تبليغاتX

بر سردر خانقاه "شيخ ابوالحسن خرقاني" چنين نوشته بود: هر که در اين سرا درآيد نانش دهيد. نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد. چه آنکس که به درگاه باريتعالي به جان ارزد؛ البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد  

برادر خاطرت هست؟

 

يك عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي استان:
شايعه رد صلاحيت مهندس آيتي جنگ رواني رقباي اصلاحات است

اختصاصي بيرجندنيوز- شايعات مربوط به احتمال رد صلاحيت مهندس آيتي در انتخابات مجلس هشتم بي پايه و اساس و ساخته و پرداخته ذهن گروهها و افرادي است كه مي دانند با توجه به اقبال گسترده مردم به آقاي آيتي، با حضور ايشان در صحنه امكاني براي راي آوردن نخواهند داشت. يك عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي استان در گفتگو با بيرجندنيوز با اعلام اين مطلب افزود: شوراي نگهبان در طول سال هاي گذشته روند مشخصي در تاييد صلاحيت ها داشته و تجربه 4 انتخابات گذشته مجلس نشان مي دهد هيچ نقطه مبهمي در پرونده آقاي آيتي وجود ندارد تا دليلي براي حذف ايشان از ليست نامزدها باشد. وي با اشاره به سخنان اخير سخنگوي شوراي نگهبان مبني بر ملاك بودن تاييد صلاحيت هاي گذشته افراد، گفت: مگر مي شود فردي كه در انتخابات مجلس هفتم جزو معدود اصلاح طلباني بوده است كه از سوي شوراي نگهبان احراز صلاحيت شده است پس از گذشت چهار سال در همان نهاد رد صلاحيت شود؟
اين عضو ستاد انتخاباتي اعتمادملي در ادامه با درخواست از هيئت هاي اجرايي و نظارت براي عدم دخالت دادن گرايشات سياسي فردي در بررسي صلاحيت ها، ادامه داد: هيچ مشكلي براي تاييد صلاحيت آقاي آيتي وجود ندارد، چرا كه فقهاي شوراي نگهبان افرادي عادل اند و مگر مي شود صلاحيت فردي را چهار سال پيش در دوران پر تلاطم فعاليت هاي سياسي و حضور در مجلس احراز كنند و امروز پس از چهار سال دوري از فعاليت ها و اظهارنظرهاي سياسي و اشتغال به مسئوليت در امور عمراني مملكت اين صلاحيت احراز نشود؟
اين مسئول ستاد انتخاباتي حزب اعتمادملي با اشاره به اين نكته كه اصولاً بررسي صلاحيت هاي كمي در هيئت هاي اجرايي محدود به استعلامات چهارگانه است و اين هيئت ها حق ندارند فردي را خارج از استعلام 4 مرجع مصرح در قانون رد صلاحيت كنند، دليل هيئت هاي نظارت براي رد صلاحيت بسياري از اصلاح طلبان در انتخابات هاي گذشته را مصاديق كيفي مانند عدم التزام به اسلام، ولايت فقيه و قانون اساسي و يا اشتهار به بدنامي و... در منطقه برشمرد و افزود: اگرچه اين موارد كيفي و سليقه اي است و اصولاً معيار و يا تعريف مشخص قانوني براي تشخيص مصاديق آن وجود ندارد، اما مسلماً نمي توان با تمسك به اين دلايل صلاحيت آقاي آيتي را مخدوش نمود. وي مهندس آيتي را فردي وابسته به خاندان فقاهت و ولايت، با سوابق درخشان انقلابي و حضور در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل و جزو خوشنام ترين و مورد وثوق ترين خاندان هاي منطقه خراسان جنوبي دانست و گفت: مضحك است برخي دوستاني كه سوابق خانوادگي شان مشخص است، قصد دارند با ضد ولايت فقيه خواندن فردي كه تمامي اجدادش عالمان دين و مراجع تقليد بوده اند براي خودشان جايي باز كنند.
وي در ادامه روابط حسنه خاندان آيتي با مقام معظم رهبري در دوران تبعيد معظم له در بيرجند را سندي بر سخنان خود دانست و گفت: 20 سال پيش هم عده اي از همين دوستان در جريان سفر مقام عظماي ولايت به بيرجند (در دران رياست جمهوري ايشان) قصد حذف خاندان آيتي از تاريخ پرافتخار بيرجند را داشتند و بهتر است همان افرادي كه امروز براي عدم احراز صلاحيت آقاي آيتي شايعه سازي مي كنند، موضع گيري مقام معظم رهبري و تاكيد ايشان بر دعوت از حضرت آيت الله نابغ آيتي و سخنان رد و بدل شده ميان اين دو يار قديمي را به ياد بياورند.
اين منبع نزديك به ستادانتخاباتي مهندس آيتي در ادامه گفتگو با اشاره به رايزني هاي دبيركل حزب اعتماد ملي با رهبري انقلاب در بحث تاييد صلاحيت اصلاح طلبان اعتدال گرا، به يادآوري ديدار نمايندگان مجلس ششم با رهبري پرداخت و با اشاره به تفقد ويژه معظم له به آقاي آيتي در آن ديدار كه موجب حيرت و احترام همه نمايندگان شده بود، اعلام كرد: مسلماً شوراي محترم نگهبان در احراز صلاحيت ها به وظيفه شرعي خود عمل خواهد كرد و شايعات ساخته و پرداخته افرادي كه تا به حال حتي يك بار مقام معظم رهبري را از نزديك نديده اند اثري بر بررسي صلاحيت ها نخواهد داشت.
اين عضو شوراي مركزي حزب اعتمادملي در پايان با اعلام اين مطلب كه شوراي نگهبان نهادي قانوني و مستقل است و تحت تاثير شايعات و فشارها قرار نمي گيرد، افزود: به طور قطع هيچ اراده اي براي عدم احراز صلاحيت مهندس آيتي در شوراي نگهبان وجود ندارد و حرف و حديث هاي مطرح شده كه شايعه سازي ها و جنگ رواني دو گروه اصلي رقيب جريان اعتدال گرا مي باشد، هيچ تاثيري بر احراز صلاحيت ايشان نخواهد گذاشت.

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 10:1 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 
السلام عليك يا أبا عبدالله وعلى الارواح التي حلت بفنائكوأناخت برحلك عليك مني السلام ابداً ما بقيت وبقي الليل و النهار، السلام علىالحسين وعلى علي بن الحسين وعلى أولاد الحسين وعلى أصحاب الحسين

امام خميني (ره): محرم و صفر است كه اسلام را نگهداشته است


اشاره- «بابك داد» را از پاورقي هايش در روزنامه به محاق رفته "جامعه" مي شناسيم. پاورقي هايي كه بعدها در قالب كتاب "صد روز با خاتمي" سندي از تلاش مردم شريف ايران براي نيل به مردم سالاري ديني در دوم خرداد 76 شد. «داد» كه در اوايل دهه هفتاد خبرنگار پارلماني روزنامه سلام بود، در دوران تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري ششم به عنوان خبرنگار ويژه همراه سيد محمد خاتمي شد و به دليل احاطه بر اتفاقات آن روزها از پتانسيل كافي براي نقد گذشته اصلاحات و آن روزهاي عجيب برخوردار است. اينك پس از 10 سال از آن روزهاي خاطره انگيز از منظر منتقدي منصف با راه اندازي وبلاگ شخصي اش به آسيب شناسي جنبش اصلاحات پرداخته است. متن زير نامه اي است كه به خاتمي نگاشته است:


نامه سرگشاده بابك داد به آقاي خاتمي
مشاركت به مرخصي مطالعاتي تاريخ برود!

جناب آقاي خاتمي عزيز!
علت نگارش اين نامه، بلافاصله پس از انتشار نامه سرگشاده ام به شما، تكميل آن است. لازم است حال كه در آن نامه از شما و حضورتان در انتخابات پيش رو، گلايه و سئوالاتي داشتم، در اين نامه درباره دوستاني بنويسم كه از قضا تقصيرشان در راضي كردن شما به اين حضورنافرجام، بسيار بيشتر از آنست كه در نامه قبل، فقط به اشاره اي و گذري گفتم و رد شدم.
مشخصاً انگشتم به سوي برخي از دوستان مشاركتي است. والا سهل است كه خيلي از دوستان، آنچه در توش و توان داشتند براي خدمت به مردم بكار بستند و در بخشهايي موفق هم بودند.
سخنم درباره كساني است كه با بودجه هاي فراوان در دولت شما تشكيل جبهه دادند، اما حتي نتوانستند در ميان گروههاي دوم خردادي،جبهه اي تشكيل دهند يا صاحب كمترين اثر و اقتداري باشند.حال كه آنان هنوز در انديشه بازگشت به قدرتند و باز قصد دارند بدون برنامه اي عملي و ممكن، اين مسير را طي كنند و به همين هيچ كجايي كه الان رسيده اند برسند و حال كه براي اين مقصود شما را راضي كرده اند كه باز پوشاننده ضعفهاي جدي و عملكرد غيرقابل دفاعشان باشيد و از انبان آبرو و احترام خود براي به مقصد رساندنشان بذل كنيد. پس بد نيست كمي درباره آنها هم سخني بگوييم. عدالت چنين اقتضا ميكند.

