مصطفی کواکبیان رئیس ائتلاف مردمی اصلاحات :
اصلاحات ملک مطلق کسی نیست
رئیس ائتلاف مردمی اصلاحات گفت: اصلاحات ملک طلق کسی نیست که عده ای بخواهند آن را در چنبره خود قرار دهند.
به گزارش خبرنگار مهر، مصطفی کواکبیان در همایش بزرگ ائتلاف مردمی اصلاحات با اشاره به اصول چهارده گانه انتخاباتی این ائتلاف گفت: ائتلاف حداکثری بین تمامی اصلاح طلبان تنها انگیزه ماست ، آقایان اصلاح طلب بدانید مردم شما را به کرسی نشاندند و نباید آنها را فراموش کنیم.
کواکبیان در ادامه با اشاره به اینکه 10 نفر از لیست های ائتلاف مردمی اصلاحات در تهران و استان ها مشتکل از زنان است، گفت: بر اساس مصوبه ائتلاف، لیست های ما در تهران و استان ها متشکل از شش نفر از استادان دانشگاه، شش نفر از قشر فرهنگیان، سه نفر از قشر کارگران، سه نفر از قشر روزنامه نگاران، دو نفر از روحانیون معزز، دو نفر از قشر مهندسین کشور، سه نفر از صاحبان صنایع و مراکز تولیدی، دو نفر از پزشکان، یک نفر از چهره های ورزشکار، یک نفر از قشر هنرمندان کشور و یک نفر از عزیزان اهل سنت خواهد بود.
مدیرمسئول روزنامه مردمسالاری گفت : ما به اعضای خود در استان ها اعلام کرده ایم که هیچ منعی در ائتلاف با سایر گروه های جبهه اصلاحات و ستاد ائتلاف اصلاح طلبان ندارند و امیدواریم همه دوستان در جبهه اصلاحات دست از انحصارگرایی برداند.
رئیس ائتلاف مردمی اصلاحات، مهمترین آرمان این ائتلاف را مشارکت حداکثری مردم در انتخابات عنوان کرد و گفت: ما تلاش داریم مشارکت 70 درصدی مردم در انتخابات مجلس هشتم محقق شود ، متأسفانه پالس های منفی از سوی برخی حکومتگران ساطع می شود که نمی دانم این کارها از سر ناآگاهی است یا عده ای مأموریت دارند مشارکت مردم در انتخابات را کاهش یابد.
وی با اشاره به تبرئه سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر از اتهام توهین به مقدسات، گفت: ما تبرئه و آزادی دانشجویان مزبور را به فال نیک می گیریم .
کواکبیان از دیگر اصول ائتلاف مردمی اصلاحات را تأکید بر برگزاری سالم، آزاد و رقابتی بودن انتخابات برشمرد و گفت: ما از وزارت کشور درخواست می کنیم که تلاش کند معتمدانی که قرار است در فرمانداری ها مشغول به کار شوند از جناحی خاصی انتخاب نشوند ، ما در اینجا اعلام می کنیم که عزیزان هیئت های اجرایی دین خود را به دنیای دیگران نفروشید و فرا قانونی عمل نکنید.
این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین از شورای نگهبان خواست تا زمینه مشارکت حداکثری مردم در انتخابات مجلس هشتم را فراهم کند.
مدیرمسئول روزنامه مردمسالاری افزود: ما خواهان اجرای مر قانون از سوی شورای نگهبان هستیم. ضمن اینکه رهبر معظم انقلاب نیز بر اجرای مر قانون تأکید دارند، ما معتقدیم مصلحت اندیشی وظیفه شورای نگهبان نیست.
رئیس ائتلاف مردمی اصلاحات گفت: امثال کواکبیان هیچ چشم طمعی به قدرت و حکومت ندوخته اند و نگاه ما در ائتلاف به دست آوردن لقمه چربی از حکومت نیست.
کواکبیان، داشتن مجلسی شجاع، بابرنامه، مقتدر و در عین حال اصلاح طلب را از دیگر اهداف و اصول انتخاباتی ائتلاف مردمی اصلاحات عنوان کرد و گفت: در این راستا ما 20 برنامه را تدوین کرده ایم که در هنگام معرفی کاندیداهایمان آن را منتشر می کنیم. این برنامه ها به نوعی میثاق ما با ملت خواهد بود.
این فعال سیاسی اصلاح طلب تصریح کرد: ما مجلسی غیر ساکت می خواهیم و باید وکیل الدوله ها را به وکیل المله ها تبدیل کنیم. مجلسی که 460 روز وزیری را برای پاسخگویی دعوت می کند و وزیر استجابت نمی کند، مجلس نیست.
مدیرمسئول روزنامه مردمسالاری در ادامه خطاب به رسانه ملی گفت: این رسانه اگر بخواهد بر منویات جناحی و باندی عمل کند، به طور قطع نتیجه معکوس می گیرد، مطمئن باشید که مردم عدالت رسانه ای شما را دنبال می کنند.
رئیس ائتلاف مردمی اصلاحات همچنین خطاب به بسیج گفت: شما یادگاران امام (ره) هستید بنابراین نباید ابزار دست جریانات سیاسی شوید.
وی در ادامه ائتلاف همفکرانش در ائتلاف مردمی اصلاحات با نیروهای ملی مذهبی و برخی احزاب اصولگرا را تکذیب کرد و گفت: ما چنین شعارهایی نداده و نمی دهیم در عین حال که بارها اعلام کرده ایم که دست نیروهای اصلاح طلب را به گرمی می فشاریم.
این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین به اعلام موجودیت ائتلاف مردمی اصلاحات اشاره کرد و گفت: ما روز 21 آبان اولین نشست شورای هماهنگی ائتلاف را برگزار کردیم. در آن زمان شاید تشکیل چنین ائتلافی جدای از حزب اعتماد ملی و ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با تردید مواجه بود اما با توجه به جمیع جهات و اینکه نتوانستیم با اعتماد ملی و ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به ائتلاف برسیم، ائتلاف مردمی اصلاحات را با احزابی که در حماسه دوم خرداد نقش داشتند، تشکیل دادیم.
به گفته کواکبیان، ائتلاف مردمی اصلاحات کار خود را در مرحله اول با 15 حزب آغاز کرد اما این به معنای عدم پیوستن احزاب دیگر اصلاح طلب به این ائتلاف نیست.

معمای نامزدی دکتر عمیدیان؟؟؟
(۱) تکذیب (توسط خود دکتر در سایت بیرجندنیوز دات کام) ۳/۹/۸۶

(۲) تایید (توسط سایت رایحه خوش خدمت استان) ۱۵/۹/۸۶

(۳) پیشتازی در نظرسنجی همان سایت ۲۹/۹/۸۶

واکنش تند دکتر عماد افروغ به سخنان اخیر احمدی نژاد:
اگر قرار است دولت حرف اول و آخر را بزند چه نیازی به حضور مجلس است؟
آفتاب: عماد افروغ عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل معتقد است که مجلس هفتم نقش تقنینی و نظارتی خود را ایفا نکرده است بنابراین طبیعی است که هم چوب را بخورد و هم پیاز را.
به گزارش خبرنگار پارلمانی آفتاب، نماینده تهران در جمع خبرنگاران پارلمانی در مورد صحبتهای احمدینژاد گفت: مجلس تحت تاثیر لابیهایی در مقاطعی کوتاه آمد و همسوییهای جناحی از خود بروز داد، برخی از نمایندگان وظیفه نمایندگی خود را انجام نمیدهند به طوریکه شاهد تعاملی کاملا یک سویه با دولت بودیم.
افروغ افزود: در مجلس هفتم نوعی دولتگرایی پارلمانی که خطر آن را گوشزد میکردیم را از نزدیک شاهد بودیم.
وی با بیان اینکه از نظر ما این رابطه طبیعی است، اظهار داشت: مجلس که شل آمده حقش است که سفت بخورد ولی اگر مجلس مجلس بود، جایگاه ساختاری خود را درک میکرد در راس بودن خود را فهم میکرد و از زاویه در راس بودن خودش عمل میکرد و امروز به هیچ وجه، رییس قوه مجریه توپ را در زمین مجلس نمیانداخت.
عضو کمیسیون فرهنگی تصریح کرد: نمیتوان همه را به یک سمت و سویی برد که خودسانسوری کنند، چون همه ادعا داریم که فرزندان انقلاب هستیم، سابقه یکصد ساله مبارزاتی شفاف در ذهن ما است، از حسین و علی و معارف شیعی سخن میگوییم، آن وقت بنا به مصلحت عمل میکنیم؟
افروغ افزود: اگر هیات رییسه شان مجلس را حفظ میکرد و به موقع سوال میکرد و تذکر میداد و وقتی عدهای استیضاح میکردند، لابیهای ناموجه دست اندرکار نمیشدند، امروز شاهد این مساله نبودیم بلکه تعامل دوسویه، مثبت و مبتنی بر در راس بودن مجلس را شاهد بودیم.
وی با اعتقاد به اینکه «مجلس، مقصر است» اظهار داشت: اگر مجلس شان خود را حفظ میکرد شاهد حتی این گرانیها نیز نبودیم.
عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل یادآور شد که مجلس عمده لوایح دولت را تصویب کرد ولی در برابر عدم اجرای مصوبات مجلس از سوی دولت کوتاه آمد و لذا امروز باید تاوان این کوتاه آمدن را پس بدهد و این باید درس عبرتی باشد برای بقیه عمر مجلس هفتم و مابقی مجالس که شکل میگیرند.
نماینده تهران تصریح کرد: واقعا در برابر مردم، خدا، انقلاب و خون شهدا مسئول هستند، اگر قرار است دولت حرف اول و آخر را بزند مجلس را جمع کنند، چه نیازی به حضور مجلس است؟
افروغ با بیان اینکه امام(ره) فرمودند مجلس در راس امور است و همه قوا تابع مجلس هستند حتی قوه قضاییه گفت: این موضوع شان و فضیلتی میخواهند.
وی اظهار داشت: اکنون مجلس هم کوتاه آمده است و هم بابت کوتاه آمدن دست مریضاد تحویل نگرفته است.
نماینده تهران با بیان اینکه بحث کارشناسی و به اندازه کافی روشن است و نیازی به رقابتهای جناحی نیست، خاطرنشان کرد: اولا از صحبتهای رییس جمهوری تشکر می کنم چون این صحبت ها جای قدردانی دارد و همچنین کارکرد عاطفی دارد و تا حدی برای مردم تسکین ـ ولو موقت ـ است اما قطع نظر از آن رئیسجمهوری عواملی را برای گرانی ذکر کرد رابطه بین آنها مشخص نیست.
او با طرح این پرسش که «آیا رابطه مثبت علی و ضروری بین افزایش قیمت نفت و گرانی وجود دارد؟» گفت: اگر این ربط وجود دارد، باید قیمت را پایین آوریم، در حالی که این طور نبوده و رابطه علی نبوده و افزایش قیمت نفت به افزایش گرانی منجر نشده است.
عضو کمیسیون فرهنگی با تاکید بر اینکه رییس جمهوری بخشی از عوامل موثر در گرانی را متوجه خود دولت دانستند، آن را نقطه قوت ذکر کرد، افزود: برای اول بار شاهد بودیم که دولت صورت مساله را پاک نمیکند و میگوید وزیر مسکن، بانک مرکزی و بانک مسکن، مقصر هستند این درس عبرت شود برای کسانی که مدام آنها را به نقد میگیرند اما توسط برخی از طرفداران دولت در مجلس به نقد کشیده میشوند.
افروغ گفت: وقتی علیآبادی میخواست خودش را به عنوان رییس فدراسیون مطرح کند صدای بسیاری از نمایندگان در آمد یا وزرایی که کنار گذاشته شدند قبلا مورد نقد واقع میشدند اما عدهای نیز از آنها طرفداری میکردند، تا وقتی برکنار شدند آنها طرفدار برکناری شدند، که اینها معادلات غلطی است که حقیقت سوز و حقیقتکش است و باید با آنها مقابله کرد.
وی با اشاره به اینکه طرح بخشی از عوامل موثر در گرانی از سوی رییس جمهوری جای تامل داشت وی با بیان اینکه گفته شده عدهای در استخر نشستهاند (در هر دورهای) و باعث گرانی شدهاند، اظهار داشت: اگر با نشستن در یک استخر این اتفاق رخ دهد با نشستن در یک استخر دیگر گشایش حاصل میشود، این همه استخر و جکوزی در اختیار شماست، آنجا بنشینید لابد معجزه میکنند ولی اگر آن استخر استخر است از صبح تا شب آنجا را اجاره کنید.
نماینده تهران افزود: آیا بخش خصوصی این اندازه قدرت دارد، ما هنوز بخش خصوصی نداریم، بخش خصوصی قدرت ندارد که بتواند از معادلات اقتصادی کشور را به هم زند، ما میگوییم بخش خصوصی اقتصاد هنوز رشد نکرده ولی شما وعده میدهید که با برنامهریزیهای دولتی مساله سه سال دیگر حل شود، پس برای برنامهریزیهای دولتی نقش قائل هستند.
عضو کمیسیون فرهنگی تصریح کرد: هم بخش خصوصی فعال نیست و هم دچار تناقض نمایی شدهایم، چون از یک طرف برای برنامهریزی دولتی نقش قائل هستید.
عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل افزود: حتی اگر بخش خصوصی فعال بوده دولت میتواند آنجا که بخش خصوصی فتنه میکند را ریشهکن و این بحث را به عنوان عامل طرح نکنید.
افروغ با تاکید بر اینکه در کل مصاحبه رییس جمهور مثبت بوده است، گفت: برخلاف همیشه عواملی ذکر شد که ورود به این جزئیات مانع میشود که در مصاحبههای بعدی کلیگویی شود یا عوامل دیگری مغایر با عوامل این مصاحبه ذکر شود و این مبارک و گامی به جلو است.
وی اظهار داشت: به نظر میرسد هنوز نگاه رییس جمهوری به رسانهها موجه و قابل قبول نیست و مبتنی بر سوظن است.
نماینده تهران افزود: بارها گفتهایم تصورات خام جزیی نگرانه و سطحی که درباره رسانهها وجود دارد باید کنار گذاشته شود، آن تصور این است که اگر رسانهای نقد میکند، قوتها را نیز بیان کنند اما اگر رسانه فقط ضعفها را مستند و روشمند بیان کند عین انصاف است و اگر رسانهای قوتها را غیر روشمند و غلط بگویم عین بیانصافی است.
عضو کمیسیون فرهنگی با بیان اینکه بسیاری از رسانههای منتسب به دولت در عین بیانصافی هستند، گفت: چون آنها واقعیتهایی را میگویند که وجود خارجی ندارد، آمارهایی را بیان میکنند که وجود خارجی ندارند، در عوض رسانههای منتقدی داریم که انگشت روی زخمهایی میگذارند که درست است.
افروغ خطاب به احمدینژاد تصریح کرد: شما از رسانههای خودتان استفاده کنید و هم ضعفهای خود را مستند بگویید و هم قوتهای خود را، فکر نکنید اگر تعریف و تمجید سراغ شما آمد، شما برنده نهایی خواهید بود، اتفاقا دست روزنامههای منتقدی که فقط ضعفها را میگویند، اما دقیق میگویند را باید بوسید، نه کسانی که شما را تملق میکنند.
وی اظهار داشت: با توجه به فرصتهای رسانهای که در اختیار رییس جمهوری هست که در اختیار رییس جمهوری قبلی نبود، از جمله رسانه ملی که کاملا در اختیار سیاست های دولت است از آن کاملا استفاده کند و فقط به بیان قوتها که آن هم برخی درست و برخی نادرست است، اقدام نشود بلکه ضعفها را به طور روشمند بیان کنند تا با آن ضعفها مقابله شود.

اسامي هزار تن از كانديداهاي مطرح مجلس در حوزه هاي انتخابيه سراسر كشور + اسامی نامزدهای خراسان جنوبی
برای مطالعه کامل این پست بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
استاندار خراسان جنوبي گزینه اصلی احمدی نژاد برای تصدی وزارت آموزش و پرورش
مشهدنيوز- شنيده مي شود دكتر احمدي نژاد از استاندار خراسان جنوبي براي تصدي پست وزير آموزش و پرورش برنامه خواسته است.
پس از استعفاي اجباري فرشيدي وزير آموزش و پرورش، اينك احمدي رييس دانشگاه پيام نور با حفظ سمت سرپرست اين وزارتخانه است. اما از آنجا كه مجلسي ها يكبار به احمدي راي نداده اند و احتمال رد شدن وي براي بار دوم نيز زياد است رييس جمهور چند گزينه را به طور جدي مدنظر دارد.
صولت مرتضوي كه ماه گذشته شايعه استاندار شدنش در اصفهان گوش به گوش چرخيد اولين گزينه دولت است تا جاييكه حتي احمدي نژاد از وي براي تصدي وزارت برنامه خواسته است.

