
<من آمدهام، جدي هم آمدهام. وقتي گفتم كه ميآيم با تصميم ماندن و فعاليت كردن آمدم.> اين سخنان كانديداي رياستجمهوري دهم است. نفر سوم انتخابات رياستجمهوري نهم اينك مرد انتخابات رياستجمهوري دهم نيز هست. مهدي كروبي ديروز از پشت تريبون رسانهها رسما اعلام كرد كه قدم به عرصه رقابت انتخابات رياستجمهوري دهم ميگذارد.
او در مقابل خبرنگاران رسانههاي داخلي و خارجي اعلام كرد كه با برنامه و نه وعدههاي توخالي قدم به ميدان رقابت گذاشته است و صداقت، دفاع از حقوق شهروندي و آزاديهاي مدني و فردي را نه تنها برنامه، كه اعتقادش عنوان كرد. ديروز او در مقام كانديداي رياستجمهوري دهم در مقام انتقاد و اعتراض به سياستهاي دولتي برآمد كه تنها فرصتي چند ماهه دارد. سياستهاي اقتصادي دولت كه تورم را به مردم هديه كرده است و همچنين تنشهاي بينالمللي كه به دنبال سياستهاي نادرست دولت نهم ايجاد شده است ازجمله اعتراضهايي بود كه مهدي كروبي آنها را يادآورشد. او با اشاره به شرايط فعلي كشور و نارضايتيهاي عمومي از وضعيت موجود، سرلوحه شعارش را با كلمه <تغيير> عجين ساخت و گفت < اكنون شعارم تغيير وضع موجود با خردجمعي در قوه اجرايي است.> هرچند كه او وقتي منتقد دولت احمدينژاد شد در برابر انتقاد خبرنگار شبكه خبر قرار گرفت كه صداقت كروبي با مردم را با اين عنوان توصيف كرد <مگر گفتن صداقت شقالقمر است> و چنين پاسخي دريافت كرد كه <من هيچگاه وعده دروغ به مردم نميدهم> و البته كروبي به شوخي به او گفت: <حالا نگوييد كه كروبي گفته من شقالقمر ميكنم. اين معجزه مختص پيامبر اسلام است.> اما ديروز جز تعدادي از خبرنگاران ازجمله خبرنگار خبرگزاري فارس كه صراحت كلام و شجاعت مهدي كروبي در اعلام كانديداتورياش را مثبت ارزيابي كردند، تعدادي ديگر او را در برابر چنين چالشي قرار ميدادند كه در صورت اجماع شوراي حكميت بر سر كانديدايي ديگر آيا شما انصراف خواهيد داد يا خير؟ و برخي نيز چنين تعبير ميكردند كه مهدي كروبي در يك اقدام شتابزده به ميدان آمده است تا مانع حضور سيدمحمد خاتمي شود. اينها پرسشهايي بودند كه مهدي كروبي طرح آنها را نيز زودهنگام دانست و از خبرنگاران درخواست كرد تا منتظر آينده باشند. وي با صراحت گفت: <من ابايي ندارم كه بگويند شتابزده عمل كردهام.> مهدي كروبي حتي ابايي نداشت كه اعلام كند مهمترين رقيب او در انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري باز هم به مانند انتخابات دوره نهم محمود احمدينژاد خواهد بود. او حضور وي در مقام رياستجمهوري و فعاليت فعلياش را دليلي براي رقابت سخت با او ناميد.
براي رقابت آمادهام
مهدي كروبي قبل از آنكه خبرنگاران پرسشهايشان را از او مطرح كنند، دلايل حضورش در عرصه انتخاباتي ديگر را توضيح داد: <با گفتوگوهاي فراوان، مشاورههاي زياد و آگاهي از نقاط قوت، ضعف و مشكلات و دشواريهاي پيشرو، به ياري خدا و آشنايي به همه تلخيها و شيرينيهاي موجود و با عشق به نظام، كشور و منافع ملي و مردم براي داوطلبي در صحنه انتخابات خرداد آينده و رقابت اعلام آمادگي ميكنم.> وي در ادامه با تاكيد بر اعلام برنامهها و پرهيز از پيگيري خط تخريب در زمان منتهي به انتخابات رياستجمهوري، اظهار كرد: <هم مردم شريف و صاحبان قلم و هم نيروهايي كه در محافل انقلابي كار ميكنند و بهويژه گروههاي سياسي، همهبايد فعاليت و تلاش كنيم و برنامههايمان را بگوييم و از افرادي كه داوطلب هستند دفاع كنيم ولي از تخريب، تهمت و افترا بپرهيزيم.>
كروبي ادامه داد: <من ابتدا به خود و بعد به هوادارانم ميگويم كه راضي نيستم با تخريب ديگران موفقيتي نصيب من شود؛ بنابراين توصيه ميكنم هر گونه فعاليت سازنده و مثبتي را انجام دهند ولي از تخريب بپرهيزند چرا كه بدآموزيها و آثار سوء تخريبها باقي خواهد ماند و در ذهن همه، حتي آنهايي كه امروز در مدارس ابتدايي درس ميخوانند، تاثير خواهد گذاشت.> وي همچنين با تاكيد بر لزوم بيطرفي مسوولان نظارتي و اجرايي انتخابات، افزود: <كساني كه انتخابات را برگزار ميكنند حتما گرايش دارند و بايد هم داشته باشند. من و دوستان هم گرايش داريم ولي آنها بايد اصل امانتداري را رعايت كنند. اين يك امتحان مهم است چرا كه هيچ جرياني از ابتداي انقلاب در اين سطح از كار بركنار و بيخبر نبوده است. لذا در چنين موقعيت حساسي انتظار داريم مسوولان برگزاري انتخابات بيطرفي را رعايت كنند تا انتخابات خوبي داشته باشيم؛ به طوري كه هم براي حال و آينده الگو باشد و هم ستايش كنيم كه انتخابات خوبي برگزار شده است.>
دبيركل حزب اعتماد ملي همچنين با بيان اينكه از مسوولان محترم ميخواهيم از الان صحبتهايي نكنند كه متوجه برخي افراد شود، تصريح كرد: اگر مسوولاني كه متولي برگزاري انتخابات هستند الان صحبتي كنند كه متوجه جرياني شود و تخريب آن جريان را موجب شود، اين بسيار بسيار مهم است و با عدالت سازگاري ندارد.> وي افزود: <نبايد از الان مثلا بگوييم دشمن ميخواهد در انتخابات نفوذ كند؛ چون در چنين شرايطي اين مطلب را به آن طرف يعني آقاي احمدينژاد، لاريجاني، حداد و توكلي مربوط نميكنند. ممكن است آن شخص چنين منظوري نداشته باشد ولي چنين برداشتي صورت ميگيرد.> كروبي خاطرنشان كرد: <دشمن هميشه تلاش كرده در همه زمينهها نفوذ كند، ولي الحمدلله تاكنون نتوانسته است. دشمن ممكن است يك نوع نفوذ كند و آن هم تخريب ارزشهاي انقلاب باشد. نوع ديگر اينكه حرفهايي از اسلام بزنند كه مغاير با آنها باشد و تخريب محسوب شود. دشمن هميشه ميخواهد نفوذ كند و اينطور نيست كه فقط بخواهد در انتخابات نفوذ كند.