جناب آقاي خاتمي عزيز!
آدمها بسته به شرايطي كه در آن قرار مي گيرند، بازتعريف مي شوند. چهره ها در عكسبرداري هم همين گونه اند. گذشته از چهره هايي مثل روي زيباي شما، كه در همه حالتي زيبا و دلربا هستند، هر چهره اي در يك زاويه و گوشه اي، مناسب و زيباست و ممكن است در حالت و زاويه ديگري زشت و ترسناك شود. آدمهايي مثل من كه در هر زاويه و در همه حالتي نازيبا هستند! بخصوص از نگاه دوستاني كه نقدشان كرده ام.
دوستان اصلاح طلب ما، قبل از دوم خرداد نشان داده بودند كه در زاويه "منتقد بودن از قدرت" و در مقام "نقد و سخن"، چهره دوست داشتني و مظلومي دارند و در آن زاويه توانستند چهره وجيهي از خود به نمايش بگذارند. آنقدر مظلوم و قرباني و رقت انگيز بودند كه مردم دلشان لك زده بود كه همه زندگيشان را براي آنها فدا كنند، از بس مظلومند! اما همين كه دست تقدير آنها را در زاويه مقابل يعني در موضع قدرت و منصب نشاند، به كلي آن وجاهت را از دست داده و دكوراژه و حتي هول آور شدند. به عبارت ديگر، در موضع مظلوميت و انتقاد و به زندان افتادن و گريه كردن، برخي از دوستان ما بهتر مي توانند حس همدردي مردم را بر انگيزند و جايشان بر بلنداي مناصب قدرت نيست! ليكن اگر روزگار قصد شوخي با آنان را داشته باشد و بطور اتفاقي آنان را به قدرتي برساند، چون اساساً به ايفاي نقش "منتقد مظلوم" عادت كرده اند، از ايفاي نقش قانونگذاران مسلط يا مجريان مقتدر عاجز مي مانند و كارنامه بدي مثل اين هشت ساله برجاي مي گذارند.
ممكن است جبهه مشاركت بتواند بعد از هشت سال فرصت سوزي و كم فروشي و كم كاري، و بعد از دو سال استراحت و مرخصي اجباري(!) حال با شعارهاي داغ تازه اي وارد عرصه شود و بتواند مردم را دوباره فقط كمي احساساتي كند، اما اين مردم ديگر خودشان را براي دومين بار فداي اين دوستان مظلوم وطفلكي نمي كنند! ضمن اينكه يك ايراد كوچك وجود دارد؛ هنوز خيلي از آن سالها دور نشده ايم و مردم هم آنقدرها دچار آلزايمر و فراموشي نشده اند كه حرفها و كردار اين دوستان را در آن هشت ساله بكلي فراموش كرده باشند.
مجلس بي ثمر ششم هنوز در خاطر مردم هست. با همه تلاشي كه دوستان مي كنند تا آن مجلس را بعنوان مجلسي قهرمان و قرباني و يكه جلوه دهند، اكنون جز خاطراتي از جاه طلبي ها و خودخواهيها و عملكرد بيهوده بسياري از نمايندگان آن در اذهان عموم برجاي نمانده است.
دوستان ما به محض رسيدن به جبروت مست كننده قدرت، تغيير كردند و نشان دادند كه آن مظلوميت قبلي، فقط ناشي از زاويه اي بوده كه در آن عكس انداخته بودند! آنها يا به سكوت در موارد بسياري رضايت دادند يا به سروصداي ايذايي و غيرلازم در جاهايي پرداختند كه اساساً به جنجال و غوغا حاجتي نبود! عملاً و قبل از همه، توانستند بساط انتقاد و نقد را برچينند و حتي به بستن مطبوعات و راديكاليزه شدن جامعه كمك كردند. كه البته در اين نوشته، وارد جزييات و ذكر شواهد براي حرفهايم نمي شوم. خاطراتم از آن دوران خاكستري را در جاي ديگري (وبلاگم) دارم مي نويسم.
 دوستان ما در مسند قدرت، بجاي استفاده از همان موقعيتها و ظرفيتهاي "موجود" براي خدمت، جاه طلبي خود را رنگ تازه اي زدند و به فكر فتح سنگر به سنگر قدرت افتادند، طبيعتاً بر طبل جنگ قدرتي كوفتند كه بازنده محتوم آن خودشان بودند.
عده اي از دوستان ما، گمان كردند كه حتي در مسند قدرت هم، همچنان بايد مانند يك منتقد مظلوم و قرباني و شهيد باقي بمانند. آنها بدون درك موقعيت ممتاز كار، همچنان در جايگاه سخنرانيهاي تبليغاتي و انتخاباتي ماندند و آنقدر ماندند تا همه دوران كاريشان به اتمام رسيد! خيلي از اين دوستان عزيز كه اصلاً كار قانونگذاري و اجرا را بلد نبودند و تصادفاً به قدرت رسيده بودند، همچنان از آرمانهاي نشدني و آرزوهاي دوري سخن ميگفتند كه براي ترجمه آنها به زبان تقنيني و قانونگذاري يا اجرا، هيچ معادلي وجود ندارد. آنها براي نعل وارونه زدن، فلسفه هاي فكري و آرمانشهرهاي خود را وارد فضاي جامعه ساختند و شور كاذبي در جامعه و جوانان برپا كردند تا به آن آرمانها چشم اميد بدوزند. و البته نتوانستند معادلهاي ممكني درزبان قانونگذاري براي آن آرمانشهرها بيابند و لهذا نااميدي و ياس و بيهودگي را به كل جامعه اميدوار سرايت دادند. مي دانيد آمار مهاجرت مغزها و جوانان در سالهاي آخر دوره اصلاحات چه رشدي داشته است؟
ترجيع بند حرفهاي قشنگشان اين بود كه "صدسال راه براي تحقق آن شعارها در پيش است!" البته اين را قبل از انتخابات نگفته بودند تا مردم با حساب سرانگشتي بفهمند كه با يك يا دو دوره چهارساله، كار به فرجام نمي رسد. قبول بفرماييد دادن وعده صدساله بعد از تصاحب قدرت چهارساله، از صداقت و شفافيت بدور بود. اين دوستان بارها در مقابل اين سئوال مردم مشتاق و جوانان و دانشجويان اميدوار، كه "بالاخره كي به تحقق آن شعارها و آرمانهاي بزرگ مي رسيم؟" بدرستي ميگفتند كه اين راه حداقل صد يا دويست سال طول مي كشد!
بله آن راه طولاني است و كسي در آن شكي نداشت و ندارد كه صدسال ممكن است طول بكشد كه كشوري به جامعه مدني و قانونمندي و دموكراسي و آزادي و ... برسد. اما دوستان ما هرگز به اين سئوال پاسخ ندادند كه "بگوييد برنامه عملي شما براي سال اول و دوم آن "راه صدساله" چيست؟ و از كجا بايد شروع كنيم؟"هرگز پاسخ ندادند كه "چرا براي تصاحب يك دوره چهارساله، شعارهاي صدساله و دويست ساله داديد؟"
همه ما بخوبي ميدانيم كه براي خوردن يك گاو بزرگ، بايد آن را لقمه به لقمه كرد و خورد! براي طي راههاي طولاني و آرمانهاي بزرگ هم بايد مسير را انتخاب كرد و قدم به قدم جلو رفت. اما دوستان ما، زماني كه در مسند قدرت قرار گرفتند، حتي نتوانستند بگويند برنامه شان بري قدمهاي اول در دوره چهارساله مسئوليتشان چيست؟ و چطور از زمان و امكان و قدرتي كه دارند، براي برداشتن گامهاي اول استفاده مي كنند! نگفتند آن مسير صدساله را چطور و از كدام ايستگاه مي خواهند شروع كنند؟ كه اگر مي گفتند، امروز مي توانستند وعده بدهند كه اگر مردم موافق پيمودن باقي مسير صدساله هستند، يك دوره چهارساله ديگر به آنها راي بدهند. جامعه در هر قدم، با احساس جلورفتن، نيرو و جاني دوباره مي گرفت و اميدوارتر مسير را طي ميكرد. اما شوربختانه آنها دوره مسئوليتشان را با جدل و فرصت سوزي و بيهودگي سپري كردند و نهايتاً ياس و نوميدي را به مردم هبه كردند.
راستش اين است كه جز شعارهاي دلفريب، خيلي از اين دوستان نه به آن آرمانها دلبستگي دارند و نه راه رسيدن به آن مدينه فاضله را مي دانند. آن شعارهاي بلند و دور از دسترس، صرفاً "كوچه در رو" مناسبي بود و هست براي فرار محترمانه از سئوالات و انتظارات مردم! مردم به كساني كه از كوچه هاي در رو مي گريزند، كمتر مجال دوباره اي ميدهند. اين جامعه خسته و سرخورده، به حضور دوباره دوستان مشاركتي در انتخابات آينده يك تلخ خنده ميزند و روي برمي گرداند.
با حضورتان در جلوداري اين دوستان، مخاطب آن تلخ خنده نشويد و بگذاريد همچنان ختم و خاتم اميدهاي مردم براي روزهاي آينده باقي بمانيد.

جناب آقاي خاتمي!
حال دوستان مشاركتي ما دوباره مي خواهند با حضور شما، خاطرات خوش 1376 و دوم خرداد را دوباره سازي كنند. كه البته بدلايل گوناگون اين امر، محال و غيرممكن است. اگر حاكميت ريسك امتحان اين فرضيه را داشت و صلاحيت همه اين دوستان را براي شركت در انتخابات آينده تاييد ميكرد، راي "نه" مردم اين مدعايم را اثبات ميكرد. سهل است كه من هم اگر جاي حاكميت بودم براي اثبات مدعاي يكي ديگر، چنان ريسكي را نمي كردم!
اگر قصد حضور دوباره در انتخابات را داريد، اين بار حداقل از دوستان بخواهيد براي شعارهاي قشنگي كه سر مي دهند، برنامه هاي عملي و معادلهاي شدني ارائه كنند. از هر كدام از مشاورانتان كه شعار يا تز تبليغاتي خوبي پيشنهاد ميكند، بخواهيد كه ذيل آن شعار زيبا، برنامه يا تضميني بدهند كه از كدام مسير ممكن در مجلس اين حاكميت و با امكاناتي كه قانون اساسي اين كشور به مجلسش ميدهد، مي شود به آن هدف رسيد؟ والا نگذاريد با شيوه سوئيسي يا آمريكايي برنامه تبليغاتي و شعارهاي انتخاباتي ارائه بدهند و فردا در صحنه عمل ببينند كه آن شعار و تز براي اجرا در اين جامعه و اين كشور، نه ممكن است و نه مناسب!

جناب آقاي خاتمي!
واقعيت هراس آور اين است كه دوستان عزيز ما، هنوز خيلي چيزها را از مادر تاريخ نياموخته اند. دوستان ما برخلاف نامي كه برگزيده اند، هنوز جز دعوا و جنگ و جاه طلبي، و حذف و نقدناپذيري و تكروي، چيزي از آن سالها ياد نگرفته اند. به عبارتي نه اهل كار در يك جبهه واحدند و نه اهل تشكيل چنان جبهه اي هستند و نه متاسفانه اهل مشاركت و مرافقت و دوستي اند. در انتخابات اخير شوراهاي شهر و انتخابات رياست جمهوري هشتم اين واقعيت ترس آور را باز نشان دادند و هنوز مي خواهند با همان داشته هاي محدودي كه قبلاً داشتند و بسياري را بر باد دادند، باز در عرصه اي حاضر شوند كه غير از مظلوم نمايي، به برنامه و مسئوليت پذيري و اقتدار هم نياز هست.
تمام خواهشم از شما اين است كه به دوستان انذار و هشدار دهيد مادامي كه به چنان جبهه واحد و مقتدري تبديل نشده اند و مادامي كه برنامه ممكن و عملي ندارند، از رانت آبرو و احترام شما نزد مردم بهره نگيرند و نخواهند شما پشت چكهايشان را امضا كنيد!
تا رسيدن به چنان جايي، دوستان بهتر است مرخصي خود را تمديد كنند و تاريخ بخوانند. آموزگار تاريخ، راه عملي و مسيرممكن براي رسيدن به بسياري از آرزوها و آرمانها را به آنان ياد خواهد داد.
قبول بفرماييد اين درست نيست كه دوستان ما از طبع شعر مردم سوءاستفاده كنند و شعارهاي زيبا را بجاي برنامه تحويل مردم بدهند. تاريخ نشان داده كه هر سياستمداري كه از طبع شعر ظريف مردم ما سوءاستفاده كند، سوژه طبع بذله گوي و طنزپرداز اين مردم خواهد شد! كافي است اهل مطالعه تاريخ و يادگيري از آن باشيم.

با تجديد احترام
بابك داد
21 آذرماه 1386

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 13:3 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 

پیش از دستور:

مصاحبه خواندنی مهدی کروبی با روزنامه اعتماد ملی: پشت پرده مجالس اول تا ششم


شنيده هاي انتخاباتي:

اسامي افرادي كه در حوزه انتخابيه بيرجند ثبت نام كرده اند:
چهارمين به روز رساني: دوشنبه ۲۴ دي 1386 - ساعت ۲۲:۳۶


1- مهدي آيتي (اصلاح طلب - اعتماد ملي)
2- محمدرضا آقاابراهيمي (اصلاح طلب - مشاركت)
3- محمد ديمه ور (اصلاح طلب - سازمان مجاهدين)
4- فيصل حسني (اصلاح طلب - نزديك به كارگزاران)
5- سيده فاطمه خاتمي (اصلاح طلب - نزديك به مشاركت)
6- محمد وحدتي (اصولگرا - نزديك به حاميان دولت)
7- ابراهيم تقي زاده (اصولگرا - موتلفه)
8- محمدعلي تابعي (اصولگرا - موتلفه) - گفته مي شود انصراف داده است-
9- محمد باقر عبادي (اصولگرا - نزديك به حاميان دولت)
10- زهره موهبتي (اصلاح طلب - نزديك به همبستگي)
11- همايون نخعي نژاد (نامشخص)
12- علي اصغر عميديان (اصولگرا - حاميان دولت)
13- محمد شفيعي (اصلاح طلب - مردم سالاري)
14- حجي علي آهني (اصلاح طلب - مجمع نيروهاي خط امام)
15- سيد علي حسني (اصولگرا)
16- محمد علي حقيقي (اصولگرا)
17- محمد حسين ابراهيمي (اصولگرا - نزديك به جبهه متحد) - گفته مي شود  از حوزه انتخابيه تهران كانديد شده است-
18- علي موهبتي (اصلاح طلب - بنياد باران)
19- وحيده رئوفي فرد (اصولگرا - اصولگرايان مستقل)
20- محسن آيتي (اصلاح طلب)
21- حميد آيتي (اصلاح طلب)
22- علي غني (اصلاح طلب)
23- ابراهيم اصغرزاده (اصلاح طلب - همبستگي) - گفته مي شود از حوزه انتخابيه تهران ثبت نام كرده است-
24- محسن رحيمي (اصولگرا)
25- محمد زنگويي
26- محمود مرادي
27- مسعود مرادي

................................................................................................................

اسامي افرادي كه در حوزه انتخابيه قاینات ثبت نام كرده اند:
دومین به روز رساني: دوشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۶ - ساعت ۲۲:۳۸


1- رضي
2- محمد حسين توكلي (اصلاح طلب)
3- محمدرضا حاجي زاده (اصولگرا)
4- عامري
5- عليرضا فاطمي
6- اسماعيلي
7- ابوالقاسم مسعودي (اصولگرا)
8- وحيد كامور
9- مهدي شريعتي فر (اصولگرا) -گفته مي شود انصراف داده است-
10- موسي قرباني (اصولگرا)
11- غلام رسول آبيزي
12- خانم موهبتي (اصلاح طلب)
13- تقي نوربخش (اصلاح طلب)
14- محمدرضا سالاري
15- محمد علي عابديني (اصلاح طلب)
16- محمدحسين اميني (اصلاح طلب) -گفته مي شود از حوزه انتخابيه مشهد نامزد شده است-

................................................................................................................

