تبليغاتX

بر سردر خانقاه "شيخ ابوالحسن خرقاني" چنين نوشته بود: هر که در اين سرا درآيد نانش دهيد. نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد. چه آنکس که به درگاه باريتعالي به جان ارزد؛ البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد  

برادر خاطرت هست؟

خبرگزاري اصولگراي فارس دقايقي پيش به عنوان خبر اختصاصي خود منتشر كرد:
كانديداتوري خاتمي براي انتخابات دهم قطعي شد

براي مشاهده اصل خبر روي لينك كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 23:56 توسط روزنامه نگار بیرجندی |


توديع و معارفه هاي پشت سرهم در استان بدون حضور خبرنگاران
پس از رفتن عباس زاده ميراث فرهنگي تناكي جهاد هم رفت

مراسم توديع رئيس و معارفه سرپرست سازمان جهاد كشاورزي خراسان جنوبي در حالي برگزار شد كه باز هم از خبرنگاران دعوت نشده بود.در اين مراسم كه عصر امروز در محل سالن جلسات جهاد كشاورزي استان برگزار شد، محمد زارعي به عنوان سرپرست سازمان جهاد كشاورزي خراسان جنوبي معرفي و از خدمات علي‌اكبر تناكي رئيس قبلي اين سازمان تقدير شد.
علي طالبي مسئول روابط عمومي جهاد كشاورزي در خصوص عدم دعوت خبرنگاران گفت: مراسم بدون اطلاع قبلي بود و حتي كاركنان و مديران شهرستاني جهاد كشاورزي حضور نداشتند.
عدم دعوت از خبرنگاران براي مراسمات توديع و معارفه ظاهرا به موضوعي عادي در خراسان جنوبي تبديل شده است.
هفته گذشته نيز بدون حضور خبرنگاران مراسم توديع و معارفه رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان برگزار شد.
چندي پيش نيز مراسم توديع معاون اجتماعي و ارشاد فرماندهي انتظامي خراسان جنوبي كه به عنوان مسئول اطلاع‌رساني ناجا در استان بيشترين تعامل را با خبرنگاران داشت، بدون دعوت از اصحاب رسانه برگزار شد.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 13:2 توسط روزنامه نگار بیرجندی |


پيام خداحافظي دكتر جواد اژه اي از سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان

هو المحبوب
وقتي آمدم، موي سپيدي بر چهره‌ام نبود و اكنون پس از گذشت بيش از بيست و يك سال، با قامتي راست و اميدوار، محيط كارم را ترك مي‌كنم؛ با فرزندي رشيد به نام سمپاد براي ايران اسلامي: مقاوم و سازش‌ناپذير. در اين مدت، دو تن بيش از همه مرا ممنون خود ساختند: رهبر معظم انقلاب كه با دفاع از سمپاد در شورايعالي انقلاب فرهنگي، به اين نهال امكان غرس دادند و همواره نگران كاستي‌هاي آن بودند؛ و نخست وزير وقت، جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي كه مرا به اين مسير كشاند. در اين مدت سعي كردم مديراني داشته باشم كه به فرموده امام راحل (ره) بر رياست رياست كنند، نه دريوزگي مديريت، و در اين كه تا چه حد موفق بودم، هيچ گاه ترديدي نداشته‌ام. هر چند، هر كسي در گزينش خود دچار خطا مي‌شود و من تا آخرين لحظه در هدايت مديرانم به سوي استقلال و تعهد به انقلاب و اسلام ــ به جاي تعهد به خطوط سريع السير و قليل البقا ــ كوشيدم. بچه‌هاي اين سرزمين را در هر كجاي ايران عزيز، همانند هر ايراني مسلمان، با تمام وجود دوست داشته‌ام و اين دوست داشتن را لازمه ذهن هر معلمي مي‌دانم كه بخواهد راه انبيا، و نه دريوزگي اغنيا، را طي كند. سمپاد را براي آن‌ها به وجود آوردم كه كمتر كسي به فكر آن‌هاست. وقتي فرزند استانداري در آزمون ورودي سمپاد مردود مي‌شد، خوشحال نمي‌شدم، اما وقتي فرزند بلال‌فروش روبروي همان استانداري قبول مي‌شد، از شادي در پوست خود نمي‌گنجيدم.
خدا را شاكرم كه با حداقل سرمايه مادي و بيشترين سرمايه معنوي، مراكزي را تأسيس كردم كه اولياي قبول نشدگان با درايت آن، اقرار به وجود رقابت سالم مي‌كردند و فقط معدود راه‌نيافتگاني بودند كه به لجن‌پراكني و فحاشي مي‌پرداختند. براي من اما، نه تعريف پذيرفته‌شدگان و نه توهين معدود راه‌نيافتگان، تفاوت بنياديني نداشت. به هيچ ناحقي حق ندادم و از اصلاح هيچ اشتباهي ــ حتي اگر مقدمه لجن‌پراكني برايم مي‌شد ــ روي‌گردان نشدم.
در كنكور امسال، با وجود اعلام نتايج بر روي سايت، وقتي به من اعلام شد كه دو سئوال، پاسخ‌هاي نزديك به هم داشته‌اند و كليد چهار سئوال نيز جابه جا شده است، بدون لحظه‌اي ترديد تصميم گرفتم آن دو سئوال را حذف و كليد چهار سئوال را اصلاح و مجدداً اسامي پذيرفته شدگان را به همراه اسامي كساني كه حقشان ضايع شده بود، بر روي سايت بگذارم. مي‌دانستم كه با يك «سونامي ردشدگان» روبرو خواهم شد و تازه بعد از اين اعلام بود كه اعتراض‌ها صورت گرفت و انعكاس آن موجب درخواست غير قانوني لغو كنكور، هم از سوي دوستان ساده لوح و هم از سوي ستيزه‌گران شادمان، شد. در ادامه، ادعاي يافتن 16 غلط جديد و تشخيص آن در طي چند ساعت و عدم قدرت به اثبات رساندن حتي يكي از اين غلط‌ها مطرح شد و حتي در 20 ارديبهشت ماه، كليه اشكالات با صدا و سيما مطرح و ضبط تلويزيوني شد، ولي با وجود پوشش رسانه‌اي هياهوي ردشدگان، حتي يك ثانيه از آن پخش نگرديد؛ واقعاً چه عدالتي! در اينجا بايد از وزير محترم آموزش و پرورش به جهت حمايت از برگزاري مرحله دوم آزمون ورودي سمپاد در ارديبهشت 1387 قدرداني نمايم كه اين موافقت در پي گزارش مستند سمپاد حاصل شد.
از مرداد ماه 87 به بعد، با هر مديري كه جلسه داشتم، خداحافظي مي كردم و حتي براي نيمسال اول تحصيلي، ساعت موظف تدريسم را در دانشگاه پر كردم. انبوهي از كارهاي جنبي، نظير آرشيو فصلنامه روانشناسي و زونكن‌هاي مربوط به ساير فعاليت‌هايم را به خارج از سازمان انتقال دادم تا در روز موعود (!) سبكبار خداحافظي كنم، هر چند خود اين امر نيز خالي از عواقب نبود. متأسفانه كار انتخاب جايگزين كمي به طول انجاميد، تا اين كه در بعد ازظهر 16 دي ماه، طي يك نمابر ساده، نام جانشيني كه حدود يك ماه قبل از آن مطلع شده بودم، برايم ارسال شد. همان شب به راننده گفتم ماشين را بخواباند و خود با وسيله شخصي يكي از همكاران، سمپاد را ترك كردم.
اكنون احساس مي‌كنم باري را از دوشم برداشته‌اند و از هرگونه قصور و تقصيري كه در اين مدت داشته‌ام، از پروردگارم و عزيزان سمپادي پوزش مي‌طلبم. آنچه تأسيس شده، به خاطر ايران اسلامي بوده است. سمپاد در آن زمان، زير بمباران و موشك باران ايجاد شد و نامه درخواستش در روزهاي سخت جنگ به رياست جمهوري ارسال شد. آن روز، يكي از اساتيد آموزش و پرورش دليل مخالفتش با تأسيس را اين موضوع اعلام كرد كه پذيرش دانش‌آموز با معدل 19 و تحويل دادن دانش‌آموز با معدل 19 هنر نيست. رهبر انقلاب در پاسخ فرمودند، اين گفته وقتي صحيح است كه فرض كنيم در شرايط فعلي دانش‌آموزان با معدل 19 وارد مدارس مي‌شوند و با معدل 19 از همان مدارس خارج مي‌شوند، در حالي كه عملاً اين طور نيست.
از ميان شش وزير روي كار آمده در اين مدت، تنها يك وزير برايم كم‌آزار بود و من چه شب‌ها كه تا صبح نگران اين كودك نوپا، بي‌خوابي را تجربه نكردم. فكر نمي‌كردم اين نهال در كنار ساير نهال‌هاي آموزشي نظام مقدس ما اين چنين سريع به بار بنشيند؛ آن هم با وجود آن همه هياهوي فرار مغزها و اطلاعاتي كه هيچ وقت تبيين و تفسير نشد و فقط چماقي بر سر سمپاد ماند كه معلوم نبود در دست چه كسي است.
فرزندان سمپادي‌ام! اطمينان داشته باشيد هيچ كجا مانند وطن يك فرد نيست و هيچ افتخاري بالاتر از تلاش براي تعالي و رشد و شكوفايي سرزمين مادري نيست، و اين تنها در سايه باور توحيدي امكان‌پذير خواهد بود. اگر شما بر اين باور باشيد، كاري كارستان خواهيد كرد و عظمت و مجد گذشته سرزمينتان را تكرار خواهيد نمود.
همكاران سمپادي‌ام! مي‌دانم از ميان شما، آنان كه به راه سمپاد معتقد بوديد، از نظر مادي هيچ بهره‌اي نگرفتيد و بيش از آن چه موظفتان بود، كار كرديد. در هر شهري با كوشش شما مدارس سمپاد جان گرفت و آن كه كمتر از همه نقش داشت من بودم و آن كه بيش از همه ناسزا شنيد، شما بوديد. هر كجا هستيد، به خدمت خود ادامه دهيد و بدانيد كه خدا تنها داوري است كه مي‌توان به او تكيه كرد و اميد داشت.
من خوشحالم كه هيچ يك از سفارش‌شدگان معدود نمايندگان مجلس و معدود كارگزاران نظام ــ كه عادت به ثبت سفارش داشتند ــ به سمپاد راه نيافتند، كه اگر اين چنين بود، در طول اين سال‌ها با سمپادي‌هاي عاشق و در عين حال مطالبه‌گر روبه رو نبودم.
اميدوارم ايران عزيز از زعفران وجود شما پربهره باشد و روزهاي شكوفايي علمي ايران اسلامي، مسير رهروان بعدي را روشن‌تر و شاداب‌تر سازد. در پايان، عذرخواهي مي‌كنم از اين كه از آنچه در ذهنم براي سرمايه‌هاي سرزمينم بود، بخش ناچيزي را تحقق بخشيدم و همواره كلام رهبرم در پيش رويم بود كه:
«عدالت» به معناي اين نيست كه ما با همه استعدادها با يك شيوه برخورد كنيم؛ نه، استعدادها بالاخره مختلف است. نبايد بگذاريم استعدادي ضايع شود و براي پرورش استعدادها بايد تدبير بيانديشيم؛ در اين ترديدي نيست. اما ملاك بايد استعدادها باشد و لاغير؛ عدالت اين است.
و با تفألي از لسان‌الغيب:
اي دل ريش مرا با لب تو حق نمك
حق نگهدار كه من مي‌روم الله معك
چرخ بر هم زنم ار غير مرادم گردد
من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ فلك

جواد اژه‌اي
87/10/22

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 11:15 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

داماد شهيد بهشتي (ره) هم در دولت نهم تحمل نشد
رييس سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان پس از 22 بركنار شد