> كروبي تاكيد كرد: در اين دوره از انتخابات مشكل جديدي براي ما وجود دارد كه البته قابل قبول است و آن اينكه روساي جمهور در ايران كه هر كدام دو دوره رئيسجمهور بودند در مرحله دوم انتخابات كه شركت كردند رقباي جدي نداشتند. اين دولت محترم يك دوره ديگر ميتواند در انتخابات شركت كند كه البته رقباي جدي هم دارد. حتي از جناح راست ممكن است افرادي رقيب او باشند و مسلما از طرف ما هم رقباي جدي براي ايشان وجود داشته باشد.> وي همچنين توصيههايي را به مسوولان اجرايي داشت. وي خطاب به آنها گفت: <مسوولان اجرايي مراقب باشند زيرا آنها جايگاه، سمت و امكانات دارند و بايد پرهيز كنند از اينكه اين امكانات در جهت انتخابات استفاده شود.> دبيركل حزب اعتماد ملي با بيان اينكه اعلام كانديداتوري وي طبيعتا بازتابهاي مثبت و منفي موافقان و مخالفان را در پي خواهد داشت، اظهار كرد: <اگر افرادي عليه من و دوستانم حرفي بزنند من بناي اينكه از خود دفاع كنم را ندارم، حتي اگر روزنامهها هم حرفي عليه من بزنند، ولو اينكه حرفشان غيرمنصفانه باشد بنا دارم سكوت محض كنم. اما اگر بنا باشد از نهادهاي مقدس و مباركي استفاده شود و حرفهايي بزنند، يادشان ياشد كه محكم جواب ميدهيم، براي اينكه اين افراد نميتوانند از اعتبار يك نهاد مقدس استفاده سياسي كنند زيرا امانتدار آنجا هستند.> كروبي ادامه داد: <ما آمادهايم اعلام موضع كنيم و برنامه كلي خود را بگوييم؛ برنامههايي در بخشهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي داريم و اتاق فكر ما در حال تدوين برنامهها و تكميل آنها است. افرادي را هم علاوه بر دوستان حزب از خارج از حزب دعوت كردهايم كه با ما همكاري كنند.>
اقتصاد،اولويت برنامه
دبيركل حزب اعتماد ملي مسائل اقتصادي، سياسي داخلي و سياسي خارجي را اولويتهاي نخست خود در رياستجمهوري خواند. البته وي با توجه به نارضايتي عمومي مردم از وضعيت اقتصادي، مشكل معيشتي مردم و مسائل اقتصادي را اولويت برنامههايش عنوان و تاكيد كرد كه در اين زمينه برنامههاي جامعي تدوين شده است. وي گفت: <در حال حاضر مهمترين مشكل مردم مساله اقتصادي است و ما بنا داريم در جهت كار، توليد و رونق اقتصادي حركت كنيم. متاسفانه نرخ بيكاري در كشور ما بسيار بالا است و علاوه بر اينها مردم گاهي هزينه درمان بيماري خود را هم ندارند؛ از اينرو اولويت اول من و همكارانم مساله اقتصادي و معيشتي در بخشهاي مختلف است.>
كروبي توجه به مسائل سياست داخلي را دومين اولويت برنامههاي خود دانست. وي توضيح داد: <اولويت دوم من مسائل سياسي داخلي است، مثل دفاع از آزادي مشروع مردم و حقوق آنها در حدي كه در توان مديريت كشور است. علاوه بر اين آزادي روزنامهها در چارچوب قوانين موجود كشور براي من بسيار مهم است، همچنين معتقدم امنيت مردم نيز بسيار مهم است؛ به نحوي كه آنها در رفت و آمدهاي خود جنگ رواني نداشته باشند و احساس كنند پليس و مسوولان امنيتي، حافظ،پناهگاه و خدمتگزارشان هستند.
در عين حال مسائل مهم ديگر از نظر من، مسائل مربوط به جوانان، زنان، بازنشستگان، اصناف جزء، مالياتهاي آنها و زنان سرپرست خانوار، صنعت و كشاورزي هستند كه مشكلات آنها در جامعه ظهور پيدا كرده و قابل مشاهده است. جاي تعجب دارد مسوول محترمي از زنجان گفته بود وضعيت معيشت مردم در اين شهر آنقدر خوب است كه كسي پيدا نميشود فطريه ماه رمضان را به او بدهند؛ اين در حالي است كه من هفته گذشته سفري به زنجان داشتم و وضعيت اين شهر را ديدم.> دبيركل حزب اعتماد ملي بسياري از مشكلات اجتماعي در كشور را نتيجه مسائل داخلي خواند و گفت: <بسياري از كارهاي غيرمنتظره و جنايتآميزي كه به وجود ميآيد نتيجه مشكلات اجتماعي در كشور است لذا بايد در مسائل داخلي گام بلند و موثري برداشته شود؛ البته وقتي به ضعفها اشاره ميكنم منظورم اين نيست كه اين ضعفها معطوف به دولت فعلي يا قبلي است اما طبيعتا فعلا بار آن بر دوش دولت فعلي قرار دارد.> وي مسائل سياست خارجي را سومين اولويت برنامههاي خود دانست و گفت: <ما تلاش ميكنيم جز با اسرائيل ارتباطمان با همه كشورها خوب باشد و روابط حسنه داشته باشيم، تعامل برقرار كنيم و اگر هم رابطه خوبي نداريم، حداقل برايمان شمشير نكشند و با آنها خصومت نداشته باشيم. هدف ما اين است كه با حفظ اصول و آرمانهايي كه بنيانگذار نظام براي ما به ارمغان آورده و نتيجه سالها مبارزه ملت شريف ايران است، سعي كنيم دشمنتراشي نكنيم و حرفهاي نسنجيده، هزينهاي بر كشور تحميل نكنند، بلكه در چارچوب قانون اساسي براي ايجاد گفتمان و بهبود روابط تلاش كنيم.> كروبي همچنين گفت: <ملت چه به من راي بدهند، چه ندهند و من چه مسوول اجرايي باشم و چه نباشم، تا زماني كه در قيد حيات هستم، ميتوانيد مطمئن باشيد كه راست ميگويم، اگر وعدهاي دادم و نتوانستم آن را عملي كنم صادقانه ميگويم كه مقدور نشد. سر مردم شيره نميمالم و كارم را توجيه نميكنم، آرزويم هم اين است كه تا روزي كه در قيد حيات هستم، صادقانه با مردم برخورد كنم.>
رايزني با حاكميت امري معمول است
خبرنگار ايلنا اولين پرسشگري بود كه پشت تريبون قرار گرفت. او نظر مهدي كروبي را درباره پيششرطهاي خاتمي جويا شد و پرسيد كه آيا اين پيششرطها دغدغههاي او نيز هست يا خير؟ كروبي پاسخ داد: <در مورد پيششرطهاي آقاي خاتمي من هم اين قضيه را در روزنامه خواندم. من پيششرطي نگفتهام و اگر ميخواهيد در اين مورد بپرسيد، با خود ايشان صحبت كنيد. البته رابطه من با آقاي خاتمي، تنگاتنگ و صميمي است و همواره جلسه داريم و گفتوگو ميكنيم.> وي همچنين گفت، شنيده شده كه شما براي ورود به عرصه انتخابات به رايزني با حاكميت پرداختهايد و مورد حمايت آنها نيز خواهيد بود؟ كروبي در پاسخ به او گفت: <رايزنيهايي نيز با چهرهها و روحانيون، دوستان سابق و حتي برخي مراجع داشتهايم كه به طور معمول از مقام معظم رهبري نيز درخواست جلسه كرده و با ايشان ديدار داشتم. اين ملاقات امري معمول است زماني كه ميخواستيم آقاي خاتمي را براي كانديداتوري در سال 76 بياوريم نيز نزد ايشان رفتيم و در اينباره صحبت كرديم. حتي در اواخر عمر حضرت امام(ره) درباره بحث رياستجمهوري آيتالله خامنهاي، من به همراه آقاي موسويخوئينيها نزد امام رفتيم و با ايشان در اينباره صحبت كرديم. بنابراين اين روش معمول است. البته مقام معظم رهبري هم در اين ديدار سخنان هميشگي خود را گفتند. ايشان گفتند كه <من به كسي نميگويم كه بيايد يا نيايد و بنابراين به شما هم اين را نميگويم ولي اگر شما مصلحت دانستهايد كه بيايد اگر موفق شديد و راي هم آورديد همان طوري كه به ديگران كمك شد به شما هم كمك ميشود.>