 اسامي افرادي كه در حوزه انتخابيه طبس، فردوس و سرایان ثبت نام كرده اند:
نخستین به روز رساني: دوشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۶ - ساعت ۲۲:۳۸

1- مهدي اخلاقي پور (اصلاح طلب)
2- محمدرضا توسلي (ميانه رو)
3- سهيل داورپناه
4- محمد رزمجو
5- حسن شاكري
6- ماشاالله شكيبي (اصلاح طلب)
7- محمد كريم عابدي (اصولگرا)
8- محمدعلي عبدالله زاده (اصولگرا)
9- سيد جواد كباري قطبي (اصولگرا)
10- سيد محمد مهدي مهاجريان مقدم
11- عباس يعقوبزاده
12- محمد صالح نيا
13- محمدرضا امير حسن خاني (اصولگرا)
14- محمدحسن نمايي (اصولگرا)

................................................................................................................

اسامي افرادي كه در حوزه انتخابيه نهبندان و سربیشه ثبت نام كرده اند:
دومین به روز رساني: سه شنبه ۲۵ دي ۱۳۸۶ - ساعت ۱۲:۱۱

1- منصور تاجري (اصولگرا)
2- حبيب‌الله حسيني
3- محمد شربت دار (اصولگرا)
4- يحيي كاظمي
5- سيدمحمدصادق نيرومند (اصولگرایان مستقل)
6- موسي وطن دوست
7- غلامعلي عابدي (نزدیک به اصلاح طلبان)
8- هدايت الله جمالي پور (اصلاح طلب - همبستگی)
9- مشيت الله مداح (اصولگرا)
10- محمد علي اربابي (اصولگرا - حامیان دولت)
11- نوروز هاشمزهي (اصولگرا)
12- محمدرضا اعزازي (اصلاح طلب)
13- محمد زارعي (اصلاح طلب)
14- رحمت الله قاسمي (اصولگرا)
15- محمدرضا خزاعی (اصلاح طلب)
16- محمدرضا صابری (اصولگرا)

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:1 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 

به خواست مردم: آيتي آمد

اختصاصی بیرجندنیوز- بنابر اطلاعات موثق مهندس مهدي آيتي نماينده شجاع و پرتوان مردم شريف و قدرشناس بيرجند در مجلس اصلاحات ظهر امروز با حضور در وزارت كشور براي هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي نام نويسي كرد. مهندس آيتي كه با توجه به كارنامه درخشان و عملكرد موفقيت آميزش در مجلس ششم به عنوان شانس نخست پيروزي در انتخابات آينده مطرح مي باشد مورد حمايت رسمي حزب اعتماد ملي است. هر چند اخبار تاييد نشده از اجماع كليه گروههاي اصلاح طلب و ميانه رو بر روي وي حكايت دارد.
خبرهاي تكميلي متعاقباً اعلام خواهد شد...


+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 21:35 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

تداوم راه امام                  تداوم اصلاحات با

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 12:38 توسط روزنامه نگار بیرجندی |


بيانيه مهم حزب اعتماد ملّي در خصوص انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي

بسمه تعالي

هم اكنون در آستانه انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي قرار داريم. اهمين و نقش انتخابات در نظامهاي مردمسالار بركسي پوشيده نيست. مقايسه تطبيقي بين كشورهاي پيشرفته با كشورهاي عقب مانده بيانگر اين واقعيت است كه نظامهاي مردمسالار توانسته­اند با مشاركت نهادمند مردم در سرنوشت خويش و اصلاح راهكارها در يك فرآيند رقابتي توسعه و پيشرفت را به شيوه مناسبي به پيش برند و امروزه از امنيت پايدار، رفاه و رشد اقتصادي مطمئن­تري برخوردار گردند. اين مهّم تحقق نخواهد يافت، مگر با برگزاري انتخاباتي سالم، آزاد، رقابتي، عادلانه و قانونمند.
 نفس برگزاري انتخابات و مشاركت مردم اگرچه به خودي خود حائز اهميت و توجه است؛ امّا فراموش نكنيم كه فلسفه وجودي انتخابات و اثرات مثبت آن زماني بركشور، نظام سياسي و ملّت مترتب خواهد شد كه گروههاي سياسي، نامزدها، مردم و بويژه مجريان و ناظران مقيد، ملتزم و پايند به رعايت اصول اخلاقي و قانون حاكم بر انتخابات باشند.
فراموش نكنيم كه اگر چه كميت حضور مردم در پاي صندوقهاي رأي حائز اهميت است؛ امّا به طريق اولي كيفيت برگزاري انتخابات بر كميت رأي دهندگان رحجان مي­يابد. چه بسا در برخي كشورها انتخابات به شيوه­اي صوري و صرفاً براي سرپوش گذاشتن بر خودكامگي حاكمان طراحي و اجراء شود و با تبليغات رسمي، توده­هاي مردم را براي حضور در پاي صندوقها بسيج نمايد. بديهي است كه در اين گونه انتخابات، معمولاً فرد يا افراد منتخب از پيش معلوم و معين گرديده­اند و اصل آزادي، اصل رقابت، سلامت و عدالت در انتخابات كه از پيش بايسته­هاي انتخابات واقعي است ناديده انگاشته ميشود. چه بسا حتي در انتخاباتي تعدد كانديداها داشته باشيم؛ امّا آنچه لازمه اصل رقابت حقيقي است تكثر آن است و نه تعدد آن. انتخابات صوري نه تنها موجد پيشرفت، بالندگي و انسجام ملّي نخواهد بود كه موجد تفرقه، تشتت و تضعيف بنيانهاي وحدت و انسجام ملّي است.
جمهوري اسلامي ايران نيز از اين قاعده كلي مستثني نبوده و نيست. خوشبختانه در قانون اساسي برآمده از خون شهيدان بر حاكميت ملّي به شكل زيبائي تأكيد شده است. در اصل ششم قانون اساسي آمده است: در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكاء آراء عمومي اداره شود از راه انتخابات: انتخابات رئيس جمهور، نمايندگان مجلس شواري اسلامي، اعضاي شوراها  و نظاير اينها، يا از راه همه پرسي در مواردي كه در اصول ديگر اين قانون معين مي­گردد. حاكميت ملّت براساس اراده و رأي عمومي به گونه­اي حائز اهميت است كه قانونگذار اساسي در فراز پاياني اصل 177، جمهوري بودن حكومت و اداره امور كشور با اتكاء به آراء عمومي را در كنار اسلامي بودن نظام از اصول لايتغير قانون اساسي قلمداد نموده است.
در راستاي اين مباني حقوقي و قانوني، بحمد ا... تا كنون كه بيست و هشت سال از اتقلاب اسلامي مي­گذرد، بيست و هشت انتخابات را برگزار نموده­ايم و هم اكنون در آستانه بيست و نه سالگي انقلاب، بيست و نهمين انتخابات نيز برگزار خواهد شد و از اين جهت جاي دغدغه و نگراني وجود ندارد؛ امّا آنچه ملّت شريف ايران، مجريان، ناظران، نامزدهاي انتخاباتي، احزاب و گروههاي سياسي بايد بدان پايند باشند و از آن حراست كنند، توجه به الزامات، پيش نيازها و ملزومات اجرائي قانون اساسي و حاكميت ملّي است.
توجه به الزامات و پيش بايسته­هاي انتخابات سالم براي جمهوري اسلامي كه داعيه­دار يك رسالت مكتبي و اخلاقي است به نحو بارزي برجسته ميشود، بويژه اينكه خبرگان برآمده از رأي ملّت با هدايتها و رهبريهاي مرجع و رهبر بزرگ انقلاب به زيباترين شكلي حاكميت مردم را در راستاي حاكميت الهي قلمداد نموده است. آنجا كه در قانون اساسي در اصل پنجاه و ششم ميخوانيم: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آنِ خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچ كس نمي­تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملّت اين حق خدا داد را از طرقي كه در اصول بعد مي­آيد اعمال مي­كند»، جاي هيچگونه شبهه­اي بر حاكميت مردم در يك نظام الهي – مردمي باقي نمي­گذارد.
امام خميني نظريه پرداز، رهبر و معمار نظام اسلامي نيز به كرات در بيانيه­ها، خطابه­ها و وصيت­نامه خويش بر اين مهم انگشت تأييد گذاشته است. وي در پيامي به مناسبت انتخابات سومين دوره مجلس شورا اسلامي مي­نويسد:
همان طور كه بارها گفته­ام، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند و هيچ فرد يا گروه و دسته­اي حق تحميل فرد يا افرادي را به مردم ندارند. جامعه اسلامي ايران كه با درايت و رشد سياسي خود جمهوري اسلامي و ارزشهاي والاي آن و حاكميت قوانين خدا را پذيرفته­اند و به اين بيعت و اين پيمان بزرگ وفادار مانده­اند، مسلّم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداي اصلح را دارند. .... قهراً مردم وقتي آزاد هستند يك نفر صالح را انتخاب مي­كنند و آراء عمومي نميشود خطا بكند.
اصول مصرح قانون اساسي و بيانات حكيمانه رهبر كبير انقلاب اسلامي در شرايطي كه كشور هدف آماج موشكهاي مهاجمين بعثي در جنگ تحميلي قرار داشت، جاي ترديدي باقي نمي­گذارد كه امروزه كه بحمد ا... از نعمت امنيت و آرامش برخوردار بوده و تجارب متعدد انتخاباتي داشته­ايم، بايد بر اين ميثاق پايبند بوده با التزام عملي به اين مناسك روشن و پرهيز از تنگ نظري­ها، بهانه­جوئي­ها و رد صلاحيت­ها كه عموماً فاقد وجاهت قانوني، شرعي و اخلاقي است، خداوند قادر متعال و ملّت شريف ايران را حاضر و ناظر بر اعمال خويش بدانيم و توجه داشته باشيم، كه اگر خواهان عزت اسلامي، پيشرفت و اعتلاي ايران عزيز و رفاه و بهروزي مردم مي­باشيم اجازه دهيم تا مردم خود دست به انتخاب زده و همانگونه كه امام راحل فرموده-اند افراد اصلح را انتخاب و روانه مجلس شوراي اسلامي نمايند. مجريان و ناظران بايد بدانند كه تنها امانتدار مردم هستند و حق هيچگونه دخل و تصرفي در انتخابات نداشته و ندارند، بويژه كه مقام معظم رهبري در بيانات حكيمانه خويش برجلوگيري از برخوردهاي سليقه­اي تأكيد فرموده واحراز عرفي صلاحيت­ها را مد نظر داشته­اند.
اصول اخلاقي حاكم بر جامعه اسلامي حكم مي­كند كه نامزدها و طرفداران آنان و احزاب و گروههاي سياسي نيز با رعايت موازين قانوني و اسلامي، از تخريب، تهمت، افتراء و دروغ بشدت پرهيز نموده و بدانند كه اين شيوه­ها نه تنها موفقيتي بهمراه نخواهد داشت، بلكه عقوبت اخروي آن نيز در سراي باقي دامنگير آنان خواهد شد. امام خميني (ره) در اين خصوص مي­نويسد:
نصيحتي است از پدري پير به تمامي نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي كه سعي كنيد تبليغات انتخاباتي شما در چارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام انجام شود و از كارهايي كه با شئون اسلام منافات دارد، جلوگيري گردد. بايد توجه داشت كه هدف از انتخاب در نهايت، حفظ اسلام است. اگر در تبليغات، حريم مسائل اسلامي رعايت نشود چگونه منتخب حافظ اسلام ميشود. بايد سعي شود تا خداي ناكرده به كسي توهين نگردد و در صورتي كه رقيب انتخاباتي به مجلس راه يافت، به دوستي و برادري كه چيزي شيرين­تر از آن نيست، لطمه­اي نخورد.[1] مقام معظم رهبري نيز با تأكيد بر رعايت جوانب اخلاقي فعاليتهاي سياسي مي­فرمايند: هتك آبرو و تخريب افراد در شب­نامه­ها، مطبوعات، پايگاههاي اينترنتي و ديگر وسايل به هيچ وجه مصلحت نيست و اينجانب درخواست و اصرار مي­كنم كه علاقمندان نامزدها فقط به تبليغ و تعريف از افراد مورد نظر خود بپردازند و از روش­هاي تخريبي معمول در برخي كشورها به شدت پرهيز كنند.[2]
در صورتي كه مجريان، ناظران و نامزدهاي انتخاباتي و احزاب و تشكلهاي سياسي اصول اخلاقي عرفي و قانوني حاكم بر انتخابات سالم را رعايت كنند، بديهي است مردم آگاه ايران اسلامي كه در تمامي مراحل سرنوشت ساز حضور بايسته خويش را به منصه ظهور رسانيده­اند با حضور پرشكوه خويش در انتخابات نيز، شور، نشاط و سرزندگي سياسي را به بهترين وجهي به رُخ جهانيان خواهند كشيد و بلوغ فكري و سياسي خود را نشان خواهند داد. تنها در اين صورت است كه دشمنان ايران عزيز مأيوس گرديده و شيطنت­ها و مخالفتهاي خود با روند توسعه همه جانبه اين كشور را به عهده تعويق خواهند گذارد.
حزب اعتماد ملّي ضمن درخواست از مسئولان، متوليان و دست­اندركاران امر انتخابات براي برگزاري انتخاباتي سالم، قانونمند و مبتني بر معيارها و موازين اخلاقي و اسلامي، از كليه گروهها، احزاب و نامزدهاي انتخاباتي دعوت مي­كند كه انتخابات را به مسابقه­اي براي خدمت (فاستبقوالخيرات) و ارائه راه-حلّهاي بهتر براي اداره كشور قرار داده و ضمن رعايت شئون اسلامي در جهت اثباتي به معرفي خويش و كانديداههاي مورد نظر همت گمارند و از وجه سلبي و تخريب ديگران به شدت پرهيز نموده تا زمينه حضور پرشكوه و گسترده مردم در كمال امنيت و آرامش فراهم آيد.
حزب اعتماد ملّي نيز ضمن پايبندي به اين موازين بر حسب وظيفه و براي روشن نمودن ديدگاههاي خويش ذيلاً رؤس برنامه­هاي خود را در خصوص مجلس هشتم به سمع و نظر كليه گروههاي اجتماعي و آحاد ملّت بزرگ ايران ميرساند و اميدوار است با حمايت همه جانبه از نامزدهاي اين حزب اصلاح­طلب در كنار ساير گروهها و احزاب اصلاح­طلب، بتوانيم مجلسي مقتدر، كارآمد و با تجربه را تشكيل دهيم تا با نظارت مستمر بر مجريان و تصويب و اصلاح قوانين و ارائه راه­حلّهاي مناسب، معضلات كنوني جامعه در عرصه­هاي داخلي و بين­المللي را مرتفع و روند توسعه و پيشرفت كشور را سرعتي متناسب بخشيم.