اختصاصی بيرجندنيوز- از سوي عليرضا علي احمدي وزير آموزش و پرورش دولت نهم، حجت الاسلام "جواد اژه اي" رييس خدمتگذار، محبوب و انقلابي سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان پس از 22 سال تلاش خستگي ناپذير بركنار شد. بنا بر گزارش خبرگزاري مهر و به نقل از احمد مرادي مدير روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش "اين بركناري بر اساس سياستهاي وزارت آموزش و پرورش در تغيير مديران صورت گرفته است."
حجت الاسلام اژه اي از سال 1366 با حكم مهندس ميرحسين موسوي به رياست سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان منصوب شده بود و از آن هنگام تا موعد بركناري با اجراي سياست هاي جامع پرورش نخبگان، منشاء خدمات بزرگي به نظام اسلامي شده بود. امروزه بسياري از دانشمندان، محققان، پژوهشگران، اساتيد دانشگاه و صاحبنظران علمي كشور از دانش آموختگان مراكز آموزشي هستند كه در دوران رياست پرخير و بركت اين روحاني عاليقدر در اقصي نقاط كشور تاسيس شده اند.
حجت الاسلام اژه اي كه برادر شهید حجت الاسلام علی اکبر اژه ای و داماد شهيد مظلوم حضرت آيت الله بهشتي مي باشد علاوه بر رياست سازمان مذكور در سمت مشاورت مقام معظم رهبري در امور دانشجويان بورسيه خارج از كشور نيز حضور داشته و دارد.

....................................................................................

لینک: نامگذاري يك پارك در سرايان به نام منتظرالزيدي

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 10:7 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

به همراه چهارده نقطه جديد ديگر در كشور
لايحه ايجاد منطقه ويژه اقتصادى بيرجند تقديم مجلس شد

خبرگزاري ايسكانيوز- رئيس جمهوري با هدف پشتيباني از فعاليت هاي اقتصادي و برقراري ارتباط تجاري بين المللي و تحرك در اقتصاد منطقه اي در برخي مناطق كشور، لايحه ايجاد پانزده منطقه ويژه اقتصادي را كه به تصويب هيات وزيران رسيده است، براي طي مراحل قانوني تقديم مجلس كرد.
به گزارش روز چهارشنبه باشگاه خبرنگاران دانشجويي ايران "ايسكانيوز" به نقل از پايگاه اطلاع رساني دولت، يكي از ابزارهاي لازم براي توسعه صادرات و ايجاد اشتغال در كشوركاهش موانع قانوني است كه اين امر از طريق تاسيس مناطق ويژه اقتصادي ميسر است. لذا به منظور رفع موانع رشد و توسعه و ايجاد رونق اقتصادي در برخي مناطق كشور، لايحه "ايجاد پانزده منطقه ويژه اقتصادي"كه بنا به پيشنهاد نهاد رياست جمهوري در هيات وزيران به تصويب رسيده، از سوي رئيس جمهور براي طي تشريفات قانوني تقديم مجلس شد.
بر اساس اين لايحه به دولت اجازه داده مي‌شود در استانهاي سيستان و بلوچستان (سيستان)، كردستان(مريوان)، خراسان جنوبي (بيرجند)، فارس (لامرد، ني‌ريز و كازرون)، خراسان رضوي (دوغارون، آذربايجان غربي (سلماس و ماكو)، اصفهان (كاشان)، چهارمحال بختياري (شهركرد)، تهران (شهرري)، همدان (ويان)، گلستان (اترك) و بوشهر (گناوه) در محدوده‌هايي كه به تصويب هيئت وزيران مي‌رسد، منطقه ويژه اقتصادي ايجاد كند. بر اين اساس، مناطق ياد شده براساس قانون تشكيل و اداره مناطق ويژه اقتصادي جمهوري اسلامي ايران – مصوب 1384- اداره خواهند شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 21:36 توسط روزنامه نگار بیرجندی |


به ياد چهلمين روز هجرت سيد ابوالحسن حائري زاده

 

از ميان ما
تنها يك نفر زنده خواهد ماند:
دوستي از دوستان بسيار ما
كه تنهاتر از آخرين جمعه جهان
رو به خلوت ِ پشيمان ِخويش نشسته است:
حيران ِمكافات ِ مرموزي
كه سنگ هم از اندوه ِعاقبت اش سكوت نخواهد كرد.

از ميان ما
تنها يك نفر زنده خواهد ماند:
او آخرين شاهد ِسپيده دمي ست
كه پرندگان ِدره انار و
پايداري پروانه ها را ديده بود،
صداي آخرين خلاص ِرهايي را شنيده بود،
زمزمه ي پنهان ِدختراني
كه هرگز به حجله ي آفتاب باز نيامدند
و عطر ِپيراهن ِ پسراني
كه هرگز به خانه باز نخواهند گشت.

از ميان ما
تنها يك نفر زنده خواهد ماند:
او آخرين بازمانده ياز خود گذشتگان ِماست،
كه تحمل ِدشوارترين شب هاي الوداع را به ياد خواهد آورد
لرزش ِآخرين پلك هاي مردگان را به ياد خواهد آورد
ناگفته هاي گورهاي بي نشان و
احتياط ِ آهسته ي رازها را به ياد خواهد آورد.
او برادر ما بود
او تا نيمه راه ِراه، تا تلفظ ِفاخته، تا تمرين ترانه و آهو
با ما بود،برادر ِما بود.

از ميان ما
تنها يك نفر زنده خواهد ماند!
تنها از او بپرسيد
كه در زانو بران ِآن همه ني زار
بر اردي بهشت ِزنده به گور چه رفت
كه در آخرين پسين ِآن پاييز
بر پروانه هاي رويا پرست چه رفت
كه در اعتراف آن همه هراس
بر نوميدان ِبه چاه مانده چه رفت
كه در اندوه ِ بي پايان ِ آدمي
بر وفاداران ِممنوع ترين واژه ها چه رفت.

از ميان ما
تنها يك نفر زنده خواهد ماند.
فراموشتان نشود
شما هم اگر جاي او بوديد
بسا از غسل ِ آن همه خيزران...خسته مي شديد.
به ياد آوريد
حقيقت ِغم انگيز ِروزگار ما را به ياد آوريد!
تا لنگه ي اين درگاه ِبي دليل
بر پاشنه ِ همين خيال ِشكسته مي چرخد،
آب...همين هلاهل ِكور و
كاسه...همين سفال ِ شكسته ي مسموم است.

