده بر اين باور است كه تعبير «راشديسم» در فرهنگ و تاريخ سياسي-اجتماعي مردم بيرجند را مي توان از تلنگري براي به خاطرآوردن رويدادي غم انگيز در جريان انتخابات مجلس هفتم، به نمادي از يك تفكر و عملكرد و حتي مكتب خاص اعتقادي درميان برخي اصلاح طلبان اين منطقه تعميم داد. تفكري كه در ذات خود معتقد به نوعي خودبيني و ارزش پنداري افراطي است و در عمل اضمحلال دروني، اجماع گريزي، كينه ورزي و گروه محوري غير عقلاني را حتي به قيمت شكست «خودي هاي دگر انديش» و پيروزي «رقيبان سنتي» در ميان هواداران خود تئوريزه مي كند. تفكري كه در آن تمام آرمان هاي سياسي يك جريان، مصلحت هاي توسعه منطقه اي و كاميابي جمعي سياسي براي خدمتگزاري بي منت به مردم، پيش پاي استراتژي تماميت خواهانه «يا همه يا هيچ» متوليان آن مظلومانه ذبح مي گردد.
اما امروز، چهار سال پس از سزارين ناميمون اين تفكر و عليرغم رجاي توده تحول خواه مردم به توشه گيري بازيگران عرصه سياسي استان از اين اشتباه عبرت آموز، با كمال تأسف شاهد آنيم كه درست در آستانه انتخاباتي ديگر، بارقه هاي كم جان و رو به موت اين تفكر در حال جان گرفتن و زنده زايي مجدد است. به ويژه آن كه شايد همين خطر «راشديسم» و «راشديزاسيون» بهترين تعبيري باشد كه بتوان با آن فضاي احتمالي حاكم بر انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در خيمه اصلاح طلبان خراسان جنوبي را تفسير نمود. براي درك بهتر اين فضا بهتر است به مرور روزهاي سرد بهمن ماه 1382 و يادآوري خاطرات نه چندان دلنشين آن ايام بپردازيم، تا بتوانيم ضمن تقويت حافظه تاريخي خويش، درس هاي فراواني براي آينده فعاليت هاي خردمندانه سياسي گرفته و مواضع معقولانه تر و مصلحت گرايانه تري را براي پيمودن راه دشوار پيش رويمان اتخاذ نماييم.
بدون ترديد انتخابات نه چندان دور مجلس هشتم شوراي اسلامي فرصت مغتنم و بي نظيري براي استفاده از حداقل هاي دموكراسي در راه نهادينه كردن دوباره مردم سالاري، تزريق خوني تازه بر پيكره بي جان اصلاحات و خدمتگزاري عقلاني و با برنامه مدعيان اصلاحات اصيل به مردم اين سامان خواهد بود. مع الاسف براي بهره بردن از اين فرصت ناب قانوني، در كنار بسياري از مخاطرات احتمالي مانند دخالت نهادهاي نظامي، اعمال نظر مسئولين دولتي، ردصلاحيت هاي گسترده شوراي نگهبان، تاثيرگذاري سازمان هاي رأي هرمي و...، عدم رسيدن مجموعه محذوف اصلاح طلبان استان به يك نتيجه واحد و اجماع معقولانه بزرگترين خطري است كه پيروزي اصلاحيون و آرمان بزرگ خدمت بي ريا به مردم را در اين منطقه جغرافيايي از خاك ايران تهديد مي كند.
اما به راستي بن و پايه حقيقي اين معضل در كجاست و براي ريشه يابي و از بين بردن آن چه بايد كرد؟ به تعبيري ديگر بيماري واقعي اين جريان چيست و كدام مرض است كه در سال هاي ماضي او را اين چنين زبون و زمين گير كرده است؟ شايد پاسخ دادن به اين سؤال ساده و تلاش پيگير و خالصانه تمامي احزاب، تشكل ها و افراد تاثيرگذار منطقه براي شناسايي علت اين ناخوشي و درمان و مرتفع نمودن آن، به تعبيري مترادف با در آغوش كشيدن معشوق زيباي پيروزي در انتخابات مجلس هشتم، پس از چندين شكست پياپي و خودساخته، آن هم در فضايي دوستانه و به دور از حب و بغض هاي شخصي باشد.
وليكن متأسفانه آن چه امروز از فحواي كلام شماري از دوستان صاحب رأي و نمايندگان برخي احزاب پرنفوذ در داخل و خارج از استان استنباط مي شود، اين است كه نه تنها اراده اي براي درس گرفتن از اشتباهات گذشته، اجتناب از تفرقه و تشتت آراء و رسيدن به اجماعي حداكثري براساس خواسته هاي حداقلي، به منظور نيل به ظفرمندي و كاميابي در ميان تعدادي از دوستان اصلاح طلب وجود ندارد، كه حتي برخي فعاليت ها و اظهار نظرها از تقويت جبهه حاميان تفكر «راشديسم» و در نتيجه منتفي بودن احتمال اجماع، به قيمت شكستي ديگر و ناكامي بزرگتر در جبهه نيمه جان اصلاحات حكايت مي كند.