الف؛  ديدگاهها، برنامه­ها و طرحهاي اقتصادي – اجتماعي
1- آزاد سازي اقتصادي با هدف مشاركت سرمايه­گذاران داخلي، ايرانيان خارج از كشور و شركتها و سرمايه­گذاران بين­المللي بمنظور ايجاد اشتغال، توليد، رونق اقتصادي و رفاه اجتماعي.
2- جلب و جذب سرمايه­هاي مردمي در سرمايه­گذاريهاي زيربنائي و توليدي از طريق همگاني كردن اقتصاد و يا به عبارت بهتر ايجاد اقتصاد مشاركتي بمنظور جذب نقدينگي.
3- جايگزيني عدالت توليدي به جاي عدالت توزيعي.
4- جايگزيني رويكرد سرمايه­گذارانه به جاي رويكرد خدمات­گرايانه.
5- رقابتي كردن فعاليتهاي اقتصادي از طريق حذف انحصارات و رانتهاي اقتصادي موجود.
6- واگذاري و ساماندهي شركتهاي دولتي با هدف كوچك سازي دولت و افزايش كارآيي آنها.
7- متحول ساختن نظام مالياتي و بودجه نويسي براساس عدالت اجتماعي و شفاف­سازي فعاليتهاي مالي بمنظور عدم مداخله دولتمردان و گزارش تفريغ بودجه به ملّت.
8- ساماندهي بازار پول و سرمايه بمنظور مبارزه با نقدينگي و جهت دادن اعتبارات به سمت و سوي سرمايه گذاري در بخشهاي توليدي.
9- تعامل مثبت و سازنده با اقتصاد جهاني و استفاده از فرصتها و امكانات موجود جهاني با حضور فعال در سازمانها، نهادها و مجامع بين­المللي اقتصادي.
10- كاهش هزينه­هاي توليد در بخش صنعت، كشاورزي و خدمات.
11- ترويج و تشويق فرهنگ كار و افزايش بهره­وري در توليد ملّي.
12- اصلاح ساختارهاي اداري متناسب با سرعت بخشي به فرايند توسعه پايدار كشور.
13- رايزني، مشاوره و مشاركت با فعالان اقتصادي، صنعتي و اساتيد دانشگاهي براي ارائه طرحهاي مورد نياز اقتصاد كشور.
14- تعادل بخشي به مناطق مختلف كشور متناسب با ظرفيت­ها و استعدادها.
15- ارتقاء صنعت جهانگردي و جلب و جذب گردشگران خارجي.
16- رفع معضلات كشاورزان، صنعت­گران، كارگران و حرف مختلف.
17- هدفمند كردن يارانه­ها، همراه با نگاه به اقشار آسيب پذير.
18- مقابله جدي با تورم و بيكاري.
19- نظارت مستمر برعملكرد دستگاهها و سازمانهاي اقتصادي.
20- اولويت دادن به نيازهاي اقتصادي و اجتماعي جوانان.
21- توجه به وضعيت معيشتي كارگران، كارمندان، فرهنگيان و اساتيد دانشگاهي و بطور كلي نيروهاي كشوري و لشكري متناسب با رشد تورم.
22- اصلاح ساختار ارتباطي بين دانشگاه و صنعت با هدف تسريع توسعه صنعتي و اقتصادي.

ب؛ برنامه­ها و طرحهاي علمي، فرهنگي و هنري
1- ترويج، اشاعه و تحكيم باورهاي ديني، اخلاقي و فرهنگ اصيل اسلامي - ايراني.
2- نظارت جدي بر عملكرد سازمانها و نهادهاي فرهنگي كه از بودجه عمومي استفاده مي­كنند.
3- تكريم اهل علم و علماي حوزوي و دانشگاهي و توجه به نيازهاي آنان.
4- توجه به تكثر توليدات فرهنگي، فكري و انديشه­اي، آزادي بيان و قلم.
5- ايجاد فضاي نقد و انتقاد در عرصه­هاي مختلف فرهنگي.
6- توجه به ميراث كهن اسلامي، ايراني بعنوان يك سرمايه مهّم اجتماعي، فرهنگي.
7- توجه به حوزه نشر كتاب، مطبوعات و رسانه­هاي جمعي بويژه مطبوعات و رسانه­هاي انتقادي.
8- اصلاح ساختار نظام آموزش عالي متناسب با نيازهاي كشور بمنظور تسريع توسعه علمي و صنعتي.
9- حفظ حرمت و استقلال عمل مراجع عظام تقليد و علماي دين و بطور كلي حوزه­هاي ديني و دانشگاهي.
10- مبارزه با تحجر، خرافات و استفاده ابزاري از دين بويژه توسط دستگاههاي قدرت.
11- توجه به معضلات و مشكلات حوزه­هاي گوناگون هنري از جمله تئاتر، سينما، مجسمه سازي، گرافيك و... .

ج؛ طرحها و برنامه­هاي سياسي
1- حاكميت قانون و محدود شدن قدرت حاكم در چارچوب آن و كاربرد يكسان قانون براي آحاد شهروندان.
2- تلاش در جهت تحكيم و تعميق مردمسالاري و حاكميت ملّت.
3- تلاش براي برگزاري انتخابات آزاد، رقابتي، عادلانه و قانونمند و بطور كلي انتخاباتي سالم براي حاكميت ملّت.
4- توجه به تحزب و توسعه سياسي و تعميق فرهنگ تحزب و نهادهاي مدني.
5- پاسخگو بودن دولت در مقابل مردم و نمايندگان مجلس.
6- تقدس زدايي از قدرت و زميني كردن آن براساس قانون اساسي و بطور كلي حاكميت قرائت دمكراتيك از قانون اساسي.
7- كارآمد كردن نظام سياسي از طريق نظارت مستمر بر دستگاههاي اجرايي.
8- اصلاح نظام اداري و تمركززدايي از قدرت سياسي و گسترش حوزة عمل استانها، شهرستانها بويژه مناطق قومي و عنايت ويژه به مطالبات تمامي اقوام ايراني.
9- ترويج صلح و دوستي در عرصه روابط ميان دولتها و ملتّها.
10- تقويت هم­گرايي منطقه­اي بويژه با كشورهاي مسلمان.
11- تعامل سازنده با جامعه جهاني، رفع سوء تفاهمها، تعميق و گسترش روابط سياسي با كشورهاي جهان براساس احترام متقابل و حفظ استقلال ملّي.
12- توجه به منافع ملموس ملّت ايران در ارتباط با دنياي خارج.
13- پي­گيري سياست تنش­زدايي، همراه با همزيستي مسالمت آميز، و احترام متقابل در سطح منطقه و جهان.
14- فعاليت مستمر و همكاري با سازمانها و نهادهاي بين المللي براي مبارزه با تروريسم و خشونت عليه بشريت.
--------------------------------------------------------------------------------
1- پيام امام به ماسبت انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي 11/1/1367.
­­2- سخنراني مقام معظم رهبري در يزد. روزنامه همشهري 13/10/86. ص،1.

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 18:11 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 

محمد وحدتی در گفتگوی اختصاصی با نسیم شرق:
دوستانی که مرا تشویق به استعفا می کردند اکنون تنهایم گذاشته اند

آقای وحدتی چه شد که بعد از مدتها دوری از بیرجند تصمیم گرفتید به بیرجند بیایید؟
بسم ا... الرحمن الرحیم .اولین بار بحث آمدن من به بیرجند در زمان انتخابات مجلس هفتم از سوی عده ای از دوستان اصولگرا مطرح شد که در آن دوره من با این موضوع مخالفت کردم و این قضیه گذشت تا اینکه پس از پیروزی دولت نهم یک بار دیگر این موضوع مطرح شد و دوستان اصرار داشتند که من به بیرجند بیام و می گفتن "اگه الان خدمت نکنی کی می خوای این کار را انجام بدی" به هر حال احساس تکلیف و حسن نظر دوستان اصولگرا باعث شد که به بیرجند بیام.و در فرمانداری مشغول به کار شوم . در ابتدا زیاد به محیط فرمانداری علاقه مند نبودم ولی با گذشت زمان و مواجه مستقیم با مردم و مشکلات آنها تلاشهایی که در حد وسعم برای رفع آنها می کردم برایم لذت بخش بود و شاید شرین ترین دوران خدمتم در طول این 27 سال ، 2 سال حضورم در فرمانداری بیرجند و تلاش برای حل مشکلات مردم زادگاهم بود . 
 
آقای وحدتی آبا استعفای شما از فرمانداری و احتمالا کاندید شدن شما برای مجلس هشتم زود نبود 
شاید تا حدودی این حرف درست باشه و به لحاظ دو دو تا چهار تای سیاسی حضور من در این دوره زود بوده باشد ولی واقعا این حضور به چند دلیل بود که شاید در معادلات سیاسی رایج اصلا به حساب نمی آید حضور من در فرمانداری بیرجند صرفا بر اساس احساس تکلیف بود و اگر سوابق کاری و موقعیت شغلی گذشته من را بررسی کنید می بینید که این یک تنزل شغلی در همه ابعاد بود چیزی که همه آگاهان سیاسی استان به آن معترفند . ولی واقعا حس کردم که در بیرجند شاید بتوانم بهتر به این مردم خدمت کنم تا در تهران . البته نمی دونم چه قدر در این راه موفق بودم . استعفای من از فرمانداری علیرغم میل باطنیم بود . با فرمانداری و به کارم انس گرفته بودم ولیکن به اصرار دوستان اصولگرا ناچار به استعفا شدم و اگر کلیت جریان اصولگرایی و در نهایت مردم بنده را شایسته نمایندگی شان بدانند جای یک شکر است و اگر این مسئولیت از دوش من برداشته شود جای صد شکر 
 
آقای وحدتی گویا با نزدیکی به انتخابات جو جبهه متحد اصولگرایی عوض شده در حالیکه چند ماه پیش از شما به عنوان اصلیترین کاندید ای این جبهه یاد می شد
ببینید حتی در اولین روزهای حضور من در بیرجند ، بازار شایعات بر علیه من داغ بود اما هر شایعه یک عمری داره و خورشید پشت ابر نمیمونه . اتفاقا در مورد جبهه متحد اصولگرایی نیز این مباحث مطرح بود از همان ایتدا می گفتن که این شورا فرمایشی است و از قبل نتیجه آن یعنی وحدتی مشخصه و به قول معروف وحدتی آدمهای خودش رو در شورا گذاشته و ... جبهه متحد اصولگرایی یک شورای مستقل است و تحت تاثیر و نفوذ کسی نیست . هدف همه موفقیت اصولگرایان در مجلس هشتم است و تا این لحضه هنوز کاندیدای اصلی جبهه متحد اعلام نشده است و حتی به گفته شما جو جبهه نسبت به چند ماه پیش عوض شده 
 