همه اشتباه مي كنند!
ما هم خيال كرده بوديم
تا بركه ي بنفشه و آفتاب راهي نيست
ما هم خيال كرده بوديم
سرچشمه هاي سرشار
پشت همين تپه هاي تاريك است
ما هم خيال كرده بوديم
رسيدن به روياي ترانه و آهو آسان است،
اما قاطعان ِطريق...
قاطعان ِطريق از تلفظ ِمحرمانه ي ما فهميدند
قافله اي كه بارش گل سرخ و گفت و گوي ِسپيده دم است
نبايد به سرمنزل ِ مي پرستان ِ منتظر برسد...
نرسيد، و ما نرسيديم...
و از ميان ما...!
از ميان ما
تنها يك نفر
از قوس آن پل شكسته گذشت،
گذشت تا روزي بسا
بر پايداري ِ آن همه پروانه گواهي دهد.

لطفا
فردا كه با درناهاي دريا گذر،
دوباره به دره ي انار بر مي گرديد،
ملامت اش نكنيد!
او تا نيمه راه ِراه
            تا تلفظ ِ فاخته
                       تا تمرين ِترانه و آهو
                                             با ما بود،برادر ما بود.

(سيد علي صالحي)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 12:4 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 
معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه:
خراسان جنوبي بيشترين آمار زنان سرپرست خانوار را دارد

معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه از آمار 12 درصدي زنان سرپرست خانوار در خراسان جنوبي خبر داد و گفت: خراسان جنوبي بيشترين آمار زنان سرپرست خانوار را دارد. به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس،‌ شهلا كاظمي پور در نشست خبري "فرهنگ كار زنان" با اشاره به اينكه در ما در خصوص زنان سرپرست خانوار در كشور با كمبود منابع مطالعاتي و اطلاعاتي مواجه هستيم،‌ گفت: با وجود آمارهاي كه در سرشماري نفوس با هزينه‌هاي بالا انجام مي‌‌شود ولي هنوز اطلاعات جامع و كاملي از زنان سرپرست خانوار در دست نداريم.
معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه ابراز داشت: در كشور ما آمار زنان سرپرست خانوار 9 درصد است و اين ميزان در آمار،‌ از كمتر از 20 درصد در كشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا تا 50 درصد در كشورهاي آفريقايي متفاوت است. وي تصريح كرد: چون نحوه آمارگيري كشورها با هم متفاوت است،‌ نمي توانيم بگوييم وضعيت كشور ما بهتر از كشورهاي جنوب شرقي آسيا است. كاظمي پور با اشاره به اينكه فقر در دنيا روندي زن‌گرايانه يافته است،‌ اظهار داشت:‌ خانواده‌هايي كه زنان سرپرست آن هستند بيشتر از خانواده‌هاي تك سرپرست كه مرد عهده‌دار سرپرست خانوده است در فقر به سر مي‌برند. وي تصريح كرد: از سال 1335 تا 1375، تعداد زنان سرپرست خانوار كاهش يافت ولي بر طبق آمار ،‌ از سال 75 تا 85 و به خصوص در سال 85 ميزان مردان سرپرست خانوار 90 درصد و زنان سرپرست خانوار كمتر از 10 درصد بوده است.
معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه گفت: استان كهگيلويه و بويراحمد با 5/7 درصد كمترين آمار و استان خراسان جنوبي با 12 درصد بيشترين آمار زنان سرپرست خانوار را در كشور دارند. وي تأكيد كرد:‌ با توجه به آمارها هر چه از سمت غرب به شرق كشور حركت كنيم، تعداد زنان سرپرست خانوار افزايش يافته و اين آمار نشان مي‌دهد كه افزايش اين روند شايد ريشه فرهنگي و قوميتي داشته باشد. كاظمي پور بابيان اينكه با افزايش سن زنان ،‌ سهم سرپرستي خانوار نيز افزايش مي‌يابد،‌ خاطرنشان كرد: سرپرست خانواري در زنان از حدود 25 سالگي شروع و در حدود بالاي 65 سالگي به بيشترين حد خود مي‌رسد و با توجه به اينكه زنان سرپرست خانوار اغلب سالمندان بوده فقر و مشكلات اقتصادي در ميان آن‌ها بيشتر ديده مي‌شود.
معاون پژوهشي مركز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه گفت:‌ درصد زنان سرپرست خانوار روند رو به رشدي در سال‌هاي اخير، در كشور داشته است ولي چون ما در آمار،‌ زنان بدسرپرست را با زنان بي سرپرست نمي‌آوريم،‌ رقم واقعي زنان سرپرست خانوار به درستي بيان نمي‌شود.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 19:2 توسط روزنامه نگار بیرجندی |