بايد از هفتخوان رستم عبور كنيم
پيشنهاد مهدي كروبي درباره تشكيل شوراي حكميت از موضوعاتي بود كه بيش از هر چيز مورد سوال خبرنگاران قرار گرفت. خبرنگار روزنامه اعتماد اولين پرسشگر در اينباره بود. وي پرسيد: به نظر ميرسد شوراي حكميتي كه شما از آن سخن ميگوييد، نام و نشاني از احزاب بسياري نداشته باشد و آيا اين مورد قبول ديگران خواهد بود؟ كروبي پاسخ داد: <من پيشنهادي دادم و نفراتي در اينباره تعيين نكردم. بحثهايي بود و الان هم هست كه يك وقت ممكن است تفرقه موجب شكست شود و يا داوطلبان متعدد موجب شكست ميشوند؛ بنابراين من پيشنهادي مطرح كردم و گفتم چهرههاي مختلف بيايند، حرفهاي خود را بزنند و كارهايشان را انجام دهند و يك مقدار كه جلوتر رفتيم مشخص ميشود، هر كس چه كارهايي ميكند و چه كساني از آنها حمايت خواهند كرد، آن وقت يك جمع بيطرف و سالم قضاوت كنند كه اين مساله هم مورد استقبال قرار گرفت.>
دبيركل حزب اعتماد ملي درباره برخي اسامي مطرحشده در اين زمينه خاطرنشان كرد: <ممكن است در مصاحبهاي به عنوان مثال از چند نفر ياد كرده باشم؛ مثلا وقتي از آقاي محتشمي، موسويخوئينيها، رحماني و حضرتي اسم ميبرم، اين را به عنوان مثال گفتهام.>
دبيركل حزب اعتماد ملي همچنين در پاسخ به پرسش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان درباره ايجاد تفرقه بين اصلاحطلبان در صورت كانديداتوري وي تاكيد كرد: <اگر هم تفرقه و تشتتي ايجاد شود، طبعا كسي كه راي نداشته باشد خود به خود كنار ميرود، تا الان هم هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده است. برخي ميگويند كه بخشنامه شود كه همه بايد يكي شوند و هيچ كس حرفي نزند. شما اجازه دهيد كارها شروع شود، داوطلبان وارد صحنه شوند و ما جلو برويم و ببينيم كه نظارت چگونه است و آنها چگونه كار ميكنند. شما مدام از من ميپرسيد اگر چنين شد ميرويد يا خير؟ بگذاريد اين كارها را انجام دهيم. به هر حال ما بايد از هفتخوان رستم عبور كنيم تا به آنجا برسيم.> كروبي خاطرنشان كرد:<براي اينكه نگويند تفرقهاي بين اصلاحطلبان ايجاد شده يا رايها پخش ميشود بهتر است همه فعاليت كنيم و جلو برويم تا ببينيم نتيجه چه ميشود. چهرهها ميتوانند خود را تا پايان امسال معرفي و بعد هم جمعي در اينباره گفتوگو كنند و چهره مقبول را برگزينند.>
آمدن و نيامدن آقاي خاتمي به نظر خودشان بستگي دارد
خبرنگار فايننشالتايمز از كروبي پرسيد: <آيا اعلام زودهنگام كانديداتوري شما، پيامتان براي نيامدن آقاي خاتمي نيست؟> كه كروبي پاسخ داد: <هم ميگوييم جامعه مدني و تضارب افكار و هم ميگوييم هيچكس چيزي نگويد. آقاي خاتمي براي ما بسيار محترم و عزيز است و آمدن و نيامدن ايشان به نظر خودشان بستگي دارد. اگر من اين را بگويم يك نوع توهين به ايشان است؛ اينكه مثلا بگوييم شخصي آمده، ديگر شما نياييد، توهين به آقاي خاتمي است.>
دبيركل حزب اعتماد ملي ادامه داد: <به نظر من مطرحكردن اين پرسش چندان به صلاح نيست و ابدا هم چنين چيزي مطرح نيست. ما يك حزب و تشكيلات داريم و زحمت كشيدهايم و كارمان را به صورت حزبي و تشكيلاتي انجام ميدهيم. ما امروز وارد انقلاب نشدهايم و سالها در اين كشور كار كردهايم و منش هر كدام از ما مشخص است.> خبرنگار ايسنا از دبيركل حزب اعتماد ملي پرسيد: <آيا اعلام كانديداتوري شما كاملا نهايي است يا امكان دارد به نفع كسي كنار بكشيد؟> كه كروبي در پاسخ اظهار كرد: <من با تصميم آمدهام و با تصميم هم ماندهام و با تصميم ماندن فعاليت كردهام. براي اينكه اختلافي نشود هم، من پيشنهاد خود را دادهام. حالا هم كه آمدهام جدي آمدهام ولي اين راه را باز گذاشتهام كه ببينم در پايان چه نتايجي حاصل ميشود و شرايط چگونه خواهد بود و همچنين هواداري مردم چگونه است كه اينها با فعاليتها و در سفرها مشخص ميشود.> وي در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار تلويزيون ژاپن مبني بر اينكه <اگر آقاي خاتمي كانديدا شود كنارهگيري ميكنيد؟> گفت: <عدهاي به من ميگفتند نيا و مصلحت نيست كه بيايي. در اين زمينهها ادله متفاوت است. آقاي خاتمي هم تشكيلات خود را دارند و تصميمگيري درباره آمدن يا نيامدنشان به خودشان بستگي دارد. من هم گفتم كه ما اين راه را باز گذاشتهايم كه ببينيم چه كار ميكنيم و اين مساله براي بعد است. تعيين زمان اين مساله با من نيست. كنارهگيري هر فرد تا 24 ساعت قبل از انتخابات ممكن است؛ البته نميگويم انصراف ميدهم، ولي چنين چيزي وجود دارد.>
همواره به خدمت مراجع ميرويم
وي درباره پرسش ديگر خبرنگار ايسنا مبني بر جمعبندي نتايج سفر اخيرش به قم و ديدار با مراجع اينگونه پاسخ داد: <اين معمول و متداول است كه خدمت مراجع برويم. در ديدار با مراجع بحثهاي مختلفي از قبيل بحثهاي اقتصادي و گرفتاريهاي مردم مطرح شد و با برخي مراجع هم بحث انتخابات شد كه نظرات متفاوت بود. يك مقدار هم بحثهاي متفاوت و بحثهاي مربوط به كنگره حزب را داشتيم كه چنين بحثهايي با مراجع متداول است.