سرکار خانم هلال بیرجندی اکنون نوبت شماست
قانون گرایی را از آقای خسروی بیاموزیم
(۱)
آواي بيرجند- رييس شوراي اسلامي شهر بيرجند از استعفاي حسن خسروي فرماندار شهرستان بيرجند از عضويت در شوراي شهر خبر داد. دكتر فروزانفر گفت: آقاي خسروي با توجه به انتصابشان به عنوان فرماندار شهرستان بيرجند طي نامه اي استعفاي خود را از عضويت در شوراي اسلامي شهر بيرجند اعلام كرده اند. وي افزود: ايشان در بخشي از اين نامه آورده اند: علي زغم اينكه دلم مي خواست در عرصه خدمت بي منت به مردم با فرهنگ شهر بيرجند باقي بمانم، اما به دليل انتخاب در فرمانداري اين شهرستان و با استناد به استفساريه ماده 28 قانون تشكيلات، وظايف و انتخابات شوراي اسلامي كشور و انتخاب شهرداران، انصراف خود را از ادامه عضويت در شوراي شهر اعلام مي نمايم. دكتر فروزانفر اضافه كرد: آقاي خسروي در اين نامه همچنين ضمن تشكر از همكارانشان در شوراي اسلامي شهر بيرجند، براي مهندس ميري آرزوي توفيق كرده اند. رييس شوراي اسلامي شهر بيرجند تصريح كرد: در پي انصراف آقاي خسروي، مهندس مهدي ميري كه عضو علي البدل اول شوراي اسلامي شهر بيرجند هستند، عملا فعاليت خود را در اين شورا آغاز خواهند كرد.
(۲)
بیرجندنیوز ضمن استقبال از اقدام پسندیده و قابل تقدیر جناب آقای حسن خسروی در تبعیت از قانون، از دیگر عضو محترم شورای شهر بیرجند سرکار خانم هلال بیرجندی تقاضا می کند با توجه به مسئولیتی که در استانداری خراسان جنوبی بر عهده گرفته اند (مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری) و عنایت به نص صریح طرح استفساريه ماده (28) قانون تشكيلات، وظايف و انتخابات شوراهاي اسلامي كشور و انتخاب شهرداران مصوب 1375 ، به تبعیت از استاد اخلاق و معرفت جناب آقای خسروی با استعفا به ادامه حضور غیرقانونی خود در شورای شهر بیرجند پایان دهند. ضمن آنکه با رفتن ایشان جناب آقای محمدحسن بشیری زاده دیگر عضو ائتلاف رایحه خوش خدمت وارد شورا خواهند شد که در این صورت به لحاظ منافع تشکیلاتی هم چندان مشکلی برای این ائتلاف سیاسی پدید نخواهد آمد.
(۳)
ماده 28 – اشخاص زير به واسطه مقام و شغل خود از داوطلب شدن براي شوراهاي اسلامي به ترتيب ذيل محرومند:
1- رييس جمهور و مشاورين و معاونين وي ، وزرا ، معاونين و مشاورين آنان ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي شوراي نگهبان ، رييس قوه قضاييه ومعاونين ومشاورين وي ، رييس ديوان عالي كشور ، دادستان كل كشور و معاونين و مشاورين آنان ، رييس ديوان عدالت اداري ، رييس سازمان بازرسي كل كشور ، شاغلين نيروهاي مسلح ، روساي سازمان ها و ادارات عقيدتي سياسي نيروهاي مسلح ، رييس سازمان صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران و معاونين وي ، روسا و سرپرستان سازمان هاي دولتي ، رييس دانشگاه آزاد اسلامي ، روساي كل و مديران عامل بانك ها ، رييس جمعيت هلال احمر و معاونين وي ، رييس بنياد مستضعفان و جانبازان ، سرپرست بنياد شهيد ، سرپرست بنياد مسكن ، سرپرست كميته امداد امام ، روساي سازمان ها ، مديران عامل شركت هاي دولتي ( مانند شركت مخابرات ، دخانيات .... ) سرپرست نهضت سواد آموزي ، رييس سازمان نظام پزشكي ايران ، مديران كل تشكيلات ستادي وزارتخانه ها وسازمان ها و ادارات دولتي وساير رؤسا ، مديران و سرپرستاني كه حوزه مسووليت آنان به كل كشورتسري دارد از عضويت در شوراهاي اسلامي سراسر كشور محرومند مگر آن كه دو ماه قبل از ثبت نام از سمت خود استعفا نموده وبه هيچ وجه در آن پست شاغل نباشند.
2- استانداران و معاونين و مشاورين آنان ، فرمانداران و معاونين آنان ، بخشداران ، مديران كل ادارات استانداري ، مديران كل ، سرپرستان ادارات كل ، معاونين ادارات كل ، دادستان ها ، داديارها ، باز پرس ها ، قضات ، روساي دانشگاه ها ، روساي بانك ها ، روسا ،سرپرستان ومعاونين سازمان ها و شركت هاي دولتي و نهادها وموسسات دولتي ويا وابسته به دولت كه از بودجه عمومي به هر مقدار استفاده مي نمايند و ساير روسا ، مديران و سرپرستان استان ، شهرستان و بخش به ترتيب از عضويت در شوراهاي اسلامي واقع در محدوده استان ، شهرستان و بخش محرومند ، مگر آن كه دو ماه قبل از ثبت نام از سمت خود استعفا نموده و به هيچ وجه در آن پست شاغل نباشند.
3- شهرداران ومديران مناطق ومؤسسات وشركت هاي وابسته وشاغلين در شهرداري و مؤسسات وشركت هاي وابسته به آن از عضويت در شوراي اسلامي شهر محل خدمت محرومند، مگر آن كه دو ماه قبل از ثبت نام از سمت خود استعفا نمودهوبه هيچ وجه در آن پست در آن پست شاغل نباشند .
(۴)
برای مشاهده پست قبلی بیرجندنیوز در همین رابطه اینجا را کلیک کنید.

آشتي ملي، تاکتيک انتخاباتي يا نظريه؟
عبدالله ناصری*
چند روزی است بعضی از دوستان اصولگرا و اقتدارگرا از «آشتی ملی» و «دولت وحدت ملی» سخن می گویند. صریح ترین بیان در این مورد، توسط جناب آقای علی لاریجانی ابراز شده است. و تازه ترین آن در جمع دانشجویان دانشگاه تهران در روز دوشنبه نوزدهم آذرماه جاری. ایشان در این مجلس پیشنهاد داده اند قانونی تصویب شده تا همه جریانات سیاسی به اندازه حضورشان در میان مردم، در اداره کشور سهم داشته باشند.
آقای لاریجانی افزوده اند؛ «من معتقدم پیگیری تئوری دولت وحدت ملی بسیار موثر است.» و تلویحاً اظهار تاسف کرده اند که چرا این مهم در گذشته دنبال نشد.
آنچه آقای لاریجانی از آن غافل بوده اند این نکته است که تضمین وحدت ملی همچنان که مقام رهبری هم در طلیعه همین سال به آن اشاره کرده اند، نیازمند قانون و قانونگذاری نیست بلکه محتاج بسترسازی اجتماعی به کمک اصلاح یا تنظیم رفتار حکومتی است. چگونه می توان به کمک چتر قانونی وحدت ملی را تضمین کرد در حالی که مدیریت یک رکن حکومتی- شورای نگهبان- بدیهی ترین قانون و روشن ترین اصل قانون اساسی یعنی اصل 37 را نادیده می گیرد و در آستانه برگزاری یک انتخابات که می تواند مظهر وحدت ملی و محقق کننده شعار سال اتحاد ملی در پایان آن سال باشد، اظهار می دارد اصل برائت پشتوانه حقوقی صحیحی ندارد و می خواهد با زبان دیگر بگوید مسیر شورای نگهبان در انتخابات آتی همان مسیر قبلی است؟ نمی توان به سادگی نظریه «وحدت ملی» یا «دولت وحدت ملی» را ارائه داد، در حالی که بخش هایی از حاکمیت که این امکان را دارند بی نیاز از قانونگذاری جدید و فقط در یک رفتار قانونمند، وحدت ساز ملی باشند - مانند صدا و سیما و شورای نگهبان- بیشترین نقش را در تفرق ملی دارند.
آقای لاریجانی که خود بیش از یک دهه مدیریت رسانه فراگیر (رسانه ملی در اسم نه رسم) را بر عهده داشته اند می دانند اگر این ظرفیت بزرگ و ملی کشور در دوران مدیریت ایشان و پس از آن، از حالات بومی، محلی و حزبی خارج می شد و با زیر پا گذاشتن وظایف اصلی خود در قامت رسانه غیرملی ظاهر نمی شد امروز دیگر نیاز به تدوین و تصویب قانونی برای تشکیل دولت وحدت ملی را احساس نمی کردند.
باید این نکته را مدنظر داشت که اگر در برابر دولت مردمسالار دینی گذشته که 22 میلیون رای پشت سر داشت به عنوان اپوزیسیون عمل نمی کردند و منصفانه به تکلیف رسانه یی خود عمل می کردند، این برهم ریختگی و بحران شدید را شاهد نبودیم. زمانی که آنان از جناح رقیب خود برای آشتی ملی دعوت می کنند، اما هیچ سهمی برای آنها در رسانه سراسری- نه در مدیریت خود و نه در دوره خلف خود- قائل نیستند قانون و مصوبه به چه کار می آید؟
اگر آقای لاریجانی صادقانه به ضرورت آشتی ملی پایبند باشند و آن را به عنوان یک تاکتیک تبلیغاتی در آستانه ورود به مجلس مطرح نکرده اند، خوب است از حضور در شورای عالی امنیت ملی مدد جسته و اظهارات اخیر جناب آقای احمد جنتی دبیر محترم شورای نگهبان را بررسی کنند تا شاید راهکاری برای عدم بروز بحران در پیش و پس از انتخابات بیابند. قطعاً در شرایط حساس کنونی و با توجه به نابسامانی های شدید اقتصادی- ناشی از عملکرد کسانی که به وحدت ملی باور ندارند- مانند تورم و بیکاری و تحریم های بین المللی جاری حضور کم رنگ مردم پای صندوق های رای وحدت ملی را تضعیف و سست خواهد کرد. بی تردید نوع موضع گیری نسبت به اظهارات اخیر آقای جنتی و رفتارهای مشابه گذشته ایشان می تواند میزان حضور مردم را کم و زیاد کند.
البته نگارنده بر این باور است که با توجه به رفتار کاملاً جناحی جناب لاریجانی در مدیریت صدا و سیما، طرح موضوع دولت وحدت ملی یا یک شعار انتخاباتی است یا القا کننده ضرورت مسوولیت پذیری جناح رقیب ایشان در لطمات و تبعات ناشی از عملکردی که هیچ نقشی در آن نداشته اند. بعید می دانم جامعه و نخبگان آن از فریاد افرادی که بیشترین سهم را در ایجاد تنش های سیاسی و ناامیدی مردم از کارآمدی آرایشان داشته اند تنظیم دولت وحدت ملی را بپذیرند.
مردم و نخبگان حق دارند از ایشان بپرسند چرا رسانه فراگیر، سراسری و اثرگذار رادیو و تلویزیون در راستای وحدت ملی پیشگامی نمی کند تا مجبور به تصویب قانونی نباشیم؟
مردم و نخبگان از ایشان می پرسند چرا اینک که در پایه گذاری شکاف ملی و اجتماعی از رهگذر مدیریت غیرملی در صدا و سیما ، موثر بوده اید به دنبال تشکیل دولت وحدت ملی هستید؟ مردم و نخبگان از ایشان می پرسند؛
سالها جام جم به دست تو بود
چون تو نشناختی کسی چه کند
گوهرشب چراغ بودت لیک
چون خود انداختی کسی چه کند
اسب رهوار بود و میدان خوش
چون تو بد تاختی کسی چه کند
برده بودی و نقشت آمده بود
چون تو کژ باختی کسی چه کند
* عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان
سخنگوی ائتلاف اسامی رؤسا را اعلام كرد:
تعیین مسؤولان ستادهای انتخاباتی اصلاحطلبان در سراسر كشور
سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان از تکمیل و نهایی شدن ستادهای استانی اين ائتلاف در سراسر کشور خبر داد. عبدالله ناصری سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اسامی روسای ستاد ائتلاف استانها را به شرح زیر اعلام نمود:
1 - آذربایجان شرقی - دکتر کریم عابدی
2- آذربایجان غربی - صادق محسن پور
3- اصفهان- فتح الله معین
4- ایلام- علی زینی وند
5- بوشهر - مسعود شکوهی
6- تهران - حاجی
7- چهارمحال بختیاری - اسفندیار آهنجیده
8- خراسان شمالی - حاتمی
9- خراسان رضوی - مجتبی سادات
10-خراسان جنوبی - احمد حاجی زاده
11-خوزستان - غلامرضا شریعتی
12- زنجان - رسول بیات
13- سمنان - مسعود سیادتی
14- سیستان و بلوچستان - علی غلامی
15- فارس - عبدالحمید معافیان
16- قم - علی محمد فراهانی
17- قزوین - ابراهیم عبدالرزاقی
18- کردستان - فیروزی
19- کرمان - دکتر محمد میرزایی
20- کرمانشاه - ابراهیم فتاحی
21- کهکیلویه و بویراحمد (سه حوزه: کهکیلویه و بهمنی - محمد مسلمی ، بویراحمد و دنا - رضا عسگری، گچساران - علی خاجوی)
22- گلستان - محمد خانی
23- گیلان - احمد حسینی
24- لرستان - علی تیموری
25 - مازندران - مهدی احمدی فولادی
26 - مرکزی - داوود باقری
27- هرمزگان - عباس فضلی
28- همدان- حسین لقمانیان
29- یزد- محمد حسین توحیدی فر
30- شهرستانهای تهران - ابراهیم رضایی بابادی
31- کرج - محمد موحد
وی همچنین اعلام کرد: در استان اردبیل هنوز رئیس ستاد استانی تعیین نشده و اروجعلی محمدی به عنوان رابط ستاد ائتلاف مرکز با استان معرفی شده است.