جامعه پزشكي و مردم در حسرت اجراي قانون نظام پزشكي
دكتر سيدتقي نوربخش‌*

جامعه پزشكي 27 دي‌ماه براي تعيين اعضاي هيات‌مديره در سراسر كشور به پاي صندوق‌هاي راي خواهند رفت. انتخابات نظام پزشكي براساس قانوني برگزار مي‌شود كه در سال 1383 در مجلس ششم به تصويب نمايندگان مردم رسيد. اين قانون كه يكي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي قانونگذاري و نظام سلا‌مت كشور است پس از دو سال كارشناسي توسط شوراي‌عالي نظام پزشكي (دوره سوم) به‌عنوان يك طرح در سال 1382 تقديم مجلس شوراي اسلا‌مي شد و پس از گذراندن مراحل قانونگذاري به تاييد نهايي مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيد و توسط دولت جناب آقاي خاتمي جهت اجرا ابلا‌غ شد با اجراي مواد و مفاد قانون ضمن تلا‌ش در جهت تعريف الگويي از يك نهاد مدني با مشاركت فرهيختگان جامعه در اداره امور سازمان و حتي كشور و تقويت دموكراسي مي‌توانست و مي‌تواند در راستاي تخفيف بخشي از چالش‌هاي روزافزون جامعه پزشكي گام‌هاي بلندي بردارد.
اينجانب به‌عنوان مسوول كميته بازنگري قانون، ضمن تشريح سه محور راهبردي كه در تدوين قانون مدنظر قرار گرفته است به تحليل عوامل درون سازماني و برون سازماني، عدم دستيابي به اهداف بلند قانونگذار در تشكيل سازماني با اقتدار و مستقل به‌عنوان يكي از اركان نظام سلا‌مت كشور خواهم پرداخت: ‌ 1- محور اول: همانگونه كه در قانون اساسي و به‌ويژه در اصل 44 يكي از راهبردهاي اصلي، تفويض تصدي‌گري‌ها از نهادهاي سياستگذار به مردم و بخش‌هاي غيردولتي ‌)NGO( است، در قانون نظام پزشكي نيز در مواد متعدد ازجمله بندهاي ماده3 بسياري از امور مانند صدور پروانه‌هاي پزشكي، بازآموزي، تبليغات پزشكي، تعرفه‌هاي بخش خصوصي و.... صراحتا از دستگاه‌هاي مرتبط به نظام‌پزشكي منتقل شده است و حتي در ماده 45 به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اجازه مي‌دهد تمامي يا بخشي از مسووليت‌هاي خود را در برگزاري امتحانات در سطوح مختلف، ارزشيابي و نظارت به امور آموزش و درمان به نظام پزشكي منتقل كند و علا‌وه‌بر اختيارات قانوني، اعتبارات مربوطه نيز به سازمان اعطا شود. ولي علي‌رغم اينكه به صراحت مي‌توان عنوان كرد كه شايد به جز قوانين مرتبط با اصل 44 هيچ قانوني با اين وضوح در جهت اقتدار يك سازمان غيردولتي تقنين نشده است، عملكرد اين بخش بيانگر اين نكته است كه بعضا قانون به جاي فرصت، تهديد تلقي شده و همانگونه كه در مقابل اجرايي شدن اصل 44 بعضا مقاومت‌هايي در راستاي جلوگيري از تفويض اختيارات و تصدي‌گري‌ها ملا‌حظه مي‌شود در اجراي قانون نظام پزشكي نيز همين واكنش‌ها بروز مي‌‌كند. نمونه برجسته اين موضوع اختيار تعيين تعرفه بخش خصوصي توسط سازمان است كه به‌دليل غيرواقعي بودن سرانه درمان، سازمان‌هاي بيمه‌گر قادر به تامين منابع نيستند لذا به جاي حل مساله و تعيين سرانه واقعي، صورت مساله پاك شده و با لغو بند (ك) ماده 3 سبب تضييع حقوق جامعه پزشكي و مخدوش شدن رابطه فيمابين پزشك و بيمار و موجبات بعضا بي‌انضباطي در امور پزشكي فراهم شده و بديهي است متضرر اصلي اين تعامل، مردم، پزشكان و قداست و شأن جامعه پزشكي است. در همين ارتباط بايد خاطرنشان كرد كه طبق ماده 9 قانون، صراحتا رئيس كل سازمان مسوول پيگيري حقوقي موضوع مسلوب اختيار شدن سازمان در تمامي مراجع قانوني مانند ديوان عدالت اداري است ولي به‌دليل اهميت موضوع نهادهايي مانند شوراي‌عالي و انجمن‌ها كه طبق قانون مسووليت حقوقي در اين ارتباط ندارند قبل از رئيس كل از ديوان عدالت دادخواهي كرده‌اند كه تاكنون منتج به نتيجه نشده است.2- دومين محوري كه قانونگذار دنبال مي‌كرد تدوين ساختاري مدني منبعث از آراي مستقيم جامعه پزشكي در انتخابي آزاد براي اركان سازمان بود. اين تغييرات مشتمل بر ايجاد مجمع عمومي به‌عنوان بالا‌ترين مرجع سياستگذاري، انتخاب رئيس‌كل توسط مجمع و الزام به اخذ راي مستقيم اعضا جهت ورود به هريك از اركان سازمان و... است. همه اين موارد بيانگر جهت گيري قانونگذار براي ايجاد ساختاري است كه مبتني بر برآيند آراي آحاد جامعه پزشكي باشد و چنانچه غير از اين باشد سازماني شكل خواهد گرفت كه اكثريت جامعه پزشكي را نمايندگي نكرده و از پشتوانه خوبي برخوردار نخواهد بود. يك نظام پزشكي ضعيف نمي‌تواند براي احقاق حقوق بيماران و جامعه پزشكي تاثيرگذار باشد. در اين مبحث نيز علي‌رغم اشتياق اعضاي مجمع براي اظهارنظر در ارتباط با راهبردهاي كلا‌ن (طبق ماده 7)، به دليل فقدان دبيرخانه عملا‌ سازوكار متناسب با وظايف مجمع فراهم نشده و ركن اصلي سازمان موفق به تاثيرگذاري كارآمد نبوده است. مقدمه همه موارد فوق برگزاري انتخاباتي عادلا‌نه، آزاد با مشاركت همه اعضاي جامعه پزشكي به‌عنوان انتخاب‌كننده و انتخاب‌شونده است. طبق ماده 21 قانون، آيين‌نامه مربوط به انتخابات بايد توسط شوراي‌عالي نظام پزشكي تهيه شده و به تصويب وزير بهداشت و درمان برسد، بر همين اساس آيين‌نامه تهيه ولي در بسياري از موارد از مواد ازجمله مراجع استعلا‌م براي تاييد صلا‌حيت كانديداها بدون هرگونه تعامل با شوراي‌عالي دچار تغييراتي شد كه علي‌رغم دو نامه اعتراضي مصوب شوراي‌عالي هيچ‌گونه تاثيري در روند انتخابات نداشت.3- محور سوم: حمايت‌هاي قضايي از صاحبان حرف پزشكي مندرج در مواد 28 تا 44 در موارد غيرقصور و در برابر ريسك‌هاي اجتناب‌ناپذير در مسير درمان بيماران است. اين حمايت‌ها همانند اكثر كشورهاي دنيا سبب مي‌شود كه اعضاي حرف پزشكي با امنيت خاطر، بدون دغدغه و با ريسك‌پذيري لا‌زم بتوانند اقدامات تشخيصي و درماني را به انجام برسانند. در اين مورد نيز تشكيلا‌ت پيش‌بيني شده در داخل سازمان ايجاد شد، ولي علي‌رغم سياست كلي قوه قضاييه در مورد جرم‌زدايي و احاله موارد مشابه به هيا‌ت‌هاي حل اختلا‌ف، سازمان توفيق اجرايي در اين رابطه نداشته و دادسراي جرائم پزشكي به شكايت از حرف پزشكي به همراه بسياري از موارد ديگر مانند قاچاق مواد دارويي و غذايي و تخلفاتي از اين دست در يك مجتمع رسيدگي مي‌كند. لا‌زم به تذكر است حمايت‌هاي بيمه‌اي از حرف پزشكي نيز نقصان‌هاي جدي‌اي دارد كه خارج از اين بحث است.
اميد است جامعه پزشكي با شركت آگاهانه و پرشور و حداكثري در انتخابات 27 دي‌ماه شركت كند تا با بهره‌گيري از پتانسيل تمامي اعضاي جامعه پزشكي و قانون نظام پزشكي بستر تشكيل سازماني مقتدر، مستقل، صنفي و به دور از دسته‌بندي‌هاي سياسي، كارآمد و تاثيرگذار در اصلا‌ح نظام سلا‌مت ودفاع از حقوق مردم و حرف پزشكي فراهم شود.