براي مراسم آيتالله بروجردي كه روز سهشنبه برگزار ميشود هم از بنده دعوت كردهاند، به قم بروم كه ممكن است در اين سفر هم ديدارهايي داشته باشيم.>
ممكن است عدهاي سليقهاي را نپذيرند
دبيركل حزب اعتماد ملي در پاسخ به پرسش خبرنگار العالم درباره عدم حمايت برخي اصلاحطلبان از وي يادآور شد: <اينكه گفتيد برخي گروههاي اصلاحطلب با من نيستند همين طور است اما اين موضوع مربوط به اكنون نيست و اين اتفاق در پي يكسري مسائل پيش آمد. آنها هم حقشان است سليقهاي را بپذيرند و سليقهاي را نپذيرند اما اينكه بگويند من اصلاحطلب نيستم مشكل دارد. اصلاحطلبي هر كس به مشي و روش او برميگردد. عملكرد هر كس هم نشان ميدهد آيا به اصلاحطلبي پايبند هست يا خير. اصلاحات نه مربوط به من است نه اين گروهها بلكه يك حركت سراسري است و اكنون بخش عظيمي از جامعه حتي بين اصولگرايان خواهان تغيير و تحول هستند.>
در سراسر كشور طرفداراني دارم
همچنين خبرنگار روزنامه كارگزاران نام اشخاص و گروههاي دعوتكننده از كروبي را از وي پرسيد كه او پاسخ داد: <من دبيركل مجمع روحانيون و جزو موسسان اوليه آن بودم و گروههاي ديگر هم بودهاند. در انتخابات قبل كه وارد انتخابات شدم حتي گروه خود من (مجمع) هم سه دسته شدند كه عدهاي از من حمايت كردند و عده موثري هم حمايت نكردند. نميخواهم از خود تعريف كنم ولي من آنقدر طرفدار در سراسر كشور دارم؛ به طوريكه بر اساس نظرسنجيها در نفرات اوليه، بين پنجم و ششم بودهام.> كروبي اضافه كرد: <روحانيون فراوان و نه فقط از مجمع روحانيون مبارز و شخصيتهاي زيادي از من حمايت كردند. آقاي مقتدايي در آن موقع كه من نه حزبي داشتم و نه تشكيلاتي، مسووليت ستادهاي انتخاباتي من را در جنوب عهدهدار بودند و من در هر سه اين استانها اول شدم. گروههاي مختلفي هم از من حمايت ميكنند. براي مثال همين حزب اعتماد ملي، بانوان و يا مثلا حزب همبستگي كه البته خود آنها دو دستهاند و دانشجويان نيز چند دسته شدهاند، يا مثلا درباره مدرسين آقاي دكتر رهامي بدون آنكه من چيزي بگويم آمد و در زنجان با من صحبت كرد. نيروي من به لطف خدا و عقبه امام است و بعد هم تجربه و كارهاي سنگين در انقلاب. همچنين گروههاي مختلف مانند كارگزاران و... با من مرتب رابطه دارند و صحبت ميكنند.> كروبي با تاكيد بر اينكه طرفداران موثر و مهمي دارد، درباره اعلام اسامي دقيق آنها به شوخي گفت: <اين مساله هم مثل همان قضيه است كه ميپرسند پول از كجا ميآوريد؟ من كه پول ندارم و وضع پوليمان هم بد است ولي همين طرفداران كمك ميكنند البته ما نميگوييم چه چهرههايي از ما حمايت ميكنند كه مبادا همين كمكها هم قطع شود.>
مهمترين رقيبم احمدينژاد است
در ادامه اين نشست خبرنگار فارس درباره مهمترين رقباي كروبي از وي سوال كرد كه او گفت: <در رابطه با دوستان رقيب تا اين لحظه رقيب جدي من آقاي احمدينژاد است كه الان هم رئيسجمهور و مشغول به كار است. در رابطه با دوستان خودمان يعني نيروهاي خط امام(ره)، نيروهاي چپ و دوستان اصلاحطلب هنوز نديدهام كسي بيايد و رقابت جدي كند؛ البته نه اينكه كسي نتواند با من رقابت كند، منظورم اين است كه بايد بگذاريم كانديداتوري افراد اعلام شود. خبرهاي مختلفي است كه آقاي احمدينژاد فعاليت ميكنند و در انتخابات ميآيند ولي در طرف خودمان هنوز كسي به طور جدي كانديداتوري خود را اعلام نكرده است.>
شكست معنايش اين نيست كه بايد كنار كشيد
كروبي در ادامه در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه جامجم مبني بر احتمال تكرار شكست اصلاحطلبان در انتخابات آينده گفت: <اينكه جمعيت، انديشه، گرايش و حزبي در يك انتخابات شكست بخورد معنايش اين نيست كه بايد كنار بنشيند بلكه بايد تلاش كند تا نواقص و عيوبش را برطرف كند. به هر حال اگر شكستي بود بايد دوباره فعاليت كرد.> كروبي با طرح اين پرسش كه شما ميدانيد در انتخابات گذشته چه شد؟ گفت: <آقاي مجيد انصاري گفتند در مسجدي پرجمعيت دو صندوق وجود داشته كه ايشان در يك صندوق 600 راي داشته و در صندوق ديگر هيچ رايي نداشته است. آيا اين سوال برانگيز نيست؟ آقاي مجيد انصاري و برادرانش محمدعلي و حميد در تشكيلات حضرت امام(ره) هستند و در جماران ساكنند اما آقاي انصاري ميگفت در جماران حتي يك راي نداشته است. به هر حال ما فكر آينده هستيم و اميدواريم انتخابات آينده خوب برگزار شود. شكست هم انسان را محكمتر ميكند زيرا پيروزي بعد از شكست ارزش بيشتري دارد.> وي درباره اينكه پيش از اين گفته بود عطش قدرت در انتخابات آينده به سمت اصولگرايان است نيز گفت: <ممكن است الان هم همين نظر را داشته باشم؛ البته اصولگرايي و اصلاحطلبي صرفا يك اصطلاح است و دوستان ما اصولا نوعا اصلاحطلب اصولگرا هستند. به هر حال احساس ما اين است كه امكانات و فضا با آنها است اما بگذاريد جلو برويم تا اوضاع روشن شود. بايد شرايط را سنجيد. ما به دنبال تصميم مردم هستيم و ميخواهيم تشويق كنيم افراد مختلف حضور پيدا كنند تا فضاي انتخابات پررونق شود.>
چالش پيش روي رئيسجمهور دهم
كروبي در ادامهدرباره چالشهاي پيش روي خود در انتخابات رياستجمهوري آينده گفت: <مسائل اقتصادي، مسائل باندي و ذخيره ارزي كشور از مسائلي است كه چالشهاي پيش روي ما است. ببينيد كه پيش از اين چقدر پول هنگفت در صندوق ذخيره ارزي داشتيم و اكنون چقدر داريم؟> وي اضافه كرد: <حداقل به حرف مرتضي نبوي كه فرد متديني هم هست ميتوان اشاره كرد كه گفت پولهاي نفت بد خرج شده است؛ واقعيت اين است كه هزينهها با رقم بالاي نفت تنظيم شده اما به هر حال اين چالشها نبايد ما را از ميدان به در كند بلكه بايد با خرد جمعي جلو رفت، به هر حال اگر هم رئيسجمهور نشدم به كسي كه اين مسووليت را ميگيرد توصيه ميكنم از كارشناسي، خرد جمعي و نيروهاي مخلص استفاده كند.>
وعده دروغ نميدهم
خبرنگار شبكه خبر از كروبي پرسيد <شما حرف جديدي نداريد، مگر چه كاري غير از آنچه دولت نهم ميكند ميخواهيد انجام دهيد؟ اينكه ميگوييد اگر نتوانستيد وعدهاي را عملي كنيد صادقانه به مردم ميگوييد مگر كار شاق يا شقالقمري است؟> دبيركل حزب اعتماد ملي در پاسخ به اين پرسش اظهار كرد: <من اين حرف را درباره صداقت گفتم و اعلام كردم وعده دروغ نميدهم يا حتي اگر نتوانستم كاري را انجام دهم آسمان و ريسمان نميبافم. برنامه ما اين است كه از حقوق مردم دفاع كنيم اما من نميگويم اگر ميخواهم اين كارها و برنامهها را اجرا كنم، دولت نهم اين كارها را نكرده، بلكه گفتوگو، توان و شيوه من به اعتقاد خودم موثرتر است و ميتوانم جلب اعتماد كنم. توجه داشته باشيد من عصباني نيستم، فقط ناچارم مثال بزنم؛ مثلا به مردم نميگويم كه ميخواهيم مديريت كشور خودمان را تمام كنيم و به دنبال مديريت دنيا برويم. ميگويم كه من رئيسجمهور ايرانم و مشكلات كشور خودم را حل ميكنم. من هولوكاست را مطرح نميكنم، مدارك را ورقپاره نميخوانم و همه را عليه خود بسيج نميكنم.> وي گفت: <اگر شما مدير يك روزنامه باشيد و جمعي با تو مخالف باشند اول تلاش ميكنيد كه نظر آنها را جلب كنيد و دوم اينكه تلاش ميكنيد تا به لشكر مخالفان شما اضافه نشود. به عنوان مثال براي چه در اين سالها زور استصواب بيشتر شده است؟ به خاطر كارهاي همين بچههاي خودمان بوده است.> وي در پاسخ به پرسش خبرنگار موج درباره چگونگي پيگيري خصوصيسازي در دولت خود نيز اظهار كرد: <ما سعي ميكنيم بخش خصوصي را در كار، سرمايهگذاري، مطبوعات، هنر و ساير مسائل اقتصادي دخيل كنيم. به هر حال اگر رئيسجمهور شدم ميبينيد كه شقالقمر ميكنم يا نه.>
