بازخواني پرونده انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در بيرجند از منظر رفتار شناسي "مكتب لمپنيسم غير بومي"
(۳) كينه هاي شخصي، منافع گروهي و جنازه دموكراسي
مهدي آيتي، محمدعلي موهبتي، حجي علي آهني، محمد ديمه ور، حميد آيتي، زهره موهبتي، محسن آيتي، فيصل حسني (وي قبل از بررسي صلاحيت ها انصراف داد)، محمدرضا آقاابراهيمي، محمد شفيعي و علي غني 11 نفري بودند كه در راستاي سياست اصلاح طلبان براي حضور گسترده در مرحله ثبت نام انتخابات، داوطلب نمايندگي هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه بيرجند و درميان شدند. اين افراد پس از ثبت نام، در روزهاي بعد منتظر نتيجه بررسي هاي كارشناسانه!، عادلانه!، منطقي! و عقلاني! ستاد موسوم به "ائتلاف اصلاح طلبان استان" ماندند تا اعضاي آن تكليف شاخصه ها و ملاك هاي تصميم گيري و طريقه اولويت بندي افراد براي قرار گرفتن در ليست اصلاح طلبان را تبيين و سپس ترتيب قرار گرفتن افراد را در اولويت هاي 11 گانه مشخص نمايند. گرچه اين انتظار به حق و منطقي براساس وظايف مبرهن ستاد مذكور به وجود آمده بود، ليكن در طول مدت زمان بين ثبت نام افراد تا اعلام نظر هيئت هاي اجرايي و حتي چند صباحي پس از آن، ستاد به اصطلاح ائتلاف اصلاح طلبان استان هيچ اطلاع رساني در خصوص اين موضوع مهم انجام نداد و نه تنها افكار عمومي، بلكه اكثر قريب به اتفاق فعالين اصلاح طلب استان و از همه جالبتر خود كانديداهاي انتخابات هم به هيچ عنوان در جريان روند مذاكرات و تصميم سازي هاي سركردگان ستاد مذكور قرار نگرفتند. تصميماتي كه در جلسات محفلي "4 تشكل هميشه موتلف" اتخاذ مي شد و دو تن از افراد داراي حق راي در آن جلسات (محمد ديمه ور و محمدرضا آقاابراهيمي) خود نامزد انتخابات و مدعي قرار گرفتن در ليست ستاد ائتلاف بودند!
اوضاع بي خبري در شرايطي سپري مي گشت كه از گوشه كنار اخبار نگران كننده اي درخصوص نحوه ارائه ليست اولويت ها به مركز به گوش مي رسيد. اين اخبار كه البته منبع واحدي هم نداشت هر روز بر عمق دلواپسي ها مي افزود، تا اينكه سرانجام "احمد حاجي زاده" رييس مشاركتي ستاد ائتلاف استان سكوت ياران خود را شكست و چند روزي پس از رد شدن صلاحيت همه اصلاح طلبان بيرجند در هيئت اجرايي استان، در مصاحبه اي رسمي با سايت نوروز (وابسته به جبهه مشاركت) مهر تاييدي بر صحت آن شايعات ناخوشايند زد. وي در آن مصاحبه (كه بعدها در جلسه معروف "خرقه تقوا" از سوي رييس شاخه جوانان مشاركت استان و رييس اين منطقه هم تاييد شد) از دكتر آقاابراهيمي، مهندس ديمه ور و مهندس آيتي به عنوان اولويت هاي اول تا سوم ستاد ائتلاف (اقليت) اصلاح طلبان استان نام برد و تلويحاً اعلام نمود كه پس از اين سه نفر كس ديگري در ليست اصلاح طلبان استان حضور ندارد (و يا لااقل به تهران معرفي نشده است). اين تصميم كه بدون ترديد از روي منفعت گرايي يك جريان خاص و با تكيه بر اكثريت داشتن "4 تشكل هميشه موتلف" و "نفر پنجمي كه با لابي آن ها بر مسند رياست تكيه داشت" در ستاد ائتلاف نامشروع اصلاح طلبان اتخاذ گشته بود از چند جهت غيرمنطقي، غير موجه و مضحك جلوه مي كرد. نخست آنكه ستاد ائتلاف ملاك ها و معيارهايي كه براي امتياز دادن و درجه بندي افراد در نظر گرفته بود و جمع بندي آن منتج به تصميم حكيمانه! فوق شده بود را اعلام نمي كرد. دوم اينكه براي افكار عمومي اين سوال پيش آمده بود كه چگونه فردي غيربومي، با سوابق مديريتي كم و متوسط و پايگاه اجتماعي و ميزان محبوبيت عمومي بسيار پايين در رتبه نخست اين جدول جاي مي گيرد و آن وقت چهره اي ملي، كاردان و محبوب مثل مهدي آيتي در جايگاه سوم اين رتبه بندي قرار داده مي شود؟ و سوم اينكه چگونه است كه در ليست ستاد ائتلاف استان افرادي بومي، شناخته شده، كاركشته و مورد وثوق مردم با سوابق انقلابي و مديريتي درخشان مثل "محمد علي موهبتي" (رابط ستاد ائتلاف)، "مهندس علي آهني"، "دكتر حميد آيتي" و... حتي پس از نفر سوم نيز جايگاهي را از آن خود نكرده اند. اين ها همه سوالاتي بود كه رييس و ديگر اعضاي ستاد موسوم به ائتلاف اصلاح طلبان استان نه تنها هرگز حاضر نشدند تا براي توجيه آنها جوابي به افكار عمومي ارائه بدهند بلكه در جمع اصلاح طلبان استان نيز از پاسخگويي به آنها طفره رفتند.
به هر ترتيب همانگونه كه در دو قسمت گذشته هم عنوان شد، اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در تمامي كارهاي خود از نحوه دعوت از نمايندگان احزاب گرفته تا تعيين رييس ستاد و مسئولين كميته هاي آن و نيز چگونگي تصميم گيري ها و... از مدار عدالت، مروت، انصاف و جوانمردي خارج شدند و با انحصارگرايي و دگم انديشي بي نظير، نظرات فردي نشات گرفته از كينه هاي شخصي را در محفلي كه براي همبستگي و پيروزي تفكر اصلاح طلبي ايجاد شده بود حاكم نمودند و به اين ترتيب بزرگترين ضربه را بر جنبش اصلاح طلبي استان وارد آوردند.
آنان پس از اعلام نظر روز سوم اسفندماه شوراي نگهبان كه طي آن "محمد ديمه ور" گزينه دومشان در انتخابات تاييد صلاحيت شده بود، با خودشيفتگي كم نظير، و با تمام قوا لشكركشي كردند، "محمد علي موهبتي" ديگر نامزد معتبر اصلاح طلب را به لطايف الحيل گوناگون و با توهين و تهديد و افترا از بيرجند به مشهد فراري دادند و پس از آنكه خيالشان از بابت عدم تمايل "حميد آيتي" براي حضور در انتخابات آسوده گشت، ستاد انتخاباتي خود را با هزينه فراوان و به صورت گسترده و با بهره گيري از همه نيروهايشان (حتي آنان كه در فضاهاي شخصي دم از تحريم انتخابات مي زدند) و با تابلو "ياران خاتمي" سازماندهي نمودند و خود را مهياي آن كردند تا با همه توانايي ممكن در انتخابات آزاد و رقابتي 24 اسفند حضور پيدا كرده و همه براي پيروزي "اصلاح طلب خودي" همت گمارند. اما از آن جا كه هميشه خداوند بزنگاههايي حساسي را براي سنجش صداقت و درستي بندگانش رقم مي زند، نامزد خودي و عضو 3 تشكل از "4 تشكل هميشه موتلف!" يك روز قبل از آغاز تبليغات رسمي انتخابات و در شرايطي كه ستادها، پوسترها، فيلم تبليغاتي، خبرنامه و همه امكانات لازم براي حضور او در صحنه انتخابات آماده شده بود، به فاصله 10 روز از سوي شوراي نگهبان به دلايلي نامعلوم دوباره رد صلاحيت شد تا بار ديگر فضايي سنگين و توام با نااميدي بر آوردگاه اصلاح طلبان استان حاكم گردد.
اما هنوز يك روزنه اميد براي اصلاح طلبان بيرجند باقي مانده بود. "حميد آيتي" (فرمانده سابق سپاه پاسداران شهرستان قاينات، معاون تبليغات تيپ جوادالائمه و فرمانده دوران دفاع مقدس، كارشناس ارشد حقوق و دكتراي مديريت دولتي، عضو هيئت علمي دانشگاه علم و فرهنگ تهران، معاون برنامه ريزي فرهنگي جهاد دانشگاهي كل كشور، رييس پژوهشكده فرهنگ و هنر، نويسنده و فعال سياسي-اجتماعي، عضو سابق هيئت نويسندگان چند روزنامه اصلاح طلب توقيف شده، نماينده اعضاي هيئات علمي دانشگاههاي سراسر كشور در تحصن نمايندگان مجلس ششم و... و از همه مهمتر نوه حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ محمدباقر آيتي (ره) مرجع تقليد بزرگ شيعيان جهان) هنوز در صحنه انتخابات حضور داشت و با توجه به جايگاه رفيع خاندان آيتي در ميان مردم منطقه و شانس بالاي پيروزي، تماس هاي متعدد آغاز شد و پس از چند روز رايزني، وي قبول كرد تا ايثارگرانه وارد صحنه انتخابات مجلس هشتم شود. انتخاباتي كه "دكتر حميد آيتي" شخصاً هيچ آمادگي و انگيزه اي براي حضور در آن نداشت و تنها به دليل مصلحت جنبش اصلاح طلبي، منافع مردم مظلوم بيرجند و اصرار اصلاح طلبان استان حضور در آن را پذيرفته بود.
لذا با اعلام آمادگي "حميد آيتي" براي حضور در صحنه انتخابات بار ديگر شعله اميد به موفقيت و پيروزي درميان اصلاح طلبان منطقه روشن گشت و اين تصور به وجود آمد كه با توجه به مزيت هاي غيرقابل انكار وي نسبت به مهندس ديمه ور، شوراي نگهبان ناخواسته خدمت بزرگي به اصلاح طلبان استان نموده است و آيتي با توجه به شانس بالاي راي آوردن، نزديكي مواضع و تفكرات سياسي اش به اصلاح طلبان پيشرو از يك طرف و وابستگي فاميلي اش با مهندس آيتي از طرف ديگر خواهد توانست با قرار گرفتن در جايگاه گرانيگاه اتحاد و همبستگي دوباره همه اصلاح طلبان استان پيروز ميدان گزينش هشتم ملت گردد.
اما در آن سوي ميدان اعضاي ستاد ائتلاف كه به واقع اقليتي لجوج از مدعيان اصلاح طلبي در بيرجند بودند، آرام ننشستند و به جاي بهره گيري از بهترين فرصت به وجود آمده براي موفقيت اصلاحات، براي چندمين بار ماهيت خويش را نزد افكار عمومي افشا نمودند. آنها بلافاصله پس از آنكه از احتمال حضور آيتي در صحنه انتخابات آگاهي يافتند به سبب كدورت ها و كينه هاي قبلي كه با پسر برادرزاده پدر "حميد آيتي" داشتند دست به كار شدند. ابتدا با "حاج علي موهبتي" (كه مشكلي در قضيه تغيير حوزه اش رخ داده بود) تماس گرفتند و به فردي كه 10 روز قبل با لشكركشي و تهمت "بي تقوايي"، با چشماني اشكبار از بيرجند فراري اش داده بودند اعلام كردند: چنانچه از حوزه انتخابيه مشهد به بيرجند بازگردد و مانع از آمدن حميد آيتي شود، تمام امكانات ستادي و تبليغي خود را در اختيار او قرار خواهند داد. اما پس از دست رد آقاي موهبتي و نااميد شدن از نتيجه بخشي ترفند جديدشان، دست به كار حيله اي نو شدند (و عليرغم برنامه اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات و توصيه خاتمي مبني بر راي دادن به اصلاح طلبان حتي در شهرهاي همجوار!) پيش از آنكه "حميد آيتي" اصلاً وارد بيرجند شود با صدور بيانيه اي كه دست پاچگي و استيصال در همه جاي آن نمايان بود، ضمن اعلام عدم مشاركت در انتخابات، سخيفانه مدعي شدند كه در حوزه انتخابيه بيرجند و درميان هيچ نامزد اصلاح طلبي وجود ندارد!!! تا بار ديگر مشخص شود مفهوم اصلاح طلبي و دموكراسي در نظر اين مدعيان تا چه حد انحصاري، گروهكي و تهوع آور است.
نكته جالب در اين قضيه اين بود كه اصولاً دكتر آيتي به سبب مواضع سياسي، و با توجه به سوابق گذشته اش مثل حضور در تحصن نمايندگان، نوشتن مقالات در روزنامه هاي توقيف شده، حضور در ستاد انتخاباتي دكتر معين و... و نيز به سبب وابستگي همسرش به عنوان عضو رسمي و نايب رييس كميسيون زنان جبهه مشاركت، بيشترين قرابت فكري و نزديكي عقيدتي را با طيف موسوم به اصلاح طلبان پيشرو داشت و عدم حمايت تشكل هاي هميشه موتلف از وي، نشان از اوج دخالت دادن كينه هاي شخصي و تصفيه حساب هاي قديمي در تفكرات و تصميمات لجوجانه و خودخواهانه اين جمع داشت.