آقای وحدتی به نظر شما علت تغییر این جو چیست
ببینید شاید یکی از عوامل به تفاوت دیدگاه من نسبت به مسئله تبلیغات و شیوه حضور در انتخابات بود اولا من اعتقاد داشتم تا قبل از اعلام رای شورا ، هیچ گونه فعالیتی نخواهم داشت و معتقد بودم در این مرحله آنچه برای شورا ملاک باید باشد معیارها و نمره کاندیداها در زمینه شاخصه های اصولگرایی است . شورا باید به دنبال پیدا کردن کاندیدای اصلح باشه نه این که ببینه کی خودش را به مردم بهتر می نمایاند . در ثانی به لحاظ قانونی الان موقع تبلیغات نیست . به نظر من انتخابات نهم صرف نظر از شخصی که در این انتخابات پیروز شد یک مسئله را ثابت کرد و آن اینکه مردم به حدی از بینش سیاسی رسیده اند که با کمترین تبلیغات و اطلاعات می توانند کاندیدای مورد نظر خود را بیابیند به من می گفتند انتخابات بازار مکاره است باید هوای همه را داشته باشی در همه مجالس عمومی حضور پیدا کنی باید در مراسم ختم ، سر مزارها و .... حضور پیدا کنی . من این تز را قبول ندارم عده ای از دوستان اصولگرا می گویند تو خوبی ولی حیف که با این شیوه به جایی نمی رسی . ببینید سیستم باید اصلاح شود مردم می خواهند 4 سال یک نماینده را بفرستند مجلس . بنابراین وظیفه اصلی بر دوش آنها است که کاندید اصلح را تشخیص دهند نه اینکه من با تبلیغات وسیع سعی کنم خودم را جوری معرفی بکنم که نیستم و قولی بدهم که در صلاحیت یک نماینده نیست . مجموعه این عوامل دست به دست هم داد به گونه ای که عده ای از دوستان که مرا تشویق به استعفا می کردند ، اکنون مرا تنها گذاشته و حتی در بعضی از موارد به تخریب من می پردازند 
 
آقای وحدتی صریح بگم عده ای میگن ما یک نماینده ای می خوایم که جلوی قربانی بایسته و وحدتی نمی تونه حتی عده ای می گویند شما با قربانی هما هنگید و دیده شده که بعضی از کاندیداهای در جلسات خود می گویند که من با قربانی ال می کنم بل می کنم !
واقعا جای تاسف است شان نماینده مجلس اجل از این حرفها ست مگر مجلس جای این بگو مگوهاست نماینده مجلس کلان نگر است مصالح کلان را در نظر می گیرد و البته به عنوان یک منتخب، از حقوق موکلینش دفاع می کند . بی پرده بگم، در هر دوره یک مسئله مستمسک عده ای از کاندیداها قرار می گیره تا به این بهانه رای جمع کنند نمونه اش استان شدن بیرجند که گویا هنوز هم تاریخ مصرفش تمام نشده است . در مورد این موضوع باید بگم عده ای از سیاسیون بقا و حضور خودشون را در سایه در افتادن با یک فرد دیگر که در حال حاظر به لحاظ موقعیت سیاسی در مرحله بالاتری قرار داره می بینند و به خودی خود هیچ جایگاه ویژه سیاسی برای آنها متصور نیست .شاید درست نباشه ولی آقای توکلی را بیشتر بخاطر انتقادات صریحش به آقای هاشمی رفسنجانی می شناسند تا تز فکری و سیاسی ایشون . همینطور در انتخابات مجلس ششم از حمله بی محابای طیف اصلاح طلب به هاشمی به عنوان حربه ای برای مقبولیت بیشتر در نزد مردم استفاده شد . در این مواقع علاوه بر خود سخن ، گوینده سخن را نیزباید در نظر گرفت . که آیا نفوذ و وزن سیاسی و قدرت چانه زنی فرد با حضور در مجلس افزایش می یابد یا کاهش ؟ به نظر من پرداختن به این مسائل به نوعی خود باختگی در برابر قربانی به حساب می آید در حالیکه اگر فرد نسبت به توانایی ها و قدرت و نفوذ سیاسی خود در مرکز مطمئن باشد ، خواه نا خواه می تواند این بالانس را بر قرار کند بررسی گذشته سایسی همه کاندیداها خود گویای میزان تاثیر و نفوذ افراد در تهران است. به نظر من همه نمایندگان استان خراسان جنوبی باید بدرخشند ولی نماینده مرکز باید از همه بیشتر بدرخشد و مرکز و محور نمایندگان استان باشد واین مسئله با حرف و ادعا امکان پذیر نیست . از همه این مسائل که بگذریم فرض کنید مهمترین ملاک مردم برای نماینده شان ایستادگی در برابر قربانی باشد . بی شک با حضور نماینده ای از طیف اصلاح طلب در مجلس و ترکیب دولت و مجلس آینده ، این فرد نتنها باید با نفوذ قربانی در مجلس مقابله نماید بلکه در بعضی مواقع با سیاسی شدن مسئله عقبه جناح راست نیز به عنوان یک مانع مطرح خواهد شد و نتیجه این بحثها جزجنگ لفظی و ایجاد دو دستگی و انشقاق در بین نمایدگان استان ثمر دیگری نخواهد داشت و بیشترین زیان این مسئله متوجه مردم خواهد شد همچنین حضور یک نماینده اصولگرا ولی فاقد قدرت چانه زنی ، نیز مثمر ثمر نخواهد بود . باید دید در سالی که به نام سال انحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده شده است طرح این موضوعات حاشیه ای و ایجاد موج روانی و احساسی زیبنده یک کاندید نمایندگی مجلس می باشد یا نه

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 9:29 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

     

پيشنهاد "بيرجندنيوز" به 4 نماينده اصلاح طلب مردم استان در مجلس هشتم:
تحقيق و تفحص از تبصره يك ماده واحده لايحه تقسيم استان خراسان

بيرجندنيوز- پس از آن كه لايحه تقسيم استان خراسان به مدد همت والاي نمايندگان پرتوان و شجاع مجلس اصلاحات به سرانجام خود رسيد و حق معوقه مردم شريف اين استان پس از 40 سال احقاق گشت، متاسفانه بنا به دلايلي كه در ذيل خواهد آمد دقت كامل و نظارت دقيقي بر اجراي صحيح مفاد اين لايحه اعمال نشد. چرا كه از يك سو به سبب آنكه مردم در شور و شوق وصف ناپذير رسيدن به آرمان ديرينه شان قرار گرفته بودند و صرف رسيدن به اين هدف به ظاهر دست نيافتني كه بيشتر به معجزه شباهت داشت را پيروزي بزرگ خود مي دانستند، ديگر انگيزه كافي براي ادامه اين حركت از خود بروز ندادند و از سوي ديگر بنا به دلايلي كه بر همه روشن است آن دسته از نمايندگان صديق و خدومي كه دغدغه اصلي شان توسعه منطقه محروم خراسان بود ديگر در مجلس هفتم حضور نداشتند.
لذا در روند اجراي لايحه تقسيم استان خراسان تنها به ماده واحده تقسيمات جغرافيايي استان جامه عمل پوشانده شد و تبصره يك ماده واحده اين لايحه هرگز به اجرا در نيامد.
اين تبصره مي گويد:
"با ايجاد استانهاى جديد، پرسنل سازمانى، وسايل، تجهيزات و بودجه و اعتبارات مربوط به تناسب جمعيت و وضعيت جغرافيايى از محل امكانات فعلى استان خراسان كسر و به استانهاى جديد تخصيص و منتقل مى‏گردد. هيأت چهار نفره‏اى به رياست معاون اول رئيس‏جمهور و عضويت وزراى كشور، امور اقتصادى و دارايى و رئيس سازمان مديريت و برنامه‏ريزى كشور موظفند مفاد اين تبصره را حداكثر ظرف چهار ماه به مرحله اجراء در آورند"
ليكن متاسفانه به سبب عدم نظارت كافي و نبود حسن نيت در ميان بخشي از مديران استان خراسان رضوي و صاحب منصبان دولتي اين تبصره هرگز به نحو صحيح و عادلانه اي به اجرا در نيامد و مردم شريف دو استان خراسان شمالي و جنوبي هرگز به حق واقعي خود از امكانات و تجهيزات ستادي ارگان هاي خراسان بزرگ دست نيافتند.
لذا "بيرجندنيوز" به نمايندگان محترم مردم استان خراسان جنوبي در مجلس اعتدال (مجلس هشتم) كه ان شاءالله به فضل الهي همگي از اصلاح طلبان دلسوز خواهند بود پيشنهاد مي كند براي ادامه راهي كه در مجلس ششم آغاز شد، طرح تحقيق و تفحص از نحوه اجراي تبصره مذكور را در اولين فرصت در مجلس هشتم تصويب رسانده و آن را تا حصول نتيجه و احقاق حق مردم شريف اين منطقه ادامه دهند.

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 8:32 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

          دود سفيد از دودكش اردوگاه اصلاح طلبان         

اختصاصي بيرجندنيوز- يك منبع آگاه در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان كشور از قطعي شدن اسامي 4 كانديداي جريان اصلاحات استان خراسان جنوبي در انتخابات مجلس هشتم خبر داد. وي در گفتگو با "بيرجندنيوز" با تشريح مراحل مختلف انتخاب افراد مذكور خاطرنشان كرد: به لطف خدا و همت دوستان اصلاح طلب، كليه احزاب و تشكل هاي جنبش اصلاحات اعم از ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، حزب اعتماد ملي و ائتلاف مردمي اصلاحات بر روي 4 كانديداي خود در استان خراسان جنوبي به اجماع كامل رسيده اند. وي با ابراز خوشوقتي از اتحاد و همدلي همه جانبه اصلاح طلبان استان در انتخابات آينده اعلام كرد: با توجه به وضعيت موجود، اقبال عمومي مردم و وفاق و يكپارچگي ايجاد شده در ميان تمامي جريانات اصلاح طلب، موفقيت و پيروزي اين جنبش در تمام حوزه هاي انتخابيه استان خراسان جنوبي دور از ذهن نخواهد بود. اين فعال سياسي اصلاح طلب مقيم مركز در ادامه از برگزاري جلسه قريب الوقوع كانديداهاي اصلاح طلب استان در بيرجند خبر داد و ابراز اميدواري نمود: اين چهار نامزد با وحدت و همدلي همه جريانات منتسب به اصلاحات در استان خراسان جنوبي به مجلس شوراي اسلامي راه پيدا كنند.

اين خبر حوش و دلنشين در حالي براي اولين بار از سوي اين رسانه خبري منتشر مي شود كه هنوز هيچ نشانه اي از اجماع و اتفاق نظر در ميان اصولگرايان استان به چشم نمي خورد.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 20:20 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