تفاوت شعار ۸۸ با ۸۴
كروبي در ادامه نشست خبري خود با خبرنگاران در پاسخ به پرسش خبرنگار المنار درباره تفاوت انتخابات سال 88 با چهار سال گذشته گفت: <حرفهايمان نسبت به چهارسال گذشته تا حدودي تكرار ميشود و برخي حرفها هم به نسبت شرايط جديد طبعا جديد خواهد بود. شعار من در انتخابات گذشته تشكيل دولت مقتدر بود، اما اكنون شعارم تغيير وضع با خرد جمعي در قوه اجرايي است.>
وي درباره شعار اقتصادي خود در انتخابات رياستجمهوري نهم نيز اظهار كرد: 500 هزار تومان رقم كارشناسي و حسابشدهاي بود. من در اين مسائل ضعيف هستم و وحشت دارم چيزي بگويم و نتوانم آن را عملي كنم، با اينكه سالها بودجه نوشتهام و برنامه دادهام اما چون شعار مذكور حرف جديدي بود، كار زيادي روي آن انجام شد و كارشناسان بسياري از آن دفاع كرده بودند من آن را مطرح كردم. البته حالا ميبينيم كساني كه اين شعار را مسخره كردهاند خودشان مشابه آن را سر دادهاند.> وي گفت: <ما حرفهاي جديدي داريم كه بايد كارشناسان به بحث درباره آنها بپردازند و البته درباره مسائل تامين اجتماعي و حكومت و افزودن درآمد مردم حرفهاي جديدي داريم كه به صورتهاي مختلف گفته ميشود. البته من نميگويم كه اين دولت كار نكرده است، بله زحمت كشيده ولي در عرصه سياست خارجي و اقتصادي ناموفق بوده است. تورم كاملا صعود دارد و البته گفته ميشود كه بالاتر هم ميرود. من حرف ميزنم و ديگران هم حق دارند كه ضمن نگه داشتن حرمت، حرف مرا رد كنند.>
ضعف دولت نهم چه بود؟
خبرنگاري از دبيركل حزب اعتماد ملي پرسيد كه از نظر شما توفيقها و ضعفهاي دولت نهم چيست؟ مهدي كروبي هم در پاسخ برنامههاي دولت نهم درعرصه اقتصاد و سياست خارجي را ناموفق توصيف كرد و گفت: <دولت آقاي احمدينژاد دولتي است كه كار كرده و زحمت كشيده است، اما من اين دولت را هم در سياست خارجي و هم در مسائل اقتصادي ناموفق ميدانم. بانك مركزي تورم را 23 درصد اعلام كرده است. من بارها اعلام كردهام تورم چيزي نيست كه درباره آن شعار بدهيم و مردم نيز بپذيرند، زيرا مردم با اين موضوع زندگي ميكنند و سر و كار دارند و نميتوان با تبليغات آن را اصلاح كرد. در سياست خارجي هم كه اوضاع و احوال را ميبينيد؛ البته اين كارشناسي من است و بقيه ميتوانند نظر ديگري داشته باشند.> خبرنگاري از كروبي پرسيد كه آقاي خاتمي گفتهاند، هيچكس نميتواند وضعيت را به 4 سال گذشته برگرداند كه او پاسخ داد: <من مهدي كروبي از لرستان با شماره شناسنامه 9 هستم و ايشان هم آقاي خاتمي از يزد هستند كه 8 سال رئيسجمهور بودهاند. ايشان يك سلسله اطلاعاتي دارد بهخاطر اينكه 8 سال رئيسجمهور بوده است. آنچه من ميبينم هم اين است كه وضع خوب نيست، من هم از همان ابتدا بر سر كارهاي مردمي مثل مجلس، كميته امداد و بنياد شهيد بودهام. همچنين اين موضوع را كه آقاي احمدينژاد گفتند منحني تورم در حال كاهش است، من اين را نگفتم ولي اگر همه منصفانه نقد كنيم خوب است.> كروبي در پاسخ به پرسش خبرنگار ايرنا مبني بر اينكه <شما مطالب موهن در روزنامه را مسكوت ميگذاريد> گفت:<شما خودتان اهل قلم هستيد. طبعا روزنامه مطالبي مينويسد كه بسياري از آنها ارزشمند است و مورد استفاده قرار ميگيرد، البته برخي هم آن را قبول ندارند. ممكن است اين مطالب گاهي ضعيف يا اشتباه باشد، اما بايد سعه صدر و تحمل داشت. ضمن اينكه لازم نيست هر كسي كه در روزنامه مينويسد من را قبول داشته باشد، بلكه تنها نظام و منافع ملي را قبول داشته باشد كافي است.> وي درباره پرسش اين خبرنگار مبني بر استعفاي رئيس شاخه جوانان حزب اعتماد ملي نيز تصريح كرد:<من خط فكري و مباني دارم و از روز اول انقلاب هم در چارچوب آن بودم من همان خط فكري را ادامه ميدهم. علاقه من هم به جوانها مشهود است و هر جا بودهام از وجود جوانها استفاده كردهام. طبيعتا در هر تشكلي هم ريزش وجود دارد و هم رويش و اين امر چندان عجيبي نيست. حتما نبايد كسي كه در روزنامه مينويسد يا در حزب حضور دارد من و مشي مرا قبول داشته باشد بلكه بايد نظام جمهوري اسلامي را قبول داشته باشد و به آرمانها پايبند باشد من هم دنبال ارتقاي فكر و ديدگاه ديگران نيستم. جواني به هر دليلي استعفا داده و اين امري است كه در هر جايي روي ميدهد.>
در مساله هستهاي دغدغهها را رفع ميكنم
در ادامه خبرنگار تلويزيون ژاپن از كروبي درباره مواضعش درباره مساله هستهاي ايران سوال كرد كه كروبي در پاسخ به اين پرسش كه <آيا حاضر ميشويد تعليق در برابر تعليق را بپذيريد؟> پاسخ داد: <اوج اين گفتوگو، چالش و كشمكش زماني بود كه من هم در مجلس بودم و آن زمان بحثهاي متعددي در حضور مقام معظم رهبري مطرح ميشد.> وي تصريح كرد: <من بارها گفتهام كه در مساله هستهاي بايد دو كار كنيم؛ اول اينكه از حق خود دفاع كنيم، عقبنشيني نكنيم و دوم، ضمن اينكه عقبنشيني نميكنيم با گفتوگو و اعتمادسازي عمل كنيم. آنهايي كه مخالفت ميكنند دو دستهاند؛ اول كساني كه مخالفتشان جنبه سياسي دارد كه بحث جداگانهاي دارد. دسته دوم كساني هستند كه واقعا در رابطه با مسائل هستهاي و اتمي دغدغههاي درستي دارند كه ما تلاش ميكنيم دغدغه آنها را رفع كنيم. در توان من هست طوري عمل كنم كه هم بر حق خود پافشاري كنيم، هم تلاش و گفتوگو كنيم و هم دغدغهها را رفع كنيم.> در ادامه خبرنگار AP نظر كروبي را درباره بحران مالي جهان جويا شد كه وي گفت: <اين بحران عوامل گوناگوني دارد و خود آنها هم به دنبال رفع آن هستند و قدرتهايي هم دارند. به نظر من مشكلات خودمان مهم است كه بايد براي رفع آنها تلاش كنيم. بحران مالي جهان دلايل مختلفي دارد، مثلا جنگ عراق هزينههاي زيادي براي آمريكا ايجاد كرده است و دلايل ديگري هم در اين زمينه وجود دارد ولي به هر حال اروپاييها و آمريكاييها با قدرت و امكاناتي كه دارند ميتوانند مشكلاتشان را حل كنند. انشاءالله ما هم بتوانيم مشكلاتمان را حل كنيم.>
هزينه زيادي براي هولوكاست پرداختيم