در هر صورت عليرغم كارشكني هاي فراوان غاصبان كينه توز ستاد ائتلاف، ستاد انتخاباتي دكتر آيتي با حضور نمايندگان 7 تشكل رسمي عضو ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در مركز (كارگزاران، همبستگي، مجمع روحانيون، مجمع نيروهاي خط امام، حزب جوانان، خانه كارگر، حزب اسلامي كار)، دو تشكل رسمي عضو جبهه مردمي اصلاحات (مردم سالاري و مجمع اسلامي بانوان)، 5 تشكل اصلاح طلب منفرد (حزب اعتماد ملي، خانه كشاورز، مجمع متخصصين ايران، مجمع زنان اصلاح طلب، جبهه متحد دانشجويان ايران اسلامي) و دو ائتلاف اصلاح طلبان جوان و ائتلاف بزرگ جبهه آزادي تشكيل شد و كار خود را آغازنمود؛ ولي هيچ گاه به اين سوال پاسخ داده نشد كه چگونه مي شود 4 تشكل سياسي هم مخرج (مشاركت، مجاهدين، انجمن اسلامي معلمين، انجمن اسلامي مدرسين) "ستاد ائتلاف اصلاح طلبان" يك استان باشند، اما نامزد مورد حمايت رسمي 16 تشكل اصلاح طلب ديگر، از سوي برخي ناجوانمردان، "فردي مستقل" خوانده شود كه "قصد دارد از عنوان اصلاح طلبي سوء استفاده كند"؟؟؟ (پناه بر خدا)
"حميد آيتي" روز دوم تبليغات انتخابات وارد بيرجند شد و ستادي كه بدون برنامه ريزي و آمادگي قبلي تشكيل شده بود و به سبب دشمني "ستاد دروغين ائتلاف" نتوانسته بود از هيچ كدام از امكانات آماده و نيروهاي هماهنگ شده آن ستاد كوچكترين استفاده اي بكند، نهايت تلاش خود را براي اداي دين اصلاحات به مردم شريف بيرجند به كار گرفت. ستاد انتخاباتي دكتر آيتي با همت بي نظير اصلاح طلبان اصيل و با كمك هاي بي دريغ مهندس مهدي آيتي (كه در جهت برنامه هاي كلي اصلاح طلبان به حمايت از تنها نامزد اصلاح طلب باقي مانده آمده بود) با 5 روز فعاليت و حدود سه ميليون تومان هزينه، كاري بزرگ انجام داد و عليرغم كارشكني دوستان و دشمنان و در حالي كه به جز برخي مناطق شهر بيرجند در هيچ كدام از شهرها و روستاهاي حوزه انتخابيه، هيچ تبليغاتي انجام نداده بود، در رقابت با نامزدهايي كه برخي از 2 سال پيش فعاليت خود را شروع كرده و هركدام بيش از چند ده ميليون تومان هزينه تبليغاتي نموده بودند، در 68 صندوقي كه در آنها ناظر داشت 12800 راي و بنا بر آمار رسمي فرمانداري بيرجند در كل 200 صندوق 19000 راي به دست آورد تا بار ديگر پيروان "مكتب لمپنيسم غير بومي" بفهمند اين مردم هستند كه قضاوت مي كنند اصلاح طلب واقعي كيست.
انتخابات مجلس هشتم با همه درس هاي مهمي كه داشت تمام شد و آن چه باقي ماند خاطراتي دوست نداشتني و سياه بود از نارفيقي ها، پيمان شكني ها، كينه ورزي ها، عداوت ها و بي مرامي هاي عده اي كه نشان دادند لايق يدك كشيدن نام مقدس "اصلاح طلب" نيستند. وظيفه ما بود تا گوشه اي از حقايق را براي قضاوت تاريخ منتشر كنيم تا نسل هاي آينده بخوانند و عبرت بگيرند كه چگونه عده اي انحصارطلب سرنوشت جنبشي مردمي و اصيل را به يغما بردند و آن را از اوج آسمان به زمين پست كشيدند و زير سم اسب سركش كينه لگدمال نمودند. چگونه تا زمانی که نامزد مورد علاقه تشکل های تا ابد موتلف در صحنه حاضر بود، انتخابات عادلانه، رقابتی و شرکت در آن بر همه واجب بود. اما به محض حذف آن فرد انتخابات به عرصه ای غیررقابتی، انحصاری و فاقد حداقل های لازم برای مشارکت بدل گشت، باوجود آنکه نامزدی توانمندتر، اصلاح طلب تر و موجه تر از "اصلاح طلب خودی" در میان نامزدها وجود داشت. (که البته متاسفانه! نام فامیلی اش آیتی بود - در آموزه های مکتب لمپنیسم غیربومی چه جرمی از این سنگین تر؟) چگونه عده اي در شرايطي كه همه چيز براي پيروزي قاطع اصلاح طلبان فراهم بود با خودخواهي و انحصارگرايي كرسي نمايندگي مجلس را تقديم كسي كردند كه همه خوب مي شناسيمش.
اين ها را گفتيم تا وجدان هاي خفته بيدار شوند و شايد اين سوال در ذهن مردم تداعي شود كه آبشخور فكري كساني كه روزي با علم كردن راشدي ها و روز ديگر با تحريم و كارشكني، هميشه به موفقيت و پيروزي مخالفان اصلاحات كمك مي كنند كجاست و در ازاي اين خوش خدمتي ها چه چيز گرانبهايي به كف مي آورند؟ آن چيز لابد بايد خيلي گرانبها باشد كه به دست آوردنش بيارزد به اينكه تاريخ با رنگ مشكي و علامت سوالي بزرگ درباره آنان قضاوت كند.
واعظان كين جلوه در محراب و منبر مي كنند
چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند
مشكلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مي كنند؟
گوييا باور نمي دارند روز داوري
كين همه قلب و دغل در كار داور مي كنند
يارب اين نودولتان را با خر خودشان نشان
كين همه ناز از غلام ترك و استر مي كنند
اي گداي خانقه بازآ كه در دير مغان
مي دهند آبي و دلها را توانگر مي كنند
آه آه از دست صرافان ناقص عقل كه
هر زمان خر مهره را با در برابر ميكنند
حسن بي پايان او چندان كه عاشق مي كشد
زمره ديگر به عشق ازغيب سر بر مي كنند
بر در ميخانه عشق اي ملك تسبيح گوي
كاندر آنجا طينت آدم مخمر مي كنند
صبحدم از عرش مي آمد خروشي عقل گفت
قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند
خدانگهدار
درهمين رابطه:
قواعد دموكراسي در مكتب لمپنيسم غيربومي
ستاد ائتلاف در انحصار مدعيان دروغين دموكراسي
آسیب شناسی انتخابات مجلس هشتم در بیرجند از منظر رفتار تشکل های سیاسی
دیکتاتوری و انحصارطلبی، بلای جان اصلاحات

آيا "حميد آيتي" نامزد درجه 2 اصلاح طلبان بود؟
بابك شيباني*
انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در بيرجند با تمام خاطرات تلخ و شيريني كه به همراه داشت به پايان رسيد، و امروز از پس يك هماوردي دشوار و خسته كننده ما مانده ايم و انبوهي از سوالات بي پاسخ و كوله باري از تجربيات گران بها كه بدون ترديد واكاوي آن سوالات و به كار بستن آن تجربيات، خواهد توانست در راه پيمودن مسير پر پيچ و خم اصلاحات و رسيدن به جامعه ايده آل مدنيت كمك شاياني به ما نمايد.
مجموعه نيروهاي اصلاح طلب منطقه، در جريان انتخابات مجلس هشتم دو موضع متفاوت اتخاذ نمودند و بر اساس برداشت هاي خود دو راه كاملاً مجزا را در برابر جريانات روي داده در پيش گرفتند. اكثريت تشكل هاي اصلاح طلب استان به حمايت از "حميد آيتي" بر خواستند و اقليتي نيز با ادعاي عدم وجود نامزد اصلاح طلب مطلوب در انتخابات، راه انفعال و تحريم را در پيش گرفتند.
نگارنده سعي ندارد تا در اين نوشتار به بررسي و علت يابي دلايل واقعي قرار گرفتن اقليت اصلاح طلبان بيرجند در موضع عدم مشاركت در انتخابات و يا آسيب شناسي مشروعيت وجودي و عملكرد ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان بپردازد؛ بلكه بر آن است تا با بيان مطالبي -به زعم خودش- منطقي دلايل اين بزرگواران براي موضع گيري ناصوابشان را به چالش كشيده و خدشه هاي موجود در آن را در نظر خوانندگان گرانقدر بارز نمايد.
اصولاً در ميان اين دوستان دو تز اصلي به عنوان دلايل اتخاذ چنين تصميمي وجود داشت: عده اي از دوستان معتقد بودند كه اصولاً "حميد آيتي" نيرويي اصلاح طلب نيست و لذا طبق همين برداشت، امكان حمايت اصلاح طلبان از وي وجود ندارد. طرفداران اين طرز فكر در ميان اصلاح طلبان، كساني بودند كه سرانجام هم موفق شدند نظرشان را در قالب بيانيه شماره 3 ائتلاف اصلاح طلبان استان به كرسي بنشانند و طي آن اصولاً وجود نامزدي با تفكر اصلاح طلبي را در اين حوزه انتخابيه منكر شوند. دسته دوم افرادي بودند كه سوابق "حميد آيتي" و وجود تفكر اصلاح طلبي را در وي كتمان نمي كردند، ليكن مدعي بودند كه وي نامزد درجه دوم اصلاح طلبان است و از همين رو پس از رد صلاحيت نامزد درجه يك اصلاح طلبان (يعني برادر فرزانه جناب آقاي محمد ديمه ور) بهتر است كه به جاي سرمايه گذاري بر روي مهره اي درجه چندم، راه عدم مشاركت را در پيش گرفت و از حمايت آيتي چشم پوشيد.
از آنجا كه دو ادعاي فوق كمابيش در يك راستا مطرح گشته است و خروجي آن ها تفاوت زيادي در اصل قضيه ايجاد نكرده است، در سطور زيرين خواهيم كوشيد تا با توسل به برهان هاي روشن، در ضمن برشمردن مصاديق و ملاك هاي استاندارد موجود براي اولويت بندي نامزدهاي انتخاباتي با بررسي منطقي و انجام مقايسه اي كوتاه ميان "آقاي دكتر حميد آيتي" و برادر عزيزمان "جناب آقاي محمد ديمه ور" نقايص موجود در رتبه بندي ادعايي برخي از اصلاح طلبان منطقه را به چالش بكشيم تا از اين طريق بتوانيم پاسخي وجدان پسند براي سوالات بي شمار نسل فعلي و نسل هاي آينده ارائه نماييم. البته ذكر اين نكته ضروري است كه نگارنده اين مقاله احترام فراواني براي منش فكري و شخصيتي شخص جناب آقاي ديمه ور قائل مي باشد و هدف از انجام اين مقايسه نه خداي ناكرده سلب ايشان، بلكه اثبات آقاي حميد آيتي به عنوان فردي است كه متاسفانه فرصت كافي براي معرفي او به مردم شريف بيرجند و حتي بخشي از فعالين اصلاح طلب استان مهيا نشده است.
يكي از بديهي ترين و روشن ترين برهان هاي بشري در تمام اعصار، شالوده افكني رفتارها و عكس العمل هاي ما بر روي بستري از استدلالات منطقي، دلايل معقول و مقبول، تفكر ايجابي و آينده نگري در حد فهم جوامع است. از اين رو درجه بندي افراد و تصميم سازي در خصوص نحوه عملكرد يك مجموعه مدعي خردجمعي مي بايست بر مبناي همين معيارها و ملاك هاي عقلاني و منطقي صورت پذيرد تا بتوان ضمن اميد بستن به نتيجه بخشي چنين تصميم گيري هايي، مسئوليت آن را در قبال پرسش هاي سال هاي آتي نيز بر عهده گرفت.
متاسفانه راقم اين سطور بر اين باور است كه فرآيند تصميم سازي هاي انجام گرفته در ميان اقليتي از اصلاح طلبان استان در خصوص انتخاب و رتبه بندي نامزدهاي انتخابات مجلس هشتم فاقد چنين پشتوانه محكمي بوده و از اصول منطقي و عاقلانه فوق الذكر تبعيت نكرده است. به عنوان مثال معرفي تنها سه نفر از نامزدهاي انتخابات مجلس به تهران به عنوان "اصلاح طلب" و نحوه نامعقول اولويت بندي اين سه نفر و نيز حذف اسامي تعدادي ديگر از اصلاح طلبان استان همه و همه مواردي نادرست بودند كه بحث در مورد واقعه نگاري آنها در فرصت اين مقاله نخواهد گنجيد.