متن كامل نامه سخنگوي اعتماد ملي به دبيركل مشاركت:
تندرويهاي حزب مشاركت عامل شكست اصلاح طلبان است
اسماعيل گرامي مقدم سخنگوي حزب اعتماد ملي چندي پيش با ارسال نامهاي به محسن ميردامادي دبيركل جبهه مشاركت نسبت به برخي از عملكردهاي اين حزب انتقاداتي مطرح كرد.
در ابتداي نامه گرامي مقدم به ميردامادي آمده است: مدتي است به بهانه پاسخ به برخي نظرها، فارغ از اينكه از جانب كدام جايگاه حزبي صورت گرفته باشد، در اكثر موارد از جمله سخنراني جناب آقاي دكتر محمدرضا خاتمي عضو محترم شوراي مركزي حزب مشاركت شاهد ايراد برخي اتهامات ناروا به جناب آقاي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي هستيم كه بيشترين بهره از اين ماجرا را صدا و سيما در جهت بهرهبرداري خاص سياسي از آن خود كردهاست.
گرامي مقدم از دبيركل حزب مشاركت پرسيده است: چگونه ميتوان پاسخهاي غيرمتعارف را در مقابل بيان نقدهايي كه در برابر فشارهاي متراكم اما مخرب به منظور تحميل نظريه ائتلاف بدون هرگونه پشتوانه سياسي به حزب اعتماد ملي وارد شد و در برابر آن دبيركل حزب اعتماد ملي نيز به برخي از دلايل اين اتخاذ موضع اشاره كرد، توجيه نمود؟ در حاليكه بازگويي دلايلي از قبيل راهبرد سياست تحريم انتخاباتي، جايگزين ائتلاف شود كه به نظر ميرسد كه با كاركرد حزبي، سازگاري ندارد و كمكي به نهادينه شدن فرهنگ حزبي نميكند، تمام ماجرا است.
سخنگوي حزب اعتماد ملي با انتقاد از موضع شاخه جوانان حزب مشاركت آورده است: جايي كه اين اظهارات حداقلي، دبيركل سابق حزب مشاركت و شاخه جوانان كه مريد ايشان هستند را عصباني كرده و با نسبتهاي ناروا در محافل سياسي پاي را فراتر از حد گذارده و به طور علني و با لحني دور از نزاكت، مطالبي را نسبت به شخصيتهاي برجسته نظام و اصلاحات نشر ميدهند. آيا مراد از اين اهانتها سرپوش گذاردن بر سهم بزرگ و انكار ناپذير اين حزب در به شكست كشاندن اصلاحطلبان در انتخابات شوراي دور دوم، مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم نيست؟
حضرتعالي واقفيد كه شكست خوردهايم و علم به آن، گامي عالمانه است و اما قبول بفرماييد كه غفلت از اين مهم، قافله اصلاحات را در غايت به سرمنزل مقصود نخواهد رساند.
گرامي مقدم در ادامه از ميردامادي ميپرسد:
آيا به ياد داريد تندرويهاي خارج از ظرفيت جامعه و حكومت، از سوي حزب مشاركت و برخي احزاب همسو با شما، نتايج كنوني را براي اصلاحطلبان و كشور به وجود آورد؟ آيا به خاطر داريد كه مبدع "ترازوي وزنكشي" در انتخابات شوراها شما بوديد؟ و بدينترتيب 300 هزار رأي را بين سه ليست تقسيم كرديد و رقيب ناشناس و تازه از راه رسيده (حداكثر براي نفر اول ليست) توانست با 200 هزار رأي تمام كرسيهاي اداره پايتخت را تصاحب كند. جنابعالي در چند شماره آخر روزنامه شرق در مصاحبهاي اعتراف به اقدامات تندروانه كرديد و در قبال آن، تندروها را مانع عملي شدن اهدافي نظير رفراندوم خوانديد و مشي حزب مشاركت را از مسير اعتدالگرايانه حزب اعتماد ملي جدا دانستيد.
آيا چشمها را بر عقلانيت به كار رفته در رفتار سياسي تمام كساني كه هَمِّ خود را براي متلاشي نشدن اصلاحات و تفكر اصلاحطلبي به كار گرفتهاند، بايد بست؟ تاكيد كرده است: اگر نبود آن دورانديشيهايي كه شيخ اصلاحات در اين سه سال به خرج دادند، درمجلس هفتم نيز سويي از اصلاحات نبود و اين همه با مواضع اعتدالگرايانه جمعيت حامي دبيركل آن روز مجموع روحانيون مبارز بود و بس؛ كه امروز همفكران محترم شما در صدد بازگشت مجدد به عرصه قدرت و در قالب ائتلاف هستند.
نامه سخنگوي حزب اعتماد ملي در ادامه از مشاركت ميخواهد كه به آسيب شناسي عوامل شكست اصلاح طلبان بپردازند و ميافزايد:خوب است حال كه حزب مشاركت استراتژي ائتلاف را پذيرفته و عملا قصور و ناكاميها رابر عهده گرفته است، صادقانه اقدام به برپايي "همايش آسيبشناسي شكست اصلاحات" نمايد. كاري كه ميبايست به پيشنهاد آقاي كروبي، آقايان خاتمي و موسوي خوئينيها ميكردند كه آنگاه معلوم شود، مقصر كيست و مشكل كجاست؟ و براي حل مشكلات خودساخته چه بايد كرد؟ آيا با روشن شدن پاسخ به اين پرسشها مشخص نخواهد شد كه چه بايد كرد؟ اينكه راهبرد ائتلاف، گامي است براي پاك كردن صورت مساله، آيا طرح اين ناسزاگوييها براي دادن يك آدرس نادرست است؟
در ادامه اين نامه با اشاره به تخريب كروبي از سوي جوانان حزب مشاركت آمده است:جناب آقاي ميردامادي، برادر بزرگوار دو فرض را ميتوان متصور شد؛ نخست اينكه شما از اين گستاخيها و توهينها اطلاع داشتهايد؛ كه حتما دلايلي بر آن مترتب است ـ ازجمله بهزعم ما آن را بايد در عكسالعمل و همراهي نكردن رئيسمجلس ششم با رفتارهاي تند و تيز و نوع طرز تفكر شما تعريف كرد و شايد تلاشي ديگر در جهت انتقامگيري از انتخابات نهم رياست جمهوري كه امروز هنوز آتشهاي پركينه شعله بر شرارتهاي وسيع ميكشاند ـ ، و يا اينكه شما هم تصديق ميكنيد كه اينگونه رفتارها و سخنان، مصداق همان شعارها و عملكردهاي نسنجيدهاي است كه دائما محافظهكاران بر عليه اصلاحطلبان از آن سود ميجستند؛ به همين گواه، ما براي عدم سوءاستفاده و بهره نگرفتن رقيبان در باب مواضع جبهه مشاركت در انتخابات رياست جمهوري نهم، سكوت اختيار كرديم. نكته دوم: اگر از خبر منتشرشده توسط شاخه جوانان خود اطلاع نداشتهايد كه براي حزب مشاركت جاي بسي تأمل و تأسف است كه توان كنترل يك جزء از شاخههاي خود را ندارد و آن وقت مدعي است.
در ادامه اين نامه محرمانه گرامي مقدم خطاب به ميردامادي آورده: شخصيت جناب آقاي سيدمحمد خاتمي محبوب همه ايرانيان است و هواداران اعتماد ملي افتخار آن را دارند كه نه در قدرت از خاتمي عبور كردند و نه در خارج از قدرت؛ و مفتخرند براي جان گرفتن اصلاحات، ورود آقاي خاتمي به عرصه انتخابات مجلس هشتم را خواستار باشند، اما متأسفانه برخي مدعيان اصلاحات و مغزهاي مغرض نميتوانستند تحمل كنند كه خاتمي نبايد در ابتكار عمل باشد.
در پايان اين نامه نيز تاكيد شده است:انتظار اين است كه حال كه اعضاي 53 نفره شوراي مركزي حزب اعتماد ملي، براي همگرايي در درون طيف اصلاحات از مقابله به مثل ولو اميدواري هواداران امتناع ورزيدهاند و به همين قلم قاصر حقير اكتفا نمودند، بيش از اينكه به نقاط افتراق پرداخته شود، به تقويت اشتراكات در راستاي منافع ملي كه امروز بيش از هر چيزي نياز مبرم جامعه است، بپردازيم و جنابعالي بهعنوان دبيركل حزب مشاركت اقدامي جدي در زدودن رفتارهاي تند و پرخاشگرانه نمايند.
پیش از دستور:
امروز برای شما خوانندگان عزیز چند پیوند مختلف در نظر گرفته ایم. اولی مربوط می شود به مطالب جدید وبلاگ آیت ماندگار . دومین لینک، مطلبی است به نقل از وبلاگ نشریه طلوع قاینات که به سیاق همیشگی این جریده در آن به فرهنگ والای مردم شریف بیرجند اهانت شده است. لینک سوم هم مربوط می شود به مصاحبه جدید قائم مقام حزب اعتماد ملی حضرت حجت الاسلام رسول منتجب نیا با خبرگزاری مهر. همراه با ما باشید:
وبلاگ هواداران مهندس مهدی آیتی و دو مطلب جدید از ایشان
گيرنده هاي راديو را دست نزنيد، فرستنده عيب دارد
رسول منتجب نیا: اعتماد ملی مدیریت اصلاحات را در دست خواهد گرفت
آقای قربانی! نهاد مقدس بسیج را سیاسی نکنید
موسی قربانی نماینده مردم قاینات و عضو هیئت رئیسه مجلس در مطلبی تحت عنوان "يك پيشنهاد تاريخي، ايثارگرانه و مصلحت انديشانه براي اصولگرايان خراسان جنوبي" که در سایت شخصی خود منتشر نموده است راهکارهایی را برای رسیدن مجموعه نیروهای اصولگرای استان به اجماع در انتخابات مجلس هشتم پیشنهاد داده است. نکته جالب توجه این مطلب در ماده 2 آن وجود دارد. آن جا که وی بدون توجه به فرمایشات بنیانگذار عظیم الشان انقلاب اسلامی در خصوص ممنوعیت دخالت نظامیان در سیاست کوشیده است تا با مصادره به مطلوب کردن نهاد مقدس، ریشه دار و معظم "بسیج" آن را وارد دسته بندی ها و گروه بازی های سیاسی نماید و در نظر خود "یک حق رای" در تصمیم گیری های یک ائتلاف سیاسی خاص برای این نهاد در نظر بگیرد. که البته بدون تردید این قضیه با موقعیت شناسی به جای بسیجیان قهرمان در پایبندی به راه خمینی کبیر (ره) و مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای به نتیجه نخواهد رسید.
متن کامل مقاله مورد نظر به نقل از سایت شخصی موسی قربانی در زیر آمده است:
يك پيشنهاد تاريخي، ايثارگرانه و مصلحت انديشانه براي اصولگرايان خراسان جنوبي
افراد مختلفي خود را نامزد انتخابات نموده و هر يك ادعا ميكنند:
الف: مردم به آنان رأي ميدهند.
ب: از كار آمدي برتري نسبت به بقيه برخوردار هستند.
اين ادعاها تا روز انتخابات ادامه دارد و ناگاه با رأي مردم خيليها با كمال ناباوري از صحنه خارج شده و غير واقعي بودن ادعاهاي آنان روشن ميشود. اما اين ادعاها، رفت و آمدها، تهمتها، هزينهها و... خسارات سنگين مادي و معنوي بر جامعه تحميل ميكند كه اگر اندكي انصاف به خرج دهيم ميتوان از اين خسارات جلوگيري كرد.
اينجانب براي جلوگيري از اين خسارات و ايجاد وحدت هر چه بيشتر بين تمام اقشار و مردم شهرستانها و به منظور انتخاب نمايندهاي كارآمد و با پشتوانه آراي مردمي بالا و قوي پيشنهاد مينمايم به يكي از طرق ذيل در يك مدت مشخص از بين همه كسانيكه نامزد هستند، فرد اصلح انتخاب و همه جريانات و اشخاص حقيقي و حقوقي از وي حمايت نمايند اما راههاي اشاره شده.
ماده 1- تصميم شوراهاي اسلامي
تمامي شوراهاي اسلامي به يك جلسه دعوت شوند و در صورتيكه 45 اعضاء شوراها حضور يابند جلسه رسميت يابد و هر نامزد مجلس به مدت يك ساعت برنامهها و توانمديهاي خود را ارائه دهد و به دنبال آن بصورت مخفي نظر سنجي شود.
ماده 2- تصميم بسيجيان
يكي از نهادهاي رسمي، مردمي و وفادار به انقلاب بسيج است. با حضور اعضاء رسمي پايگاههاي بسيج در سطح شهرستان جلسهاي تشكيل و پس از حضور 45 اعضا همانند بند 1 عمل شود.
ماده 3- تصميم روحانيون
روحانيون انسانهاي خدوم، وارسته و مورد اعتماد مردم هستند با حضور كليه روحانيون مستقر در روستاها و ساير روحانيوني كه در حال حاضر در شهرها و روستاهاي قاينات حضور دارند همانند بند 1 جلسه تشكيل و اتخاذ تصميم شود.
ماده 4- تصميم جمع : ميتوان يك جلسه با حضور هر سه گروه موصوف كه قطعا" چكيده مردم منطقه هر حوزه انتخابيه هستند اين تصميم را اتخاذ كرد.
ماده 5: براي اينكه هيچ حرف و حديثي در بين نباشد چند نكته بايد مورد تاكيد قرار گيرد.
1: در اسرع وقت اين كار صورت گيرد تا هيچ كس متهم به تبابي، تخريب و ساير ادعاها نشود، لذا پيشنهاد ميشود اين اقدام روز 30 آذر كه عيد قربان نيز هست صورت گيرد.
2: يك هيأت مركب از نمايندگان نامزدها انتخاب و مجري جلسه به اتفاق آراء آنان تعيين شود.
3: قبل از تشكيل جلسه كليه نامزدها بصورت كتبي انصراف از نامزدي را بصورت حضوري تحويل فرماندار دهند كه امكان انكار آن وجود نداشته باشد. تا افرادي كه در نظر سنجي رأي نياوردند منصرف تلقي شوند.
4: نتيجه نظر سنجي در پايان همان جلسه توسط مجري اعلام و به صورت اطلاعيه نيز در سطح شهرستان منتشر شود.
5: اكثريت مورد نظر براي مشخص شدن نامزد انتخابات حداقل 40% آراء حاضرين باشد و اگر هيچ كدام اين نصاب را كسب نكنند يا دو نفر نصاب 40% را به دست آورند نظر سنجي در مرحله دوم بين دو نفري كه بيشترين رأي را آوردهاند انجام شود.
6: كسانيكه بعد از اين تصميم به مخالفت رسمي با آن بپا خيزند بعنوان فردي كه اخلال در توسعه شهرستان ميكند به مردم معرفي شود.
ماده6: براي شهرستان قاينات اين پيشنهاد را تقديم و اولين كسي كه آنرا ميپذيرد خودم هستم
تشريح ديدگاههاي حضرت امام درباره نقش نظاميان در قبال انتخابات
حميد انصاري: اگر هنوز بر سر پيمان با امام(ره) هستيم بايد در آموزهها و هشدارهاي ايشان تامل كنيم
دکتر «حميد انصاري»، قائممقام موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني(ره) در پي برخي تاويلها و تفسيرها از بيانات حضرت امام درباره نقش نظاميان در قبال انتخابات، نوشتاري را به خبرگزاري دانشجويان ايران ارسال و طي آن به تشريح ديدگاه حضرت امام در اين باب و فرامين و وصاياي صريح ايشان به سپاه، بسيج و نيروهاي مسلح پرداخته است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، متن نوشتار انصاري به اين شرح است:
بسمه تعالي
وفاداران به خط و راه امام خميني بخوانند!
فرامين و وصاياي صريح امام به سپاه، بسيج و نيروهاي مسلح
سعى كنيد جهات سياسى در سپاه وارد نشود
هفته بسيج بر بسيجيان بيداردل و بيادعا مبارک باد. چندي است که زمزمههايي در برخي از محافل درباره لزوم تأويل و تفسير سخنان رهبر کبير انقلاب اسلامي که پياپي نسبت به مخاطرات جدي دخالت نيروهاي نظامي در مسائل سياسي داخلي مرتبط با احزاب و جناحها و گروهها هشدار دادهاند به گوش ميرسد، اين اظهار نظرها متأسفانه بر خلاف نص پيامهاي صريح و غيرقابل تأويل امام خميني در حالي مطرح ميشوند که بيش از چند ماه به انتخابات بسيار مهم مجلس شوراي اسلامي نمانده است، از اين رو دغدغه دلسوزان انقلاب اسلامي نسبت به يکي از مهمترين دستآوردهاي انقلاب و نهضت امام قابل درک است؛ اما مهمتر از آن اين واقعيت تلخ و دردناک است که هنوز در حالي که بيش از دو دهه از رحلت معمار کبير اين نظام مقدس نميگذرد که سخنان بيتکلف و آشکار امام خميني بعضاً به مضاميني برخلاف منظور امام راحل تفسير و ترويج ميشود؛ اکنون که هنوز طنين صداي امام در گوش جان ميليونها تن از پيروان او در جمع ياران نسل اول و دوم انقلاب باقي است و اکنون که هنوز بحمدالله جمع زيادي از رزمندگان و ايثارگران و جانبازان انقلاب که بارها هشدارهاي امام خميني در اين باره را مستقيماً از کلام و پيام او شنيدهاند حضور دارند، اينچنين بعضاً وصايا و هشدارهاي او در اين باب ناديده گرفته ميشود چند دهه ديگر وضعيت چگونه خواهد بود.
آنچه را که در ادامه اين نوشته خواهيد خواند سخن و تحليل اينجانب نيست، بلکه مستند به عين متن رهنمودها و پيامهاي امام خميني است، اگر هنوز بر سر پيمانهاي بيشماري که با امام بستهايم وفاداريم و اگر اين پيام روشن رهبر معظم انقلاب را باور داريم که «راه ما راه امام خميني است» بايد در آموزهها و هشدارهايي که امام خميني آنهم از موضع مرجع ديني و رهبر کبير انقلاب و فرمانده کل قوا خطاب به عزيزان بسيجي و سپاهي و ارتشي فرمودهاند تأمل کنيم و تکليف خويش در قبال تأويلها و رويکردهاي مخالف آن مشخص سازيم.
اجازه دهيد قبل از نقل وصايا و هشدارهاي امام، ابتدا نمونهاي از تفسيرهايي که اشاره شد را نقل کنم: بنا به نقل سايتهاي مختلف خبري، امام جمعه محترم يکي از مراکز استانها در جمع بسيجيان سخناني فرمودهاند که مطمئناً از سر تعهد و دلسوزي بوده است اما احتمالاً ايشان تمام مواضع امام خميني در اينباره را در اختيار نداشتهاند. فرازهايي از سخنان ايشان بدين شرح است: «اين که ميگويند سپاه پاسداران و بسيج به عنوان نيروهاي نظامي نميتوانند در سياست مداخله کنند و آن را به امام نسبت ميدهند حرف دشمنان خدا و جريانات فاسدي است که بسيج را سد راه خود ميداند. معناي اين که بسيج در سياست دخالت نکند اين است که بسيج سکولار و بيدين شود... امام هيچگاه چنين چيزي نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگيريد... من از فرماندهان ميخواهم که در جلسات مقابل اين شايعهها مقاومت کنند». اين امام جمعه محترم برداشت و تفسير خود از نهي صريح امام خميني در اين زمينه را محدود به اين معني ميداند که: «در زمان انتخابات مجلس دوم يا سوم بود که امام(ره) فرمودند نيروهاي نظامي اعمال نفوذ نکنند يعني مردم را به زور وادار نکنند که به چه کسي رأي بدهند، چرا که خلاف انتخابات آزاد است» ـ در ادامه با ملاحظه متن صريح سخنان امام خميني مشخص خواهد شد که هشدارهاي مکرر امام خميني در اين زمينه منحصر به انتخابات مجلس دوم و يا سوم نبوده بلکه بهعنوان يک اصل تخطي ناپايدار و دستورالعمل و وصيت هميشگي مطرح شده است ـ امام جمعه محترم در ادامه با تأکيد بر مبارزات امام رضا(ع) با جريانات الحادي و التقاطي داخلي و تهاجم فرهنگي خارجي و تأکيد بر اينکه «ما سابقه بسيج را از امام رضا(ع) داريم» ميگويد «بايد براي تحقق رسالت بسيج از اين نسخه استفاده کنيم، رسالت بسيج تنها به عنوان يک ارگان نظامي جنگ با دشمن خارجي نيست، بلکه مقابله با جريانات داخلي است! ... 8 سال جنگ و خون شهدا معلوم کرد که انقلاب بايد دست چه کسي باشد و امروز کار به جايي رسيده است که مردم حاضر نميشوند يک فرد کمتر از حزباللهي ذوب شده در ولايت را قبول کنند... از آنجايي که دشمن به دنبال جريانات داخلي است، بنابراين کار بسيج نيز بايد برانداز جريانات منافقانه و مضر باشد چرا که بسيج پاسدار انقلاب است، شما هرجا هستيد بايد توجه داشته باشيد که جريانات ضدولايي و آلوده در جامعه رشد نکنند.»
از خوانندگان محترم تقاضا ميشود در تحليل و رويکرد فوق و خصوصاً اين جمله که نهي از مداخله نيروهاي نظامي و سپاه و بسيج در سياست را حرف دشمنان خدا و جريانات فاسد دانستهاند و نسبت آنرا به امام ناروا معرفي کردهاند تأمل کنند، چنانکه اشاره شد مدتي است که مکرراً مشابه همين تحليل اين سو و آن سو شنيده ميشود.
اينک به دقت سخنان و مواضع امام خميني را در اين باره مرور کنيم: امام خميني در 24 اسفند 1360 يعني در شرايطي که نه تنها در عرصه جريانات داخلي کشور احزاب نيرومند اسلامي حضور فعال داشته بلکه هنوز جنايتهاي سازمان منافقين در اوج بود، و حزب توده و بسياري از احزاب کمونيستي و مليگرا رسماً و علني فعاليت ميکردند، يعني در شرايطي که اگر قرار بود سپاه و بسيج و قواي نظامي در مسائل سياسي احزاب مداخله کنند قطعاً آن دوران مصداق بارز آن بوده است اما امام خميني که بنيانگذار اين نظام الهي و پايهگذار بسيج و سپاه و ارتش جمهوري اسلامي است با صراحت ميفرمايد:
«ورود سياست در ارتش شکست ارتش است، اين را بايد بدانيد و شرعاً جايز نيست».
برخلاف برخي تحليلهايي که اخيراً در مورد لزوم جانبداري بسيج و سپاه از رشد و توفيق احزاب و جناحهاي سياسي خاص و خالص ديني ميشود امام خميني در همين سخنراني ـ و در فرازهايي ديگر که نقل خواهد شد ـ ورود قواي نظامي و بسيج به عرصه مناقشات سياسي حتي به نفع خالصترين جناحها و جريانهاي صددرصد اسلامي را نيز صراحتاً نهي کرده است. امام ميفرمايد:
«من عرض مىكنم به همه اين قوا و به فرماندهان اين قوا كه اين افراد در هيچيك از احزاب سياسى، در هيچيك از گروهها وارد نشوند. اگر ارتش يا سپاه پاسدار يا ساير قواى مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز بايد فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشويد، در گروهها وارد نشويد اصلاً. تكليف الهى ـ شرعى همه شما اين است كه يا برويد حزب يا بياييد ارتش باشيد؛ مختاريد از ارتش كنارهگيرى كنيد برويد در حزب، ميل خودتان، اما هم ارتشى و هم حزب، معنايش اين است كه ارتشى بايد از ارتشىاش دست بردارد، بازيهاى سياسى بايد توى ارتش هم وارد بشود. در هر گروهى كه وارد هستيد بايد از آن گروه جدا بشويد، ولو يك گروهى است كه بسيار مردم خوبى هم هستند، ولو يك حزبى است كه بسيار حزب خوبى هست، لكن اصل وارد شدن در حزب براى ارتش، براى سپاه پاسداران، براى قواى نظامى و انتظامى وارد شدنش جايز نيست، به فساد مىكشد اينها را. و من عرض مىكنم كه كسانى كه در رأس ارتش هستند و كسانى كه در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند كه ارتش را و سپاه را و ساير قواى مسلح را از احزاب كنار بزنند و اگر كسى در حزب هست، بايد او را از ارتش بگويند يا در آنجا يا در اينجا و همينطور سپاه پاسداران و همينطور ساير قواى مسلح بايد وارد در جهات سياسى نشوند تا انسجام پيدا بشود. اگر وارد بشويد، بالاخره به هم خواهيد زد خودتان را و بالاخره در مقابل هم خواهيد ايستاد و نظام را به هم خواهيد زد و اسلام را تضعيف خواهيد كرد. تكليف همه شما اين است كه با هم باشيد بدون اينكه در يك حزب يا در گروهى وارد شده باشيد، هر گروهى مىخواهد باشد. گروه فاسد كه انشاءاللّه، وارد نمىشويد، گروههاى بسيار خوب هم وارد نشويد. بايد شما مستقل، بدون اينكه پيوند به يك گروهى داشته باشيد مستقل باشيد و از حزب اللّه تعالى شأنه. ...
اين گروههاى اسلامى هم نبايد دخالت در امور ارتش بكنند و نبايد در آنجا افراد داشته باشد، تا بتوانيد يك عضو صالح و يك ارتش و سپاه پاسداران منسجم و صالح و قدرتمند باشيد. ورود سياست در ارتش شكست ارتش است، اين را بايد بدانيد و شرعاً جايز نيست. و من امر مىكنم به شما كه يا در ارتش يا در حزب، دوم ندارد كه بخواهيد هم ارتشى باشيد، هم حزبى، نمىشود.»
امام جمعه محترم ـ که اشاره شد ـ سخنان خويش را به مناسبت ميلاد امام رضا(ع) در جمع بسيجيان مطرح کرده بود نکته اتفاقي جالب توجه آنکه سخنان زير از امام خميني نيز به مناسبت سالروز تولد امام هشتم(ع) در جمع مسئولين نظام ايراد شده است:
«همه دنيا كه دنبال اين هستند كه ارتششان از امور سياسى كنار باشد، آنها يك چيزى مىفهمند كه مىگويند اين را ـ ما كه مىخواهيم كه سپاه و ارتش جنداللّه باشند و دستهبندى نداشته باشند و جهات سياسى را كنار بگذارند، براى اينكه اگر جهات سياسى و مناقشات سياسى در سپاه رفت و در ارتش رفت، بايد فاتحه اين سپاه و ارتش را ما بخوانيم.»
امام خميني، همان عزيزي که بوسه بر دست و بازوي بسيجيان و سپاهيان را افتخار ميدانست و آنان را در خالصانهترين مناجاتهاي خويش دعا ميکرد در همين سخنراني در روز ولادت امام رضا(ع) با عمق آگاهي که نسبت به خطرهاي عظيم ورود قواي مسلح به مسائل انتخاباتي و مسائل سياسي جناحها داشت فتوا و نظر صريح شرعي خويش را خطاب به اعضاي سپاه چنين بيان ميکند:
«براى سپاهيها جايز نيست كه وارد بشوند به دستهبندى، و آن طرفدار آن يكى، آن يكى طرفدار آن يكى. به شما چه ربط دارد كه در مجلس چه مىگذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند كه بين سپاهيها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد مىشود، جريانى دارد، به سپاه چه كار دارد كه آنها هم اختلاف پيدا كنند؟ براى سپاهجايز نيست اين. براى ارتش جايز نيست اين. سپاهى را از آن تعهدى كه دارد، از آن مطلبى كه به عهده اوست باز مىدارد و همين طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در كردارمان كه در محضر خداى تبارك و تعالى واقع است، بايد فكر بكنيم...»
امام خميني در سال 62 خطاب به نماينده خويش در سپاه پاسداران (شهيد محلاتي) و مسئولين سپاه اصفهان ميفرمايد:
«...اصفهان مردم خوب و متديني دارد، آقايان كه آنجا مىروند توجه داشته باشند كه به هيچ كس گرايش پيدا نكنند، و سعى كنند سپاه مستقل باشد، البته نسبت به همه با صميميت برخورد كنيد، سعى كنيد اختلاف نظرها را كه در تمام جاهاست به سپاه نكشانيد.»
اين عين سخن امام خميني است که زمان تشکيل وزارت سپاه فرموده است:
«بايد سعي کنيد جهات سياسي در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سياسي وارد سپاه شود جهات نظامي آن از بين ميرود. هميشه به سپاه سفارش کنيد که آنان خودشان را يک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند»
و امام خميني در پيام 29 فروردين 1361 خطاب به تمامي نيروهاي نظامي چنين مينويسد:
«از امور مهمى كه بايد تمام نيروهاى مسلح از آن پيروى كنند و اغماض از آن به هيچوجه نمىتوان كرد و باز هم تذكر دادهام، آن است كه هيچيك از افراد نيروهاى مسلح، چه ردههاى بالا يا پايين در حزب و گروهى با هر اسم و عنوان نبايد وارد شوند، هرچند آن حزب و گروه صددر صد اسلامى و به جمهورى اسلامى وفادار باشند. و هر كس در يك حزب و گروه وارد شد بايد از ارتش و سپاه و ساير قواى انتظامى و نظامى و قواى مسلح خارج شود. و فرماندهان و مسئولان موظف هستند كه هر كس در يكى از احزاب يا گروههاى سياسى يا دينى وارد شد به او تذكر دهند كه از حزب و يا گروهها و يا سازمان خارج شود، و اگر تخلف كرد او را از ارتش يا ديگر قواى مسلح اخراج كنند، و همه افراد موظفاند چنين اشخاصى را به فرماندهان معرفى نمايند. و بايد توجه داشته باشند كه ورود قواى مسلح در احزاب و گروهها و سازمانها، پايه قواى مسلح را متزلزل خواهد كرد و غفلت از اين امر موجب پيگرد خواهد بود.»
در برخي از تحليلها چنين زمزمه ميشود که نهي و هشدارهاي امام مربوط به ارتش و سپاه است و شامل بسيج نميشود همچنين چنانکه نقل شد برخي نهي امام را مربوط به يک دوره خاص در انتخابات مجلس دوم و يا سوم دانستهاند، فرازي که ذيلاً نقل ميشود، از وصيتنامه جاويد امام خميني است که آن را براي هميشه و خطاب به همه وفاداران به راه و رسم انقلاب اسلامي به نسل حاضر و نسلهاي آينده نوشتهاند. اهميت اين موضوع بدان حد بوده است که امام آن را در بندي مستقل خطاب به نيروهاي مسلح آن هم در وصيتنامه آورده است که در آن وصايا و خطمشيهاي اصولي و تأويلناپذير خويش را به عنوان منشور هميشگي انقلاب اسلامي ابلاغ کرده است.
آنانکه به راه و رسم امام وفادارند و هزاران بار در شعارهاي حقيقتاً برخاسته از عمق جانشان از بيوفايي کوفيصفتان تبري جسته و تا پايان عمر به رهروي راه امام پيمان دارند خصوصاً فارغ التحصيلان «مدرسه عشق»، بسيجيان دريادل و سپاهيان عزيز، تفسير و منظور امام را از خود کلام امام و از متن وصيتنامه او بجويند که فرمود:
«وصيت اكيد من به قواى مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمايند؛ و قواى مسلح مطلقاً، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسيج و غير اينها، در هيچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازيهاى سياسى دور نگه دارند. در اين صورت مىتوانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى
مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظيفه شرعى و ميهنى آنان است كه اگر قواى مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملى انجام دهند يا در احزاب وارد شوند كه ـ بىاشكال به تباهى كشيده مىشوند ـ و يا در بازيهاى سياسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراى رهبرى است كه با قاطعيت از اين امر جلوگيرى نمايد تا كشور از آسيب در امان باشد.»
هرگز فراموش نکنيم آنچه که امام خميني با بينش ژرفي که عميقترين مسائل سياسي گذشته و حال جهان و ايران را ميشناخت در فراز فوق تکليف هميشگي سپاه و بسيج در موضوع مناقشات سياسي و جناحي و در عرصه فعاليتهاي انتخاباتي و ديگر زمينههاي مسائل سياسي را با وضوح کامل روشن کرده است اين وصيت همان کسي است که اسلام را عين سياست ميدانست و تفکيک دين از سياست را هرگز روا نميشمرد. امام با شناخت دقيقي که از شرايط جامعه ايران داشت و با اشرافي که به تکاليف عمومي و اختصاصي اشخاص و نهادها و قشرهاي مختلف داشت در مقام راهبري نظام اسلامي و فرمانده کل قوا بخوبي اين حقيقت را دريافته بود که نيروهاي مسلح عموماً، و بخصوص دو نهاد برآمده از متن انقلاب اسلامي يعني سپاه و بسيج که حافظان مسلح اين مرز و بوم و پاسداران جان بر کف انقلاب اسلامياند هر گاه به وادي مناقشات احزاب و گروههاي سياسي ـ که بطور طبيعي و همواره در جامعه با ديدگاهها و سلايق مختلف حضور دارند ـ وارد شوند بمنزله سم مهلکي است که آنان را از مظاهر وحدت و انسجام ملي و اسلامي به مظهر حمايت از اين جناح و آن حزب متنزل ميسازد و افزون بر خطر اختلافات داخلي که از اين ناحيه در درون مهمترين نيروهاي حافظ کشور و انقلاب پديد ميآورد به تدريج آنان را از حمايت افکار عمومي تمامي اقشار ملت که لامحاله داراي گرايشات مختلف و متکثر ميباشند محروم ميسازد. و خداي ناکرده اگر رويکرد اصولي که برگرفته از خطمشي امام و مقام معظم رهبري بر بيطرفي قواي مسلح نسبت به مناقشات سياسي و انتخابات و تعاملات احزاب و گروههاي درون نظام تاکنون حاکم بوده است، بهتدريج تحت تأثير تفسير و رويکردهاي جناحي و سياسي تغيير کند و عزيزاني که سرمايههاي بيبديل حراست از کيان ملک و ملت و انقلابند به عرصه منازعات جناحها کشيده شوند و در انتخابات با توجيهاتي همچون تکليف شرعي و انقلابي برخلاف صريح وصاياي امام و رهبري به نفع اين گروه و آن گروه وارد ميدان شوند يقيناً به کيان جايگاه رفيع ايشان در نزد افکار عمومي و همچنين به سلامت روندي که طبق نظر امام و رهبر انقلاب، حراست از سلامت آن واجب شرعي و عيني است صدمات جبرانناپذير وارد خواهد شد. البته آنچه که گفته شد صرفاً دغدغههايي است پيشگيرانه که قطعاً فرماندهي معظم کل قوا و مسئولين و سرداران متعهد و آگاه سپاه و بسيج و يادگاران دفاع مقدس کاملاً مراقبند و انشاءالله هيچگاه چنين اتفاقي نخواهد افتاد.
اينکه گفته شده است نهي امام از دخالت نيروهاي مسلح و بسيج در سياست منحصر به انتخابات دور دوم و يا سوم بوده، آنهم با اين تعبير که منظور امام جلوگيري از به زور وادار کردن مردم براي رأي دادن در انتخابات بوده است در پاسخ بايد گفت اولاً شأن ملت بزرگ ايران و امام آزاديخواه آن و شأن عزيزان سپاهي و بسيجي و ارتشي در دوران انقلاب اسلامي همواره بالاتر از آن است که فرمانده کل قوا از آنان بخواهد که به زور کسي را وادار به رأي دادن نکنيد. اين ادبيات مربوط به دوران طاغوت و زماني بود که مردم هيچکاره بودند و به تعبير امام، زور سرنيزه حکومت ميکرد، ثانياً همانگونه که در سخنان امام مشاهده ميکنيم مبناي ايشان در هشدارها و نهي مذکور و وصيتنامه خويش مبناي استدلالي و منطقي است که اساس آنرا پيشگيري از خطرات مهلک ورود مناقشات سياسي و گروهي در قواي مسلح تشکيل ميدهد. اگر در انتخابات نيز که مصداق بارز فعاليتهاي سياسي جامعه است امام خميني تذکرات خويش را مؤکداً بيان کردهاند از همين باب است که مبادا اعضاي قواي نظامي کشور به عنوان تکليف دفاع از احزاب صد در صد اسلامي و به عنوان مقابله با جريانهايي که از ديدگاه جناحي، آنها را منحرف و آلوده و يا نامحرم ميدانند و در مسائل انتخابات و جناحبنديهاي آن به نفع يک جريان وارد شوند. پرسش و پاسخ زير که در شفافترين وجه ممکن صورت گرفته است حجت را بر همه پيروان امام تمام ميکند که منظور از اين هشدارها چيست. پس از شهادت نماينده امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (شهيد محلاتي)، جانشين وي در سپاه طي نامهاي به امام خميني مينويسد:
«]با فرا رسيدن ايام انتخابات مجلس شوراى اسلامى و امر موهکد حضرتعالى در مورد عدم ورود نيروهاى مسلح در مناقشات سياسى استدعا دارم به دليل ابهاماتى كه براى بعضى برادران پيش آمده است، در صورت امكان پاسخ دو سؤال ذيل را مرقوم فرماييد: 1ـ مسئوليت رسيدگى به مسئله عدم ورود نيروهاى سپاه و بسيج در مناقشات سياسى بر اساس حكم حضرتعالى بر عهده نماينده حضرتعالى و شورايعالى سپاه بوده است. آيا اينجانب به عنوان جانشين نمايندگى حضرتعالى در مورد رسيدگى به تخلفات در امر انتخابات كه مصداق روشن عدم ورود در مناقشات سياسى است مسئوليتى دارم يا خير؟ 2ـ آيا اين حكم، خاص سپاه كشورى (سپاه قديم) است يا شامل نيروهاى سه گانه سپاه كه به امر حضرتعالى تشكيل شده است نيز مىباشد؟
امام خميني نيز در پاسخ چنين مينويسند:
بسمه تعالى
در مورد مسئله اول جنابعالى مسئول مىباشيد. و در مورد دوم، حكم شامل همه سپاه ـ سپاه قديم و نيروهاى سهگانه سپاه مىباشد.
66/11/19 ـ روحاللّه الموسوى الخمينى»
نکته آموزنده آنکه امام خميني که ميخواست بسيج و سپاه و ارتش مظهر وحدت و انسجام و همبستگي ملي باشند و نه عرصه مناقشات سياسي و جناحي، به عنوان فرمانده کل قوا خود ايشان بيش از همه عامل به اين سفارش اکيد بود. فرمان ايشان در اوج منازعات سياسي و جبههبنديهاي گروهها در کشور، خطاب به اعضاي دفتر خويش و پاسداران بيت چنين است:
«من اخطار مىكنم به تمام كسانى كه در دفتر هستند و يا در دفتر و منزل اينجانب مىآيند كه بايد با كمال بيطرفى و بىنظرى عمل كنند، و هيچ گفتار يا كردارى كه از آن انتزاع طرفدارى از اشخاص يا گروهها و مخالفت با اشخاص، يا گروهها گردد به جا نياورند؛ و تخلف از اين امر، مخالف شرع و مصلحت انقلاب اسلامى است. و كسانى كه بخواهند تخلف كنند نبايد در دفتر يا منزل اينجانب بمانند. و نيز به پاسداران اطراف منزل اخطار مىكنم كه حق ندارند تعرض و خلاف آداب اسلامى با اشخاص از هر گروهى هستند، روحانيون معظم و شخصيتهاى دولتى و انقلابى، رفتار كنند.»
تدکر اين نکته ضروري است که در ادبيات امام خميني«بسيج» در دو معناي عام و خاص بکار رفته است: در معناي عام آن، مراد فرهنگ بسيجي است که نمايانگر اوج معنويت و اخلاص، دفاع از ارزشها و مقاومت تا حد جانبازي در راه اهداف الهي و مشارکت همه جانبه در دفاع از کشور در مواقع خطر و تجاوز دشمنان است؛ در اين معنا بسيج شامل همه آحاد ملت است اما آنجا که امام در کنار ديگر قواي نظامي از بسيج نام بردهاند و از موضع فرماندهي کل قوا خطاب به ايشان رهنمود دادهاند ـ نظير فرازهايي که در اين مقاله نقل شد ـ منظور امام: سازمان بسيج و اعضاي رسمي آن است که به عنوان بازوي مسلح سپاه پاسداران انقلاب اسلامي داراي هويت سازماني مشخص و وظايف قانوني معيّن ميباشند. فتاوا و فرامين امام مبني بر حرمت ورود بسيج و ديگر قواي نظامي در مناقشات سياسي و احزاب و گروهها مربوط به همين معناي خاص از بسيج ميباشد.
چه آنکه کوشش براي اقتدار و اعتلاي روزافزون ارتش و بسيج و سپاه سربلند همواره مورد سفارش اکيد امام بود و ميفرمود:
«من تا آخر پشتيبان ارتش و سپاه و بسيج خواهم بود و تضعيف آنان را حرام ميدانم»
اين افتخار براي عزيزان سپاهي و بسيجي کافي است که امام فرمود:
«شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمين و سپر حوادث اين کشوريد»
در پايان مقاله، اين گلواژههاي زيبا از کلام دلانگيز را به مناسبت هفته بسيج تقديم بسيجيان وارسته و وفادار به وصاياي امام ميکنم که فرمود:
بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمرى است كه شكوفههاى آن بوى بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مىدهد. بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامى است كه پيروانش بر گلدستههاى رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر دادهاند. بسيج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامى است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشان در گمنامى و بىنشانى گرفتهاند. بسيج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نمودهاند.