وي پرسش خبرنگار خبرگزاري آلمان در مورد موضوع هولوكاست و چگونگي طرح آن در دولت كروبي را نيز اينگونه پاسخ داد: <اين در اختيار من نيست كه غرب اين موضوع را به فراموشي بسپارد. رئيسجمهور سخني را در اينباره گفت كه ما هزينه زيادي در رابطه با آن پرداخت كرديم و نفهميديم بركاتش چه بوده. بايد تلاش كنيم غير از اسرائيل روابط ما با دنيا درست تنظيم شود و بر اساس سياست برد - برد با كشورهاي منطقه، كشورهاي اسلامي و كشورهاي حاشيه خليجفارس روابط خوبي برقرار كنيم.> كروبي ادامه داد: <موضوع هولوكاست را نه من بيان كردم و نه دوستان گفتهاند. ما هميشه گفتهايم حق ملت فلسطين ضايع شده و آنها آواره شدهاند و بايد صلح عادلانهاي برقرار و رفراندومي برگزار شود تا حق مردم ادا شود. متاسفانه موضوع هولوكاست را بدون جهت مطرح كردند؛ درحالي كه نميدانم اين موضوع براي ما چه ثمري داشته است؛ البته حق هر كس است كه نظرات خود را بگويد.>
بايد از فرصتها استفاده كنيم
دبيركل حزب اعتماد ملي در پاسخ به پرسش خبرنگار واحد مركزي خبر درباره چگونگي برقراري ارتباط با آمريكا نيز گفت: <خوشبختانه اكنون زبان ما باز است كه در اينباره سخن بگوييم. اگر چند سال پيش اين موضوع مطرح ميشد بعيد نبود تحت پيگرد دستگاه قضايي قرار بگيريم. به هر حال آمريكا به دنبال منافع خود است. ما هم بايد منافع خود را ببينيم اما ميتوانيم با گفتوگو و تعامل حداقل كاري كنيم كه از خصومتها كاسته شود، در غير اين صورت اگر آمريكا به خصومتها ادامه دهد ما هم محكم جواب ميدهيم و برخورد ميكنيم چرا كه نميخواهيم تسليم زور شويم.> وي اضافه كرد: <به هر حال زماني بوده كه چه در زمان راديكالها و چه محافظهكاران فرصتهايي پيش آمد كه نتوانسيتم استفاده كنيم و مطمئن هستم كه فرصتهايي پيش ميآيد كه ما بايد از اين فرصتها استفاده كنيم زيرا مردم هشيارند و ديپلماتهاي ورزيدهاي داريم كه ميدانند چه كنند. به هر حال من معتقدم ميتوان با خرد، خصومتها را كم و اختلافات را حل كرد، البته سياستگذار نظام رهبري نظام است و بايد با ايشان هماهنگ باشيم زيرا ميخواهيم كار پيش برود، نه اينكه دعوا كنيم.>
كابينه من معتدل وائتلافي خواهد بود
دبيركل حزب اعتماد ملي درباره وجود تضمين براي صيانت آرا در انتخابات آينده نيز گفت: <حرف شما درست است اما انتظار نداشته باشيد من به آن پاسخ دهم.> كروبي در حال خروج از سالن، به پرسشهاي خبرنگاران دربارهكابينه خود پاسخ داد و گفت: <كابينه من، معتدل، ائتلافي و كارشناسي خواهد بود، حتي اصولگراها فراوان در آن هستند و از گروههاي راست، كساني كه خوب كار ميكنند در كابينه من خواهند بود.> دبيركل حزب اعتماد ملي بر ائتلافي بودن كابينه خود نيز تاكيد كرد و افزود: <افراد مجرب، خوب و ائتلافي در اين كابينه حضور خواهند داشت، چه اصلاحاتيها و چه اصولگراها. اگر نيروهايي باشند كه خوب كار كنند در آن خواهند بود. معناي حزبي بودن اين نيست كه تنها از حزب خاصي نيروها حضور داشته باشند. اولويت با دوستان خودمان است ولي براي اينكه نگويند كابينه حزبي تشكيل داده است، از ظرفيتهاي گروههاي مختلف استفاده خواهيم كرد.>


ابهامات گسترش رشته هاي تحصيلي دانشگاه بيرجند
اختصاصي بيرجندنيوز- دانشگاه بيرجند به عنوان قطب اصلي آموزش عالي شرق كشور نقش مهمي در پرورش نيروهاي متخصص به منظور توسعه منطقه خراسان جنوبي برعهده دارد و به همين سبب، در چند سال اخير از شوراي گسترش وزارت علوم، نسبت به تاسيس رشته هاي تحصيلي مورد نياز در آن اهتمام ويژه اي مبذول شده است. چنانكه به عنوان مثال هم اكنون در دانشكده فني و مهندسي آن، سه گروه مهندسي مكانيك، معدن و برق (سه گرايش مخابرات، قدرت و الكترونيك) به لحاظ مقاطع آموزشي، ميزان توانمند سازي دانشجويان و نيز سطح دانسته ها و تحصيلات اعضاي هيئت علمي، از آن دسته گروه هايي مي باشند كه حرف هاي زيادي حتي در سطح ملي براي گفتن دارند.
اما در كنار اين گسترش هاي كارشناسانه و منطقي، بعضاً در سال هاي اخير بدون توجه به مقتضيات زماني و مكاني و امكانات منطقه، رشته هايي در دانشگاه بيرجند ايجاد شده است كه نه تنها نياز چنداني در سطح منطقه به آنها وجود نداشته است، بلكه صرف تاسيس و جذب دانشجو در آنها سبب ساز مشكلات فراواني براي دانشگاه و دانشجويان آن شده است. از آن جمله مي توان به اقدام بدون مطالعه در ايجاد رشته كارشناسي ناپيوسته مهندسي عمران گرايش سد و شبكه اشاره نمود، كه با توجه به معضلات فراواني از قبيل عدم وجود هيئت علمي متخصص، عدم تجانس با اقليم منطقه، عدم تعريف صحيح اين رشته و مشكلات اشتغال فارغ التحصيلان آن و نيز مخالفت سازمان نظام مهندسي با به كارگيري دانش آموختگان آن و... سرانجام پس از چند دوره جذب دانشجو تعطيل و سبب ساز تحصن و اعتراضات فراوان دانشجويان شد.
نمونه ديگر اين تصميمات ناپخته، ايجاد رشته مهندسي فن آوري اطلاعات در مقطع كارشناسي بود كه بدون حضور حتي يك نفر استاد در زمينه IT و با تكيه بر سه نفر هيئت علمي كارشناس ارشد كامپيوتر در گرايش هايي غير از فن آوري اطلاعات از 4 سال پيش در اين دانشگاه تاسيس شده است و اعتراض دامنه دار دانشجويان (كه حتي در اين باره چند بار تحصن نيز نموده اند) براي رفع مشكلات فراوان اين رشته اعم از جذب استاد، ايجاد امكانات لازم و... هنوز به جايي نرسيده است.
اما در كنار تمام اين گلايه هاي قديمي، سياست هاي اخير دولت در گسترش بي حساب و كتاب آموزش عالي در اقصي نقاط كشور كه هدف اصلي آن تضعيف توان جذب دانشجو و بنيه مالي دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان يك رقيب سياسي مي باشد و منجر به گسترش ناگهاني تعداد و ظرفيت رشته هاي دانشگاههاي دولتي در دوره هاي روزانه و شبانه، صدور فله اي مجوز تاسيس ده ها واحد دانشگاهي غيرانتفاعي در سراسر كشور، ايجاد ظرفيت هاي جديد براي تحصيل در دوره هاي فراگير و پودماني، ايجاد انواع و اقسام رشته ها (حتي رشته هاي مهندسي) در دانشگاه پيام نور برخلاف رسالت اصلي اين دانشگاه يعني آموزش از راه دور علوم و... تاثيرات خود را در دانشگاه هاي دولتي بيرجند نيز نهاده است و در دانشگاه صنعتي شرق كشور (البته اين همان دانشگاه صنعت و معدن بيرجند مي باشد كه در راستاي اجراي مصوبات سفر استاني هيئت محترم دولت با هزينه اي بالغ بر چندده هزار تومان براي تعويض تابلوي آن به دانشگاه صنعتي شرق كشور تبديل شده است) رشته مهندسي صنايع تاسيس شده است. اين در حالي است كه منطقه خراسان جنوبي نه به لحاظ زيرساخت موجود و نه به لحاظ نيروي انساني متخصص به هيچ وجه پتانسيل لازم براي تاسيس اين رشته را ندارد (در تمام اين استان تنها دو نفر كارشناس ارشد مهندسي صنايع وجود دارد)
همچنين دانشگاه بيرجند نيز از اين قاعده مستثني نشده است و نسبت به ايجاد سه رشته جديد مهندسي عمران، حقوق و علوم سياسي اقدام نموده است. اين در حالي است كه سواي عدم نياز منطقه به ظرفيت هاي موجود (دو رشته اول با قدمت زياد و اساتيد مجرب و با دانش در دانشگاه آزاد بيرجند موجود است و رشته سوم هم نمي تواند در راستاي رسالت دانشگاه بيرجند براي كمك به توسعه منطقه ارزيابي شود) به سبب عدم وجود زير ساخت هاي لازم و هيئت علمي كافي در اين رشته ها در آينده نزديك دانشگاه بيرجند دچار مشكلات متعددي خواهد شد كه بدون ترديد بزرگترين آنها معضلي به نام "كم سوادي" دانش آموختگان خواهد بود.