اما آنچه اهميت دارد اين است كه پس از اعلام نظر قطعي شوراي نگهبان و در شرايطي كه عليرغم تمام مسائل گذشته، "تنها" يك نامزد اصلاح طلب در صحنه باقي مانده بود و اصولاً نامزد ديگري (ولو مستقل) در انتخابات حضور نداشت، چرا دوستاني كه تا چند روز قبل و در شرايطي كه فرد مورد حمايت خودشان در ميان نامزدهاي انتخابات حضور داشت، آن را آزاد و رقابتي مي دانستند، به ناگاه تغيير موضع دادند و چون ديگر "خود"شان نبودند انتخابات را غير رقابتي و فاقد نامزدي با تفكر اصلاح طلبي درجه اول ناميدند؟
مگر نه اين كه هر اقدام و موضع گيري يك جمع مدعي مردم سالاري مي بايست بر پايه اصول عقلاني و منطقي و بر اساس منافع ملي آن جريان پايه ريزي شود؟ حال سوال اينجاست كه اصولاً ضوابط و معيارهاي اولويت بندي مدنظر اين دوستان چه مواردي بوده است كه آنان را به سمت اتخاذ چنين موضعي رهنمون كرده است؟ حقير به سبب عدم حضور در جلسات دوستان و فقدان اطلاعات در اين رابطه، نمي توانم برآورد درست و صحيحي از علل اين سوق يافتگي داشته باشم؛ ليكن سعي مي كنم با آزمون و خطايي ابتدايي دلايلي كه ممكن است به نتيجه گيري ايشان منتج شده باشد را بررسي مي نمايم.
شايد ملاك و معيار مطلوب اين دوستان سوابق انقلابي و ايثارگري افراد بوده است. ضمن احترام به سوابق درخشان جناب آقاي ديمه ور در انجمن اسلامي دانش آموزان و سپس جنگ تحميلي، آيا نقش درخشان حميد آيتي در مبارزه با رژيم ستمشاهي، فرماندهي سپاه پاسداران شهرستان قاينات، معاونت تبليغات تيپ جوادالائمه و مسئوليت انتشار جزوات ايدئولوژيك سپاه، سالها حضور وي در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل و... به اندازه سوابق جناب ديمه ور هم نبوده است؟
اين تلقي نيز ممكن است كه ملاك دوستان براي تصميم هايشان، بر مبناي اصالت خانوادگي و ميزان محبوبيت و احترام اجتماعي استوار گشته باشد. در اين مورد هم بي ترديد اصالت 300 ساله و وابستگي حميد آيتي به خاندان فقاهت به عنوان نوه حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ محمد باقر آيتي (ره) مرجع تقليد بزرگ جهان تشيع و صاحب كتاب كبريت الاحمر و برادرزاده حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ محمد حسين آيتي (ره) صاحب كتاب بهارستان و... حداقل كمتر از جناب آقاي ديمه ور عزيز نخواهد بود.
البته اين احتمال هم وجود دارد كه دوستان بيشترين امتياز را براي سوابق مديريتي افراد و ميزان تجربيات آنان در سنگر خدمتگزاري به مردم قائل شده باشند. لذا باز هم تصور نمي شود سابقه رياست سازمان آموزش و پرورش استان هاي 29 و 30ام كشور (يعني سمنان و خراسان جنوبي) چيزي فراتر از 11 سال معاونت برنامه ريزي فرهنگي جهاد دانشگاهي كل كشور، رياست پژوهشكده هنر و... براي حميد آيتي باشد.
يكي ديگر از معيارهاي سنجشي كه به طور حتم در پروسه تصميم سازي دوستان مي بايد به آن توجه شده باشد ميزان تحصيلات آكادميك بوده است. در اين جا هم شايد تصور بر اين بوده است كه كارشناسي ارشد حقوق از دانشگاه شهيد بهشتي و دكتراي مديريت دولتي از دانشگاه علامه طباطبايي و سابقه تدريس در دانشگاههاي معتبر تهران به اندازه مدرك كارشناسي ارشد زمين شناسي دانشگاه سيستان و بلوچستان و تدريس در مدارس روستاي اميرآباد بيرجند هم اهميت و كارايي ندارد.
با وجود همه موارد فوق الذكر، با عنايت به ادعاي مكرر دموكراسي خواهي از جانب برخي دوستان و نيز تكيه فراوان آنان بر واژه "اصلاحات" و "اصلاح طلبي" مي توان از ديدگاه "ميزان اصلاح طلب بودن" افراد هم به قضيه نگريست و اين فاكتور را در راس همه فاكتورها به عنوان ضابطه اصلي گزينش نامزد مقبول ايشان متصور نمود. در همين رابطه مشخص نيست چگونه و بر اساس كدام صداقت و مردانگي برخي از دوستان بدون هيچ عذاب وجداني منكر اصلاح طلبي "حميد آيتي" شده اند. آيا حمايت بيش از 20 حزب، تشكل و ائتلاف اصلاح طلب، سالها حضور در كنار نيروهاي چپ حاكميت از ابتداي انقلاب، نگارش 3 كتاب درباره حقوق اجتماعي و سياسي جامعه، عضويت در هيئت نويسندگان و انتشار دهها مقاله سياسي در روزنامه هاي اصلاح طلب مانند خرداد، فتح، عصر آزادگان، جامعه، صبح امروز... در جهت حمايت از جنبش اصلاح طلبي ملت ايران، حضور به عنوان نماينده اعضاي هيئات علمي دانشگاهاي سراسر كشور در جمع متحصنين مجلس ششم و قرائت متن بيانيه اساتيد دانشگاههاي ايران در جمع نمايندگان معترض، انتشار دهها عنوان كتاب نويسندگان و صاحب نظران اصلاحات با كمك و مساعدت انتشارات متعلق به وي، فعاليت به عنوان يكي از اعضاي رده بالاي ستاد انتخاباتي دكتر معين، حضور همسرش خانم شهيندخت مولاوردي به عنوان نايب رييس كميسيون زنان جبهه مشاركت، دبيركل جمعيت دفاع از حقوق بشر زنان و عضو شوراي مركزي مجمع زنان اصلاح طلب و... و از همه اينها مهمتر قول خود وي مبني بر اينكه "من اصلاح طلبم" هيچ كدام دليلي مناسب بر اصلاح طلب بودن دكتر حميد آيتي نيست كه اينگونه عده اي از در تخطئه آن برآمدند؟ اين در حالي بود كه سوابق مكتوب و موجود اصلاح طلبي وي، و نقش او در انتخابات ساليان گذشته و ميزان تاثيرگذاري او در كاميابي ها و ناكامي هاي اصلاح طلبان اگر بيشتر از جناب آقاي ديمه ور نبوده باشد، مسلماً از اين بزرگوار كمتر نخواهد بود.
و در نهايت هم يكي از دلايل اصلي و تعيين كننده براي حمايت اصلاح طلبان از يك نامزد خاص يعني ميزان مقبوليت عمومي و امكان راي آوردن اوست كه به هر ترتيب گذشت زمان و فرونشستن غبار احساسات ثابت نمود كه عليرغم تمام كارشكني هاي دوستان و دشمنان، با 5 روز تبليغات و كمتر از 3 ميليون تومان هزينه و بدون هيچ نوع آمادگي و تمايل قبلي چه طور حميد آيتي بنا بر ادعاي فرمانداري بيرجند 20 هزار راي به دست آورد؛ در حالي كه به طور قطع يقين جناب آقاي ديمه ور با توجه به ميزان مقبوليت عمومي و سيستم شكل گيري، طرز عملكرد و شباهت هاي نحوي و ماهوي ستادشان با 4 سال پيش نمي توانستند چيزي بيشتر از آراي همرزم قديمي شان "جناب آقاي سيد محمد راشدي" در انتخابات مجلس هفتم كسب نمايند.
و دهها و صدها دليل و برهان ديگر كه ديگر فرصتي و حوصله اي براي گفتن آنها نيست...
به هر حال دوستان عزيزي كه ما به عقايد و تفكراتشان احترام مي گذاريم، راه و روشي را كه همه مشاهده نموديم در پيش گرفتند و حاضر نبودند پيرامون مواضعشان كه از مدت ها قبل اتخاذ شده بود، حتي تن به گفتگو و مذاكره بدهند. آنان به واقع بيش از اندازه مجاز يك "اصلاح طلب" خودخواه بودند و عقيده داشتند تا زماني كه ما، تفكر ما و نامزد مورد نظر ما در صحنه رقابت حاضر است انتخابات آزاد و رقابتي است و بايد با تمام قوا در آن شركت جست، اما به محض حذف "ما" از این عرصه، انتخابات فاقد مشروعيت و غيررقابتي است و نمي بايست در آن مشاركت نمود، حتي اگر اصلاح طلبي غيرخودي با نزديك ترين تفكرات به "ما" هم در صحنه باقي مانده باشد.
اما ستاد انتخاباتي دكتر آيتي در جهت اداي دين اصلاح طلبان واقعي به مردم مظلوم منطقه، در غربتي عجيب شكل گرفت و با همت عده اي از دوستان وارسته و از خودگذشته كار خويش را در حد توان مادي و معنوي موجود به نحو احسن انجام داد تا در روزهاي سخت تنهايي و نارفيقي طرحي نو درانداخته شود و به آنان كه دوستمان ندارند بفهماند: "قسم به صبر لحظه ها/كه ما هنوز زنده ايم"
هر كه ما را يار نبود ايزد او را يار باد
هر كه ما را رنجه داده راحتش بسيار باد
هر كه او خاري نهد از دشمني بر راه ما
هر گلي در باغ عمرش بشكفد بي خار باد
*عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي استان و مسئول كميته اطلاع رساني ستاد تبليغات انتخاباتي دكتر حميد آيتي

درهمين رابطه:
قواعد دموكراسي در مكتب لمپنيسم غيربومي
ستاد ائتلاف در انحصار مدعيان دروغين دموكراسي
آسیب شناسی انتخابات مجلس هشتم در بیرجند از منظر رفتار تشکل های سیاسی

41حوزه انتخابيه در انتظار تصميم نهايي شوراي نگهبان
صحت انتخابات حوزه انتخابیه بیرجند و درمیان هنوز تایید نشده است
خبرگزاري فارس: از مجموع 207حوزه انتخابيه در سراسر كشور صحت انتخابات 166حوزه تاكنون از سوي شوراي نگهبان تاييد شده و 41 حوزه باقيمانده در انتظار تصميم اين شورا هستند. به گزارش خبرگزاري فارس پس از برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در 24 اسفند سال گذشته، از مجموع 207حوزه انتخابيه در سراسر كشور صحت انتخابات 166حوزه تاكنون از سوي شوراي نگهبان تاييد شده و 41 حوزه باقيمانده در انتظار تصميم اين شورا هستند. بر اساس اين گزارش 41 حوزه انتخابيه باقيمانده بدين شرح است.
* استان خراسان رضوي
-خواف و رشتخوار
-گناباد
-تربت جام و تايباد
-قوچان و فاروج
* استان فارس
-فيروزآباد و فراشبند و قيروكارزين
-داراب و زرين دشت
-سروستان، كربال و كوار
-كازرون
-لامرد و مهر
-ممسني
* استان آذربايجان شرقي
-هشترود و چاراويماق
-ملكان
-ورزقان
- كليبر و بخش هوراند
* استان خوزستان
-آبادان
-خرمشهر
-مسجد سليمان، لالي و بخش هفتگل
-انديمشك
* استان ايلام
-دهلران، دره شهر و آبدانان
-ايلام، ايوان، مهران، شيروان و چرداول
* استان كرمانشاه
-اسلام آباد غرب و دالاهو
-قصر شيرين، سرپل ذهاب و گيلانغرب
* استان گيلان
-طوالش، رضوانشهر و ماسال
* استان خراسان جنوبي
- بيرجند و درميان
* استان گلستان
- علي آباد
* استان آذربايجان غربي
-سلماس
-مهاباد
* استان اردبيل
-پارس آباد و بيله سوار
* استان تهران
-ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد
* استان سيستان و بلوچستان
-چابهار، نيكشهر و كنارك
-زابل و زهك
*استان اصفهان
- نطنز و قمصر
-لنجان
* استان چهارمحال و بختياري
-بروجن
* استان كرمان
-جيرفت و عنبرآباد
-بم
*استان كردستان
-مريوان و سروآباد
* استان بوشهر
-دشتستان
-دشتي و تنگستان
* استان لرستان
-پلدختر
-خرم آباد
بازخواني پرونده انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در بيرجند از منظر رفتار شناسي "مكتب لمپنيسم غير بومي"
(۲) لشکرکشی برای حذف دیگران و سوختن ناگهانی خرقه "تقوا"
نگراني اصلاح طلبان كشور از بابت تركيب اعضاي هيئت هاي اجرايي انتخابات مجلس هشتم و احتمال اعمال نفوذ گسترده اين هيئات و متعاقب آن هيئت هاي نظارت شوراي نگهبان در ردصلاحيت فراگير داوطلبين نزديك به تفكر اصلاح طلبي، آنان را بر آن داشت تا سياست "ثبت نام گسترده" در انتخابات را در پيش گيرند و از آنجا كه اصولاً با توجه به كيفي و سليقه اي بودن بررسي صلاحيت ها در نهادهاي نظارتي متمايل طيف فكري اصولگرا، هرگونه اظهارنظر و گمانه زني درباب احتمال رد و يا تاييد صلاحيت نيروهاي مورد نظر اصلاح طلبان تقريباً غيرممكن بود از كليه نيروهاي خود در سراسر كشور (با هر ميزان از وزن اجتماعي و سوابق اجرايي) بخواهند تا حداقل در آنچه بعدها به "نهضت ثبت نام" معروف گشت با حضور در فرمانداري حوزه هاي انتخابيه خود براي داوطلبي انتخابات مجلس هشتم نام نويسي كنند. طراحان اين استراتژي معتقد بودند كه اين سياست از يك رو مي تواند سبب آن شود تا هزينه رد صلاحيت ها به منظور مهندسي انتخابات براي جناح مقابل به ميزان قابل توجهي افزايش يابد و از سوي ديگر به امكان حضور (ولو حداقلي) اصلاح طلبان در تعداد زيادي از حوزه هاي انتخابيه كمك نمايد.