چرا اعتماد ملي ائتلاف نمي كند؟
بابك شيباني*

آن گاه كه انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران در ميان بهت و حيرت تمامي احزاب و نامزدهاي دو جناح مطرح، به كام راديكالترين كانديداي جريان اصولگراي حاضر در صحنه به اتمام رسيد، يكي از پرسش هاي اصلي كه ذهن جامعه را به خود مشفول ساخت سرنوشت نامزدهاي شكست خورده انتخابات و چگونگي نقش آفريني آن ها در عرصه معادلات سياسي و اجتماعي آينده كشور بود. پرسشي كه تنها چند ماه پس از تير 1384 به مدد گذشت زمان و آشكار شدن روابط پيدا و پنهان به پاسخ خود دست يافت. نامزدها دو دسته شدند. يا چونان وزيري در بازي شطرنج سياست باقي ماندند و يا به مثابه سربازي كه به خانه انتهايي خود رسيده باشد سوختند و حذف شدند. «اكبر هاشمي رفسنجاني» عليرغم تمام تلاشي كه براي محو كردنش از صحنه سياسي كشور به كار گرفته شد، به عنوان استوانه نظام نسوخت و با قرار گرفتن در دو مسند مهم رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبري، و حفظ مشي اعتدال گرايانه خود همچنان به عنوان يك وزنه مهم سياسي و پدر معنوي دو حزب كارگزاران و اعتدال و توسعه به ايفاي نقش پررنگ خود در بازي سياست ايران ادامه داد. «محمد باقر قاليباف» كه به واقع ناكام بزرگ آن انتخابات بود، به واسطه كينه اي كه از بابت خيانت جناح راست به دل گرفته بود، از سياست ها و آرمان هاي سابق خود فاصله گرفت و با هدف باقي ماندن در صحنه تحولات اجتماعي، سياسي مملكت حزب اصولگرايان اصلاح طلب را بنياد گذاشت. او نهايت استفاده را از تعارض احمدي نژاد و ياران سابقش در شوراي شهر برد و با اختلافي اندك بر كرسي شهرداري تهران تكيه زد تا همچنان برگ برنده اي براي كارزار دهم در جيب داشته باشد. «علي لاريجاني» و «مصطفي معين» اما به واقع مهره هاي سوخته انتخابات بودند. لاريجاني كه نامزد اصلي و برآيند جريان اصولگرايي بود، ابتدا با ورود به دستگاه ديپلماسي احمدي نژاد اعتبار خود در ميان اصولگرايان منتقد و خارج از دولت را از دست داد و آن گاه كه از مسئوليت پرونده هسته اي بركنار شد عملا قدرت سياسي را كه به واسطه نزديكي با دولت به كف آورده بود از دست رفته ديد. معين اما حكايت ديگري داشت. او به درستي متوجه نشده بود كه در انتخابات نهم، نه ليدر اصلاح طلبان پيشرو كه گزينه حداقلي آنان براي رقابت با اصلاح طلبان معتدل بوده است. لذا پس از شكست در انتخابات و آن گاه كه پيشنهادش براي تشكيل جبهه دموكراسي خواهي و حقوق بشر از سوي هيچ يك از احزاب و تشكل هاي حامي وي مورد استقبال واقع نشد، واقعيت هاي بهار 1384 برايش روشن گشت. اما حيف كه ديگر دير شده بود و نمي شد جلوي سوختن او را گرفت.
اما «مهدي كروبي» مرد سردوگرم چشيده اصلاحات كه برخلاف تمامي نظرسازي ها، اتهامات و جوسازي ها مزد صداقت خود را از صندوق آراي مردم گرفته بود، پس از آن كه مدعي شد آرايش را در ستاد انتخابات وزارت كشور جابه جا كرده اند، به رغم گمانه زني ها، از شكست تحميلي نسوخت و به واقع طرحي نو درانداخت.
كروبي عليرغم آن كه شكست در انتخابات را قبول نداشت، بنا بر مصالح ملي سكوت نمود و اين بار با نگاهي عميق تر، ريشه اي تر و ايجابي، برنامه اي جامع و اصولي براي تاسيس حزبي فراگير در راستاي گسترش فرهنگ تحزب در ايران اسلامي را استارت زد تا اگر خودخواسته فرصت هاي ديروز از دست رفته بود، بتوان به نتيجه دادن يك همت عمومي در سال هاي نيامده دل بست و اميد داشت. شيخ اصلاحات در تصميمش مصر بود و برخلاف آن چه كه تصور مي شد خيلي زود آستين هايش را بالا زد تا بيرقي براي ساماندهي فعالان ستادي اش برافرازد و خشت نخست حزبي فراگير و مردم محور را بنا نهد. ابتدا چون هميشه كه به آن چه مي انديشيد عمل مي نمود، به منظور تبري جستن از شائبه دولت ساخته بودن اين تشكل جديد (به خاطر انتقاداتي كه هميشه از احزاب دولت ساخته و حافظ قدرت داشت) از كليه مناصب دولتي خويش از جمله عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام و مشاورت مقام معظم رهبري استعفا نمود و سپس عطاي دبيركلي مجمع روحانيون مبارز (تشكلي كه خود تشكيلش داده بود) را به لقايش بخشيد و به همراه جمعي از رهپويان خط خميني كبير (ره) با تكيه بر سه اصل "انديشه اسلامي"، "جمهوريت" و "قانون اساسي" حزب اعتماد ملي را تاسيس نمود و اعتماد ملي خيلي زود اركان تشكيلاتي موقت خود را شناخت و صاحب دفتر، روزنامه، خبرنامه داخلي و ... شد.
اين حزب به عنوان تنها حزب سياسي اصلاح طلب كه بناي آن در غياب قدرت و در دوران عزلت نشيني خط امام شالوده افكني شده، از بدو تاسيس خود همواره سعي نموده است تا وفادار به آرمان هاي اعلام شده روز نخست، با تكيه بر معيارهاي پذيرفته شده دموكراسي، رعايت مرزبندي هاي عقيدتي و مرامي با ساير احزاب و اجراي برنامه هاي مدرن گسترش تشكيلاتي به عنوان يك حزب فراگير و مردمي، به جاي ادعاي پوچ رهبري نخبگان، به تقويت پايگاه اجتماعي خود در بطن مردم در سرتاسر ايران اسلامي همت گماشته و از اين رهگذر خلا بزرگ جنبش اصلاح طلبي در برقرار نمودن ارتباط با قشر متوسط جامعه را پر نمايد.
بر اساس همين اراده و خط مشي بود كه اعتماد ملي تنها با گذشت يك سال از آغاز فعاليت خود، كليه دفاتر استاني و شهرستاني اش را در 30 استان كشور افتتاح نمود و برخلاف ساير احزاب، با اعتقاد به ضرورت پويايي و گردش نيروها و با سرلوحه قرار دادن شعار اعتماد كامل به ملت شريف ايران، درب اين دفاتر را براي عضو شدن و ايفا نمودن نقش سياسي و اجتماعي به روي تمام آحاد اجتماع باز گذاشت تا بتواند به فضل الهي و طي يك برنامه زمان بندي شده، در آينده نزديك به عنوان تنها حزب ايراني، حركت از پايين به بالاي خود را آغاز نمايد و زودتر از آن چه تصور مي شد مجامع عمومي خود در استان ها و به تبع آن مجمع عمومي اصلي اش را براي فراهم آوردن امكان انتخاب دموكراتيك اركان اصلي منطبق بر اساسنامه قانوني تشكيل دهد.
مجموعه فعاليت هاي مدون، اصولي و قانوني حزب اعتماد ملي كه بي شك با بررسي دقيق و الگو گرفتن از احزاب موفق در كشورهاي توسعه يافته تدوين شده است و بر مبناي عضوگيري، آموزش، هماهنگ سازي و پيوند با اقشار مختلف جامعه با هر سطحي از تحصيلات، امكانات و خواسته ها، در جهت ايفاي يك نقش محكم و تاثيرگذار در تحولات سياسي و اجتماعي جامعه استوار گشته است، خود نويد بخش تكوين يك انديشه و باور مردم سالارانه در ميان اصلاح طلبان است. انديشه اي كه تحزب و تشكيلات حزبي را نه براي حفظ قدرت (حزب دولت ساخته) بلكه به عكس براي اخذ مطالبات لايه هاي پايين جامعه (در دوران دوري از قدرت اجرايي) از طريق بنيان گذاري يك حركت انتقال نظريات از پايين به بالا، به منظور تلاش جمعي براي عملي نمودن آن ها (دولت سازي) و اكتساب رضايت عمومي و ارتقاء سطح مشروعيت ملي مي خواهد و به سبب اعتقاد راسخ به لزوم پايبندي درون سازماني به اصول دموكراتيك، بر مبناي اساسنامه خود حاضر نيست با تنيدن پيله اي به دور خويش ضمن جلوگيري از ورود ديگران به درون اين تشكيلات و انسداد امكان رشد در دايره تصميم سازي ها و اركان قانوني، با نقض قرض، در جمع دروني خود رفتاري ايليگارشيك داشته باشد و سپس در بيرون و براي مردم بر طبل جامعه مدني و پلوراليسم بكوبد.
بر همين مبنا حزب اعتماد ملي به عنوان بزرگترين حزب سياسي ايران (به لحاظ تعداد اعضا و گستردگي چارت تشكيلاتي) و چتر نيروهاي سياسي اصلاح طلب چپ خط امام (ره)، با درك كامل ضرورت و ايمان عميق به لزوم گسترش فرهنگ تحزب در جامعه در حال گذار ايراني، كليه توانايي هاي خود را به منظور پيش بردن اين هدف مقدس به كار گرفته است و ضمن پايبندي به ميثاق جمعي خود (مرامنامه)، حفظ مرزهاي عقيدتي و ايدئولوژيك خود با ساير احزاب و تشكل هاي سياسي فعال را يك ضرورت اجتناب ناپذير مي داند و از آن جا كه معتقد است: هرانتخابات فصل برداشت ميوه فعاليت هاي انجام شده ماضي است، حضور در عرصه انتخابات عمومي در قالب ائتلاف با ساير احزاب را موجب عقيم ماندن فعاليت هاي اين حزب جوان و نوپا دانسته و آن را مترادف با بي فايده بودن اقدامات انجام شده به حساب مي آورد.
لذا عدم حضور حزب اعتماد ملي (به عنوان حزبي كه در آغاز فعاليت هاي سياسي خود بوده و هنوز در فاز گسترش تشكيلاتي، اعلام وجود و شناساندن خود در لايه هاي متنوع اجتماع قرار دارد) در ائتلاف اصلاح طلبان و تمايل اين حزب براي شركت در انتخابات با پرچم حزبي نه به معناي وجود اختلافات حل نشدني ميان اين حزب و ساير اصلاح طلبان است و نه بايد آن را به نوعي تك روي، تحدي و يا پيشنهاد وزن كشي در ميان اصلاح طلبان تعبير كرد؛ بلكه تنها علت آن را بايد در عزم جدي دست اندركاران اعتماد ملي براي پايبندي به فرهنگ تحزب به عنوان يگانه نسخه نجات دهنده توسعه سياسي در ايران به جستجو نشست. چرا كه حزب نوپاي اعتماد ملي با آرمان هاي بزرگ و اهداف متعالي كه براي آينده حركت اجتماعي خود ترسيم كرده است و با عنايت به ويژگي هاي منحصر به فردي كه ذكر آن ها رفت (اعتقاد به عضوگيري گسترده و آزاد، تمايل به فراگير بودن و نفوذ در متن جامعه، گستردگي تشكيلات استاني، اعتقاد به مرام اعتدال و ميانه روي، برخورداري از حمايت اصلاح طلبان شهرستاني، تاكيد بر اصل آموزش سياسي و...) حزبي است كه مي تواند در صورت نيل به افق هاي ترسيم شده، در بسيج افكار عمومي به نفع اصلاح طلبان نقش موثري داشته باشد و از اين رهگذر با پوشاندن يكي از نقطه ضعف هاي شاخص اصلاح طلبان پلي براي ارتباط نخبگان جامعه با قشر متوسط فراهم آورد.
از اين روست كه تصميم حزب اعتماد ملي براي عدم شركت در ائتلاف اصلاح طلبان (دقت شود كه هدف نهايي اعتماد ملي همانند انتخابات شوراي شهر تهران رسيدن به ليست مشترك و همگرايي 100 درصدي است و تنها ادعاي اين حزب شركت در انتخابات زير تابلوي خودش است) به معناي تمايل اين تشكيلات براي تك روي و جدا كردن راه خود از ساير اصلاح طلبان نيست، بلكه اعتماد ملي معتقد است به منظور رسيدن به اهداف بلند مدت خود براي تبديل شدن به يك حزب قوي و تاثيرگذار مدني كه به طريق اولي تضمين كننده موفقيت جنبش اصلاح طلبي ملت ايران نيز خواهد بود، مي بايست با رويكرد حزب محور و نگاه تشكيلاتي، با نام و تابلو خود در انتخابات حضور پيدا كند تا بتواند ضمن برقرار كردن ارتباط بهتر با مردم، پايه هاي اعتماد عمومي را در ميان قشرهاي مختلف جامعه و در ميان همه قوميت ها و اقليت هاي اين سرزمين مستحكم تر كند. از ياد نبريم كه هدف اعتماد ملي از اين كار نه رسيدن به پيروزي انفرادي و نه ايجاد دودستگي در ميان اصلاح طلبان است. چرا كه از يك سو تمام تلاش اين حزب رسيدن به حداكثر ائتلاف در ليست هايش با اصلاح طلبان است و از سوي ديگر بر مبناي باور محكم اين حزب به ضرورت انجام كار ريشه اي ولو ديربازده، بزرگترين پيروزي براي اين حزب در اين مقطع نه برنده شدن در انتخابات، بلكه صيانت از نهال نوپاي تحزبي است كه دو سال پيش آن را در كوير خشك توسعه سياسي كاشته است. نهالي كه در سال هاي آينده مي تواند درخت تنومند، بارده و سايه گستري باشد.
به اميد آن روز - والعاقبه للمتقين

* عضو شوراي مركزي و مسئول كميته فرهنگي، اجتماعي حزب اعتماد ملي منطقه استان خراسان جنوبي

+ نوشته شده در یکشنبه نهم دی 1386ساعت 7:36 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

دعوت ائتلاف اصلاح طلبان خراسان جنوبي از سيد محمد خاتمي

ائتلاف اصلاح طلبان استان خراسان جنوبي طي نامه اي در تاريخ 4/10/1386 از سيد محمد خاتمي براي سفر به اين استان وديدار با اقشار مختلف مردم و احزاب و گروه هاي اصلاح طلب استان دعوت كرد. متن دعوتنامه به شرح زير است:

حضرت حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران در دولت پرافتخار اصلاحات
سلام عليكم
با احترام و اهداء بهترين شادباشها ، اينك كه انجام مبتكرانه سفرهاي حضرتعالي به مناطق مختلف ميهن عزيز اسلامي موجب زنده شدن نور اميد و شور و شادماني در قلب هاي ميليونها ايراني مسلمان ، اصلاح طلب و ميهن دوست گرديده است ، بدينوسيله ما ، اعضاء ائتلاف اصلاح طلبان استان خراسان جنوبي ، از حضرتعالي براي سفر به بيرجند و ديدار با مردم اين استان محروم ، كه به همت شخص حضرتعالي و تلاش چشمگير دولت و مجلس اصلاحات و از پي انتظاري چهل ساله به آرزوي خويش در داشتن استاني مستقل دست يافته اند ، دعوت به عمل مي آوريم. ميزباني از حضرتعالي و همراهان و برنامه ريزي براي ديدار حضرتعالي با اقشار مختلف مردم و احزاب و گروه هاي اصلاح طلب استان افتخار بزرگي براي ما و فرصت مغتنمي براي ايجاد شور و نشاط در جهت انجام انتخاباتي باشكوه و مردمي دراين استان است. اميد است با قبول اين دعوت ، ما را در رسيدن به اهداف مقدس انقلاب شكوهمند اسلامي و جنبش اصلاحات در استان خراسان جنوبي ياري فرمائيد.
با تشكر فراوان و آرزوي توفيق الهي و به اميد ديدار در خراسان جنوبي

احمد حاجي زاده - رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان
محمدرضا آقاابراهيمي - جبهه مشاركت ايران اسلامي
محمد ديمه ور - سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي
سيد مهدي رحيمي - انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها
حسين شكيبي - انجمن اسلامي معلمان
علي جعفري - حزب كارگزاران سازندگي ايران اسلامي
حسين موهبتي - حزب همبستگي ايران اسلامی

+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 22:5 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

پرده چهارم:
موافقان و مخالفان پارلماني:

اشاره- "تقسيم استان خراسان" را شايد بتوان مظلوم ترين و مهجورترين لايحه تمامي ادوار مجلس شوراي اسلامي دانست؛ داستان تلخ و غم انگيري از شكست ها، موفقيت ها، دوستي ها، دشمني ها، دو رنگي ها، يگانگي ها و... كه گرچه در نهايت به سرانجام رسيد، اما هرگز فرصت و جرات واكاوي و يادآوري آن توسط رسانه هاي عمومي منطقه اي به دست نيامد. "شوراي سردبيري بيرجندنيوز" تصميم دارد از امروز به مرور و در فرصت هاي مقتضي هر بار از دريچه اي خاص به اين تراژدي 40 ساله نقبي بزند تا معلوم شود در طول اين سال ها چه كساني در جهت نيل به اين خواسته عمومي مردم گام برداشته و تلاش نموده اند و چه كساني همواره با لجاجت و مخالف هاي خود به سرانجام رسيدن آن را به تاخير انداخته اند. در اين ستون به مرور خاطرات تلخ و شيريني خواهيم پرداخت كه براي خوانندگان معلوم نمايد چه كساني و در چه مقاطعي چگونه با آرزوي مشتركشان برخورد كرده اند. دوستانه يا خصمانه و...

در پرده چهارم مي خواهيم از مجلس ششم بگوييم. از مجلس اصلاحات. از مجلسی كه آن قدر جسارت و توانايي داشت تا پس از 40 سال مقابل تمامي فشارها و قانون شكني ها بايستد و هديه ارزشمند تفكيك استان خراسان جنوبي را ارزاني اين مردم منتظر و اميدوار كند. مي خواهيم به مردم شريف خراسان جنوبي بگوييم چه كساني و با چه گرايشات سياسي، در طول 4 سال عمر مجلس ششم، در حمايت از تقسيم استان خراسان فعاليت داشته اند و چه كساني براي جلوگيري از به ثمر رسيدن اين لايحه همت گمارده اند. شايد كه دوستان واقعي و خيرخواهان مصلح خود را بهتر بشناسند.
(اسامي مذكور بر مبناي اطلاعات روزنامه رسمي از جلسات علني مجلس شوراي اسلامي گردآوري شده است و شامل تمامي افرادي مي شود كه در طول مجلس ششم به انحاي مختلف اعم از نطق پيش از دستور، تذكر آيين نامه اي، پيشنهاد، نامه نگاري و... اسمشان را در تاريخ به ياد ماندني تقسيم استان خراسان ثبت نموده اند.) جالب است ببينيد كه اسم خيلي از دوستان مدعي در اين ليست وجود ندارد.

موافقان:

مهدي آيتي - بيرجند - اصلاح طلبان
علي ظفر زاده - مشهد - اصلاح طلبان
رمضان وحيدي - بجنورد - مستقل
مرتضي خيرآبادي - سبزوار - اصلاح طلبان
احمد مرادي - طرقبه و چناران - اصلاح طلبان
ماشاءالله شكيبي - فردوس و طبس - اصلاح طلبان
محمدرضا خباز - كاشمر - اصلاح طلبان
غلامحيدر ابراهيم باي سلامي - خواف و رشتخوار - اصلاح طلبان
محمد باقر ذاكري - قوچان - اصلاح طلبان
مرحوم محمد عبايي خراساني - مشهد - اصلاح طلبان
رسول مهرپرور - درگز - اصلاح طلبان
نورالدين پيرموذن - اردبيل - اصلاح طلبان
علي قنبري - اردل - اصلاح طلبان
احمد رهبري - گرمسار - اصلاح طلبان
حسين مرعشي - كرمان - اصلاح طلبان

مخالفان:

حسن سيدآبادي - سبزوار - اصولگرايان
موسي قرباني - قاينات - اصولگرايان
حسن سبحاني - دامغان - اصولگرايان
حسين انصاري راد - نيشابور - اصلاح طلبان
محمدحسن ابوترابي فرد - قزوين - اصولگرايان

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 15:58 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 

شورای محترم سردبیری پرتال بیرجندنیوز
مشاهده پرده سوم از مطلب "چه کسی خراسان جنوبی را استان کرد؟" در وبلاگ بیرجند نیوز و لطفی که در آن نسبت به ما ابراز داشته اید ، از آن روی که موجب تجدید خاطرات شیرین سالهای تلاش برای تقسیم استان خراسان شد ، بسیار خاطره انگیز و موجب امتنان است. در عین حال ، فراموشی که (احتمالا به دلیل کافی نبودن اطلاعتتان در این خصوص) در تنظیم مطلب مشاهده می شود ما را بر آن داشت تا برخی توضیحات لازم را برای درج در صفحه اصلی وبلاگ ارسال داریم.

ستاد مردمی پیگیری تفکیک استان خراسان  از نیمه سال 76 شروع به کار نمود و به مرورطیف وسیعی از مردم فرهیخته منطقه و نیز درسطح استان خراسان بزرگ و کشور از دورونزدیک باان همکاری داشته اند که جای قدردانی وتشکر فراوان دارد . کسانی که فعالیتهای ستاد را ازنزدیک دنبال کرده اند به خوبی می دانند که از فعالترین و موثرترین اعضاء آن ستاد ، آقای دکتر محمدرضا آقاابراهیمی بود که متاسفانه در مطلب شما هیچ ذکری از ایشان نشده است و برای ما که از نزدیک با ایشان همکاری داشتیم چنین خطایی قابل قبول نیست.همچنین جا داشت که از اقای مهندس علی غنی که زحمات زیادی کشیدند یادی میشد .
فعالیت های متنوع آقای دکتر آقاابراهیمی در ستاد ، به عنوان یک عضو هیات علمی دانشگاه ، یک جانباز دفاع مقدس و یک فرد غیر بومی ، بدان حد خالصانه ، پیگیر و موثر بود که قطعا تا سالها از ذهن و یاد ما و همه فعالین تقسیم استان خراسان نخواهد رفت. برخی از فعالیت های ایشان در ستاد ، که در حال حاضر به خاطر می رسد ، به شرح زیر است:
-         شرکت مستمر و فشرده در جلسات رایزنی با مسئولین دولتی بیرجند و خراسان و تشکل های صنفی و غیردولتی بیرجند
-         سخنرانی در جلسات مردمی که توسط ستاد در بیرجند برگزار می شد
-         سخنرانی در چندیدن جلسه متفاوت که با حضور استاندار وقت خراسان ، نمایندگان کمیسیون عمران مجلس ششم ، عضو حقوقدان شورای نگهبان قانون اساسی ، نمایندگان کمیسیون تقسیمات کشوری وزارت کشور و ... در بیرجند برگزار گردید
-         برگزاری اولین همایش نخبگان و فعالین غیردولتی بیرجند در ارتباط با موضوع تقسیم استان در دانشگاه بیرجند
-         مشارکت فکری و قلمی در انتشار خبرنامه "خراسان فردا"
-         انجام طرح پژوهشی "ضرورت تاسیس استان خراسان جنوبی و ملاحظات سیاسی-امنیتی و ژئوپلیتیکی-استراتژیکی" به صورت مشترک با مهدی وفائی فرد و ارسال گزارش طرح به نمایندگان عضو کمسیسیون امنیت ملی مجلس ششم و تقدیم حضوری گزارش مزبور به مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری اسلامی و همچنین ارسال آن به کمیسیون تقسیمات کشوری وزارت کشور
-         تالیف کتاب "جنوب خراسان: ضرورت های تاسیس استان ، تحلیل و بررسی شاخصها و دلایل مرکزیت بیرجند" به صورت مشترک با مهدی وفائی فرد و تحویل حضوری کتاب مزبور به همه نمایندگان مجلس ششم و نیز تقدیم حضوری کتاب به مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری اسلامی
-         کمک های مالی به ستاد برای انجام امور جاری
-         حضور مکرر در مجلس شورای اسلامی و مذاکره با تعداد قابل توجهی از نمایندگان محترم مجلس ششم در مقام رئیس دانشگاه بیرجند برای ترغیب ایشان به موافقت با تقسیم استان خراسان
-         تهیه بروشور معرفی ستاد تفکیک و تقدیم آن به شهرداران شهرهای استان خراسان در جریان گردهمایی ایشان در بیرجند (به خوبی به خاطر داریم که با توجه به ضیق وقت چگونه دکتر آقاابراهیمی به همراه دو نفر از دوستان شبانه به تایپ و تکثیر بروشور مزبور ، تهیه پوشه و توزیع آنان در محل برگزاری سمینار اقدام کرد)
-         نگارش مقالات متعدد در نشریه آوای بیرجند در خصوص ضرورت تقسیم استان خراسان
-         انجام مصاحبه بانشریات محلی و اطلاع رسانی خصوص ضرورت تقسیم استان خراسان
-         استفاده از همه ظرفیت های قانونی دانشگاه بیرجند برای طرح موضوع در سطح استانی و ملی و اثبات ضرورت تقسیم استان خراسان برای تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان مربوطه
-         ...
به هر تقدیر ، هر چند یادآوری فعالیتهای گذشته موجب تجدید خاطرات تلخ و شیرین و عبرت آموزی می شود ، در عین حال روایت ناقص واقعیت هایی که در گذشته وجود داشته اند می تواند مقدمه ای باشد بر بروز پدیده تلخ و ناهنجار "تحرف تاریخ". امیدواریم در ادامه روایت وقایع منجر به تاسیس استان خراسان جنوبی ، با پرهیز از اتکا به اطلاعات یک طرفه و با مشورت با کسانی که از نزدیک در کوران کار قرار داشته اند به رسالت اطلاع رسانی صحیح ، که خود داوطلبانه برای خود برگزیده اید ، موفق باشید.