فتنه تندروها و لزوم دقت اصلاح طلبان واقعي
"لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و كان الله سميعا عليما"
از حدود چند ماه پيش بود كه شوراي سردبيري بيرجندنيوز با درك لزوم تكوين برخي نقدهاي درون تشكيلاتي در جبهه گسترده اصلاحات، در راستاي بر طرف نمودن سوء تفاهمات احزاب و آسيب شناسي خيرخواهانه ناكامي هاي اين جنبش مدني به منظور عبرت آموزي از اشتباهات گذشته، نسبت به انتشار برخي مقالات و تحليل هاي سياسي و اجتماعي در حد توان خود اقدام نمود. مجموعه اين مطالب ولي متاسفانه منتج به نتايج سودمند و مثبتي براي مجموعه اصلاح طلبان حداقل استان خراسان جنوبي نگردید، كه دليل اصلي عقيم ماندن اهداف واقعي اين انگيزه را مي توان در برخوردهاي سلبي، غير دوستانه و فرصت طلبانه اقليتي از نيروهاي «تندرو» مجموعه اصلاح طلبان متكثر استان در برخورد با نيت مصلحت جويانه اين رسانه جستجو نمود.
آخرين نمونه اين برخوردها كه به واقع انگيزه اصلي نگارش اين سطور است، مربوط مي شد به مطلبي تحت عنوان «تندروها پاسخ دهند» كه در آن تعدادي سوال ساده، منطقي و به واقع منطبق بر اتفاقات مستند تاريخ ايران (آن هم نه تاريخ خيلي دور، بلكه دوران چند ساله پس از خرداد 76) مطرح شده بود و از نيروهاي سياسي طيف «تندرو» يا به زعم خودشان «پيشرو» جبهه اصلاحات خواسته شده بود تا جهت تنوير افكار عمومي به آن ها پاسخ داده شود. سوالاتي درباره حوادث سال هاي اخير كه منشاء بسياري از دلخوري ها، كدورت ها و ناكامي هاي اصلاح طلبان بوده و مي توان شرايط بغرنج فعلي و آشفتگي هاي فضاي جامعه امروز ايراني را در مجموعه آن «اشتباهات» به جستجو نشست. سوالاتي كه به نظر افكار عمومي نه توهين آميز بود و نه به قول يكي از دوستان تندرو و چندشناسنامه «ماحصل اوهامات و پريشاني هاي ذهني نگارندگان آن.» كه اصولاً مگر مي شود گزارشي مستند از تاريخي كه هنوز آن قدر كهنه نشده است تا نياز به خوانده شدن از درون كتاب ها داشته باشد و آثار آن همچنان بر زندگي روزمره مردم اين ديار سايه افكنده است، ساخته و پرداخته ذهن يك فرد باشد...
اما متاسفانه پس از انتشار مطلب فوق، مخاطبان آن سوالات كه لااقل در بيرجند «اقليتي» از مجموعه اصلاح طلبان هستند، به جاي پاسخ دهي منطقي و شركت در يك گفتمان محترمانه و عاقلانه، به سبب نداشتن توانايي دفاع از اعمال گذشته خود و سردمدارانشان، راه فرار به جلو را برگزيدند و ضمن تجهيز تيم رسانه اي و تبليغاتي خود عليه اين پرتال خبري، با زدن دومين نشانه خود با تك تير باقي مانده در كمان پوسيده شان، از مطلب مذكور پيراهن عثماني ساختند براي مظلوم نمايي و آزمودن دوباره شانس بايكوت شده شان براي ايجاد دو دستگي در جبهه اصلاحات و به كرسي نشاندن حرف هاي نخ نما شده شان در شوراي هماهنگي ائتلاف اصلاح طلبان.
ماجرا از اين قرار بود كه بلافاصله پس از انتشار مطلب «تندروها پاسخ دهند» تمامي امكانات «تندروها»ي منطقه براي پاسخ گفتن به اين مقاله بسيج شد. ليكن اين پاسخ ها نه جواب هايي منطقي و مستدل به ابهامات تاريخ، بلكه سيل ناجوانمردانه اي از اتهامات، شبهه افكني ها، تخريب شخصيت، توهين ها و تحقيرهاي ناجوانمردانه اي در حق عضو شوراي سردبيري بيرجندنيوز بود كه به واقع ميزان پايبندي اين جماعت معلوم الحال به «نقد درون گروهي» و «تحمل منتقدان خانوادگي» را براي همگان به نمايش گذاشت.
«تندروها» چنان كه گفته شد با فرار به جلو سعي كردند تا ضمن ترور شخصيتي گردانندگان بيرجندنيوز با مربوط كردن اين مقاله به مواضع حزب اعتماد ملي و تحريك ساير اعضاي ائتلاف اصلاح طلبان، با به وجود آوردن جوي مسموم، نيات مشكوك خود را در فرآيندهاي تصميم گيري اين شورا بر كرسي تصويب بنشانند و تا حدودي توانستند جوي آلوده و بدبينانه را نسبت به بيرجندنيوز و نيز حزب اعتماد ملي در ميان ساير اصلاح طلبان به وجود آورند.
متاسفانه كار تا جايي پيش رفت كه امروز در دست هر كدام از اصلاح طلبان بيرجند «پرينتي» از مطلب مقاله مذكور وجود دارد و «بيرجندنيوز» به عنوان تنها رسانه خبري اصلاح طلب استان با سابقه پرافتخار پنج سال فعاليت شرافتمندانه در حمايت از جنبش اصلاحات در سخت ترين بزنگاه ها، و تحمل ده ها مشكل ريز و درشت و پرونده سازي بسياري از نهادها، از سوی «تندروها» به خيانت و حتي همكاري با نهادهاي اطلاعاتي متهم گرديد!!! كه اين رسانه دردمندانه و تظلم خواهانه، آيه استرجاع بر لب، شكايت از اين بي اخلاقی ها و نامردمي ها را به نزد دادار عدالت گستر عالميان خواهد برد و در پيشگاه عدل الهي از سر تقصيرات اين جماعت نخواهد گذشت.
اما نكته اي كه ذكر آن را ضروري احساس مي كنيم سخني است دردمندانه با قاطبه اصلاح طلبان استان كه به نظر مي رسد ممكن است در بند فتنه تازه «تندروها» گرفتار آيند و بدون به ياد آوردن كارنامه پرافتخار گذشته شان فريب اين دام رندانه را بخورند. به نظر مي رسد «تندروها» كه به واقع اقليتي از مجموعه فراخ اصلاحيون شهر را تشكيل مي دهند، در صددند تا با تكيه بر شگردهاي هميشگي شان از قبيل «پرينت مطالب» و نمايش آن در جلسات با فرافکنی و به دست گرفتن جو جلسه، و دوختن آسمان حزب اعتماد ملي به زمين اين مقاله، با مظلوم نمايي اين گونه القاء كنند كه در مقاله مذكور به همه اصلاح طلبان و يا همه احزاب سياسي چپ توهين شده است و از اين طريق با جلب نظر دوستان، ضمن ايجاد فضايي سنگين عليه حزب اعتماد ملي، با چسباندن انگ هاي متعدد به اين رسانه نوشتاري و دشمن جلوه دادن آن از زير بار شركت در يك بحث درون گروهي و پاسخ دادن به شبهات موجود در باب كارنامه گذشته شان شانه خالي كنند. (به هر حال بايد مشخص شود اگر كسي به سبب آنكه در شركتي با يك وبلاگ نويس اصولگرا دوست و همكار است متهم به نفوذي بودن در جبهه اصلاحات مي شود، تكليف سيل بي پايان معاونان و مسئولين و روساي دانشكده هاي اصولگرايي كه در دولت اصلاحات در دانشگاه بيرجند بر مسند كار بودند چيست؟)
لذا با تاكيد مجدد بر اين نكته كه بيرجندنيوز رسانه اي مستقل است و مواضع و مطالب آن لزوماً هيچ گونه وابستگي و هماهنگي با مواضع حزب اعتماد ملي استان ندارد، از كليه دوستان اصلاح طلب تقاضا داريم قبل از آنكه هم آوا با «تندروها» (كه از نظر ما نه خداي ناكرده تمام اعضاي يك حزب، بلكه اقليتي نهفته در دل تمام تشكل هاي اصلاح طلب هستند كه مي بايست پالايش شوند) مواضعي سلبي و غير دوستانه در مورد ما اتخاذ نمايند، به گذشته خودشان رجوع نمايند و بررسي كنند كه در سوابق خود كدام يك از مصاديق ذكر شده «تندروي» در مقاله مذكور را مي يابند تا باعث شود تصور كنند مخاطب سوالات آن هستند و يا در لفافه آن متهم به تندروي شده اند؟
به نظر مي رسد اندكي تامل و تفكر در گذشته، حال و آينده به خوبي روشن خواهد ساخت كه مطلب بي پاسخ «تندروها پاسخ دهند» تنها مجموعه اي از چند سوال روشن و بي پيرايه است كه بايد توسط دست اندركاران آن تندروي ها پاسخ داده شود و استراتژي رندانه تعميم آن بر كل جريان اصلاح طلبي، ناشي از اراده اي فرصت طلبانه و پاسخ گريز مي باشد که می خواهد با وارونه کردن نعل هم از پاسخ گویی بگریزد و هم فضا را به سود خود تغییر دهد..
به عنوان نمونه، اگر فعاليت در ستاد انتخاباتي دكتر معين را معياري از تندروي تلقی کنیم (که البته معتقدیم صرف چنین حضور و همکاری تندروی نیست) به راستي چند درصد اصلاح طلبان استان در انتخابات نهم از فاصله 1000 متري ستاد ايشان عبور كرده اند كه امروز بخواهند با «توهم خود تندرو پنداري» خويش را در زمره به زعم «تندروها» تخريب شدگان در آن مقاله به حساب آورند؟
اگر تحريم انتخابات مجلس هفتم را «تندروي» به حساب آورده ايم چند درصد اصلاح طلبان استان در زمره تندروها قرار مي گيرند؟ دوستاني كه در آن انتخابات يا در هيات هاي اجرايي و بازرسي حضور داشتند و يا در ستاد آقایان راشدي و آيتي و خانم خاتمي فعال بودند.
تحريم انتخابات خبرگان را اگر در زمره تندروي ها بیاوریم چرا بايد اعضاي 4 تشكل اصلاح طلب اعتماد ملي، كارگزاران، خانه كارگر و انجمن اسلامي معلمان كه در آن انتخابات رسماً از آقاي رباني حمايت كردند و نيز بعضي دوستاني که شخصاً به ستاد آقاي رييسي رفت و آمد داشتند خود را تندرو بدانند؟
اگر پاره ای از تصمیمات برخی احزاب در فاصله سال های 76 تا 84 را ملاکی از «تندروی» به حساب آورده ایم، چگونه دوستانی که از سال 84 به عضویت رسمی تشکل ها و احزاب درآمده اند، می توانند در اخذ و یا تبعیت از آن تصمیمات همراه بوده باشند؟
دوستان «تندرو» كمي انصاف!
چه اصراري داريد تا از اين مقاله مستمسكي بسازيد براي تعميق اختلافات و تحريك اصلاح طلبان واقعي (كه معتقديم اكثريت قريب به اتفاق اصلاح طلبان استان از اين دسته اند) بر عليه مصالح منطقه اي و وحدت و تفاهم و گفتگوي دوستانه. آخر چه كسي «تندرو» است؟ كساني كه در انتخابات شوراها دايره اعتدال و تساهل و تسامح را آن قدر گستراندند كه داد اعتداليون هم درآمد و حتي در اين گير و دار «دكتر حميدرضا ناصري» از ليست رايحه خوش خدمت هم در دايره اصلاح طلبي جاي گرفت «تندرو» هستند؟
چرا سعي مي كنيد با فرافكني، تشويش اذهان عمومي و تحريك احساسات اصلاح طلبان واقعي بار ديگر با ايجاد كينه و نفرت و اختلاف در جبهه اصلاحات جلوي رسيدن اين مجموعه محذوف به همدلي و اجماع را بگيريد و چون گذشته شكست را ارزاني اين اسب دست و پا شكسته كنيد؟
آيتي ها، ديمه ور ها، حاجي زاده ها، شكيبي ها، زميني ها، موهبتي ها، خسروي ها، هوشمندها، رمضاني ها، شهپرها، صمديان ها، ساجدي ها، آهني ها، رحيمي ها، خامسان ها و... در پرونده هيچ كدامشان كوچكترين لكه اي از تندروي و افراط وجود ندارد. اين ها افتخارات اصلاح طلبي بيرجند هستند و به لطف خدا و با دورانديشي ايشان، اميد اقليتي كه با استفاده از ابزارهاي اينترنتي و تكيه بر تحريك دروغين احساسات سعي در تغيير مواضع اصولي و انقلابي آنان دارند به ياس تبديل خواهد شد.
در پايان بار ديگر با تاكيد بر پايبندي اين رسانه خبري به مواضع اصلاح طلبي ساليان گذشته خود، از كليه اصلاح طلبان اصيل و واقعي استدعا مي كنيم ضمن برخورد منطقي با سوء استفاده هاي سودجويانه و فرصت طلبانه اقليتي چند نفره از «تندروها» كه قصد دارند با پيراهن عثمان كردن يك مقاله به فرض محال توهين آميز مسير تصميم گيري هاي مهم براي آينده سياسي و اجتماعي استان خراسان جنوبي را تحت تاثير قرار دهند، با صلابت و پايمردي در راه شناخت توطئه ها و تميز دادن منيت ها از نيات شريف، بهترين و منطقي ترين تصميمات ممكن را اتخاذ نمايند تا به فضل الهي بار ديگر نسيم فرح بخش آزادي و عدالت و منطق در اداره امور كشور وزيدن گيرد و باب جديدي در توسعه همه جانبه اين استان مظلوم و محروم برداشته شود. - ان شاءالله
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
والعاقبه للمتقین
شوراي سردبيري بيرجندنيوز