اين سياست كلي به تبع خود به استان خراسان جنوبي و حوزه انتخابيه بيرجند نيز تسري يافت و طبق درخواست عمومي اصلاح طلبان و نيز تماس هاي مستقيم رابط ستاد ائتلاف استان با افراد مختلف، تعداد زيادي از اصلاح طلبان با سوابق و گرايشات مختلف كه البته جملگي در وابستگي فكري به جنبش اصلاحات مشترك بودند، با درك صحيح شرايط حساس كشور و بر اساس نخستين اصول مرام اصلاح طلبي يعني آزادي فردي، حق شهروندي براي همه و فراهم بودن امكان مشاركت اجتماعي براي هركسي كه خود را شايسته مي پندارد، در انتخابات مجلس هشتم ثبت نام نمودند.
"مهدي آيتي" عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي و نماينده مردم بيرجند در مجلس ششم، "محمد ديمه ور" رييس سابق سازمان آموزش و پرورش خراسان جنوبي و مسئول دفتر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي استان، "محمد علي موهبتي" معاون سابق سياسي-اجتماعي استانداري خراسان جنوبي و رابط ستاد ائتلاف استان، "محسن آيتي" عضو هيئت علمي دانشگاه بيرجند، "محمدرضا آقاابراهيمي" رييس سابق دانشگاه بيرجند و مسئول جبهه مشاركت منطقه خراسان جنوبي، "محمد شفيعي" مسئول حزب مردم سالاري استان، "زهره موهبتي" عضو سابق شوراي شهر بيرجند، "حميد آيتي" معاون سابق برنامه ريزي فرهنگي جهاد دانشگاهي كشور، "علي غني" فعال سياسي اصلاح طلب، "فيصل حسني" مسئول ستاد انتخاباتي هاشمي رفسنجاني در انتخابات نهم، "علي آهني" رييس سابق سازمان جهاد كشاورزي خراسان جنوبي و مسئول دفتر مجمع نيروهاي خط امام (ره) در استان 11 نفري بودند كه بر اساس استراتژي ملي جنبش اصلاح طلبي در سراسر كشور، با ثبت نام خود به عنوان داوطلب ورود به مجلس هشتم، سكانس اول از پروسه انتخابات مجلس هشتم را در خيمه گاه اصلاح انديشان رقم زدند.
اما اين استراتژي همانقدر كه مي توانست در كمك به حضور اصلاح طلبان در صحنه موثر افتد، به همان ميزان هم خطرناك و نيازمند دورانديشي صادقانه، آينده نگري مصلحت جويانه و اولويت بندي منطقي و به دور از تعصب ميان ثبت نام كنندگان بود تا در صورت تاييد صلاحيت بيشتر از تعداد مورد نياز اصلاح طلبان، ساير نامزدها اصل مهم وحدت و انصراف به نفع خردجمعي و مصالح اصلاح طلبي را در اولويت كاري خويش قرار دهند. و البته مشكل اصلي هم عدم وجود صفات فوق الذكر (صداقت، دورانديشي، بي طرفي، مصلحت سنجي و...) در ميان افرادي بود كه "ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان خراسان جنوبي" را به نام خود و دوستان انگشت شمارشان سند منگوله دار شش دانگ زده بودند!
مجموعه موسوم به "ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان" كه برنامه هاي محفلي خود درباب شرايط و چگونگي حضور در انتخابات مجلس هشتم را از مدت ها پيش استارت زده بودند و قصد داشتند با عبور دادن آن برنامه ها از كانال تصويب ستاد ائتلاف بر آن رنگ دروغين دموكراسي و اصلاح طلبي بزنند، با مشاهده ثبت نام بسياري از اصلاح طلبان مقبول منجمله "مهدي آيتي" (كه پيش از اين تصميم قطعي براي شركت در انتخابات نگرفته بود)، "علي آهني" (رييس توانمند و محبوب جهادكشاورزي استان در دولت خاتمي كه مي پنداشتند مي خواهد از حوزه نهبندان و سربيشه ثبت نام كند) و "علي موهبتي" (كه قاين را محل مناسبي براي خلاص شدن از دست او مي دانستند) ضربه ديگري را متحمل شدند و با علم به احتمال بسيار قوي در اقليت قرار گرفتن خود و تفكراتشان در سطح شهر و نيز ستاد مركزي ائتلاف، دو اقدام پيشگيرانه را در اولويت برنامه هاي كاري و تبليغاتي خويش قرار دادند. نخست (همانگونه كه گفته شد) اينكه با قلدري و گردن كلفتي به هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطي اجازه ورود نمايندگان قانوني و رسمي احزاب اصلاح طلب ديگر را به جلسات ستاد ائتلاف ندهند و دوم اينكه به شيوه اي رندانه با قرار دادن نام سه نفر (مهدي آيتي، محمد ديمه ور، محمدرضا آقاابراهيمي) در ليست نامزدهايي كه امكان حمايت اصلاح طلبان از آنها وجود دارد و انعكاس آن به مركز عملاً شانس ديگر داوطلبين براي قرار گرفتن در ليست ستاد غصب شده اصلاح طلبان را به كلي از ميان ببرند. "خان مظفر"هايي كه به عنوان شاه كليد، فعاليت هاي تاريكخانه "مدعي اصلاح طلبي" را عهده دار بودند برنامه فوق را بسيار دقيق و حساب شده پياده سازي كرده بودند. زيرا از يك سو با توجه به اينكه "مهدي آيتي" چهره اي ملي و شناخته شده و مورد حمايت مردم منطقه و ستاد ائتلاف تهران بود، مي توانستند با علم به ردصلاحيت قطعي او به دليل حضور در تحصن، استعفا و نامه 151 نفر، با اعلام نام وي در ليست خود افكار عمومي مردم شهرستان و نيز سران مركزي ستاد ائتلاف را بر درستي! عملشان قانع نمايند و از ديگر سو موفق شوند با اين ترفند برخي اصلاح طلبان هم وزن خودشان مثل "محمدعلي موهبتي" و "علي آهني" را از گردونه رقابت به نامزد محبوبشان حذف نمايند.
اما روند بررسي صلاحيت ها همانگونه كه پيش بيني مي گشت بر مداري منطقي و قانوني طي طريق نكرد و در مرحله نخست، هيئت اجرايي انتخابات به جز "خانم زهره موهبتي" صلاحيت ديگر اصلاح طلبان موجود را عليرغم سوابق مبارزاتي، ايثارگري و مديريتي فراوانشان در سالهاي اخير مورد تاييد قرار نداد. اعلام نتايج غافلگيركننده و تعجب آور بررسي صلاحيت ها در هيئت اجرايي، آنچنان مهلك و باورنكردني بود كه تا چند روز اصلاح طلبان استان را در بهت و سردرگمي فرو برد و از همين رو همانگونه كه در قسمت قبل گفته شد اكثريت اصلاح طلبان منطقه تصميم گرفتند موقتاً از صدور بيانيه اعلام موجوديت "ائتلاف واقعي اصلاح طلبان استان" خودداري كنند تا در شرايطي كه جناح مقابل بيشترين ضربات را بر آنان وارد كرده بود از ايجاد تفرقه و دو دستگي بيشتر در جمع اصلاحيون استان اجتناب شود.
شرايط به همين منوال گذشت و هيئت نظارت استان هم ضمن تاييد نظر هيئت اجرايي فقط صلاحيت "حميد آيتي" يكي از نامزدهاي اصلاح طلب را تاييد نمود. هرچند مابه ازاي اين تاييد، عدم احراز صلاحيت "زهره موهبتي" بود تا اصلاح طلبان خيلي "پررو" نشوند. انفعال و وضعيت مبهم آينده اصلاح طلبان استان تا روز سوم اسفند كه آخرين ليست تاييد صلاحيت شدگان شوراي نگهبان اعلام گشت ادامه يافت و در اين روز بود كه سرانجام مشخص شد از جمع نيروهاي اصلاح طلب استان صلاحيت "محمد علي موهبتي"، "محمد ديمه ور"، "حميد آيتي"، "زهره موهبتي" و "محمد شفيعي" تاييد شده است. در اين ميان "حميد آيتي" كه انگيزه چنداني براي شركت در انتخابات نداشت و تنها به خاطر احترام به خرد جمعي اصلاح طلبان ثبت نام كرده بود از عرصه زورآزمايي كنار كشيد و با توجه به نظرات طيف هاي مختلف اصلاح طلب و نيز اعتراضات دامنه دار اكثريت بايكوت شده ستاد ائتلاف كه ديگر آوازه آن به تهران هم رسيده و شخص "موسوي لاري" به شدت پيگير دعوت شدن آنها به جلسات بود، قرار شد تا انتخاب نهايي از ميان آقايان "ديمه ور" و "موهبتي" با نظر همه تشكل ها انجام پذيرد. لذا پس از حضور آقاي "موهبتي" در بيرجند مقرر شد تا در جلسه اي با حضور دو نامزد مورد نظر و چند نفر از اعضاي تشكل هاي سياسي در منزل يكي از فعالين سياسي استان برگزار و در خصوص اجماع نهايي ميان اصلاح طلبان استان نتيجه نهايي گرفته شود.
جلسه مذكور با حضور جناب آقاي "موهبتي" و 5 نفر از اعضاي بهت زده حزب اعتماد ملي بيرجند و بيش از 40 نفر!!! از طرفداران جناب آقاي "ديمه ور" برگزار شد. (به گونه اي كه مكان برگزاري جلسه گنجايش خود را تكميل كرده بود.) اما متاسفانه جلسه مذكور به جاي محفلي براي بحث پيرامون توانمندي ها و شاخصه هاي انتخاب نماينده اصلح، به محلي براي تخريب شخصيت و توهين گسترده به آقاي "موهبتي" تبديل شد و پس از مباحث بي فايده، سرانجام كار به جايي رسيد كه پس از توهين يكي از شركت كنندگان به "حاج علي موهبتي" (انسان شريف، دوست داشتني، بزرگوار و وارسته) با ايراد اتهام "بي تقوايي"، وي به همراه ديگر حاميانش جلسه را ترك كردند و "حاج علي" با دلي پر از خون و قلبي جريحه دار شده، همان شب از شهري كه "آنان" مدعيان اصلاح طلبي اش باشند به حوزه انتخابيه مشهد تغيير حوزه داد تا كساني كه حرص پست و مقام هاي حقير دنيوي چشمانشان را كور و وجدان هايشان را فاسد كرده بود با خيالي آسوده و راحت به سمت آنچه آرزويش را دارند دست ببرند. جالب آنكه پس از ترك جلسه از سوي آقاي موهبتي "لشكر زرهي پيروز" جمع آوري شده، به دستور رييس ستاد ائتلاف تحت عنوان "مجمع مشاهير و بزرگان بيرجند" صورتجلسه حمايت از آقاي "ديمه ور" را امضا كردند و متعاقب آن در ساعات پاياني همان شب صورتجلسه حمايت "ستاد ائتلاف اصلاح طلبان" از "محمد ديمه ور" با اكثريت تشكل هاي 4 گانه "هميشه موتلف" تنظيم و به تهران ارسال شد.
پس از اتفاقات آن شب، طيف معترض اصلاح طلب استان به سبب جلوگيري از بروز اختلاف ميان اصلاح طلبان و نيز به سبب آنكه "محمد ديمه ور" را (پس از رفتن آقاي موهبتي) و عدم تمايل "حميد آيتي" براي حضور در انتخابات (حميد آيتي معتقد بود با توجه به اينكه آقاي ديمه ور به هيچ عنوان حاضر نيست حتي به كناره گيري از انتخابات فكر كند، حضورش در اين شرايط موجب تشتت آرا خواهد شد و لذا هيچ قصدي براي ورود به عرصه انتخابات نداشت) گزينه تقريباً مناسبي براي آوردگاه مجلس هشتم مي دانستند، پيگيري هاي خود براي "اصلاح" روند "ناسالم" ستاد ائتلاف استان را به حالت تعليق درآوردند و به جز حزب اعتماد ملي كه بنا بر دستور العمل حزبي تنها مي توانست از نامزدهايي حمايت كند كه "ميثاق نامه" آن حزب را امضا نمايند، اعضاي همه تشكل هاي اصلاح طلب استان (منجمله چندين نفر از اعضاي شوراي مركزي و عادي حزب اعتماد ملي استان بصورت شخصي) با حضور در ستاد انتخاباتي "محمد ديمه ور" همكاري خود را براي پيروزي تنها نامزد اصلاح طلب حاضر در صحنه آغاز نمودند.
عليرغم تمام انتقادات و دلخوري هاي موجود (كه البته شخص "مهندس ديمه ور" نقش زيادي در آفرينش آنها نداشت) تصميم همه اصلاح طلبان بر آن شد تا اختلافات و كدورت ها را موقتاً به كناري بگذارند و تمام تلاششان را مصروف حضور پرقدرت در انتخابات و تلاش براي پيروزي نامزدي كنند كه موفقيتش در هر شرايطي از پيروزي جناح رقيب، بهتر و خواستني تر بود. شرايط به گونه اي مطلوب پيش مي رفت و با وجود باطن نه چندان دلپسند قضيه، برآيند كار به نسبه مطلوب و موفقيت آميز به نظر مي رسيد و رفت و آمدها و اعلام حمايت ها از "محمد ديمه ور" (كه حالا ديگر بنا بر مصالح ملي با چشم پوشي از اختلافات نامزد همه اصلاح طلبان بود) اين احتمال را تقويت مي كرد كه مجموعه محذوف اصلاح طلبان بيرجند بتوانند حضوري آبرومندانه و مثبت را حول محور آقاي "ديمه ور" در انتخابات هشتم رقم بزنند.