هم اينك دانشگاه بيرجند در رشته مهندسي عمران تنها در سه گرايش سازه و محيط زيست و شهرسازي داراي سه عضو هيئت علمي حاضر در محل است و در ساير گرايش هاي مورد نياز رشته مهندسي عمران-عمران از قبيل زلزله، خاك و پي، هيدروليك، سازه هاي آبي، ترافيك و حمل و نقل، مديريت ساخت، نقشه برداري و... يا فاقد عضو هيئت علمي است و يا عضو هيئت علمي مامور به تحصيل دارد.
در رشته حقوق نيز اين دانشگاه تنها داراي دو نفر عضو هيئت علمي در دو گرايش حقوق جزا و جرم شناسي و حقوق بين الملل است (كه سال هاي قبل براي تدريس دروس حقوق كار و انقلاب اسلامي از طريق گروه هاي آموزشي ديگر دانشكده ادبيات جذب شده اند.) و استاد ديگري در گرايش حقوق در اين دانشگاه حضور ندارد.
اما جالب ترين و گیج کننده ترین رشته ايجاد شده در اين دانشگاه بيرجند رشته علوم سياسي است كه حتي يك نفر عضو هيئت علمي در اين رشته وجود ندارد و فعلاً يكي از اعضاي هيئت علمي گروه حقوق مديريت گروه مذكور را عهده دار شده است!
اين مسائل در كنار تاثيرات ناخواسته بر جامعه شهري منطقه و ناهنجاري هاي اقتصادي و اجتماعي كه در پي دارد و چندي قبل مورد اعتراض مقام عالي اجرايي استان نيز قرار گرفته بود اين سوال اصلي را در ذهن ايجاد مي كند كه به راستي هدف اصلي از گسترش رشته هاي آموزش عالي در دانشگاه بيرجند چيست؟ آيا بهتر نيست به جاي گسترش غيرمنطقي رشته هايي ازاين دست، به فكر گسترش كيفي رشته هاي قديمي اين دانشگاه با اعطاي فرصت هاي مطالعاتي و بورس هاي تحصيلي دكتري و فوق دكتري به اساتيد و نيز ايجاد فرصت هاي آموزشي در مقطع تحصيلات تكميلي بود؟ رشته هايي مانند مكانيك، برق، معدن، رياضي، فيزيك، شيمي، آمار، ادبيات و... با دارا بودن اعضاي هيئت علمي درسطح بسيار عالي امكان گسترش كيفي و رساندن دانشگاه بيرجند به جايگاه واقعي اش در سطح كشور را دارند و به نظر مي رسد گسترش رشته هاي دانشگاه بيرجند به شيوه فوق الذكر، تنها سبب لطمه خوردن به اعتبار علمي اين قطب آموزش عالي شرق كشور و ناكام شدن آن در تامين نيازهاي توسعه منطقه خواهد بود.
یک آمار فوق العاده جالب از رییس پلیس پیشگیری ناجا:
مردم 100 درصد از کلانتریها راضی هستند!!!
ایرنا- رییس پلیس پیشگیری نیروی انتظامی جمهوری اسلامی گفت: طی بررسی های به عمل آمده در کشور، مردم 100 درصد از کلانتریها رضایت دارند. سرتیپ پاسدار "عزیزالله رجب زاده " روز دوشنبه در جمع خبرنگاران افزود: در این بررسی ها که در شهرهای مختلف صورت گرفته مردم از نحوه عملکرد کلانتریها و پاسگاهها رضایت کامل دارند. وی همچنین از رصد کردن پاسگاهها و کلانتریها برای کنترل نحوه برخورد با مراجعین خبر داد و گفت: به شدت با متخلفینی که در پاسگاهها و کلانتریها با مراجعه کنندگان و یا حتی متهمان برخورد ناشایستی دارند برخورد می کنیم.
رجب زاده یکی از اقداماتی که در جهت بهبود وضعیت برخورد در کلانتریها صورت گرفته را جابجایی افرادی که صلاحیت برخورد با مردم را ندارند اعلام کرد و گفت: طی کنترل های نامحسوسی که صورت گرفته افرادی که تعامل خوبی با مردم نداشتنند را به واحدهای دیگری که نیازی به برخورد با مردم ندارد انتقال دادیم.
وی افزود: در نتیجه ساماندهی واحدهای پیشگیری و آموزش نیروی انسانی پلیس پیشگیری در سطح کشور و هدفمند کردن ماموریت های پلیس با کاهش هفت درصدی جرایم در سراسر کشور روبرو شدیم. رییس پلیس پیشگیری ناجا با اشاره به تشکیل پلیس خدمات قضایی در کلانتری ها گفت: این واحد جدید جهت رسیدگی سریع و حرفه ای به مراجعات قضایی شهروندان در زمینه تشکیل پرونده نگهداری و بدرقه متهم انجام وظیفه می کند.
وی در ادامه به نصب دوربین در محلات اشاره کرد و افزود: با تجهیز محله ها به دوربین مدار بسته امکان رصد کردن رفت و آمد مردم و هرگونه تحرکات اراذل و اوباش و برهم زنندگان امنیت عمومی فراهم می شود. رجب زاده کاهش سرقت در شش ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته را سه درصد عنوان کرد و گفت: در آدم ربایی 11 درصد، سرقت مسلحانه 32 درصد، سرقت بانک 68 درصد، سرقت مغازه 10 درصد و سرقت منزل 8 درصد کاهش را نشان می دهد.




كارخانه كويرتاير در آستانه تعطيلي قرار گرفت
دبیر انجمن صنفی صنعت تایر ایران گفت: هم اکنون به دلیل مشکل نقدینگی، ۲ واحد از کارخانه های تایرسازی، تعطیل و ۳ واحد دیگر نیز، تا سه ماه آینده تعطیل خواهند شد.
گرامی در ادامه گفتگو با خبرخودرو افزود: بیش از ۵۰ درصد از تولید تایر کشور توسط سه کارخانه بارز، کویر تایر و پارس تأمین می گردید که به ترتیب سهامداران آنها، بانکهای ملی، سپه و صنعت معدن هستند و به دلیل آنکه بانکها براساس بخشنامه دولت، مصوب اسفند 86، امکان ارائه اعتبار و تسهیلات به شرکتهای تحت پوشش را ندارند، این سه شرکت نیز به دلیل عدم استفاده از تسهیلات، شدیدا با مشکل نقدینگی روبرو شده و به زودی تعطیل خواهند شد.
وی به تعداد شرکتهای تایر سازی دولتی و خصوصی و وجود مشکل نقدینگی برای هردو اشاره و اظهار داشت: از مجموع ۹ کارخانه تایرسازی، 5 کارخانه، وابسته به دولت و مابقی خصوصی می باشند که در حال حاضر، واحدهای خصوصی نیز تا حدودی با مشکلات بخش های دولتی، آشنا و درگیر شده اند.
دبیر انجمن تایر ایران در ادامه تصریح کرد: مشکلات صنعت تایر سازی نسبت به سال ۸۵ حدود دو تا سه برابر افزایش یافته که ناشی از ورود مواد اولیه خارجی، نقدی شدن خرید مواد، طولانی شدن دوره وجوه حاصل از بازار و افزایش قیمت نهادهای تولیدی می باشد که می بایست به نسبت این موارد، نقدینگی مورد نیاز واحدها نیز، افزایش پیدا می کرد که تا کنون به دلیل سیاستهای انقباضی دولت این امکان فراهم نگردیده است که امیدواریم با سیاستهای جدید و تمهیداتی که در نظر گرفته شده، هرچه زودتر مشکلات این صنعت برطرف گردد.
گرامی در پایان به اختصاص ۵ میلیارد دلار به بخش صنعت اشاره و تأکید کرد: از این مقدار حدود ۵۰ میلیون دلار برای صنعت تایر در نظر گرفته شده است که تنها حدود ۲۰ در صد نیاز نقدینگی صنعت تایر را تأمین خواهد کرد، در حالی که این مقدار تنها رافع مشکل یکی از شرکتهای تولیدی می باشد.