روابط عمومی سازمان بهزیستی استان مدعی شد:
مديركل بهزيستي خراسان جنوبي به علت تخلفات مالي توديع شد
خبرگزاري فارس: روابط عمومي سازمان بهزيستي خراسان جنوبي طي نامهاي مهمترين علت تغيير مديريت ارشد اين سازمان در استان را تخلفات گسترده مالي انجام شده در 2 سال گذشته دانست.
به گزارش خبرگزاري فارس از بيرجند، در اين نامه كه امروز به دفتر نمايندگي اين خبرگزاري ارسال شده، آمده است: به دنبال اجراي منويات رئيسجمهور مبني بر عزل آن دسته از مديراني كه در برآورده كردن انتظارات دولت ناتوان بودهاند در اولين اقدام، مدير كل سازمان بهزيستي خراسان جنوبي با حضور معاون مشاركتها و مسئول بازرسي سازمان، 10 آذر توديع شد.
متعاقب موضوع و به رغم توضيحاتي كه در جلسه معارفه بيان شده است، شبهاتي با عنوان دلايل بركناري در اذهان عموم القا ميشود كه جهت تنوير افكار عمومي ضروري است كه به استحضار مردم برسد عزل و نصب مديران بنا بر سنت جاري و در راستاي اصلاح امور و جلوگيري از تخلفات با نيت خدمترساني سالم و صحيح و بهرهگيري از مديران توانا صورت ميگيرد.
اين روابط عمومي از مديران بركنار شده خواسته است، ادب تسليم و تمكين در قبال تصميمات اتخاذ شده را رعايت كرده و از اينكه تكليف خطير و رسالت سنگين مسئوليت از دوش آنان برداشته شده است، خداوند را شاكر باشند.
در اين نامه همچنين آمده است: بيشك تخلفات مالي گستردهاي كه در 2 سال گذشته در حوزه بهزيستي خراسان جنوبي صورت گرفته است و از ديد ارگانهاي نظارتي پنهان نبود، اين ايقان را به وجود آورد كه اداره بهزيستي استان نياز به اصلاح مديريت دارد و چنانچه مسئولين جديد اراده و نشاط خود را در خدمت به معلولين و نيازمندان با تجربيات گذشته و تعهد كاركنان بهزيستي همراه كنند، رضاي خلق و خالق حاصل ميشود.