اوضاع بر همين منوال تقريباً مساعد و اميدبخش به پيش مي رفت كه ناگهان خبري داغ همه را شوكه نمود. يك روز قبل از آغاز تبليغات انتخابات، شوراي نگهبان راساً صلاحيت "محمد ديمه ور" را كه 10 روز قبل تاييد كرده بود، دوباره رد نمود. در شرايطي كه شوك ديگري بر اصلاح طلبان استان، به ويژه اعضاي ستاد انتخاباتي "ديمه ور" وارد آمده بود، اما اصلاح طلبان هنوز نااميد نبودند. چرا كه گزينه ديگري را روي نيمكت ذخيره خود داشتند. تماس هاي تلفني آغاز شد و از دكتر "حميد آيتي" حقوقدان اصلاح طلب، استاد دانشگاه، فعال و نويسنده سياسي، معاون جهاد دانشگاهي كل كشور و نوه حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ محمد باقر آيتي (ره) مرجع تقليد بزرگ جهان تشيع، درخواست شد در شرايطي بحراني و به دور از هر نوع انگيزه و يا آمادگي قبلي وارد عرصه انتخابات شود تا مخالفان جنبش اصلاحات به چشم خود ببينند "قسم به صبر لحظه ها/كه ما هنوز زنده ايم"
ادامه دارد...
درهمين رابطه:
دیکتاتوری و انحصارطلبی، بلای جان اصلاحات
قواعد دموكراسي در مكتب لمپنيسم غيربومي
ستاد ائتلاف در انحصار مدعيان دروغين دموكراسي
آسیب شناسی انتخابات مجلس هشتم در بیرجند از منظر رفتار تشکل های سیاسی
اختصاصي بيرجندنيوز- برخي از معلمان سازمان آموزش و پرورش استان خراسان جنوبي از ابتداي هفته جاري در اعتراض به عدم پرداخت قسمتي از مطالباتشان بر سر كلاس هاي درس خود حاضر نشده اند. بنا بر اخبار موثق تحصن فرهنگيان در بيرجند از آنجا آغاز شد كه سازمان آموزش و پرورش استان خراسان جنوبي به دليل كسري بودجه نتوانسته بود مطالبات مربوط به اضافه كاري معلمان را از ابتداي سال تحصيلي جاري (مهرماه 86) تاكنون پرداخت نمايد. گفته مي شود به همين دليل از ابتداي اين هفته تا به حال، به طور متوسط روزانه حداقل 10 مدرسه در سطح شهر بيرجند در تعطيلي به سر مي برد و دانش آموزان پس از حضور در كلاس هاي درس با غيبت معلمين و در نتيجه تعطيلي مدارس مواجه مي شوند.
به نظر مي رسد علت اصلي اين چالش را بايد در عدم وجود اراده پيگير براي پاسخ گويي به مطالبات معوقه كاركنان دولت و سياست هاي غلط بودجه ريزي و تخصيص اعتبارات دولت نهم جستجو كرد كه نتوانسته است عليرغم اعتراضات فراوان اين قشر فرهيخته و فرهنگي، تاكنون نسبت به تامين بودجه لازم براي تسويه بدهي هاي به حق آنان هيچ اقدام موثري انجام دهد.
هرچند به نظر مي رسد اين نحوه بيان اعتراض از جانب بخشي از جامعه آموزش و پرورش نيز با توجه به قداست عرصه علم آموزي و نيز سردرگم شدن و عقب ماندن دانش آموزان از برنامه هاي درسي (به خصوص دانش آموزان پيش دانشگاهي) كار درست و پسنديده اي نيست و اي كاش فرهنگيان محترم به شيوه اي مناسب تر و از طريق تشكل هاي صنفي و نمايندگان خود نسبت به پيگيري مطالبات به حقشان اقدام مي نمودند تا ضمن حل و فصل مشکل موجود در فضايي آرام تر و دوستانه تر شاهد وارد آمدن ضرر و زيان به بيت المال و نگراني و مشكلات عديده براي دانش آموزان و اولياي آنها نيز نمي بوديم.
اميد است كه با توجه به جمعيت 18 هزار نفري معلمان استان و نقش موثر آنان در توسعه فرهنگ و آموزش و علم آموزي در جامعه، دولت هر چه زودتر نسبت به تامين اعتبار لازم براي پرداخت معوقه هاي آنان اقدام نمايد و فرهنگيان عزيز نيز با مداراي بيشتر و متانت والاتري در برخورد با مشكلات هيچ گاه به خود اجازه ندهند به خاطر طلب از دولت (كه سوخت سوزي ندارد) تعطيلي عرصه مقدس تعليم و تعلم را رقم بزنند.

اشاره- انتشار مطلبي تحت عنوان "شارلاتانيسم قومي، بلاي جان توسعه منطقه اي" در وبلاگ شخصي جناب آقاي"مصطفي رسته مقدم" يكي از اعضاي شاخه دانشجويان حزب مشاركت استان خراسان جنوبي، واكنش هاي منفي فراواني را در ميان اقشار مختلف مردم منطقه ايجاد نموده است. در همين راستا مقاله اي از سوي جناب آقاي "مهندس علي غني" از فعالين اصلاح طلب استان در جواب مطلب فوق الذكر به دست ما رسيده است كه متن كامل آن را بدون كم و كاست در ذيل درج نموده ايم. بديهي است انتشار اين مطلب به خواست جناب آقاي غني صورت پذيرفته است و مطالب مندرج در آن لزوماً مورد تاييد اين رسانه نخواهد بود.
مدتي بود كه قصد كالبدشكافي انتخابات مجلس هشتم را داشتم؛ اما صبر كردم تا "امواج بي آرام" اين درياي پرتلاطم فروكش كرده و آن گاه با نشستن بر ساحل آرام بتوانم به راحتي و با منطق و نه از روي احساس نكاتي را نه براي ثبت در تاريخ، بلكه براي يادآوري به رشته تحرير درآورم تا شايد وجدان هاي به خواب رفته به گونه اي تلنگري خورده و بيدار گردد. هرچند به اين موضوع تا قبل از انتخابات اخير اميد بسته بودم، اما اكنون ديگر هيچ اميدي به اين مسئله ندارم. باري به هر جهت از آنجايي كه آرزو بر جوانان عيب نيست همچنان به اين قضيه دلبسته ام. باشد كه چنين شود.
مصطفي عزيز!
وقتي مطلب منتشر شده شما با عنوان "«شارلاتانيسم قومي» بلاي جان توسعه منطقه اي" را خواندم اصلاً باورم نمي شد كه اين مطالب را شما بيان كرده باشيد. در اين مدت كه بنده افتخار آشنايي با شما را داشته ام شايد بتوانيد قضاوت كنيد كه من به لحاظ شخصيتي چگونه آدمي هستم. من همواره سعي در بيان واقعيت ها و بازگو كردن نقاط ضعف و قوت و تلاش براي بهبود روابط تيره شده بين برخي دوستانمان را داشته ام. اين ها را گفتم كه شما منطقي مطالبم را بخوانيد و قضاوت كنيد.
دوست عزيزم!
آيا به نظر شما نقد در محيطي آرام و فضايي منطقي (به اذعان خود جنابعالي) با به كار بردن لغاتي چون «سخيف»، «رذالت»، «ياوه گويي»، «شارلاتانيسم»، «نوچه پروري» و... امكان پذير است؟ شما كه چنان با سرعت قضاوت كرده و بيان مي داريد "حداقل بر بنده مسجل و مبرهن است كه آنانكه دست به چنين ياوه گويي هايي مي زنند حتماً «داعياني» در پشت پرده داشته اند كه آن ها را دعوت به چنين كاري مي كنند." بهتر نبود در همان فضاي آرام به نقد مسائل مي پرداختيد. من كه منظور شما را از "داعيان" به خوبي مي فهمم و به بزرگي خداوند متعال سوگند ياد مي كنم نوشته هاي آن دوست مشتركمان كه طرف مخاطب شما در آن مقاله است چندين بار مورد سرزنش هاي تند همان متهمين ذهن شما قرار گرفته است. اما مصطفي عزيز! از تو مي خواهم در خلوت خودت از وجدان خود سوال كني آيا پس از نوشتن اين مقاله و مطالب تخريبي ديگري كه در ماههاي اخير نوشته اي آيا همفكران نزديك شما نيز به آرامي (و نه به تندي) شما را مورد سرزنش قرار داده اند و يا نه، عمل شما را تاييد و از كار شما تمجيد هم كرده اند؟؟
مصطفي جان!
از تو مي خواهم مطلب مرا در محيط آرام و به دور از تنش نه يك بار بلكه چندين بار بخواني (البته اگر ارزش خواندن داشته باشد.) آن وقت خود در صحت و سقم عرائضم قضاوت كن.
1- به نظر اينجانب بحث تحزب و حزب گرايي شايد پس از دوم خرداد 76 به صورت جدي در بين مردم رواج يافت. كساني كه گرايش فكري نزديك به اصلاح طلبي كه نشات گرفته از دوم خرداد بود داشتند بيشتر در بحث تحزب و اهميت احزاب سخن راندند و قلم فرسايي نمودند. بنده در اين مقوله هم با شما هم عقيده ام كه اعضاي هر حزب و كلاً اعضاي جامعه ولو اينكه عضو هيچ حزبي نباشند آزاد و مختارند تا عقايد خود را بيان كنند. اما به دلايلي كه ذيلاً به آن اشاره مي نمايم تناقضات فرمايشات شما را در بحث احزاب و آزادي هاي مشروع بيان خواهم كرد.
2- نحوه شكل گيري ستاد ائتلاف در ابتداي كار درست و منطقي بوده و به نظر بنده هيچ كس نسبت به رياست آقاي "مهندس حاجي زاده" بر ستاد ائتلاف استان اعتراضي نداشته و ندارد. چرا كه سوابق ايشان در حسن مديريت اين گونه ستادها پس از دوم خرداد 76 بر همگان روشن است. اما سوال اينجاست كه اگر شما به صحبت هاي رابط استان "جناب آقاي موهبتي" استناد مي كنيد و ايشان را قبول داريد، چرا صحبت هاي آقاي موهبتي پس از سفر آقاي "مبلغ" به بيرجند (كه به نظر بنده منشاء اوج گيري اختلافات بود) با مسئولين عاليرتبه ستاد مركز از جمله "آقاي موسوي لاري" و تاكيد و پاسخ قاطع و مثبت رييس ستاد ائتلاف كشور مبني بر اينكه احزابي كه جديداً حكم گرفته اند بايد حتماً در جلسات ستاد ائتلاف استان شركت نمايند را نپذيرفتيد؟ مگر شما به خرد جمعي و احزاب اعتقاد نداريد؟ اگر واقعاً احزاب جديد حكم گرفته بودند چرا از شركت آن ها در جلسات واهمه داشتید؟ مگر احزاب چهارگانه مورد نظر شما به غير از زمان انتخابات فعاليت ديگري هم دارند كه حال احزاب تازه حكم گرفته نتوانند كارهاي مثبت آنها را الگوبرداري كرده و انجام دهند؟ مگر ما در جامعه اي زندگي مي كنيم كه در آن احزاب حرف اول و آخر را مي زنند كه تاكيد صددرصد و صرف بر روي راي احزاب داشته باشيم؟ مگر اهل سنت به عنوان يك جريان تاثيرگذار در منطقه نيستند كه هميشه در هنگام انتخابات به سراغ آنان مي رويم و در باقي اوقات آنان را به ورطه فراموشي مي سپاريم؟ بنا بر اعتراف صريح شما مبني بر اينكه شركت اعضاي ذي نفوذ اهل سنت در جلسات خلاف آيين نامه داخلي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان بوده است اين چگونه ائتلافي است كه حاضر نيست اين جريان مهم را در خود بپذيرد؟ چگونه شما از طرفي مدعي دموكراسي و حضور همگان هستيد، اما براي حضور در ستاد ائتلاف شرط و شروط تعيين مي كنيد؟ چگونه مي توان قسم حضرت عباس شما را باور كرد وقتي دم خروس از دور هويداست؟ بنابراين اگر اعتراضي هم بوده است نه به نحوه شكل گيري ستاد ائتلاف، بلكه به عملكرد اين ستاد در ادامه و تصميمات پر از حرف و حديث آن بوده است.