خاطرم هست چندي پيش «حسين مرعشي» سخنگوي شوخ طبع حزب كارگزاران سازندگي در گفتگو با «خبرگزاري مهر» با رد تعبيري مبني بر وجود «غضنفرها» در ميان اصلاح طلبان، مشكل اصلي اين جبهه را تعدد «مارادوناها» دانسته بود؛ تشبيهي كه حداقل در منطقه خراسان جنوبي بسيار ملموس و نزديك به واقعيت مي نمايد. چرا كه حقيقتاً بزرگترين مانعي كه امروز بر سر راه هم دلي و اجماع گروه هاي اصلاح طلب استان وجود دارد همين «مارادونا پنداري» برخي افراد و احزاب منتسب به اين جريان است. تجربه تلخ شكست تحقيرآميز انتخابات مجلس هفتم، لااقل مي تواند اين حسن را داشته باشد كه همواره چونان آونگي جلوي ديدگان ما قرار گرفته و چراغ عبرت آموز و راهنمايي براي برداشتن گام هايي مطمئن تر در راه روشن شده آتيه گردد، منوط به اينكه به تعبير قرآن كريم مردماني پندپذير و عبرت آموز باشيم.
براي اين مهم مي بايست با بررسي موشكافانه شكست هاي گذشته -كه از قضا در بسياري از موارد نه در برابر رقيب كه از لجاجت رفيق بوده است- بهترين و مناسب ترين راهكار دست يافتن به اجماع را ترسيم كرده و بر اساس شاخصه هاي معين و منطقي، «يك نفر» را به عنوان برآيند جريان اصلاح خواهي به مردم منطقه معرفي نمود. پيمودن بي دغدغه اين مسير مستلزم رجحان بخشي به ايده پيروزي يك «جريان» و يك «تفكر» در برابر انديشه انتخاب لجوجانه يك «فرد» است؛ و آن چه در اين مقطع مي بايست به عنوان برگ برنده نصب العين پيشآهنگان چنين جرياني قرار گيرد، همان انديشه اي است كه به تعبير «ماكس وبر» به كار بردن عقلانيت نظري (تناسب دليل و مدعا) و عقلانيت عملي (تناسب هزينه و فايده) در امر گزينش و شرط بندي روي افراد است؛ عقلانيتي كه مي تواند بر اساس نحوه تصميم سازي و به كار گيري، سرمنشاء كاميابي و يا ناكامي محتوم اين جريان فكري باشد؛ كه چنان چه به نيكي به خدمت منافع جمعي منشور اصلاحات درآيد همراه خوش مشربي تا مقصد مليح موفقيت خواهد بود و اگر مبناي عملكرد جز بر اين پايه شالوده افكني شود، نتيجه اي جز انشقاق بيش از پيش و شكست محتمل در كارزار انتخابات آتي نصيب نخواهد كرد. به بيان ديگر چنان چه شاخصه هاي انتخاب به جاي آن كه موارد معقول و خردپذيري از قبيل مقبوليت عمومي، سابقه مفيد سياسي، عملكرد مثبت قبلي و... را شامل گردد، با غرض ورزي به سمت توهماتي چون سرقفلي بودن رأي مردم منطقه براي اعضاي يك خانواده و يا «ارزش» دانستن ناكامي در انتخابات به منظور «جلوگيري از پيروزي اصلاح طلبي كه دوستش نداريم»، سوق پيدا كند، فرجامي جز فرصت سوزي، عدم كاميابي و به هدر رفتن انرژي يك جريان اصيل را متصور نخواهيم بود.
در هر صورت چه بخواهيم و چه نخواهيم انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در پيش است و تنها روزنه اميد اصلاح طلبان منطقه براي نيل به پيروزي در اين ماراتن سنگين، آن هم در مصاف با رقباي آماده اصولگرا كه از سال هاي گذشته استارت فعاليت هاي گسترده خود را زده اند، تنها و تنها و تنها «ائتلاف» حداكثري با مطالبات حداقلي است و براي اين مهم مي بايست بر روي كانديداهايي كه از ابتدا كليات اجماع بر مبناي شاخصه هاي معين را پذيرفته اند سرمايه گذاري نمود و درقبال منتسبان به اين جريان كه در رؤياي بازآفريني دوباره سناريوي «راشديسم» با همان گروه كارگرداني و اين بار بازيگراني جديد، به سر مي برند و از همين امروز «مارادوناوار» بر طبل تك روي و دريبل زدن دوستان مي كوبند سياست اقناع به اجماع و يا در نهايت حذف از مجموعه را در پيش گرفت.
مرحوم دكتر عبدالحسين زرين كوب درباره سنت هاي تاريخ تعبير زيبايي دارد. آن جا كه با نصيحتي پدرانه انذارمان مي دهد: «اين تاريخ نيست كه تكرار مي شود، بلكه خطاي آدميان است كه از تاريخ درس نمي گيرند.»
 والعاقبه للمتقين

*عضو شوراي مركزي و مسئول كميته فرهنگي، اجتماعي حزب اعتماد ملي منطقه استان خراسان جنوبي

+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 12:41 توسط روزنامه نگار بیرجندی |