حسین شکیبی
مهدی وفائی فرد


بیرجندنیوز- با عرض سلام و ابلاغ مراتب تقدیر و تشکر از بزرگواران عزیز ستاد مردمی پیگیری تفکیک استان خراسان، به استحضار خوانندگان محترم می رساند: از قلم افتادن نام همه دوستان و همکاران آن ستاد محترم در موردنظر نه از روی غفلت و یا کمبود اطلاعات و نه هم از روی عمد و به منظور نادیده گرفتن تلاش های مجدانه برخی دوستان انجام پذیرفته است. بلکه هدف این رسانه این بوده است تا با توجه به همکاری طیف گسترده و متعددی از همشهریان بزرگوار، احیاناً نام بردن از برخی دوستان و از قلم انداختن نام دوستان دیگر موجب دلخوری در میان آن جمع همدل و صادق نشود. لذا در مطلب مذکور تنها نام جناب آقای شکیبی به عنوان دبیر ستاد، جناب آقای زرین پناه به عنوان تامین کننده فضای مسکونی ستاد و آقایان مهندس مهدی و مجید وفایی فرد (فعالترین مسئولین ستاد به زعم این رسانه)ذکر شده است و در ادامه با ذکر نام کلی "همه مردان و زنان بزرگواری که با ستاد همکاری داشته اند" از ایشان تقدیر شده است. که همانگونه که خود این بزرگواران هم معترفند اجر و پاداش همکاری و فعالیت در آن ستاد را نه این رسانه خبری و نه شهروندان این استان، بلکه خداوند عدالت گستر و حق ده خواهد داد.
متاسفانه به وجود آمدن برخی سوء تفاهمات قبلی و درج پاره ای مطالب انتقادی در این پرتال موجب القای توهم خصومت شخصی و یا خدای ناکرده تلاش این رسانه برای حذف عمدی نام یکی از فعالان محترم ستاد مردمی پیگیری تفکیک شده است که ان شاءالله درج کامل جوابیه فوق موجب برطرف شدن کدورت ها و سوء برداشت های دوستان گرانقدرمان باشد.
والسلام
شورای سردبیری بیرجند نیوز

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 11:25 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

مطمئن باشيد مرغ اصولگرايان يك پا ندارد!
سيد عليرضا عبادي كانديداي قطعي اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم

اختصاصي بيرجندنيوز- كانديداي در سايه جريان اصولگراي شهر بيرجند در انتخابات مجلس هشتم "سيد عليرضا عبادي" است و بحث حضور "علي اصغر عميديان" به عنوان نامزد اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم به شكلي كه مطرح شده است صحيح نمي باشد. يك منبع نزديك به جريانات اصولگراي خراسان جنوبي در گفتگوي اختصاصي با بيرجندنيوز با بيان اين مطلب افزود: نيروهاي ارزشي شهرستان پس از عملكرد نه چندان قوي آقاي عبادي در مجلس هفتم و مشاهده ناتواني ايشان در پيشبرد اهداف حزبي و منافع منطقه اي شهرستان و نيز جو نارضايتي عمومي از عملكرد ايشان، تصميم به معرفي فردي توانمندتر در انتخابات مجلس هشتم گرفتند و در اين رابطه ابتدا "ابراهيم تقي زاده" و سپس "محمد وحدتي" را به عنوان گزينه هاي اصلي خود مدنظر قرار دادند.
وي در ادامه با بيان اين مطلب كه جريان اصولگراي شهرستان از بابت عملكرد نه چندان قوي نماينده فعلي كه منسوب به تفكر اصولگرايي است، تحت فشار افكار عمومي قرار گرفته بود ادامه داد: ليكن متاسفانه بررسي هاي انجام شده نشان داد نامزدهاي مطلوب اصولگرايان بيرجند شانس زيادي براي پيروزي در انتخابات ندارند و از همين رو در آستانه انتخابات مجلس هشتم تصميم بر آن شده است تا به منظور حفظ حداقل هاي موجود و از دست ندادن كرسي اصولگرايان در مجلس بار ديگر آقاي عبادي با توجه به پايگاه مردمي خوب و وزن اجتماعي بالاترشان نسبت به ساير كانديداهاي مطرح، در انتخابات حضور پيدا كنند.
اين منبع آگاه كه نخواست نامش فاش شود در ادامه با پيش كشيدن مدل انتخابات مجالس پنجم و ششم در بيرجند گفت: به دليل آنكه حمايت دوباره جريان اصولگرا در انتخابات از آقاي عبادي ممكن است موجب نارضايتي بخشي از منتقدين درون تشكيلاتي ايشان از اين جريان شود، ائتلاف سياسي اصولگرايان اعم از جبهه متحد و حاميان دولت در انتخابات آتي از ايشان حمايت رسمي نمي كنند، اما تمام توان مجموعه براي پيروزي ايشان به كار گرفته خواهد شد. همچنانكه در مجلس پنجم "محمدرضا حافظ نيا" و در مجلس ششم هم "ابوالحسن علوي" نامزدهاي رسمي جناح راست بودند، اما مجموعه نيروهاي ارزشي بيرجند از آقاي عبادي حمايت مي كردند.
وي در ادامه در رابطه با خبر حضور آقاي عميديان در انتخابات گفت: مدل انتخابات مجلس هشتم همانند دو مجلس پنجم و ششم خواهد بود و كانديداي مدرن جناح راست كه ممكن است آقاي عميديان و يا هر كانديداي ديگري باشد به سرنوشت دكتر حافظ نيا و دكتر علوي دچار خواهد شد. به اين معني كه در ليست هاي رسمي به عنوان كانديدا معرفي خواهد شد، اما نامزد اصلي و مورد حمايت بزرگان و معتمدين محلي آقاي عبادي خواهد بود و به همين دليل به احتمال فراوان آقايان وحدتي و تقي زاده حاضر نخواهند بود حضور در چنين بازي را بپذيرند و لذا ممكن است نامزد صوري جريان اصولگرا از بين دكتر عميديان (پامرغی) و آقاي تابعي انتخاب شود.

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 21:44 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 

جدیدترین لیست نامزدهای احتمالی حوزه های انتخابیه استان خراسان جنوبی - به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حامیان دولت اسلامی در خراسان جنوبی (رایحه خوش خدمت)

برای مشاهده اسامی روی ادامه مطلب کلیک کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 15:12 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

خبر سایت بیرجندنیوز دات کام کذب محض است.

یک منبع آگاه در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان خراسان جنوبی خبر مندرج در سایت خبری بیرجندنیوز دات کام مبنی بر مشخص شدن نامزدهای ائتلاف اصلاح طلبان در شهرستان های استان را تکذیب کرد. وی در گفتگوی تلفنی با خبرنگار ما ضمن اعلام بی خبری از اتخاذ چنین تصمیمی اعلام کرد: هنوز این ائتلاف قصدی مبنی بر حمایت از فردی خاص در انتخابات نکرده است و مطالب مندرج در سایت مذکور کذب محض می باشد. وی خاطر نشان کرد بعضی از افراد ذکر شده در لیست سایت مذکور اصلا قصد کاندیداتوری در انتخابات از حوزه ذکر شده را ندارند و برخی هم اصلاْ در دایره رایزنی های ائتلاف اصلاح طلبان قرار نمی گیرند.

اضافه می شود سایت خبری بیرجندنیوز دات کام در خبری که مدعی است از رابطان خود در ستاد ائتلاف کسب کرده است!!! محمد دیمه ور، حسین امینی، محمدرضا صابری و ماشاءالله شکیبی را به عنوان نامزدهای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در حوزه های انتخابیه بیرجند، قاینات، نهبندان و فردوس معرفی کرده است.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 12:13 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 

یک سوال: چرا حاضر نیستیم شکست در انتخابات ریاست جمهوری نهم را آسیب شناسی کنیم؟

یک سوال: چگونه می توان از شکستی که اجازه نمی دهند کالبد شکافی شود پل پیروزی ساخت؟

(1) عبدالواحد موسوی لاری
وزیر کشور دولت هشتم.
مجری برگزاری انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم.
هنوز هیچ کس افتضاح بزرگ او در برگزاری انتخابات، مخصوصاً انتخابات نهم ریاست جمهوری را از یاد نبرده است. انتخاباتی که اوج ناتوانی یک وزیر در مدیریت اجرایی، کنترل منصوبین خود در ستاد انتخابات و استانداری ها و جلوگیری از تخلفات و دخالت های بیرونی در فرآیند انتخابات را به نمایش گذاشت.
او حالا رییس مجمع مشورتی ستاد اصلاح طلبان است و قرار است برای انتخابات مجلس هشتم مدیریت فعالیت های بخشی از اصلاح طلبان را عهده دار باشد.

(2) محسن مهرعلیزاده
نامزد سوم اصلاح طلبان در انتخابات نهم
هنوز هم هیچ کس به انگیزه واقعی او برای شرکت در انتخابات نهم و شکستن وحشتناک آرای اصلاح طلبان در استان های آذری زبان پی نبرده است. او در انتخابات نهم بیش از یک میلیون رای را از سبد اصلاح طلبان خارج کرد و موجب شکست این جریان در آن انتخابات شد.
او حالا خوشحال و خندان و بدون هیچ شرمندگی، همراه آقای خاتمی به مرکز استان آذربایجان شرقی (استانی که آرای اول را در آن داشت) سفر کرده است، غافل از اینکه رای بالای او در استان های آذری زبان نشانی از وزن اجتماعی و یا محبوبیت او در آن مناطق نیست. چه بسا در صورتی که یک هموطن آذری زبان دیگر هم از جناح راست نامزد آن انتخابات بود همان قدر رای می آورد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 13:14 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

 پیش از دستور:

برای اولین روز زمستان ۸۶ شما چهار لینک جالب در نظر گرفته ایم. اولی مربوط است به گزارش کاملی از نخستین همایش ستاد ائتلاف مردمی اصلاحات در موسسه الهادی تهران. دومین لینک نامه سرگشاده دکتر محمد ستاری فر رییس سازمان مرحوم مدیریت و برنامه ریزی دولت هشتم به رییس دولت نهم است. و سومین لینک اختصاص دارد به سخنان جالب توجه مصطفی تاج زاده در خصوص زنان چکمه پوش. دست آخر هم خبر رسید که وبلاگ حامیان مهندس آیتی به روز شده است. سر بزنید:

محتشمی پور: میزان رای ملت است، نه شورای نگهبان

راه حل های ستاری فر برای احمدی نژاد

تاج زاده: سیاستمدار چکمه پوش بد است. نه زنان چکمه پوش

آیت ماندگار - وبلاگ هواداران مهندس مهدی آیتی و چند مطلب جدید


 پرده سوم:
ستاد مردمي پيگيري تفكيك استان خراسان
 

اشاره- "تقسيم استان خراسان" را شايد بتوان مظلوم ترين و مهجورترين لايحه تمامي ادوار مجلس شوراي اسلامي دانست؛ داستان تلخ و غم انگيري از شكست ها، موفقيت ها، دوستي ها، دشمني ها، دو رنگي ها، يگانگي ها و... كه گرچه در نهايت به سرانجام رسيد، اما هرگز فرصت و جرات واكاوي و يادآوري آن توسط رسانه هاي عمومي منطقه اي به دست نيامد. "شوراي سردبيري بيرجندنيوز" تصميم دارد از امروز به مرور و در فرصت هاي مقتضي هر بار از دريچه اي خاص به اين تراژدي 40 ساله نقبي بزند تا معلوم شود در طول اين سال ها چه كساني در جهت نيل به اين خواسته عمومي مردم گام برداشته و تلاش نموده اند و چه كساني همواره با لجاجت و مخالف هاي خود به سرانجام رسيدن آن را به تاخير انداخته اند. در اين ستون به مرور خاطرات تلخ و شيريني خواهيم پرداخت كه براي خوانندگان معلوم نمايد چه كساني و در چه مقاطعي چگونه با آرزوي مشتركشان برخورد كرده اند. دوستانه يا خصمانه و...

در پرده سوم مي خواهيم از فرهنگ و شعور بي نظير مردم فهيم و قانونمند كوير بگوييم. شايد يكي از افتخارات مردم شريف بيرجند در طول 40 سال پيگيري حق پايمال شده شان براي تاسيس استان خراسان جنوبي، اين بود كه با سعه صدري مثال زدني و با تحمل تمام ناملايمات و غوغاسالاري ها، هرگز از مدار خردورزي و آرامش خارج نشده و هيچ رفتاري مغاير با فرهنگ بالا و مثال زدني شان از خود بروز ندادند. و گرچه سخت بود ولي حالا كه به گذشته نگاه مي كنيم مي بينيم كه چه شيرين تر است وقتي حق خودت را از راه قانوني اش گرفته باشي و در تمام مراحل تلاش براي نيل به آن، در چارچوب هنجارهاي مدني حركت نموده باشي.
شايد يكي از ابتكارات زيبا، به ياد ماندني، دموكراتيك و مدرن مردم بيرجند به منظور پيگيري مطالبات معوقه شان، تاسيس يك سازمان غيردولتي فعال و پويا به نام "ستاد مردمي پيگيري تفكيك استان خراسان" بود كه توانست با ساماندهي نيروها و انجام اقدامات به موقع و سرنوشت سازي نظير برپايي راهپيمايي آرام، انتشار خبرنامه، پژوهش هاي علمي، رايزني در سطح كلان و بسيج افكار عمومي نقش به سزايي در تقسيم استان خراسان آن هم در فضايي كاملاً عقلاني و قانوني ايفا كند.
حيفمان آمد در واكاوي داستان هاي مربوط به تقسيم استان خراسان، پرده اي را به تلاش ها و فعاليت هاي به يادماندني آن ستاد در روزهاي سخت نااميدي اختصاص ندهيم و يادي از آن مجاهدت هاي غرورآفرين مدني و تلاشگران بي مدعاي آن نكنيم. حسين شكيبي، برادران وفايي فرد، حاج حسن زرين پناه و تمام مردان و زنان بزرگي كه در آن روزهاي خوف و رجا افتخار تلاشي مقدس در نخستين تشكل مدني غيردولتي اين استان را در كارنامه شان ثبت كردند.
و اين گونه بود كه وقتي من و تو ما شديم، ديگر تنها نبوديم و همانگونه كه تمنايش را داشتيم صاحب "خراسان فردايي" سبز و آباد و دوست داشتني شديم گرچه...

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 8:21 توسط روزنامه نگار بیرجندی |