3 و 4- آقاي رسته مقدم! بنده هيچ كدام از دلايلي را كه شما براي شكست اصلاح طلبان در انتخابات بيان كرده ايد قبول ندارم، بلكه تنها و تنها دليل شكستمان در انتخابات را "ديكتاتوري و انحصارطلبي خود اصلاح طلبان" مي دانم. دوست عزيز! مگر نه اينكه شركت در انتخابات براي هر شخصي آزاد است. مگر نه اينكه هركسي بنا بر مصلحت خويش و با اطلاع از توانمندي خود مي تواند در انتخابات به عنوان كانديد ثبت نام نمايد؟ شما چگونه مدعي دموكراسي هستيد اما به محض ثبت نام ديگران (از جمله خود من) به ناگاه كنترل خود را از دست داده و ثبت نام را لشكري مي دانيد؟ دوست عزيز! مگر ما اصلاح طلب نيستيم؟ مگر ما تاوان اصلاح طلبي خود را پس نداده ايم؟ چرا در ستاد ائتلاف كه شما مدعي تشكيل صحيح و تصميمات درست آن هستيد به غير از "سه" نفر براي بقيه اصلاح طلباني كه ثبت نام كرده بودند هيچ گونه احترامي قائل نشدند و حتي بعد از نفر سوم در صورت رد صلاحيت، اسم كانديداي ديگري را اعلام ننمودند؟ عزيزم! ما در شعار همگي اصلاح طلبيم و مدعي دموكراسي. اما در عمل هركدام از ما يك ديكتاتور صرف هستيم و حاضر نيستيم ذره اي از منافع شخصي خود كوتاه بياييم. هيچ گاه آن شبي كه به خاطر منافع شخصي و در شرايطي كه هنوز نه به بار بود و نه به دار "حاج علي موهبتي" را با تهمت "بي تقوايي" و چشماني اشكبار به سوي مشهد هدايت كرديم (كه بعد آن اتفاقات عجيب و غريب رخ داد كه ديگر مجال پرداختن به آن نيست) فراموش نخواهم كرد. اصلاً مصطفي جان! مگر همين آقاي موهبتي با آن همه سوابق درخشان گذشته اش رابط اصلاح طلبان نبود؟ مگر مي شود كسي رابط ستاد ائتلاف باشد و خود اصلاح طلب نباشد؟ چگونه است كه رابط ستاد حتي بعد از نفر سوم نيز جايگاهي ندارد؟؟؟ واقعاً دلم مي خواهد در خلوت خود اين سوالات را مرور كرده و به آنها پاسخي وجدان پسند نه به من، بلكه به خوت بدهي. دوست عزيزم! اگر شما به ارزش هايي چون اصالت خانوادگي، خون، عشيره به چشم ارزش هاي عصرحجري نگاه مي كنيد و آن را منسوخ شده مي پنداريد واقعاً براي شما متاسفم. به راستي اگر چنين است چرا قبل از ردصلاحيت، كانديداي مورد نظر شما تلفن نماينده دوره ششم بيرجند را سوزانده بود تا بيايد و از او حمايت كند؟؟؟ آيا شما آقاي "حميد آيتي" را اصلاح طلب نمي دانيد؟ آيا حمايت آقاي "مهندس آيتي" از وي، در شرايطي كه اصولاً هيچ كانديداي اصلاح طلب ديگري باقي نمانده بود را غيرمنطقي مي دانيد؟ من با شما هم عقيده نيستم كه تا وقتي خودمان هستيم انتخابات آزاد و عادلانه است، اما وقتي ما نباشيم ديگر انتخابات معنا و مفهمومي ندارد و بايد به دنبال مسائل ديگري بود. دوست عزيز! شما و ساير دوستان يك بار در انتخابات مجلس هفتم با حمايت مستقیم و غیرمستقیم از كانديداي ديگر از طيف اصلاح طلبان (كه البته حق مسلم شما بود) خود را در معرض آزمون مردم قرار داديد و لازم نيست كه بگويم چقدر راي آورديد. اما همين اصالت خانوادگي و خون و عشيره حدود 10 برابر شما راي آورد. در اين انتخابات هم كه فقط و فقط اصالت و خون و عشيره بود كه توانست حدود 20 هزار راي براي كانديداي مورد حمايت اكثر اصلاح طلبان استان (و نه ستاد ائتلاف) بياورد. بنده كاملاً با شما مخالفم كه اين پيروزي بزرگ را شكست قلمداد مي كنيد. چرا كه وقتي ستادي انتخاباتي 2 روز بعد از شروع تبليغات آغاز به كار مي كند و با يك صدم هزينه ساير ستادها و در شرايطي كه نتوانسته بود بيش از نيمي از روستاهاي استان را اطلاع رساني كند، چنين رايي مي آورد مي تواند پيروزي بزرگي قلمداد شود.
5- در خصوص حمايت گروهها و احزاب اصلاح طلب استان از آقاي "حميد آيتي" نيز ظاهراً شما دچار تشكيك شده ايد؟؟ اما سوالي كه به ذهن بنده مي رسد اين است كه در شرايطي كه "خانه كارگر" كه به گواه شواهد و مدارك قبل از تشكيل هر حزبي در استان، و در زماني كه بيرجند هنوز مركز استان نبود تشكيل شده و مسئول آن حكم گرفته است چگونه بنا بر اعتراف شما بعد از گذشتن مدتي از تشكيل ستاد ائتلاف بايد به جمع ستاد ائتلاف اضافه شده باشد؟ آيا به نظر شما دليل اين موضوع نمي تواند آن باشد كه برخي اعضاي ستاد نگران به اكثريت رسيدن يك طيف فكري و نهايتاً دخالت در تصميم گيري هاي ستاد بوده اند؟
جناب آقاي مصطفي رسته مقدم، دوست عزيز بنده!
يك بار ديگر از شما مي خواهم بدون كم و كاست مطالب بنده را در صورت صلاحديد چندين بار بخوانيد و قضاوت كنيد. هر چند ديگر اميدي به بهبود در روابط بين دوستان خود ندارم، اما مطمئن باشيد برخلاف شما و برخي عزيزان سعي خواهم كرد در حد توان در جهت رفع سوءتفاهمات اقدام كنم تا شايد خاطرات خوش سالهاي قبل دوباره زنده گردد.
خدايا چنان كن سرانجام كار
تو خشنود باشي و ما رستگار
در همین رابطه:
قواعد دموكراسي در مكتب لمپنيسم غيربومي
ستاد ائتلاف در انحصار مدعيان دروغين دموكراسي
آسیب شناسی انتخابات مجلس هشتم در بیرجند از منظر رفتار تشکل های سیاسی

آسیب شناسی انتخابات مجلس هشتم در بیرجند از منظر رفتار تشکل های سیاسی
* دکتر حمید آیتی
کاندیدای اکثریت اصلاح طلبان بیرجند در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی
اینک که چند هفته از برگزاری انتخابات مجلس هشتم در این سامان می گذرد، در فضایی آرام و بدون هیاهو بهتر می توان به جمع بندی و قضاوت در مورد رخدادهای پیرامونی آن نشست؛ بویژه آنکه با گذاری در برخی از سایت ها و وبلاگ های سیاسی بیرجندی مشاهده می شود که تحلیل ها و اظهار نظر ها در این خصوص، پس از اختتام انتخابات، هنوز خاتمه نیافته است. مناسب دیدم برای روشن ساختن پاره ای ابهامات، اشارات کوتاهی را قلمی نمایم:
1- در رابطه با نتیجه حاصله از انتخابات اخیر دو تحلیل وجود دارد: نخست آنکه روند طی شده در انتخابات بیرجند چیزی شبیه انتخابات تهران بوده است در حدی که دو تن از مسئولان قبلی نظام را از سر نگرانی به نگارش نامه ای واداشته و به قول بزرگانی چون موسوی لاری و مجید انصاری حرف و حدیث های فراوانی در این باره وجود دارد. از این منظر، این تحلیل هنگامی قوت می گیرد که اراده ی از پیش تعین یافته قدرت محلی را برای استحصال نتیجه مورد نظر که حتی از زخمی و قربانی کردن کاندیداهای وفادار به خود نیز ابایی نداشته است، مورد تامل و ملاحظه قرار دهیم . (عنایت شود به تغییرات پیاپی کاندیدای اصلی اصولگرایان بیرجند).
برخی از دوستان معتقد به همین تحلیل، آماری را نیز به عنوان مصداق، نشان می دهند و از جمله می گویند: تعداد آرای به اینجانب در 68 صندوقی که در آن ها ناظر داشته ایم حدود 13000 رای بوده، چگونه می شود در 142 صندوق باقیمانده، کمتر از 6000 رای داشته باشیم؟ (سایت بیرجند نیوز – 10 فروردین)
تحلیل و نگاه دوم با تسامح و اغماض ِ تخلفات اجتناب ناپذیر معمول، نتیجه حاصله را واقعی تلقی نموده و در عین حال همین نتیجه را با همه ی اما و اگر های احتمالی، پیروزی بزرگ می شمارد. چرا که اولا ورود و حضور ما در بیرجند دیرتر از تمامی رقبا و دقیقا در اولین روز تبلیغات قانونی صورت گرفت. دلیل این تاخیر سوال برانگیز هم این بود که ثبت نام من با میل و انگیزه شخصی نبود و تصمیم این بود که در صورت تایید صلاحیت آقای مهندس آیتی نماینده سابق مجلس ششم انصراف خودرا اعلام نمایم اما با توجه به پیگیری های مجدانه و تا آخرین دقایق ایشان ناچار بودیم تا آخرین فرصت ممکن، در انتظار بمانیم.
اینجانب از یاد نمی برم اولین روز و شب ورودم به بیرجند را که هنوز ستادی شکل نگرفته بود و تا بعدازظهر روز نخست، هنوز تکلیف انتقال آقای علی موهبتی به حوزه انتخابیه مشهد و یا ابقا در بیرجند نامشخص بود و فضای بسیار ابهام آلود و یاس آوری وجود داشت. صبح روز دوم به عکاسی رفتم و به همین دلیل، آماده شدن تراکت های تبلیغاتی دو روز به طول انجامید و در واقع، همه ی این ها اوقاتی بود که به رغم آمادگی های چند ماهه و گاه چند ساله ی سایر کاندیداها، از دست داده بودیم. از سوی دیگر هزینه های انتخاباتی ما بر عکس حداقل 5 کاندیدای رقیب حتی نفر ششم که 4600 رای آورد و سی دی تبلیغاتی توزیع نمود، به چهار میلیون تومان هم نرسید و به واسطه ی همین ضعف بنیه ی مالی حتی تا روزهای آخر نتوانستیم در هیچیک از روستاها و بخش ها ستاد انتخاباتی ایجاد کنیم.
با همه ی این کاستی ها، علیرغم افزون بر بیست سال دوری از زادگاه، به دست آوردن حدود 19000 رای، تفاوت حدود پانصد رای با نفر دوم انتخابات (رییس سابق دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند که به گفته بسیاری از همشهریان بیش از یک سال به گونه غیر مسقیم تبلیغات انتخاباتی خود را آغاز کرده بود) و نیز پیشی گرفتن از کاندیدای دیگر با سابقه ی مسئولیت مشاور وزیر و رییس مرکز تحقیقات مخابرات ایران و همچنین فرماندار سابق بیرجند و نیز برخورداری از حمایت تشکل های سیاسی متعدد از جمله کارگزاران سازندگی، خانه کارگر، حزب اسلامی کار، حزب اعتماد ملی، مجمع روحانیون مبارز، مجمع نیروهای خط امام، مجمع متخصصان ایران، خانه کشاورز، حزب مردم سالاری و ... از نگاه بسیاری از دوستان تحسین برانگیز بود که حقیر آن را نشانه ی عنایات الهی، تلاش گسترده و خالصانه ی عزیزان سختکوش در ستاد انتخاباتی ومحبت و اعتماد مردم خوب و صمیمی بیرجند می دانم و در اینجا بار دیگر مراتب سپاس و قدر شناسی خود را به پیشگاه آنان تقدیم می دارم.
2- دوستان شعبه حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی بیرجند هرگز به این سوال پاسخ ندادند که بعد از رد صلاحیت آقای محمد دیمه ور، در حالی که آقای خاتمی در دیدار با کاندیداهای رد صلاحیت شده سراسر کشور بر حمایت از کاندیداهای حتی با گرایش رقیق به اصلاح طلبی و حتی در شهرستان های اطراف تاکید کرده بود و ستاد مرکزی ائتلاف نیز همین مشی را سفارش می کرد چرا شیوه ای شبه تحریم در پیش گرفته و با صدور اطلاعیه ای اعلام نمودند "انتخابات استان خراسان جنوبی در هر چهار حوزه انتخابیه، غیر رقابتی است و ائتلاف اصلاح طلبان در این استان هیچ کاندیدایی ندارد"؟ (بیانیه شماره 3 ائتلاف ا.خ.ج مورخ 17 اسفند 86)
آیا مواضع و سوابق اینجانب با انتشار مقالات متعدد در نشریات اصلاح طلب –فهرست مقالات در pishineh.blogfa.com موجود است-، حضور در جریان تحصن مجلس ششم و قرائت بیانیه، تایید و شناخت بسیاری از چهره های ملی اصلاح طلب و نیز عملکرد همسرم شهیندخت مولاوردی به عنوان نایب رییس کمیسیون زنان جبهه مشارکت و رییس کمیته طرح و برنامه مجمع زنان اصلاح طلب از دیدگاه آنان کمترین نقطه ی ابهامی داشت؟!
متاسفانه آقایان در هماوردی با کاندیدای اصولگرا که با حمایت قاطع مقامات استان از حوزه ورامین به بیرجند دعوت شده بود و در شرایطی که حتی انگیزه رقابت با من را نیز نداشتند و در موقعیت منحصر بودن من بعنوان تنها کاندیدای باقیمانده ی اصلاح طلب، در موضعگیری ای کاملا غیرقابل توجیه، نه تنها یاری رسان نبودند بلکه حتی در وبلاگ های اعضای خود مدعی شدند اینجانب در صدد سوء استفاده از عنوان اصلاح طلبی هستم!و نیز چنانکه گفته شد در اطلاعیه رسمی خود منکر وجود هر اصلاح طلبی در صحنه انتخابات گردیدند. در واقع با اتخاذ چنین رویکردی اذعان نمودند که تنها خود را معیار و شاخص اصلاح طلبی می دانند و مشروعیت و رقابتی بودن انتخابات تنها تا آنجاست که کاندیدای مورد نظر آنها امکان حضور داشته باشد!