‌* عضو شوراي‌عالي و مسوول كميته بازنگري قانون نظام پزشكي

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 15:43 توسط روزنامه نگار بیرجندی |


خاتمي و تعليق ورود به عرصه ي انتخابات

* دكتر حميد آيتي
كانديداي اكثريت اصلاح طلبان بيرجند در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي

بر خلاف ديدگاه بسياري از كساني كه تعلل خاتمي را در اعلام ورود يا عدم ورودش به عرصه ي انتخابات، منفي ارزيابي مي كنند معتقدم اين اقدام خاتمي، نشانگر هوشمندي سياسي و فرصت شناسي زيركانه ي اوست. اين استراتژي، واجد پيامدهاي زير است:

1- اين امر، توانايي سازماندهي و برنامه ريزي را از اردوگاه اصولگرايان مي گيرد و بلكه آنان را دچار آشفتگي و سردرگمي مي كند. نشانه هاي اين سراسيمگي در مواضع آنها، كاملا هويداست.

2- با عنايت به در اختيار نداشتن رسانه و تريبون ازسوي طرفداران خاتمي، امكان ريختن آتشبار امواج تخريب زودرس را، به وسيله ي مخالفانش منتفي ميسازد.

3- اين فاصله، فرصتي فراهم ميكند تا منافع و مضار ورود خاتمي به عرصه ي قدرت از سوي ديدگاههاي گوناگون درون اصلاحات، به گونه اي عميقتر مورد واكاوي و  تجزيه و تحليل قرار گيرد.

4- ورود دير هنگام تر خاتمي، فرصتي براي بروز و ظهور اشتياق و تقاضاهاي مجدانه و مصرانه ي شخصيتها، توده هاي مردمي و گروهها مهيا ميكند و اين امر في نفسه، محكي براي سنجش وزن و جايگاه او در درون جبهه ي اصلاحات و نيز بازتاب دهنده ي قدرت او به اردوگاه رقيب است.

5- خاتمي، پيشتر اعلام كرده بود نميخواهد تداركاتچي باشد و بديهــي است ورود او با وجود همان موانع قبلي، گرهي از مشكلات نخواهد گشود.
 
بنظر ميرسد انبوه معضلات داخلي و بين المللــــي پيشاروي نظام در شرايـط كنوني، در يك تحليل عقلاني و منطقي، مسئولان امر را مي بايستي متوجه اين واقعـــــــيت سازد كه تنها با شيوه ي خاتمي مي توان اين كشتي طوفان زده را به ساحل مقصود رساند. شايد خاتمي منتظر است تا پالس هايي مبني بر اين احساس نياز را از سوي اركان اساسي قدرت، دريافت كندو همين، يكي از دلايل ترديد و تعلل اوست.
نكته آخر اينكه برخلاف گفته ي كرباسچي، تاخير خاتـــــمي آسيبي براي ديگر كانديداهاي اصلاح طلب ندارد. چرا كه ساير كانديداهاي مطرح يا اساســـــا شانسي براي مجوزگرفتن از شوراي نگهبان ندارند و تكليفشان از هم اكنون معلوم است و يا از بـخـت و شهرتي در ميان مردم برخوردار نمي باشند. نهايت آنكه در صورت انصراف خاتمي، كـروبي با شيوه ي خاص  خود در عرصـه مي ماند. آنگاه اصلاح طلبان دوراه در پيش دارند:
حمايت از كروبي و اميد بستن به كسي كه در سرنوشت ساز ترين مقطع تاريخي دفاع از حقوق و آزادي هاي اساسي ملت (اصلاح قانون مطبوعات) در جايگاه رييس قوه ي مقننه ي كشور، بسادگي عقب نشست... و يا عدم شركت در انتخابات و نظاره كردن بر تداوم مسيري كه تفاوت چنداني با چهارسال گذشته ندارد.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:31 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

گفتگوي رضا خجسته رحيمي با غلامحسين كرباسچي و شرح واقعيت‌هاي تلخ اصلاح‌طلبي:
وقتي شما خودتان بايد تصميم بگيريد كه كانديدا بشويد يا نشويد، تفال به حافظ چه دليل و فايده‌اي دارد؟