تانک ها در حال پیشروی بودند. صدای انفجار گلوله، از هر طرف به گوش می رسید. و هر لحظه، تعداد بیشتری از نیروها مجروح می شدند و به زمین می افتادند. محمد جواد، به سرعت طول خاکریز را طی کرد و به آرپی جی زن ها دستور داد که تانک ها را متوقف کنند. می دانست که تعداد کم نیروهایش، نمی توانند جلوی این همه تانک را بگیرند و امیدش به نیروهایی بود که در راه بودند تا به کمک بیایند. محمد جواد با صدای بلند گفت: آرپی جب زن ها! چرا نشستید... بزنیدشان، تا به خاکریز نرسیده اند! یکی از آرپی جی زن ها که روی خاکریز دراز کشیده بود، به طرف او برگشت و گفت: حاجی، نمی شود زد. توی دید مستقیم آنها هستیم. ما را می زنند. جوان، آرپی جی را روی شانه اش گذاشت. زیر لب چیزی گفت. از جا بلند شد و خواست شلیک کند که گلوله وسط پیشانی اش نشست و روی زمین افتاد. یکی از بچه ها با صدای بلند گفت: باید عقب نشینی کنیم. این طوری همه مان از بین می رویم. چند نفر حرف او را تایید کردند. محمد جواد به بیسیم چی گفت: ببین این نیروها چرا نرسیده اند. بعد با صدا بلند فریاد زد: هیچ کس عقب نرود. جنگ تمرین ولایت پذیری است. هر کس خودش را محک بزند ببیند تا چه حد می تواند مطیع ولایت باشد. تا وقتی که دستور عقب نشینی نیامده، باید دفاع کنیم. این طوری اگر شهید شدیم، دشمن می گوید تا آخرین نفس جنگیدند اما فرار نکردند. نیروهای کمکی تو راه هستند. مقاومت کنید. بیسیم چی که داشت با رمز چیزهایی می گفت، چند لحظه سکوت کرد و گوشی بیسیم از دستش افتاد. محمد جواد شانه هایش را محکم گرفت و آرام پرسید: چی شده؟ انگشتش را روی بینی اش گذاشت که آرام حرف بزند. بیسیم چی آرام گفت: نیروهای کمکی تو راه شیمیایی شده اند. محمد جواد گفت: اشکال ندارد. به کسی چیزی نگو. این قیافه را به خودت نگیر. یکی از آرپی جی زن ها را صدا زد. آرپی جی و کوله مهماتش را گرفت. به نیروهایی که اطرافش بودند، گفت: تیراندازی کنید! تک تیراندازهایشان را بزنید! عجله کنید.
از خاکریز بالا رفت و از طرف دیگر پایین پرید. روی زمین نشست. یکی از تانک ها منفجر شد. صدای تکبیر بچه ها را شنید. برای این که تیرها به او نخورد، مرتب غلت می زد و جایش را تغییر می داد. موشک آرپی جی را جا زد و شلیک کرد. تانک دیگری منفجر شد و از حرکت ایستاد. چند آرپی جی زن دیگر هم از خاکریز پایین آمدند و به طرف تانک ها شلیک کردند و محمد جواد چند تانک را زد. نیرو ها روحیه گرفته بودند و با امید بیشتری تیراندازی می کردند. جوانی به طرف محمد جواد رفت. آرپی جی را از او گرفت و گفت: حاجی، شما برو. من می زنمشان. محمد جواد به سرعت از خاکریز گذشت. آستین پیراهنش سوراخ شده بود و خون، رویش را گرفته بود. یکی به طرفش آمد و چفیه اش را باز کرد و دور بازویش بست. پیشانی فرمانده اش را بوسید و گفت: خیلی مخلصتم، حاجی تانک ها به سرعت نزدیک می شدند. تعدادشان زیاد بود. هر چه آرپی جی زن ها می زدند، باز هم تعداد دیگری پیش می آمدند. به خاکریز نزدیک شده بودند. نیروها به این طرف و آن طرف می دویدند و کاری از دست شان بر نمی آمد. محمد جواد دستور عقب نشینی داد. بلند گفت:سریع بروید عقب. پشت آن یکی خاکریز، سنگر بگیرید و تانک ها را بزنید. معاونش به سرعت به طرفش آمد و گفت: حاجی، خودتم بیا. الان تانک هاشان از خاکریز رد می شوند. شما برو، من می آیم. حواست باشد همه ی بچه ها را ببری، زود باش. بچه ها با سرعت به طرف خاکریزی که تقریبا یک کیلومتری با آن ها فاصله داشت، می دویدند و بعضی از آن ها، مجروح ها را روی دوش گرفته بودند و آرام تر حرکت می کردند. اما بعضی دیگر حتی کوله پشتی و اسلحه شان را رها کرده بودند و فقط می دویدند. محمد جواد پشت دوشکا نشست و شروع کرد به تیراندازی. یکی هم پشت تیربار نشست و به طرف عراقی های پیاده، تیراندازی کرد تا نیروها بتوانند عقب نشینی کنند.
وقتی که همه از آن منطقه عقب نشینی کردند، محمد جواد از پشت دوشکا بلند شد، مجروحی را که کنارش روی زمین افتاده بود، روی پشت خود گذاشت و به سرعت دوید. به خاکریز نزدیک شده بود که گلوله تانک در فاصله کمی، کنارش زمین خورد و منفجر شد و ترکش هایش به اطراف پرت شد. محمد جواد، همراه مجروحی که پشتش بود بر زمین افتاد. چند نفر به طرف شان دویدند و آن ها را بلند کردند و پشت خاکریز بردند. پای راست محمد جواد از زانو قطع شده بود و خون بیرون می زد. او را روی یک پتو خواباندند و یکی از بچه ها، در حالی که گریه می کرد و اشک روی صورتش سرازیر بود، کنارش نشست و گفت: قربانت بروم من حاجی. بگذار زخم هایت راببندم. محمد جواد آرام دست او را کنار زد و گفت: الان کارهای مهمتری هست. بلند شد. ذکر زیر لب داشت و حواسش به بچه ها بود. بلند گفت: اکبر، بنشین پشت تیربار، محسن زخمی شده. تا آخرین نفس بجنگید. نگذارید بگویند کم آورده اند و فرار کرده اند. امدادگر به طرفش دوید و کنارش نشست. خون از پایش فواره می زد. امدادگر پایش را باند بست تا از خونریزی کم بشود. وقتی شنید که تانک ها به خاکریز نزدیک شده اند، دستور عقب نشینی داد و گفت:
عجله کنید زود برگردید عقب. چهار نفر به طرفش دویدند. چهار طرف پتو را گرفتند و بلند کردند. محمد جواد به یکی از آنها گفت: علیپور قیچی داری؟ آره، برای چی می خواهی؟ بی زحمت ریش های مرا بزن. آرم سپاه را هم از روی لباسم بکن. علیپور در حالی که اشک در چشم هایش حلقه زده بود، قیچی کوچکی از جیب پیراهنش بیرون آورد و محمد جواد با دست بی رمقش، ورق هایی را از داخل جیب پیراهنش در آورد به او داد و گفت: این اطلاعت دست شما باشد... اگر برگشتید که بدهید به بچه ها وگرنه، خودتان یک جوری از بین ببریدشان. امدادگر ورق ها را گرفت و در جیب شلوارش گذاشت. محمد جواد گفت من را بگذارید و بروید. الان تانک هایشان می رسند. حاجی، ما حاضریم بمیریم ولی بدون شما برنمی گردیم. محمد جواد بی رمق گفت: من زنده نمی مانم... ولی شما می توانید برگردید. من را بگذارید زمین. به حرف فرماندهتان گوش بدهید. چهار نفر، به هم نگاه کردند. تانک ها فاصله کمی داشتند و تند جلو می آمدند. محمد جواد را روی زمین گذاشتند. پیشانی اش را بوسیدند و به عقب برگشتند. کمی عقب تر در محاصره تانک های دشمن، مجبور به تسلیم شدند. محمد جواد، پس از چند دقیقه، در کنار رود دجله به آرزویش رسید.