ظاهرا همینان در جایی اظهار داشته اند باید به روال دمکراتیک، به ستاد ائتلاف آنها مراجعه کرده و وضعیت خود را در معرض بررسی آن ستاد قرار می دادم.
البته اینجانب برای مراجعه به ستاد ائتلاف بیرجند هیچ مشکلی نداشتم بویژه اگر دعوتی صورت می گرفت. در تماس های تلفنی هم که قبل و بعد از ورود به بیرجند با آقایان حاجی زاده و دیمه ور داشتیم هیچکدام به ضرورت مراجعه ام به ستاد اشاره ای نکردند . واقعیت آن بود که این برادران بدون بحساب آوردن دیگر کاندیداها ی اصلاح طلب (که یقینا از ثبت نام آنها آگاه بوده و منطقا باید آنها را به ستاد دعوت می کردند تا از میانشان کاندیدای اصلح انتخاب شود) از قبل تصمیم خود را گرفته بودند و به هیچ کاندیدایی جز فرد مورد نظر خود راضی نبودند . وقایع بعدی نیز این لجاجت را تایید کرد.
اینجانب در شرایطی که هنوز تبلیغات انتخاباتی آغاز نشده بود و با هر بهانه ی جزئی احتمال رد صلاحیت می رفت (بویژه که سابقه عدم تایید از سوی هیات اجرایی را هم داشتم) طی مصاحبه ای با birjandpress.blogfa.com نسبت به رد صلاحیت آقای دیمه ور اظهار تاسف کردم. همچنین در شب دوم ورودم به بیرجند که آقای احمد حاجی زاده مسئول ستاد ائتلاف استان به ستاد انتخاباتی ما آمد خاطرنشان ساختم چنانچه ستاد ائتلاف تهران بخواهد، حاضرم در اعتراض به رد صلاحیت آقای دیمه ور، از ادامه فعالیت انتخاباتی اعلام انصراف نمایم لیکن هیچکدام از این همراهی ها و همدلی ها نتوانست پرونده ی انتخابات بسته شده از منظر آنان را مفتوح ساخته و در موضع سرسختانه شان انعطافی ایجاد کند!
افزون و مقدم بر مطالب بالا، باید بگویم به دلیل اعتقادم به کار تشکیلاتی و از آنجا که برای حمایت ائتلاف اصلاح طلبان از خود اهمیت فراوانی قائل بودم، قبل از عزیمت به بیرجند به ستاد مرکزی ائتلاف اصلاح طلبان مراجعه نموده و با آقایان مرعشی، ناصری، باقر نبوی و سرانجام در دفتر مجاهدین انقلاب با آقای بهزاد نبوی ملاقات کردم. در ملاقات با این عزیزان بدون آنکه در صدد تخطئه و تخریب کاندیدای مجاهدین انقلاب بر آیم صرفا با این انگیزه که ائتلاف از کسی که احتمال پیروزی و موفقیت بیشتری دارد حمایت کند (بر اساس اطلاعات و تحلیل شخصی خود مبتنی بر شناخت از فضای فرهنگی و اجتماعی بیرجند و نیز پرس و جو ها از افراد متعدد، شانس پیروزی برادر گرامی دیمه ور را بسیار اندک می دانستم) تقاضا کردم ستاد ائتلاف کارآمدی و نقاط قوت تمامی کاندیداهای اصلاح طلب موجود در بیرجند را با دقت بیشترمورد بررسی قرار داده و اجازه ندهد روابط بر ضوابط رجحان یابد. سپس بطور مکتوب، ویژگی ها و سوابق علمی، فرهنگی و اجرایی خویش را در اختیار آن عزیزان گذاشتم. همه ی آن بزرگواران، ضمن برخورد گرم و دوستانه ای که داشتند تصمیم نهایی را به تشکیل جلسه ائتلاف استان و ارسال صورتجلسه آن موکول نمودند تا با نظر مثبت اقدام شود.خصوصا آقای باقر نبوی مسئول استان های ستاد که علی القاعده اشراف جزئی تری بر مسائل داشت صریحا براعتبار و خوشنامی خانواده آیتی ونیز نقش موثر تایید مهندس مهدی آیتی از کاندیدای معرفی شده در آینده از سوی ستاد ائتلاف تاکید کرد و تصریح نمود با نظر مثبت، حمایت ائتلاف از حقیر را دنبال خواهد کرد و شخص ایشان بود که برای تسریع در نتیجه گیری، ضرورت ملاقات با آقای بهزاد نبوی را گوشزد کرد.
متاسفانه تصمیمات ستاد ائتلاف بیرجند بقدری عجولانه بود که قبل از ورودم به بیرجند و بدون آنکه همه ی کاندیداهای اصلاح طلب را در جریان قرار دهند و لااقل با تماسی تلفنی بصورت تشریفاتی احترامی به آنان بگذارند طی صورتجلسه ای آقای دیمه ور را به عنوان کاندیدای ائتلاف اعلام کردند. البته با فاصله ای کوتاه، آقای دیمه ور از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت گردیده و نهایتا اطلاعیه شماره 3 ائتلاف بشرح مذکور قبلی، صادر شد. اتخاذ مواضع شتابزده، یکجانبه و بسته ی دوستان در حدی بود که به قرار مسموع، موجبات رنجش شدید آقای موهبتی -که حکم پیشکسوت را نسبت به آنها داشت- و انتقال وی به حوزه انتخابیه مشهد را فراهم ساخت. همزمان با صدور اطلاعیه شماره 3، نماینده حزب اسلامی کار، آن را بطور مشروط امضا کرد و نماینده حزب کارگزاران سازندگی جلسه را ترک نموده و از امضای آن خودداری ورزید. هر دو این عزیزان بعدا به ستاد انتخاباتی ما ملحق شدند و تلاش های شایسته ای معمول داشتند.
3- در فضایی که در سطح کلان، کار حزبی و اصل حزب، تخطئه شده و ابزار دشمن تلقی می گردد هرگونه سازماندهی و تشکل مداری را باید قدر دانست. نقطه ی مقابل کار حزبی، فردگرایی و استبداد فردی است. کار حزبی، منتخبان مردم را پاسخگو و برنامه مند می کند و تمشیت امور از بستری سلیقه ای و متلون و متغیر به چهارچوبی نظام مند و قابل سنجش و ارزیابی تحول می یابد.
اینجانب علیرغم انتقاد نسبت به برخی از مواضع جناب آقای کروبی بویژه مرزبندی های نابهنگام اخیر ایشان در جبهه ی اصلاحات، نهایتاً میثاق نامه حزب اعتماد ملی را امضا کردم. (گویا آنها هم بر اساس همین شناخت قبلی، با چند روز تاخیر اعلام حمایت کردند). انتقاد من به این حزب، باعث آن نشد تا تمامیت آن را انکار کنم چرا که تشکیل یک حزب، برآیند عوامل و اجزای گوناگونی است و نمی توان یک حزب را مساوی با دبیرکل آن دانست. برای من که همه ی گروه های اصلاح طلب با سلیقه های بعضا متفاوت را عضو خانواده ی بزرگ اصلاحات می دانستم خوشایند و مطلوب آن بود که از پشتیبانی جمیع آنها بهره مند باشم.
ناگفته نماند برخی از گروهها و احزاب شهرستانی از ضعفهایی رنج می برند ولی کاستی هایی چون ضعف تئوریک، فقدان کادر سازی وعدم توجه به عضوگیری های گسترده نباید بهانه ای برای انکار اصل آن بشمار آید.
عدم اهتمام دوستان مشارکت و مجاهدین و ... در پیوستن به وفاقی صمیمانه و جمعی، به نوعی عدم احترام به گروه های متعددی بود که به بهانه انتخابات مجلس هشتم حول یک محور جمع شده بودند. بعلاوه، کناره گیری از این جمع همدل، به هدر دادن فرصتی بود که می توانست مقدمه ای قدرتمند تر برای شکل گیری و تمرین مدیریت حرکتهای آینده ی اصلاحات در این منطقه همچون انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات شوراهای محلی و انتخابات مجلس نهم باشد. این موضوع به اعتقاد من، از منظر آسیب شناسی رفتار سیاسی گروه های بازیگر در صحنه، مهمترین نکته ای است که باید مورد مداقه قرار گیرد .
4- مطالبی که نگاشته شد برای محکومیت، افشا گری، طرد و تخریب و یا سخنی فقط از سر ِ گلایه نبود . ارزیابی ای درونی بود برای ثبت در تاریخ تا احیانا با گذشت زمان، غبار تحریف چهره اش را نپوشاند. برای این بود که همه ی ما با بازنگری افعال گذشته و توجه به فرصتها و تهدیدهای پیش رو، گام های بعدی مان را محکم تر و سنجیده تر برداریم و گذشته راچراغ آینده کنیم.
اصلاحات، پروژه نیست پروسه است. برای رسیدن به آرمان های بلند باید از مسیر های سخت و سنگلاخ گذشت. گل زدن به تیم خودی هنر نیست، دروازه های بزرگ را گشودن، کاری هنرمندانه است.
اینجانب در آینده کاندیدای مجلس نیستم که عرصه را بر کسی تنگ کنم ولی گمان من این است که علیرغم همه این نامهربانی ها و ناروایی ها، اختلافات موجود قابل اغماض است.
می توان با پذیرش شجاعانه و جبران متواضعانه ی ضعف ها، همه ناسازگاری ها را به کناری نهاد و دستهای همدیگررا صمیمانه فشرد.
دوستان!
فرازها و فرودهای بسیاری در پیش است؛ این کویر تشنه و تفتیده، محتاج نشاندن درخت است، نه بر کندن شاخ و بن.
این بار، هوشمندانه تر و ژرف تر بیندیشیم و عمل کنیم.
والسلام
حمیدآیتی – فروردین 87
در همین رابطه:
بازخواني پرونده انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در بيرجند از منظر رفتار شناسي "مكتب لمپنيسم غير بومي"
(1) ستاد ائتلاف در انحصار مدعيان دروغين دموكراسي
آغاز رسمي فعاليت هاي تشكيلاتي اصلاح طلبان كشور به منظور حضور موثر در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي با تشكيل "ستاد ائتلاف اصلاح طلبان" در نيمه دوم سال 1386 آغاز شد. اين ستاد بر اساس آيين نامه داخلي خود از 21 حزب و تشكل رسمي اصلاح طلب تشكيل شده و محوريت فعاليت هاي آن برخلاف سنوات قبل، بر عهده مجمع روحانيون مبارز و شخص "سيد محمد خاتمي" رييس جمهور سابق قرار گرفته بود. ستاد ائتلاف به منظور گسترش چارت سازماني و تشكيل ستادهاي استاني خود بر مبناي آيين نامه مصوب داخلي، آقاي "محمدعلي موهبتي" را به عنوان رابط استان خراسان جنوبي منصوب و ايشان را مامور فراهم آوردن مقدمات تشكيل ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان خراسان جنوبي نمود. اين انتخاب از همه جهت انتخابي منطقي و مقبول بود. چرا كه از يك سو "حاج علي موهبتي" فردي مورد قبول و احترام همه جريانات اصلاح طلب استان بود و از سوي ديگر عملكرد "ابراهيم رضايي بابادي" رابط قبلي استان خراسان جنوبي در جريان انتخابات شوراي سوم چندان مورد رضايت اصلاح طلبان استان قرار نگرفته بود.
به اين ترتيب و بر اساس اساسنامه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان كه تصريح دارد ستادهاي ائتلاف استاني با حضور روساي دفاتر استاني و يا نمايندگان داراي معرفي نامه كتبي ازسوي هر كدام از 21 تشكل عضو ستاد ائتلاف در مركز با امتياز برابر براي همه احزاب عضو تشكيل مي شوند، اولين جلسه براي راه اندازي ستاد با حضور رابط استان خراسان جنوبي و نمايندگان احزاب مشاركت، كارگزاران، سازمان مجاهدين، انجمن اسلامي معلمان، انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها، همبستگي و بدون دعوت از نماينده دو حزب اسلامي كار و خانه كارگر برگزار گرديد. علت عدم دعوت از نماينده اين دو تشكل مخالفت نمايندگان چند تشكل ديگر و ادعاهاي آنان در خصوص غيرمعتبر بودن حكم ايشان بود! (البته چنين ادعاهايي از جانب برخي به اصطلاح اصلاح طلبان استان چندان هم بعيد و بديع نبود. اين افراد پيشتر از اين هم "علي جعفري" نماينده حزب كارگزاران استان را متهم به جعل عنوان نموده و با ساختگي دانستن حكم او كه امضاي غلامحسين كرباسچي را نيز پاي خود داشت از دعوت وي به جلسات اصلاح طلبان خودداري مي كردند.!!!)