گفت‌وگو با غلامحسين كرباسچي از ماجراي بازداشت او در پي انتخابات رياست‌جمهوري 76 آغاز شد و با بررسي مواضع سياسي او در باب انتخابات رياست‌جمهوري آينده پايان يافت. عصر يك روز سرد زمستاني دبيركل حزب كارگزاران سازندگي به گفت‌وگو با ما نشست تا پاسخي به اين سوال داده باشد كه «آيا انتقادات سياسي او از برخي بزرگان اصلاح‌طلب آنچنان كه برخي مي‌گويند،‌ شخصي است؟» اتهامي كه البته اين روزها نه فقط كرباسچي كه چهره‌هايي همچون عباس عبدي را نيز نشانه رفته است. عباس عبدي البته در پايان عصر اصلاحات در پاسخ به پرسشي در باب «ارتباط زندان رفتن با تحليل‌ها و نقدهاي سياسي‌اش بر اصلاح‌طلبان» گفته بود كه «زندان رفتن همانقدر بر تحليل‌هاي سياسي من تاثير گذاشته كه سفرهاي خارجي و نشستن پشت مبل‌هاي استيل بر تحليل‌هاي برخي دوستان تاثير گذاشته است.» غلامحسين كرباسچي نيز وقتي در برابر چنين پرسشي قرار مي‌گيرد مي‌گويد كه «اين حرف‌ها را مي‌شود از آن طرف هم گفت كه هر كسي دنبال راي آوردن فلان فرد است و به آب و آتش و زمين و آسمان مي‌زند لابد به دنبال مساله شخصي خود و پست و موقعيتي است كه مي‌خواهد به دست آورد.» گفت‌وگوي سياسي – تاريخي ما با كرباسچي تصوير روشني به دست خواهد داد از پس‌زمينه نقدهاي او بر بي‌برنامگي اصلاح‌طلبان در سال‌هاي گذشته و موضع‌گيري‌هاي سياسي اخير او. او شرح جلسه خود با سيدمحمد خاتمي در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري 80 را بازگو مي‌كند كه به زعم او، جلسه‌اي تلخ بوده است و مي‌گويد كه در ‌آن جلسه از سيدمحمد خاتمي خواسته است تا بگويد كه در سال 76 چه وعده‌هايي داده بود و در سال 80 به كداميك از آن وعده‌ها عمل شده و در دور آينده رياست‌جمهوري قصد دارد تا چه برنامه‌هايي را عملي كند؟ گفت‌وگو با غلامحسين كرباسچي شرح واقعيت‌هاي تلخ اصلاح‌طلبي ايراني است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 12:58 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 

آنان كه رفتند كاري حسيني كردند و آنان كه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيدي اند

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 10:28 توسط روزنامه نگار بیرجندی