بیرجندنیوز ضمن تشکر از پاسخ صریح روابط عمومی سازمان بهزیستی استان، و بدون داشتن هیچ گونه غرض و یا حمایتی از طرفین ماجرا یادآوری نکات زیر را جهت تنویر افکار عمومی لازم می داند:
این رسانه قصد کتمان و یا تکذیب وجود برخی تخلفات و تصمیمات نادرست در دوران مدیریت جناب آقای دکتر حسنی صفت را ندارد. کما اینکه برخورد ایشان در قضیه تعدیل نیروهای شرکتی و نیز گزارش چند ماه پیش مدیرکل محترم بازرسی استان که در همین وبلاگ هم منتشر شد حکایت از وجود برخی نارسایی ها و معضلات در این اداره کل داشت. اما آنچه در توضیح روابط عمومی محترم سازمان بهزیستی مبنی بر وجود تخلفات مالی آن هم با صفت «گسترده» در چند قسمت مختلف این جوابیه آمده است تنها بر ابهامات موجود افزوده است. چرا که این سوال را در ذهن مردم ایجاد می کند که در صورتی که تنها دلیل برکناری ایشان همین مورد باشد، اولاً چرا این تغییر و تحول مدیریتی در همان زمان انتشار گزارش سازمان بازرسی اتفاق نیفتاد و ثانیاً چنانچه ادعای روابط عمومی محترم مبنی بر وجود «تخلفات گسترده مالی در دو سال اخیر» صحت داشته باشد (که معتقدیم بخشی از آن واقعیت دارد) چرا پرونده مدیران قبلی سازمان جهت پیگیری حقوقی به قوه محترم قضاییه و سازمان محترم بازرسی کل کشور ارجاع نشده است؟ به هر حال این رسانه هدفی جز خدمت صادقانه و اطلاع رسانی شفاف در جهت حمایت از منافع مردم شریف بیرجند را ندارد و ضمن حمایت از هر فعالیت و تصمیمی که هدف آن واقعاْ بهبود اوضاع و مقابله با فساد اداری باشد (البته به شرط اثبات و برخورد قضایی با تخلف)، برای مدیریت جدید سازمان بهزیستی هم جدا از مسائل اتفاق افتاده در خدمت به قشر مظلوم و رنج دیده جامعه آرزوی توفیق دارد.
ضمن آنکه گذشت زمان و نحوه مرکزگزینی دانشکده علوم بهزیستی استان در دوران مدیران جدید و میزان تطبیق آن تصمیم بر منطق و استدلال های مدیریتی نشان خواهد داد که آیا ادعای مطرح شده مبنی بر علت برکناری مدیران سابق بهزیستی درست بوده است یا خیر؟ منتظر اعلام موضع مدیرکل جدید بهزیستی استان در خصوص مکان احداث دانشکده مذکور خواهیم ماند.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
شورای سردبیری بیرجندنیوز


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس رضا حجتي عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي و عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت عصر روز كذشته يكشنبه در مناظرهاي با عنوان «تحكيم وحدت يا تحكيم كثرت» كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران و با حضور مهدي بلوكات دبير سابق اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل و همچنين عليرضا سياسيراد عضو سابق دفتر تحكيم وحدت برگزار شد، به بيان ديدگاههاي خود در خصوص دفتر تحكيم وحدت و جنبش دانشجويي پرداخت.
گفتمان تحكيم بعد از 2 خرداد از عدالتمحوري به آزادي خواهي تغيير كرد
حجتي با اشاره به عنوان مناظره "تحكيم وحدت يا تحكيم كثرت" گفت: اگر وحدت را با هم فرض كنيم همان تكصدايي است اما من وحدت را انسجام در برابر افتراق ميدانم.
وي تكثر و حركت را واقعيت اجتماعي در يك صد سال اخير دانست و با اشاره به تاريخچه تاسيس دفتر تحكيم وحدت گفت: در شرايط اول انقلاب به دليل حذف حكومت مركزي سابق و متلاشي شدن حاكميت رژيم قبلي كه از هم گسيختگي كشور را تهديد ميكرد و دانشگاه با انواع اعتراضات مواجه بود و تكثر گرايشهاي انقلابي آن زمان به سمت تبديل شدن به يك بحران پيش مي رفت گروههاي فعال دانشجويي كه بيشتر چپ ماركسيستي و اسلامي بودند و به سمت انشقاق حركت و با همديگر درگيريهاي داخلي داشتند بسياري از اين گروهها كه بعضاً نيز اقدامات مسلحانه ميكردند خود به خود حذف ميشدند و با تسويه اين گروههاي دانشجويي خشن و مسلح دفتر تحكيم وحدت تبلور يافت.
به اعتقاد حجتي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان به شدت ايدئولوژيكال و در جهت تثبيت جمهوري اسلامي و پيادهروي ارزشها شكل گرفت و اين كاركرد در دهه 60 كاملاً مشخص بود.
وي با بيان اينكه بسياري از نهادهاي انقلابي توسط نيروهاي دفتر تحكيم وحدت تأسيس شد، گفت: از سالهاي 68 به بعد بود كه جريان دانشجويي با حاكميت زاويه پيدا كرد و به حاشيه رانده شد، البته بخشي از جناحها نيز همين زمان به حاشيه رانده شدند.
حجتي گفت: گفتمان دفتر تحكيم وحدت كه تا آن زمان اتحاد كامل باهدف تثبيت نظام بود به گفتمان اتحاد و انتقاد در چارچوب نظام مبدل شد و اين شرايط تاسال 76 تداوم يافت.
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي با اشاره به شرايط سال 76 اظهار داشت: بعد از دوم خرداد 76 ،عدالتمحوري كه مطالبه جدي دفتر تحكيم بود تغيير كرد و دفتر تحكيم وحدت، موضع خود را به مطالبه آزادي خواهانه تغيير داد و نوع مواجههاش با نظام به طوري حداكثر انتقادي شد بويژه اينكه اين مسئله در 18 تير نمود يافت و اكنون نيز ادامه دارد.
حجتي سالهاي 76 تا 82 را بهار فعاليتهاي دانشجويي و مقطع كنوني را زمستان سرد فعاليت ها دانست.
بعد از 2 خرداد مطالبات انباشته شده جريان دانشجويي منفجر شد
بر اساس اين گزارش حجتي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص علت انشعابات دفتر تحكيم وحدت و طيفبندي در اين تشكل دانشجويي اظهار داشت: در فضاي قبل از 2 خرداد 76 اساساً چند صدايي به اين معنايي كه امروز ميشناسيم و ميفهميم وجود نداشت و علتش اين بود كه بر اثر شرايط بحراني ايجاد شده پس از جنگ و محاربهاي مسلحانهاي كه با سرمداران منافقين و بسياري از گروههاي ريز و درشت معاند با انقلاب و جمهوري اسلامي شكل گرفته بود، فضايي به شدت امنيتي و نظامي به وجود آمده بود و ترور بزرگاني چون مفتح، مطهري و ... نوعي جو رعب و وحشت در دانشگاهها به وجود آورده بود كه اين جو تا 2 خرداد ادامه داشت.
وي افزود: بعد از 2 خرداد با شعارهايي كه در اين واقعه مطرح شد، مطالبات گوناگون انباشته شده به گونهاي انفجارگونه تجلي پيدا كرد و فرصت خاصي براي ابراز وجود اين مطالبات به وجود آمد.
بسياري از گروه هايي كه مرام نامه تحكيم را قبول ندارند در آن وارد شدند
عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با بيان اينكه در بسياري از زمانها مديريت آموزش عالي و سياسي سختگيريهاي بيش از اندازهاي كرده و اين سختگيريها به بسياري از نحلههاي موجود در جامعه امكان بروز و ظهور نداده است، تصريح كرد: متاسفانه بسياري از گروههايي كه مرامنامه و اساسنامه دفتر تحكيم وحدت را قبول نداشته و اساساً اسلام را به عنوان يك مولفه سياستورزي اجتماعي نميپذيرفتند به اجبار ذيل انجمنهاي اسلامي به فعاليت پرداختند و از طرف ديگر موفقيت انجمنهاي اسلامي دانشجويان در بسيج دانشجويان و ايجاد حركتها و سازماندهي دانشجويان، بسياري از گروههاي محافظهكار را نسبت به موفقيتهاي اين تشكلها دچار نوعي حرص و طمع كرد كه بتوانند به نحوي اين ها را تصاحب كنند.
دو خيزش همزمان براي به دست گيري دفتر تحكيم وحدت شكل گرفت
حجتي با اشاره به اينكه دو خيزش همزمان براي به دستگيري انجمنهاي اسلامي از دو سوي متفاوت به وجود آمد، اظهار داشت: يكي از اين گروهها، محافظهكاران يا اصولگرايان فعلي بودند البته بخشي از اين افراد عضوي از انجمنهاي اسلامي بودند براي مثال همين آقاي احمدينژاد يكي از اعضاي دفتر تحكيم وحدت بود.
گروه هايي سكولار بعد از 2 خرداد 76 وارد انجمن هاي اسلامي شدند
وي در ادامه افزود: اولين تشكلي كه با حمايتهاي دولت آقاي هاشمي از انجمنهاي اسلامي دانشجويان بيرون آمد، انجمنهاي اسلامي دانشجويي بود كه توسط طبرزدي شكل گرفت.
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي با اشاره به اتفاقات رخ داده در دفتر تحكيم وحدت پس از 2 خرداد 76 گفت: بعد از دوم خرداد نيز گروههاي سكولار از سوي ديگر وارد انجمنهاي اسلامي شدند و طبيعي است كه انجمنهاي اسلامي دانشجويان به دليل اسلامي بودن نميتوانستند اين پارادوكس را هضم كنند و همين منجر به انشعاب دفتر تحكيم وحدت در سال 1380 شد.
حجتي با بيان اينكه تحمل شرايط آن زمان يعني ورود سكولارها به انجمنهاي اسلامي كه ماهيتاً شرايط ايدئولوژيكالي را رقم ميزد امكان پذير نبود، گفت: عدهاي در تشكيلاتي كه به شدت عدالتطلب است تصميم گرفتند به سمت آزادي حركت كنند كه اين كار سخت موجب از دست رفتن انسجام تشكيلاتي دفتر تحكيم وحدت شد.
تبديل شدن دفتر تحكيم وحدت به پارلمان دانشجويي موجب فروپاشي آن شد
وي تكثر را براي احزاب و گروههاي سياسي كه بخصوص سبقه ايدئولوژيك دارند سمي مهلك و ويرانكننده دانست و تصريح كرد: اما اين سم مهلك و ويرانكننده در دفتر تحكيم وحدت نفوذ كرد و موجب بروز اختلافات شد.
عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اشاره به اينكه دفتر تحكيم وحدت در سال 78 مجبور شد كه وظيفه پارلمان دانشجويي را انجام دهد، خاطرنشان ساخت: اين نوع رفتار با ماهيت اين تشكل و ساختار و اسانامه آن تطبيق نميكرد و همين امر منجر به فروپاشي دفتر تحكيم وحدت شد.
دخالت هاي بيروني و سهم خواهي احزاب در فروپاشي دفتر تحكيم وحدت بي تاثير نبود
حجتي دخالت بي حد و حصر نيروهاي بيرون از دانشگاه و سهمخواهي احزاب و بخشهايي از دولت اصلاحات را در فروپاشي دفتر تحكيم وحدت بيتاثير ندانست و تاكيد كرد: دخالت و سهمخواهي جريانات بيروني به اين سبب بود كه دفتر تحكيم وحدت به جهت همراه داشتن اقبال عمومي كاركردها و تاثيرگذاري فراواني داشت اما از زماني كه منشعب شد كاركردها و نفوذ خود را به شدت از دست داد.
وي افزود: جنبش دانشجويي كه روزي در اين كشور داراي ارزش و اعتباري بود و با مردم ارتباط برقرار ميكرد امروز به جايي رسيده است كه كسي آن را جدي نميگيرد و وضعيت فعلي جنبش دانشجويي در اين حد است كه افشاري و عطري كه از دوستان آقاي سياسيراد هستند تلاش ميكنند تا از طريق راديو آمريكا صداي خود را برسانند.
عمل نكردن به مرامنامه دفتر تحكيم وحدت نوعي نفاق است
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي با تاكيد بر اينكه اصلاح در همه عرصه هاي اجتماعي لازم است ولي نمي توانيم نفاق بورزيم، خاطرنشان ساخت: آيا الان عمل نكردن مرامنامه دفتر تحكيم وحدت نفاق پنهان نيست؟ و اگر كسي در اين تشكيلات به سكولاريسم رسيده است چرا پشت مرامنامه اي قرار گرفته كه ايدئولوژيك؟
حجتي دليل اين نوع رفتار برخي افراد در دفتر تحكيم وحدت را به اين دليل دانست كه اين افراد دوست دارند هم از اعتبار انجمن هاي اسلامي دانشجويان سوءاستفاده كنند و هم به ساختارشكني هاي خود ادامه دهند.
وي افزود: نتيجه اين نوع رفتارها يا راست روي مانند طيف شيراز دفتر تحكيم وحدت است كه به نظام ملحق شود و يا اينكه همانند افشاري و دوستانش مبلغ سياست هاي آمريكا باشد چراكه افشاري مي گفت قانون اساسي ايران تلفيق نامناسبي از دين و سياست است و بايد سكولاريسم اتفاق بيفتد.
كنار گذاشتن اصل عدالت دليل اصلي مهجور شدن دفتر تحكيم وحدت بود
عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اشاره به تقليل عدالت خواهي به آزادي خواهي در دفتر تحكيم وحدت پس از 2 خرداد 76، دليل اصلي مهجور شدن دفتر تحكيم وحدت را كنار گذاشتن عدالت به عنوان مفهومي مطلق دانست و تاكيد كرد: جنبش دانشجويي براي احياي دوباره چاره اي جز روي آوردن به عدالت ندارد.
به اعتقاد حجتي بعد از كنار گذاشتن عدالت خواهي به عنوان يك ارزش مهم ديگر نمي توان از جامعه انتظار حمايت داشت و جنبش بريده شده از ملت هيچگونه فايده اي ندارد.
حرف هاي ملكم خان از سخنان روشنفكران حاضر شسته و رفته تر بود
وي در ادامه خطاب به سياسي راد عضو سابق شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت كه به عنوان يكي ديگر از مدعوين در اين مراسم مناظره حضور داشت گفت: آقاي سياسي راد! حرف هايي را كه جنبش روشنفكران ايران امروز بر زبان مي آورند را به صورت بهتر و واضح تر ملكم خان 80 سال قبل بيان كرده است و اين سخنان روشنفكرانه نيز عموماً ترجمه بوده و متعلق به قرن هاي 18 و 19 و اوايل قرن 20 هستند.
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي با تاكيد بر اينكه تنها اجراي اين حرف هاي روشنفكرانه در جامعه است كه هنر مي خواهد، تصريح كرد: وقتي سخن از جامعه مدني به زبان مي آوريد بايد اين امر وجود داشته باشد وگرنه با حلوا حلوا كردن دهان شيرين نمي شود.
حجتي با اشاره به تحريم انتخابات رياست جمهوري دوره نهم توسط طيف مدرن دفتر تحكيم وحدت، خطاب به سياسي راد اظهار داشت: دوستان شما به تحريم انتخابات حكم دادند، حال نتيجه را مي بينيد. آيا فعالان اصولگرا نشستند و بيكار ماندند و آيا الان وضع مردم بهتر شده است؟
وي خطاب به سياسي راد ادامه داد: شعارهايتان در توهم و نظريه جذاب است ولي واقع نگري و بروز و ظهور آنها در جامعه مهم است كه اتفاق نمي افتند.
عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با بيان اينكه براي حركت اجتماعي بايد ابتدا واژه سازي صورت گيرد، سپس واژه به گفتمان و ادبيات تبديل شود و در نهايت ساماندهي شود، ابراز داشت: اگر بر اين اساس اصولگرايان و اصلاح طلبان را مقايسه كنيم در مي يابيم كه اصولگرايان واژه هايي مانند شهادت را طوري معنا مي كنند كه همه اقشار جامعه از امي تا عالم و آيت الله آن را در يك راستا مي فهمند و سپس آن را در بسيج سازماندهي مي كنند اما اصلاح طلبان واژه هايي مانند دموكراسي، مردمسالاري و جامعه مدني را مطرح مي كنند و نهايت آن مي شود كه در پايان دوران اصلاحات تازه آقاي خاتمي با برخي ديگر از بزرگان اصلاحات بر سر مفهوم جامعه مدني دعوا مي كنند كه كدام مفهوم درست است لذا جامعه نيز به هيچ وجه نتوانست از اين واژه ها مخرج مشتركي بگيرد اما بازهم از آن وحشتناك تر قدرت سازماندهي بود.
انجمن و اسلام توام است و كنار گذاشتن هر يك موجب انحراف مي شود
حجتي در ادامه تاكيد كرد: معتقدم كه انجمن هاي اسلامي دانشجويان اساساً انجمن و اسلامي بودن تعريف شده اند و اگر از هر يك از اين دو لغت فاصله گرفته شود يا دچار تحجر مي شويم و يا به ليبراليسم بريده از مردم روي مي آوريم.
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي ضمن اشاره به اينكه بايد رابطهاي منطقهاي ميان گذشته و حال يك تشكل تعريف كنيم، با طرح سوالي پرسيد: چگونه 13 آبان را به عنوان واقعه اي كه شكل دهنده آن دفتر تحكيم وحدت بوده است را مي پذيريم اما امروزه از ليبراليسم صحبت مي كنيم؟
جنس روشنفكري انجمن هاي اسلامي روشنفكري ديني شريعتي است نه ليبرال غربي
حجتي جنس روشنفكري انجمن هاي اسلامي را از جنس روشنفكري ديني شريعتي و نه روشنفكري ليبرال غربي خواند و با اشاره به سخناني مبني بر سهم خواهي دفتر تحكيم وحدت از قدرت در دوران اصلاحات و معرفي كانديدا به مجلس ششم افزود.
در مجلس دوم و سوم نيز همين اتحاديه ها وارد انتخابات شده و نماينده به مجلس فرستادند اما چرا آنجا تحكيم ضربه نخورد و اينجا ضربه خورد؟ بنابراين دليلش تنها حضور در انتخابات و ... موجب ضربه خوردن دفتر تحكيم وحدت نشد بلكه تغيير در نگرش هاي بنيادي اين تشكل موجب فروپاشي آن شد.
نبايد با قرار گرفتن زير يك تابلو دقيقاً عكس آن رفتار كنيم
وي دربخش ديگري از سخنان خود در خصوص مغايرت حركات برخي از افراد در دفتر تحكيم وحدت با مرامنامه آن، خطاب به سياسي راد كه ترس را علت اصلي عدم تغيير مرامنامه توسط دانشجويان مي دانست، اظهار داشت: بايد حداقل شهامت ابراز وجود سياسي را داشت و من از اين نظر سازمان مجاهدين خلق را داراي ارزش مي دانم كه وقتي موضع خود را تغيير دادند آن را به طور روشن اعلام كردند ولي اين چه تفكري است كه با در زير يك تابلو قرار بگيريم و دقيقاً مخالف آن رفتار كنيم؟
عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت افزود: اين رفتار كاركردگرايي است كه در غرب هم اتفاق نمي افتد.
امروز ديگر دفتر تحكيم وحدتي وجود ندارد
حجتي با بيان اينكه امروز ديگر دفتر تحكيم وحدتي وجود ندارد، اظهار داشت: امروز تنها چند نفر دانشجو هستند كه دور هم جمع مي شوند و صحبتي مي كنند كه پژواكش به زور از دانشگاه هم بيرون نمي رود در حالي كه همين دفتر در گذشته قدرت و پتانسيل بسيار بالايي داشت.
وي در ادامه گفت: مردم ايران با هابس و لاك ارتباط برقرار نمي كنند و هنر شريعتي در اين بود كه مرد مبارز را ابوذر معرفي كرد و به جاي پرداختن به جنيفر لوپز به عنوان الگوي زن نمونه، فاطمه فاطمه است و الگوي حضرت زينب را ارائه كرد و سلمان پاك را مظهر عقلانيت عنوان كرد ولي چطور مي توانيم برج عاج نشين باشيم و با مردم ارتباط برقرار كنيم؟
هيچ آلترناتيوي بهتر از جمهوري اسلامي مبتني بر ولايت فقيه وجود ندارد
حجتي تأكيد كرد: من از حركت اصلاحي دفاع مي كنم كه دنباله دار باشد و معتقدم هيچ آلترناتيوي بهتر از جمهوري اسلامي و اتفاقاً آن هم بر اساس تئوري ولايت فقيه نداريم، چرا كه اين روش بهترين روشي است كه مي توان با آن دموكراسي را به پيش برد
پیش از دستور:
قبل از ورود به بحث اصلی پیشنهاد می کنیم به لینک های زیر سر بزنید. لینک اول مقاله ای است از جناب آقای دکتر محمد جواد اطاعت رییس محترم دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی و لینک دوم هم عکس هایی است از مراسم چهلمین روز درگذشت مرحوم دکتر زهرا بنی یعقوب در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان. سومی لینک وعده های انتخاباتی احمدی نژاد در خصوص مسئله حجاب است و آخری هم لینک مستقیم مقاله ای است که در ارتباط با پست قبلی وبلاگ در زیر آمده است:
تقوای سیاسی و ناهنجاری در عرصه سیاست - محمد جواد اطاعت
گزارش تصویری مراسم چهلمین روز درگذشت دکتر زهرا بنی یعقوب
محمود احمدی نژاد: آیا مشکل جامعه ما اینه؟؟؟
ای نخورده مست یادت هست؟ محمد مهدی مازنی
ای نخورده مست، یادت هست؟
محمد مهدی مازنی*