به هر ترتيب جلسه مذكور برگزار شد و در همان جلسه رابط استان اعلام نمود با توجه به عدم شكل گيري صحيح احزاب در سطح منطقه و محدوديت اعضا و تك محور بودن آنها كه به طبع نمي تواند برآيند درستي از مطالبات اجتماع و افكار عمومي مردم باشد، بهتر است تا لايه دومي نيز براي ستاد ائتلاف ترسيم نمود و بر اساس نص صريح اساسنامه ستاد اولاً تعدادي از افراد برجسته و مورد وثوق شهرستان كه با وجود عدم عضويت در احزاب و يا ستاد ائتلاف، سوابق روشني در حمايت از اصلاحات و ستادهاي انتخاباتي اصلاح طلبان داشته و از نفوذ و احترام خاصي بين مردم منطقه برخوردارند به عنوان عضو اين جمع وارد گود شوند و ثانياً چنانچه شاخه استاني تشكل و يا حزبي كه در مركز عضو ستاد ائتلاف نمي باشد تقاضاي عضويت در ستاد را نمود نسبت به پذيرش آن اقدام گردد.
اين پيشنهادات با مخالفت برخي از نمايندگان احزاب مواجه شد و آنان با تاكيد بر اين موضوع كه اصولاً فقط كساني حق شركت در جلسات ستاد را دارند كه عضو رسمي احزاب بوده و هزينه هاي عضويت در آنها را پرداخته باشند! روش جاري را بهترين و كاملترين روش براي پيشبرد اهداف اصلاح طلبان دانستند.
البته اين افراد يا نخواستند و يا نتوانستند به اين قضيه توجه كنند كه چگونه اين احزاب سياسي كه تاكنون كنگره استاني هيچ كدامشان برگزار نشده و روسا و اعضاي شوراي مركزي آنها همگي انتصابي و هم مخرج مي باشند و چنانچه مشتركاتشان را حذف نماييم در سطح منطقه روي هم 25 عضو هم ندارند (اين رقم را با جمعيت 450 هزار نفري استان مقايسه كنيد!) خواهند توانست برآيندي از خرد جمعي و مطالبات اجتماعي مردم استان باشند؟
به هر روي جلسه نخست ستاد ائتلاف با حضور محمد ديمه ور (نماينده انتصابي سازمان مجاهدين - عضو حزب مشاركت - كانديداي انتخابات)، محمدرضا آقاابراهيمي (نماينده انتصابي مشاركت - كانديداي انتخابات)، حسين شكيبي (نماينده مادام العمر انجمن اسلامي معلمان كه 9 سال از آخرين جلسه اعضاي آن گذشته است - عضو مشاركت)، سيد مهدي رحيمي (نماينده انجمن اسلامي مدرسين - عضو مشاركت)، علي جعفري (نماينده انتصابي كارگزاران) و حسين موهبتي (نماينده انتصابي همبستگي) برگزار گرديد و نكته جالب اينكه با لابي اعضاي مشاركتي ستاد -بر خلاف عرف معمول در همه تشكل ها و ائتلاف ها- به جاي انتخاب رييس ستاد ائتلاف از ميان اعضاي قانوني موجود آن، "احمد حاجي زاده" يكي ديگر از 14 عضو!!! حزب مشاركت در سطح منطقه (كه اتفاقاً نماينده هيچ حزب و تشكلي هم نبود) به عنوان رييس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان (آن هم با حق راي) انتخاب و وارد مجموعه گرديد!
بالاخره با وجود همه كاستي ها و نواقص، "ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان خراسان جنوبي" تشكيل شد و از روز بعد از جلسه مذكور بود كه برخي از اعضاي ستاد ارتباطات خود را با مركز آغاز كردند و با دادن اطلاعات غلط و مطرح نمودن برخي مسائل نادرست سعي نمودند تا با دور زدن رابط استان و حذف وي، مانع محكمي كه بر سر حصول مطالبات و خواسته هاي شخصي و گروهي شان وجود داشت را مرتفع كنند.
چند ماهي به همين منوال و در شرايطي كه فضاي سياسي كشور هنوز كاملاً درگير جو انتخابات مجلس هشتم نشده بود گذشت و در اين مدت زمان بزرگترين ضربه ممكن بر جريان مشاركتي ستاد ائتلاف استان وارد آمد و عملي شدن اهداف از پيش طراحي شده آنان (كه قرار بود با رد شدن از كانال عنوان مظلومي به نام ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان رنگ دموكراسي و خردجمعي به خود بگيرد) را در هاله اي از ابهام فرو برد.
آنچه اتفاق افتاد ضربه مهلكي بود كه حتي تصور آن هم به هيچ عنوان به ذهن برخي از اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان خطور نكرده بود. ماجرا از اين قرار بود كه برخي از احزاب و تشكل هاي برجسته و رسمي عضو ستاد ائتلاف اصلاح طلبان كشور بر مبناي سياست هاي حزبي براي گسترش تشكيلاتي خود، اقدام به راه اندازي دفاتر استاني خود در سطح كشور كرده و به تبع آن در خراسان جنوبي نيز نسبت به معرفي كتبي و رسمي نمايندگان خود براي عضويت در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان اقدام نموده بودند. و به اين ترتيب نمايندگان رسمي مجمع روحانيون مبارز، مجمع نيروهاي خط امام (ره) و حزب جوانان ايران اسلامي به عنوان نماينده سه تشكل از تشكل هاي 21گانه عضو در ستاد ائتلاف مركز، در كنار نماينده بايكوت شده دو حزب اسلامي كار و خانه كارگر از رييس ستاد ائتلاف استان خواستند تا بر اساس نص صريح اساسنامه به وظيفه قانوني خود عمل كرده و آنان را به جلسات ستاد ائتلاف دعوت نمايد. اين جداي از درخواست رسمي احزاب و تشكل هايي مانند حزب اعتماد ملي، مجمع متخصصين ايران، خانه كشاورز، انجمن اسلامي دانشگاه بيرجند، حزب مردم سالاري و ساير احزابي بود كه بر مبناي صراحت اساسنامه داخلي ستاد ائتلاف، شاخه هاي استاني آنها مايل به پيوستن به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان بودند.
اما آنچه اتفاق افتاد بسيار جالب و بي نظير بود. رييس ستاد ائتلاف استان در پاسخ به درخواست قانوني و مشروع احزاب فوق پس از حدود يك ماه دفع الوقت و امروز و فردا كردن در نهايت اعلام داشت كه به سبب خلق الساعه بودن و يا به تعبير يكي از دوستان كشك بودن اين احزاب، آنها را به جلسات ستاد ائتلاف اصلاح طلبان دعوت نخواهد كرد. اين اظهارنظر صريح و البته قابل پيش بيني كه به واقع شاه بيت سخنان جريان تندرو و انحصارطلب اصلاحات در استان بود به مذاق نمايندگان قانوني احزاب خوش نيامد و آنان را وادار كرد تا بر مبناي اساسنامه، دست به دامان رابط استان خراسان جنوبي شوند و از وي بخواهند تا جرياني كه به ميانداري فردي غيربومي سعي در ايجاد اختلاف و تفرقه ميان اصلاح طلبان استان دارد را وادار به تمكين در برابر اساسنامه قانوني ستاد ائتلاف نمايد. حضور "حاج علي موهبتي" به عنوان رابط ستاد ائتلاف استان در بيرجند براي رتق و فتق امور هم نتوانست به حل مشكل به وجود آمده كمك كند و همچنان مرغ "مكتب لمپنيسم غيربومي" يك پا داشت و رييس پشت پرده ستاد ائتلاف استان به هيچ عنوان حاضر نبود به قانون منبعث از اساسنامه داخلي ستاد ائتلاف گردن نهاده و دست از انحصارطلبي گروهكي خود بردارد. در اين مرحله بود كه بخش ديگري از تعارضات نيز رو شد و زبان گزنده و تلخي كه همواره به توهين و افترا باز شده است نه تنها نقش محوري و حق راي رابط استان، بلكه اصلاح طلب بودن وي را نيز كتمان نمود.
پس از آنكه تمامي راههاي مسالمت آميز و دوستانه براي متقاعد نمودن برخي اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان براي تن دادن به قانون و منطق انساني به بن بست رسيد، به درخواست رابط ستاد ائتلاف نامه اي از طرف 14 تشكل (احزاب كارگزاران، همبستگي، خانه كارگر، اسلامي كار، مجمع روحانيون، مجمع نيروهاي خط امام، اعتماد ملي، مجمع اسلامي بانوان، مردم سالاري، مجمع متخصصين، خانه كشاورز، انجمن اسلامي دانشگاه بيرجند، جوانان ايران اسلامي و جبهه متحد دانشجويان و فارغ التحصيلان ايران) با عنوان "عبدالواحد موسوي لاري" رييس كل ستاد ائتلاف كشور نوشته و با توضيح مبسوط در رابطه با اتفاقات روي داده شده از وي درخواست شد تا از طريق قانوني، يا رييس وقت ستاد ائتلاف استان را وادار به تبعيت از اساسنامه قانوني به جاي "خان مظفرهاي غيربومي" نموده و يا با بركناري وي زمينه را براي تفاهم و همدلي اصلاح طلبان استان فراهم آورد. اين نامه اعتراضي در كنار پيگيري ها و رايزني هاي انجام شده با آقايان "موسوي لاري"، "سيدصفدرحسيني"، "باقر نبوي" و "علي اصغر احمدي" سبب آن شد تا ستاد ائتلاف مركز "سيد مرتضي مبلغ" را به عنوان داور براي حل اختلاف به وجود آمده به بيرجند اعزام نمايد. حضور يك روزه "مبلغ" در بيرجند و جلسات او با اكثريت معترض ستاد ائتلاف سبب آن شد تا وي عليرغم مشاركتي و اصفهاني بودن، حق را به جانب معترضان داده و از رييس ستاد ائتلاف استان بخواهد تا جلسات را با حضور همه تشكل ها و احزاب سياسي كه قانوناً مي بايست عضو ستاد ائتلاف باشند برگزار نمايد. ليكن متاسفانه عليرغم حل شدن ظاهري مشكلات و پذيرفته شدن پيشنهاد آقاي مبلغ در جلسه مذكور و نيز دستور صريح شفاهي آقايان "موسوي لاري" رييس و "علي اصغر احمدي" دبير ستاد ائتلاف كشور در خصوص الزام رييس ستاد استان براي گردن نهادن به اساسنامه داخلي و دست برداشتن از انحصارطلبي و تماميت خواهي، نامبرده عليرغم قول قبلي خويش، در تماس تلفني روز بعد از عزيمت "مبلغ" به تهران، با زيرپا گذاشتن توافقات و كتمان تعهد و قول خود، به رابط استان خراسان جنوبي اعلام نمود كه "دوست ندارد كس ديگري را به جلسات ستاد ائتلاف دعوت كند و هر كسي را كه عشقش بكشد به جلسه دعوت خواهد كرد."
اين پاسخ صريح و جالب توجه براي همه روشن ساخت كه اصولاً هيچ حسن نيت و يا تمايلي به تفاهم و اجماع در ميان اقليت انحصارطلب ستاد ائتلاف استان وجود ندارد و غاصبان اين ستاد آن را به مانند ميراث مشروع پدري خويش دانسته و حاضر نيستند هيچ كس را پيش از ثابت نمودن برادري (بخوانيد بندگي و سرسپردگي به مكتب لمپنيسم غير بومي) در آن شريك نمايند.
ديگر هيچ راهي براي اصلاح طلبان واقعي استان باقي نمانده بود جز آنكه به عنوان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حقيقي در برابر ستاد جعلي و غصبي فعلي اعلام موجوديت نمايند. مراحل انجام اين كار طي شد و بيانيه اعلام موجوديت اين ستاد هم آماده انتشار گشت كه ناگهان نتايج بررسي صلاحيت هاي هيئت هاي اجرايي انتخابات در رد صلاحيت 100 درصد نامزدهاي جبهه اصلاحات در سطح استان خراسان جنوبي اعلام شد و همه اصلاح طلبان استان موقتاً به كما رفتند...
ادامه دارد...
درهمين رابطه:
فیلترینگ دو وبلاگ بیرجندی در آستانه سال جدید
با خبر شدیم در آستانه سال جدید و همزمان با اوج گرفتن تبلیغات انتخابات مجلس هشتم، وبلاگ آقایان "علی ظهوری" مسئول شاخه دانشجویان جبهه مشارکت استان خراسان جنوبی و "مصطفی رسته مقدم" یکی از اعضای این شاخه در همه ارائه دهنده های خدمات اینترنت ایران فیلتر و غیر قابل دسترسی شده است. به نظر می رسد علت فیلترینگ وبلاگ های این دو فعال سختکوش ستاد انتخاباتی "مهندس محمد دیمه ور" مطرح کردن مباحث مربوط به تحریم انتخابات مجلس بوده است.
بیرجندنیوز ضمن تبریک فرارسیدن سال نو و میلاد پیامبر رحمت و دوستی به همه ایرانیان عزیز با هر دین و مذهب و مرام و فکر و اندیشه و طینت مراتب تاسف خود را از فیلتر شدن این دو وبلاگ اعلام نموده و با پایفشاری دوباره بر عهد خود مبنی بر "اطلاع رسانی شفاف و صادقانه به مردم شریف منطقه" فعالیت خود را در سال جدید با قدرت تمام آغاز می نماید.
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
کز بهر جرعه ای همه محتاج این دریم
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
جائی که تخت و مسند جم میرود بباد
گر غم خوریم خوش نبود به که می خوریم
تا بو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم
واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست بفردوس ننگریم
چون صوفیان بحالت و رقصند مقتدا
ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم
از جرعه ی تو خاک زمین در و لعل یافت
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم
حافظ چو ره بکنگره ی کاخ وصل نیست
با خاک آستانه این در به سر بریم