تعليق فرصت سوز خاتمي
* بابـــــــك داد

سياست « تعليق و صبر و انتظار»ي كه آقاي خاتمي ماههاست پيشه كرده،و اعلام نامزدي يا عدم نامزدي خود براي شركت در انتخابات آينده را در هاله اي از «شايدها و اگرها و ابهامها» گذاشته،با معذرت، سياستي «خودمحورانه» و كاري خودخوهانه است كه نه تنها سودي براي شخص آقاي خاتمي ندارد،بلكه ورژن تازه اي از «فرصت سوزي» و وقت كشي است و نهايتا" به زيان ملت خواهد بود!
سياست « تعليق و انتظار»،چهار گروه را در نوعي «بيم و اميد مخّرب» معلق گذاشته و به آنها آسيبهاي جدي مي زند كه شوربختانه سه گروه از اينها «خودي» هستند!
1-    گروه اول مردم حامي و طرفداران نامزدي خاتمي هستند كه درست يا غلط، او را به عنوان «منجي» مي خواهند. سياست «تعليق» وضعيتي را در ميان آنها ايجاد كرده كه نه تنها سازنده و مفيد نيست، بلكه ساير فرصتها را هم از بين ميبرد. «جذابيت تعليق!» را نمي توان انكار كرد ولي اين «تعليق» بيشتر به درد نوشتن فيلمنامه و ساختن فيلم ميخورد تا تماشاگران را تا انتهاي فيلم، مشتاق و تشنه نگهدارند.حال آنكه تماشاگران اين «دست دست كردنهاي خاتمي» قشرهاي مردم به ستوه آمده و خسته اي هستند كه بهرحال از وضعيت فعلي خود ناراضي هستند و هرچه زودتر تكليف خود را بدانند،در تعيين سرنوشت خود آگاهانه تر و با فرصت و تامل بيشتري عمل خواهند كرد.اين بلاتكليفي همچنين امكان تبليغات شفاهي و سينه به سينه را از جامعه ي دوستداران خاتمي سلب ميكند و امكان برنامه ريزيهاي تبليغاتي را هم از گروههاي حامي او (مانند دانشجويان يا كارگران) ميگيرد.اين پذيرفتني نيست كه آقاي خاتمي، مردم طرفدار خود را تا ماههاي آخر در بلاتكليفي بگذارند و ناگهان آنها را در وضعيتي رها كنند تا براي چهارسال ديگر هم،به ناچار و از سر كمبود وقت در آخرين روزها دست به انتخابي عجولانه و شتابزده بزنند.واقعيت اين است كه مردمي كه ما در ميانشان زندگي مي كنيم ديگر از فال و استخاره و امروز مي آيم و فردا نمي آيم، خسته و كلافه و دلزده شده اند. 
2-    «مسئله آمدن يا نيامدن خاتمي» از طرفي باعث ترديدهاي جدي در «نامزدهاي بالقوه اصلاح طلب» شده و امكان حضور آنها را از بين برده است.بسياري از افراد بالقوه در گروههاي سياسي هستند كه شايد اگر با شحص آقاي خاتمي تعارف نداشتند و يا هراسي از تخريبهاي طرفداران «افراطي» او مانند مشاركت و مجاهدين نداشتند،در مدت باقيمانده تا انتخابات،اي بسا با حضور خود تركيب تازه و شكل بهتري به وضعيت سياسي كشور مي بخشيدند.اين اشخاص كه در ميانشان كساني همچون «ميرحسين موسوي» و «محمدرضا عارف» و «عبدالله نوري» و «حسن روحاني» و حتي «مصطفي معين» هم قابل جايگيري هستند،شايد شانسهاي بالقوه اي داشته باشند.اما يقينا" تا يكسره شدن مسئله نامزدي يا عدم نامزدي آقاي خاتمي،نظر صريح خود را اعلام نمي كنند و وارد عرصه نمي شوند و با از دست رفتن زمان مناسب براي تبليغات و رايزينهاي جمعي، مطمئنا" اين نامزدهاي بالقوه هرگز بالفعل نخواهند شد!
3-    گروه سوم «نامزدهاي بالفعل اصلاح طلب» هستند كه سياست «صبر و تعليق و انتظار خاتمي» آسيبهاي زيادي به آنها رسانده و ميرساند.شاخص ترين آنها «مهدي كروبي» است. او مدتي با اين سياست و وقت كشيهاي آقاي خاتمي همراهي كرد ولي وقتي ديد مصلحتهاي مهمتري در اين مدت در حال قرباني شدن است،عطاي «ائتلاف» را به لقايش بخشيد و يك تنه وارد كارزار انتخابات شد. درست از زماني كه آقاي كروبي نامزدي خود را اعلام كرد از سوي گروههايي كه اصلاحات را ثروت موروثي خود مي پندارند(مشاركت و مجاهدين) ،مورد سرزنش و انتقاد و طعن و كنايه قرار گرفت و به ايجاد انشقاق در جنبش(!) اصلاحات متهم شد.حال آنكه اگر «واقع بينانه» به صحنه انتخابات پيش رو  بنگريم،در جبهه اي كه مقابل اصولگرايان قرار دارد(و من آن را محدود به اصلاح طلبان نميدانم)،از ميان اشخاص موجود و بالفعل،«مهدي كروبي» به چند دليل گزينه موفقتري از خاتمي،ميرحسين موسوي و عبدالله نوري خواهد بود.ترديد نكنيد كه او مي تواند با توفيق و سلامت بيشتري نسبت به اين اشخاص از كمندهاي حساس انتخاباتي (مثل تاييدصلاحيت و تخريبهاي انتخاباتي) بگذرد و امكان موفقيت او «بعد از روي كار آمدنش»،به مراتب بيش از آنها خواهد بود.هرچند كه ممكن است كروبي «گزينه فوق العاده»اي بنظر نيايد و برخي از مواضع و رفتارهاي سياسي او به مذاق من و شما خوش نيايد؛ ولي او احتمالا" يكي از معدود كساني است كه در سامانه سياسي ايران امروز،مي تواند كارهايي بكند و حقوق مردم را تا حدودي استيفا كند.كروبي در بدنه حاكميت داراي پايگاهي است كه قابل كتمان نيست و منش سياسي او كه به «مديريت ريش سفيدي» شهر ت يافته،كاملا" با «واقعيت حاكميت» جمهوري اسلامي سازگاري دارد و نتيجه بخش خواهد بود.(اين نگاه صرفا" تحليلي را به مثابه حمايت از نامزدي كروبي يا مخالفت با نامزدي خاتمي و نوري و ديگران تلقي نكنيد.)
4-    تنها يك گروه از اين چهار گروهي كه از سياست «تعليق و بيم و اميد خاتمي» متضّرر شده اند به جبهه مخالفان اصلاح طلبي تعلق دارد.به عبارت بهتر اين سياست صبر و انتظار،«سه گروه از خوديها» را قلع و قمع كرده و فقط به «يك گروه از مخالفان» آن هم «تاحدودي» آسيب مي رساند.اينجا و آنجا گفته شده خاتمي براي مصون ماندن از تخريب توسط مخالفان اصلاحات،اعلام نامزدي خود را به تاخير مي اندازد.حال آنكه سياست «تعليق و صبر و انتظار خاتمي» نتوانسته جلوي تخريبهايي را بگيرد كه در اين چند هفته و بخصوص با راه افتادن بحث «شاه سلطان حسين» شروع شده و قطعا" ادامه خواهند يافت.پس اين سياست نه تنها به اين مهمترين هدف خود (جلوگيري از تخريب خاتمي) نرسيده،بلكه به سه گروه اصلي(مردم طرفدار خاتمي،نامزدهاي بالقوه و نامزدهاي بالفعل اصلاح طلب) هم آسيبهاي جدي رسانده است.
بنابراين دلايل، سياست «تعليق و صبر و انتظار» سياستي «خودمحور»،«متكي به شخص»(در حاليكه دولتداري كاري است جمعي و نه فردي) و «غيرموثر» و «انتظاري غيرسازنده» است كه هرگز به موفقيت آقاي خاتمي و به ساير حركتهاي مفيد بحال مردم كمكي نخواهد كرد.
ضروريترين كار،يكسره كردن اين تعليق خسته كننده توسط خود آقاي خاتمي است.و چاره ي كار، گفتن يكي از اين دو كلمه است:«مي آيم» يا «نمي آيم».زمان را بيشتر از اين از دست ندهيد و به اين «تعليق فرصت سوز» خاتمه دهيد.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 23:7 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

خاتمي در ديدار با جمعي از اصلاح طلبان استان هاي خراسان:
در دوره هاي قبل ديديم تبليغات و جنگ رواني نتيجه عكس داد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 1:30 توسط روزنامه نگار بیرجندی |


     

    ميان چشمان من و ريتا
    تفنگي است و كسي
    كه ريتا را مي شناسد
    خم مي شود
    و نماز مي برد
    براي خدايي
    كه در چشماني عسلي است.
    آه... ريتا
    ميان ما
    يك ميليون گنجشك و تصوير است
    و وعده هاي بسياري
    كه تفنگ
    به رويشان
    آتش گشوده است
    يكي بود
    يكي نبود
    اي سكوت شامگاه!
    ماه من
    به دورها هجرت كرد
    به چشماني عسلي
    و شهر
    تمام آوازخوانان را
    و ريتا را روبيده است
    و اينك
    ميان چشمان من و ريتا
    تفنگي است.

    * محمود درويش

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 22:46 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 

آگه انگلیسی بلد باشی زودتر می رسی!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 8:48 توسط روزنامه نگار بیرجندی |