هنوز آنقدر کم حافظه نشده ام که دوران پر التهاب نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را از خاطر ببرم. و هنوز آنقدر شجاعت دارم که بتوانم جلوی کژ اندیشی ها و کژتابی ها بایستم. نه آنقدر از حرص و تعلق به مناصب و مواهب بهره مندم که نگران و بیمناک از دست دادن موقعیتم شوم و نه آنقدر گرفتار هیجانات زود گذرم که مبادا برای اعتراض و واکنش به رویدادی بی محابا تن به آتش دهم. اما حوادثی را (برخورد با بدجابی ها )در این چند روز به چشم دیدم که به یاد سخنان احمدی نژاد در برنامه گزارش خبری شبکه دو در تاریخ یکم تیرماه ۱۳۸۴ افتادم. با چه جدیتی می گفت: "مگر مشکل ما دو تار موی جوانان ماست و مگر مشکل اصلی چگونه لباس پوشیدن آنهاست و..." برای منی که می شناختمش این سخنان مضحک بود و خنده آور و در عین حال شرم آور. اما نگران بودم که نگاه دیگران به او تغییر کند. اینطور هم شد. به او اعتماد کردند جوانانی که شاید کمی ته دلشان بیم برخوردهای خشن با نوع پوشش و حجابشان را داشتند. جناب احمدی نژاد به تو اعتماد کردند همانهایی که برایشان از برخورد با مافیای قدرت و ثروت گفتی از حل مشکلات اقتصادیشان. یادتان هست که گفتید این سخنان را؟ . از عدالت اجتماعی و از امنیت و آرامش. به تو اعتماد کردند که اگر بر اریکه قدرت مسلط شدی قرار نیست با نوع پوشش آنها برخورد کنی بلکه بنا بر این است با رفتار فرهنگی و اخلاقی نابسامانی ها را اصلاح کنی و مگر غیر این هم می توان رفتار کرد؟ جناب احمدی نژاد تو بر مردمی رییس شدی که فرهنگ کهنشان زبانزد هر قوم و قبیله و هر فکر و اندیشه ای است. چگونه است این همه تناقض در رفتار و گفتار آن هم با مردمی که همه دنیا به هوش و ذکاوتشان ایمان دارند. جناب احمدی نژاد! بزرگانی چون امام خمینی, شهید مطهری, شهید بهشتی, دکتر علی شریعتی, مرحوم طالقانی و ... آن همه تلاش کردند و زحمت کشیدند برای آنکه اسلام را دین محبت و رحمانیت معرفی کنند و پیامبرمان را پیامبر صلح و مهربانی. پس چگونه است که امروز با چنین رفتارهایی می خواهید قلم بطلان بر آن همه تلاش بکشید و هر آنچه آن بزرگواران رشته اند را پنبه کنید؟ قدرت و حکومت آنقدر جاذبه دارد که بشود برای حفظش دست به هر کاری زد اما اگر با ابزار دین چنین کنید مطمئن باشید که جایی برای جبران نخواهید گذارد. چهره دین مان را در دنیا کریه جلوه ندهید و اسلام خود را که معلوم نیست از جانب کدام رسول آمده است!!؟ بر اسلام محمد(ص) پیامبر صلح و رحمانیت که ما مومن به آن هستیم بر ما تحمیل نکنید. اینگونه رفتار و کردار نه در شان ملت ماست و نه در شان دین و آیین ما...
* عضو شورای مرکزی و مسئول واحد فرهنگی شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی

این پست حذف شد.
به دلیل مخالفت با ایجاد دانشگاه علوم بهزيستي استان در قاین به جای بیرجند
مدیرکل بهزیستی خراسان جنوبی برکنار شد
به گزارش خبرگزاري فارس ازبيرجند، مديركل سابق سازمان بهزيستي خراسان جنوبي امروز در اين مراسم با بيان اينكه سازمان بهزيستي در زمان پذيرش مسئوليت با كمبود كيفي و كمي نيروي انساني و اعتبار كم مواجه بود، گفت: متاسفانه تاكنون به مسائل تخصصي سازمان توجه نشده و در زمان انتصابم به عنوان مدير كل، شهر توانايي در راستاي اهداف بهزيستي در استان نداشتيم. رضا حسني صفت تصريح كرد: كمبود اعتبار و امكانات در سازمان بهزيستي خراسان جنوبي به حدي بود كه ما براي انجام يك ماموريت حتي يك وسيله نقليه هم نداشتيم. وي از افزايش اعتبارات سازمان بهزيستي از يك ميليارد و 300 ميليون تومان از سال 84 به 3 ميليارد و 800 ميليارد تومان در سال 85 خبر داد و افزود: افزايش 192 درصدي كمك هاي داريي نيز پيگيري شده است و با همكاري كاركنان در بحث نيروي انساني نيز كارهاي خوبي صورت گرفته است. مدير كل سابق سازمان بهزيستي خراسان جنوبي قانون هاي متعارض و متغير را دليل اصلي عدم توفيق سازمان دانست و گفت: تا مي خواهيم قانون را اجرا كنيم با قانوني جديد و تغييراتي نو مواجه مي شويم. حسني صفت با بيان اينكه كاري براي معلولين نكرده ايم، اظهار داشت: حداكثر اقدامي و كمكي كه به جامعه هدف كرده ايم، اين بوده است كه 10 هزار تومان به حساب انان واريز كرده ايم. وي اضافه كرد: اقداماتي مي خواستيم انجام دهيم، اما گاهي با موانع قانوني و گاهي هم با افراد زياده خواهي مواجه مي شديم كه قدرت آنها بيشتر بود. مدير كل سابق سازمان بهزيستي خراسان جنوبي گفت: 14 ماه تلاش كرديم تا زمين در اختيار ما از سوي بنياد مسكن قرار گيرد و اقداماتي ديگر كه پيگير آن بوديم. حسني صفت با گلايه از برخي از مسئولان عالي استان و نمايندگان مجلس، افزود: متاسفانه برخي براي آمدنم 5 تا 6 ماه تلاش كردند و از من خواستند كه به بهزيستي بيايم، اما حتي 5 روز زودتر هم اعلام نكردند كه بايد برويد. وي اظهار داشت: متاسفانه يكي از بدي هاي جامعه ما اين است كه حتي زمان تاريخ مصرف را به مديران اعلام نمي كنيم. در ادامه اين مراسم طي حكمي از سوي رئيس سازمان بهزيستي كشور محمد اكبري مطلق (از قاین) به عنوان مدير كل جديد سازمان بهزيستي خراسان جنوبي منصوب شد.
مديركل برکنار شده سازمان بهزيستي خراسان جنوبي:
ايجاد شعبه دانشگاه علوم بهزيستي فقط با مركزيت بيرجند ممكن است
مديركل سابق سازمان بهزيستي خراسان جنوبي با ارسال نامهاي به رئيس سازمان بهزيستي كشور بر راهاندازي شعبه دانشگاه علوم بهزيستي استان به مركزيت بيرجند تأكيد كرد.
در اين نامه كه نسخهاي از آن در اختيار نمايندگي خبرگزاري فارس در بيرجند، قرار گرفته، آمده است: يكي از سياستهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ارتقاي سطح فرهنگي و علمي جامعه بوده كه در اين راستا شاهد ايجاد و گسترش مراكز دانشگاهي در سراسر كشور بودهايم و از طرفي سازمان بهزيستي نيز به فراخور وظايف خود شعبي از دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي را در استانهاي كشور ايجاد كرده است.
رضا حسني صفت در اين نامه آورده است: در استان خراسان جنوبي با توجه به پيشينه فرهنگي و از طرف ديگر نوپا بودن استان لزوم ايجاد واحدهاي دانشگاهي آموزش دهنده نيروي متخصص در زمينههاي مربوط به خدمات سازمان و با توجه به آسيبهاي فرهنگي و اجتماعي خاص منطقه احساس ميشود، لذا با توجه به اينكه تعدادي از شهرستانهاي استان نيز متقاضي ايجاد شعبه دانشگاه علوم بهزيستي استان در اين شهرها هستند، پس از بررسي كارشناسي صورت گرفته شهرستان بيرجند با به دلايل ذيل به عنوان شهر محل تأسيس شعبهاي از دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي پيشنهاد ميگردد:
1- يكي از شاخصهاي اساسي كه در انتخاب شهر محل ايجاد دانشگاه ميبايستي مد نظر قرار گيرد مركزيت شهرستان از نظر جغرافياييي و جمعيتي است، به نحوي كه امكان دسترسي تمامي آموزش گيرندگان فراهم شود، كه شهرستان بيرجند با جمعيتي بالغ بر 200 هزار نفر از نظر جغرافيايي نيز در مركز استان قرار دارد.
2- گروههاي عمدهاي كه در دورههاي پودماني اين دانشگاه مشغول به تحصيل ميشوند نيروهاي شاغل در سازمان بهزيستي خراسان جنوبي هستند،كه بخش اعظم نيروهاي سازمان در ستاد بهزيستي استان و در بيرجند مشغول به كار بوده و چنانچه اين مركز در شهرستانهاي ديگر مستقر شوند، هزينههاي گزاف بابت اسكان اياب و ذهاب بر اين افراد تحميل ميشود.
3-در بسياري از رشتههاي آموزشي اين مركز دانشگاهي دورههاي كارورزي در نظر گرفته شده كه براي تحقق آن نياز به وجود مراكز و كلينيكهاي مرتبط است، كه اين شرايط صرفا در شهرستان بيرجند مهيا است و ساير شهرستانها فاقد چنين مراكزي هستند.
4-از آنجا كه نيروي انساني متخصص از شاخصههاي برجسته و تأثيرگذار در ايجاد و راهاندازي يك واحد دانشگاهي است، اكثريت كارشناساني كه ميتوانند در اين امر سهيم باشند در ستاد بهزيستي استان و شهرستان بيرجند مشغول به كار هستند، كه در صورت اعزام اين كارشناسان به شهرستانهاي ديگر هزينههاي غير ضروري مانند اسكان اياب و ذهاب، مأموريت بر سازمان تحميل ميشود و مضافا بر آنكه رفت و آمد اين كارشناسان به شهرستانهاي ديگر ضمن اتلاف وقت با توجه به دوري مسافت و مشكلات ترافيكي و حمل و نقل در جادههاي استان به صورت بالقوه مخاطرات جاني را نيز دربر خواهد داشت و از طرف ديگر با عنايت به اينكه اكثريت دانشگاههاي استان نيز در شهرستان بيرجند فعاليت ميكنند، ميتوان در امر آموزش از اساتيد اين دانشگاهها نيز استفاده كرد.
مديركل سابق سازمان بهزيستي خراسان جنوبي در پايان از ابوالحسن فقيه رئيس سازمان بهزيستي كشور خواسته است، با عنايت به موارد ذكر شده، دستور دهند در خصوص ايجاد شعبهاي از دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي در خراسان جنوبي و به مركزيت شهر بيرجند اقدام شود.

شهربانو اماني در گفتگوي اختصاصي با بيرجندنيوز:
لايحه بودجه 87 باعث بايگاني شدن 4 اصل قانون اساسي مي شود
اختصاصي بيرجندنيوز- شوراي سياستگذاري ائتلاف اصلاح طلبان به عنوان بازوي مشورتي جبهه اصلاحات فعاليت مي كند و از لحاظ تشكيلاتي و نحوه عملكرد از بنياد باران جدا مي باشد. شهربانو اماني رييس دوره اي جبهه اصلاحات در گفتگوي اختصاصي با عضو شوراي سردبيري بيرجندنيوز ضمن بيان مطلب فوق به تشريح ضرورت هاي تشكيل مجمع مشورتي آقاي خاتمي پرداخت و ادامه داد: پس از انتخابات سومين دوره شوراها، جمع زيادي از فعالين سياسي و احزاب و تشكل هاي اصلاح طلب از آقاي خاتمي درخواست نمودند تا جدي تر و فعال تر از انتخابات شوراها، در تصميم سازي ها و پيش بردن اهداف ائتلاف اصلاح طلبان براي انتخابات مجلس هشتم وارد عمل شوند و دستاورد اين رايزني ها و ملاقات ها منجر به دعوت ايشان از دو جمع 150 تا 200 نفره از اشخاص صاحب راي و تشكل هاي اصلاح طلب شد و در آن نشست ها پس از گفتگوها و مذاكرات فراوان و با راي گيري از مدعوين 22 نفر به عنوان جمع مشاورين آقاي خاتمي انتخاب شدند تا در ارتباط با چگونگي همگرايي و ائتلاف احزاب و اشخاص به منظور پيشبرد اهداف جبهه اصلاحات در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي برنامه ريزي نمايند. شهربانو اماني با بيان اين مطلب كه اصلاح طلبان انتخابات مجلس هشتم را به عنوان يك پروژه تعريف كرده اند در پاسخ به سوالي خصوص حوزه فعاليت مجمع مشورتي گفت: اعضاي اين مجمع در جلسات خود شان حضورشان را تعريف نموده اند و لذا در همين راستا قرار بر اين شده است تا اين جمع طرف مشورت آقاي خاتمي باشند و هيچ برنامه اي براي فعاليت هاي اجرايي مجمع مشورتي وجود ندارد. وي در ادامه در خصوص دليل افزايش تعداد اعضاي مجمع مشورتي با اشاره به همزماني تشكيل شوراي هماهنگي جبهه دوم خرداد از 21 حزب و تشكل اصلاح طلب با مجمع مشورتي و تاكيد آقاي خاتمي بر حمايت از احزاب و تشكل هاي شناسنامه دار به عنوان ركن اساسي پيشبرد اهداف سياسي افزود: به همين دليل قرار بر اين شد تا با نظر آقاي خاتمي و راي اعضا، تعداد ديگري از احزاب دوم خردادي هم در مجمع مذكور نماينده داشته باشند و به همين دليل شمار اعضا به 30 نفر افزايش پيدا كرد كه در اين ميان 17 نفر از اركان آن سهم احزاب مي باشد و 13 نفر ديگر را فعالين سياسي اصلاح طلب تشكيل مي دهند.
نماينده سابق مردم اروميه در مجالس پنجم و ششم ضمن اعلام اتلاق عنوان شوراي سياستگذاري ائتلاف اصلاح طلبان به مجمع فوق الذكر با ارائه توضيحاتي در خصوص كارهاي انجام گرفته، از فعال شدن و تدوين شرح وظايف چهار كميته برنامه ريزي و تبيين استراتژي، امور استان ها، زنان و جوانان و پشتيباني و منابع مالي در شوراي سياستگذاري خبر داد و اضافه كرد: از احزاب عضو ائتلاف خواسته شده است تا با معرفي نمايندگان خود در شهرستان ها چنين الگويي را براي مناطق مختلف پياده سازي نموده و ضمن دعوت از اشخاص موثر ملي و منطقه اي در جهت برگزاري انتخاباتي خوب حركت نمايند.
وي از تنفيذ اختيارات ائتلاف اصلاح طلبان به استان ها خبر داد و گفت: حتي مسئوليت پيشنهاد شرح وظايف هم به ستادهاي استاني محول شده است. عضو مجمع نمايندگان ادوار مجلس شوراي اسلامي با بيان اين مطلب كه عمده تلاش ستاد مركزي رسيدن استان ها به يك ائتلاف حداكثري در انتخابات مجلس هشتم است از ستادهاي انتخاباتي استاني خواست تا با توجه به عوامل مختلف منطقه اي، قبول كردن و احترام گذاشتن به تفاوت هاي احزاب و لزوم حفظ وحدت ميان تشكل هاي جبهه دوم خرداد، ضمن رعايت كردن قواعد بازي و چشم پوشي از برخي خواسته هايشان، براي رسيدن به اجماع و ائتلاف حداكثري در مناطق تلاش نمايند؛ چرا كه همه ميدانيم در جمع اصلاح طلبان نيروهاي بالقوه زيادي براي تصدي پست نمايندگي مجلس وجود دارند ليكن تعداد كرسي هاي موجود محدود است. خانم اماني با اشاره به قوانين محدود كننده تبليغاتي به لزوم حمايت از چهره هاي ملي و راي آوري كه توان بسيج افكار عمومي و ايجاد شرايط حضور حداكثري مردم در صحنه را دارند، در حوزه شهرستان ها تاكيد كرد و گفت: عليرغم اين قضيه اختيار انتخاب به مناطق واگذار شده است و شوراي مركزي ستاد ائتلاف تنها در شرايطي كه اختلاف نظر جدي بين اعضا وجود داشته باشد در قضايا مداخله خواهد كرد.
عضو هيئت رئيسه مجلس اصلاحات در تكميل سخنان خود با ارائه تحليلي از روند شكل گيري اختلافات و مشكلات و تنگناهاي موجود بر سر راه رسيدن اصلاح طلبان به اجماع و ائتلاف، به احزاب اصلاح طلب توصيه نمود: در شرايط فعلي جامعه كه تمامي ابزار اجرايي، نظارتي و قدرت سياسي در دست جريان رقيب است با وجود تكثر و داشتن سلايق و ديدگاه هاي متفاوت در جهت همگرايي و ائتلاف و تفاهم حركت نمايند.
اماني در بخش ديگري از اين گفتگو در پاسخ به سوالي درباره شعار قطعي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم گفت: بايد براي انتخابات آتي برنامه اي ارائه داد كه از سوي جامعه قابل بررسي و كنترل باشد و جريان اصلاح طلب مي بايست به مردم بگويد كه در صورت به دست گرفتن اكثريت مجلس چه راهكارها و برنامه هايي در حوزه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي براي توسعه كشور درنظر خواهد گرفت و با پول سرشار و بي حساب و كتاب نفت كه امروز بدون هيچ برنامه اي هزينه مي شود چه خواهد كرد؟ عضو شوراي سياستگذاري ائتلاف اصلاح طلبان با تكذيب انتخاب شعار اصلي و تدوين كامل برنامه هاي اين ائتلاف گفت: نظراتي كه در رسانه ها مطرح مي شود نظرات شخصي برخي دوستان است و تمامي اين نظرات به شوراي سياستگذاري ارائه شده و پس از جمع بندي شعار و برنامه هاي اصلي تدوين و تقديم ملت شريف ايران خواهد شد. شهربانو اماني با تاكيد بر لزوم برنامه محوري و ارزش گذاردن به انتخاب آگاهانه مردم، از تلاش براي تدوين يك برنامه جامع براي كانديداهاي مختلف در سطح ملي و منطبق بر وظايف نظارت و قانونگذاري مجلس خبر داد و افزود در كنار اين برنامه ملي، كانديداهاي مناطق مختلف بر حسب نيازهاي حوزه انتخابيه شان برنامه هاي منطقه اي خود را نيز تدوين خواهند نمود تا ان شاءالله پس از 29 سال از پيروزي انقلاب جريانات سياسي بتوانند با يك برنامه جامع وارد عرصه انتخابات مجلس شوند.
نماينده سابق مردم اروميه در مجلس در ادامه اين گفتگوي صميمانه كه در ترمينال پروازي فرودگاه بيرجند انجام مي گرفت به دفاع از عملكرد مجلس ششم پرداخت و با مقايسه نحوه تشكيل و عملكرد مجالس ششم و هفتم اين سوال را مطرح كرد كه به واقع چرا اين قدر وحشت و هراس از تكرار مجلس ششم وجود دارد و منافع چه كساني در اين ميان به خطر افتاده است؟ عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس ششم با يادآوري شاخص هاي ارزيابي ميزان موفقيت يك مجلس به تشريح اقدامات صورت گرفته در مجلس ششم پرداخت. اماني در همين رابطه گفت: مصوبات اقتصادي مجلس ششم بسيار محكم و علمي و تضمين كننده ثبات اقتصادي كشور بود. در عرصه سياست بين المللي هم رفتار دولت و مجلس باعث بالا رفتن تاثيرگذاري ايران در افكار عمومي مردم دنيا شده بود و قوانين فراواني در جهت حفظ و تحكيم حقوق شهروندي و اساسي مردم هم در اين مجلس به تصويب رسيد.
اين كارشناس اقتصادي در ادامه با ارزيابي عملكرد مجلس هفتم و دولت نهم به بودجه ارائه شده سال 87 كل كشور اشاره كرد و گفت در صورت تصويب اين بودجه 4 اصل قانون اساسي و نيز بعد نظارتي مجلس شوراي اسلامي و ديوان محاسبات به بايگاني مي رود، ولي ظاهراً عدم توجه به قانون و صرف بودجه هاي فراوان به خاطر تصميمات غيركارشناسي در اين دولت قابل بررسي نمي باشد. اماني با انتقاد از عملكرد مجلس و دولت در حوزه اقتصادي تورم 24 درصدي سال جاري را نتيجه مستقيم تصميمات غير كارشناسي و غير قانوني، دستكاري شاخص هاي اقتصادي و تغيير دستوري شاخص هاي غير اقتصادي از سوي دولت دانست و افزود مجلسي كه در فاصله 8 روز دو لايحه متمم بودجه دولت را تصويب مي كند نقش اساسي در رشد نقدينگي و ايجاد تورم بالا در سطح جامعه دارد. اماني طرح تثبيت قيمت ها كه از جانب رييس مجلس هديه اي از سوي مجلس هفتم به ملت نام گرفته بود را يكي ديگر از اشتباهات بزرگ اين مجلس در حوزه اقتصاد دانست و مدعي شد اين طرح تنها در سال نخست اجرا 6 و نيم ميليارد دلار بار اضافي مالي بر ملت ايران تحميل كرده است.
رييس دوره اي جبهه اصلاحات در بخش پاياني اين گفتگو با انتقاد از تندروي هاي اخير كه موجب فاصله گرفتن جامعه از فضاي سالم سياسي و اجتماعي شده است عدم توجه به قانون و معيارهاي علمي در فرآيند بودجه نويسي و هزينه كرد درآمدهاي دولت، تخريب و تخطئه شخصيت هاي بزرگ نظام و انقلاب كه به اندازه سن و سال خيلي ها براي به ثمر نشستن نهال انقلاب و حفظ كيان آن تلاش كرده اند، عدم تحمل آقاي خاتمي به عنوان سرمايه ملت ايران و جهان اسلام و تلاش براي بر هم زدن جلسه سخنراني ايشان، اخلال در تجمعات قانوني غير همفكران آن هم به عنوان يك عادت و وظيفه شرعي را از مصاديق عيني تندروي و افراطي گري شكل گرفته در سطح جامعه دانست و اين پرسش را مطرح نمود كه چرا عادت كرده اند عليرغم در دست داشتن قدرت اجرايي، رسانه ملي و رسانه هاي مكتوب، تريبون هاي جمعه و جماعات و نهادهاي ديگر باز هم از پاسخگويي در قبال رفتارشان سرباز بزنند و تندروي هايشان براي حذف جريان رقيب را ادامه دهند؟

دكتر فرشاد مومني در جمع دانشجويان دانشگاه بيرجند:
دولت نهم مي خواهد با توزيع ماهيانه 3300 تومان عدالت را برقرار كند
اختصاصی بیرجندنیوز- اقتصاد ايران دچار بيماري هلندي شده است و دولت به جاي آنكه با برنامه مشخصي براي درآمد مازاد نفتي چاره انديشي كند، به استقبال خطرات ناشي از آن رفته است. دكتر فرشاد مومني عضو هيئت علمي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اين مطلب در جمع دانشجويان دانشگاه بيرجند چهار پيامد اصلي بيماري هلندي اقتصاد را رشد فساد مالي، گسترش نابرابري اجتماعي، مقهور شدن فعاليت هاي مولد در برابر فعاليت هاي غير مولد و كاهش انگيزه هاي دانايي، كارايي، بهره وري و مسئوليت پذيري در جامعه دانست. وي با اشاره به سقوط 13 پله اي ايران در جدول جهاني فساد اقتصادي در سال 85، گسترده شدن اين پديده را در كنار رشد نابرابر طبقاتي از عوامل تهديد كننده مشروعيت دولت دانست و اضافه كرد: در شرايطي كه با انواع و اقسام تحريم ها و تعليق ها روبرو هستيم، سياست هاي دولت موجب رشد گرايشات سودجويانه و دلالانه و كاهش انگيزه هاي توليدي در جامعه شده است.
دكتر مومني كه عصر پنجشنبه به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بيرجند در تالار ولايت اين دانشگاه سخن مي گفت با اشاره به دو نامه اخير اقتصاددانان برجسته كشور به احمدي نژاد از عدم توجه دولت به هشدارهاي مشفقانه اساتيد اقتصادي انتقاد كرد و ادامه داد: پس از انتشار نامه هاي مذكور به جاي پاسخگويي به سوالات عنوان شده و توجه به توصيه هاي مطرح شده، سيل اتهامات و توهين ها به سمت امضا كنندگان نامه هاي فوق به راه افتاد و با فرافكني دولت اين افراد وابسته به استكبار، ايادي دشمن و ضرب خوردگان عدالت دولت معرفي شدند. در صورتي كه اگر دولت در دو سال اخير به انتقادات مطرح شده از جانب موافقان و مخالفان خويش توجه مي كرد امروز وضعيت اقتصادي كشور اين گونه نبود.
اين اقتصاددان برجسته در بخش ديگري از سخنان خويش با اشاره به ظرفيت هاي محدود مديريتي و نبود پتانسيل كافي براي جذب درآمدهاي مازاد نفتي در سطح كشور، تزريق بي حساب و كتاب پول نفت در جامعه را موجب به تعويق افتادن فرآيند توسعه دانست. وي در تكميل سخنان خود با محدود دانستن ظرفيت هاي مديريتي و اجرايي كشور عنوان كرد در چنين شرايطي هر چقدر هم مازاد درآمد نفتي را در طرح هاي اجرايي و عمراني سرمايه گذاري كنيم به دليل عدم تناسب امكانات اجرايي با حجم پروژه هاي تعريف شده نه تنها در جهت رشد و ترقي گام برنخواهيم داشت، بلكه با تاخير در اتمام پروژه هاي فعلي نيز مواجه خواهيم شد. وي با استناد به گزارش مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي در خصوص تخصيص بودجه براي 73 طرح از مجموع 125 طرحي كه قرار بوده در سال 84 به اتمام برسند، در بودجه سال 85 عنوان نمود بر مبناي اين گزارش از مجموع 9 هزار طرح ملي در دست اقدام، در مورد 336 طرح مطالعات آماري انجام گرفته است و به طور ميانگين چنين نتيجه شده است كه زمان متوسط بهره برداري از طرح هاي عمراني 2 سال و 10 ماه افزايش پيدا كرده و تنها در مورد همين 336 طرح تعهدات مالي دولت 154 هزار 750 ميليارد ريال بيشتر شده است و چه طور از چنين جامعه اي كه در اثر تصميم گيري هاي نادرست چنين هزينه هايي را بر خويش تحميل مي كند مي توان توقع توسعه داشت؟
مدير موسسه پژوهشي دين و اقتصاد با اشاره به طرح سهام عدالت دولت نهم آن را فاقد كار كارشناسي و پيشاپيش محكوم به شكست دانست. مومني اضافه كرد: در ابتدا عنوان شد كه قرار است به همه جمعيت 70 ميليوني ايران نفري 2 ميليون تومان سهام عدالت داده شود كه با توجه به اينكه 160 ميليارد دلار هزينه مورد نياز اين پروژه بيشتر از كل مجموع سرمايه اقتصاد ملي ايران بود پس از 73 بار تغيير در طول 30 ماه فعاليت دولت نهم، به 500 هزار تومان براي سه دهك درآمدي پايين تعديل شد. وي با اشاره به فرارسيدن عصر دانايي و خردورزي در دنياي معاصر پشتوانه پژوهشي را نياز اصلي اجراي يك طرح دانست و عنوان كرد چنانچه دولت بخواهد براي هر يك ميليارد تومان هزينه خود در اين طرح يك صفحه كار كارشناسي انجام دهد نياز به 140 هزار صفحه برنامه هستيم، ولي متاسفانه ايده توزيع سهام عدالت فاقد حتي يك صفحه كار كارشناسي است.
اين منتقد اقتصادي دولت نهم سود 100 شركت نخست بورس ايران را بر اساس آمار ارائه شده در بدترين سال مالي 8 دهم درصد و در بهترين سال خود 3 و 7دهم درصد اعلام نمود و با توجه به اين شرايط سود حاصل از اين سهام را در بهترين شرايط ممكن ساليانه 20 هزار تومان برآورد كرد. وي با اشاره به عدم وجود برنامه اي مدون براي بهبود وضع فعلي سوددهي اين شركت ها اضافه نمود طبق گفته رييس سازمان خصوصي سازي قرار بر اين شده است تا امسال نه از محل سود حاصل از فعاليت شركت ها، بلكه از منابع ديگر مالي دولت مبلغ 60 هزار تومان بين صاحبان سهام عدالت توزيع شود كه از اين مبلغ 20 هزار تومان بابت اقساط سهام كسر مي شود و به اين ترتيب هر خانواده صاحب سهام عدالت ساليانه 40 هزار توان دريافت خواهند كرد و دولت احمدي نژاد مي خواهد با پرداخت ماهيانه 3300 تومان شعار عدالت خود را عملي كند!
عضو هيئت علمي دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در ادامه سخنان خود كه تماماً بر مدارك و گزارشات مستند سازمان مديريت و مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي استوار بود با بر شمردن دلايل علمي از ايده اجراي طرح هاي زودبازده اقتصادي دولت انتقاد كرد و گفت: وزير كار و امور اجتماعي در مصاحبه مطبوعاتي 4 شهريور 85 خود پيش بيني كرده است كه 60 درصد از بنگاه هاي زودبازده ريزش خواهند داشت و چنانچه ادعاي وي را درست بدانيم با توجه به 28 هزار ميليارد تومان منابع اختصاص يافته به اين برنامه، دولت نهم با دست خود 15 هزار ميليارد تومان از سرمايه كشور را به باد داده است.
دكتر فرشاد مومني در خاتمه به اشاره لزوم تناسب منابع مصرف شده با دستاوردهاي حوزه اقتصاي، كارنامه دولت نهم در اين رابطه را ضعيف ارزيابي كرد و گفت كارآمدي دولت خواسته همه گروههاي سياسي است چرا كه در يك دولت موفق و مشروع است كه فضاي فعاليت هاي اجتماعي براي همه گروه ها بازتر مي شود.
پیش از دستور:
پیشنهاد می کنیم قبل از ورود به بحث، برای خواندن گفتگوی هفته نامه شهروند امروز با مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی و نیز خبر رسمی اعلام تبرئه حسین موسویان از اتهامات وارده روی لینک های زیر کلیک کنید:
خاطرات منتشر نشده مهدی کروبی در گفتگو با شهروند امروز

مردم چه کسانی را نمی بخشند؟
محمدعلي اربابي*
در شماره 25 هفته نامه سوغات در صفحه 2 و در مطلبی تحت عنوان شنیده های انتخاباتی در پاراگراف آخر مطلب زیر درج شده است :
« کاندیداهای محترم مواظب دستهای شیطانی که علاقمند به تکثر کاندیداها هستند باشند و هوشیارانه عمل کنند ، با هم بنشینند و هم اندیشی کنند و از میان خود یک نفر نیروی درد آشنا و تحصیل کرده وآگاه به مسائل و مشکلات نهبندان را برگزینند که مردم این دوره افرادی که مصالحشان را خدشه دار کنند نمی بخشند » .
در خصوص مطالب فوق الذکر موارد مشروحه ذیل به استحضار خوانندگان میرسد :
1- طبیعت برگزاری یک انتخابات شکوهمند بر این است که تعداد کاندیداهای واجد شرایط قابل توجه باشد اگر تعدد کاندیداها تبعات منفی را ممکن است بدنبال داشته باشد آثار مثبتی هم بهمراه دارد از جمله اینکه باعث گرم شدن تنور انتخابات گردیده و حضور هر چه بیشتر مردم در انتخابات را سبب شده و از طرف دیگر قدرت انتخاب مردم را بالا می برد .
2- قید کلمه « شیطانی » انصافاٌ واژه درستی نمی باشد . تمام افرادی که در عرصه انتخابات حضور پیدا می کنند قطعاٌ انگیزه خدمت به مردم را دارند و هیچکدام از افرادی که اسامی آنها قید گردیده و یا در آینده به صف کاندیداها خواهند پیوست از جمله آقای تاجری مدیر مسئول محترم هفته نامه سوغات و همچنین طرفداران آنها که مشوق کاندیداها می باشند ، از این موضوع مستثنی بوده و تا آنجا که اینجانب از آنها شناخت دارم همگی آنان خدمتگزاران لایق و شایسته ای هستند که عشق خدمت به مردم و میهن اسلامی سرلوحه فعالیت آنها می باشد البته با سلائق و دیدگاههای مختلف .
3- قید اسامی افراد آنهم با ذکر حوزه سربیشه و یا نهبندان به هیچ وجه صحیح نیست . هر چند حب وطن موضوع قابل تحسینی است لکن در تفکر دینی ، برای مسئولین رده های مختلف آنهم در حد یک نماینده مجلس که در ارائه امکانات و تخصصیص منابع به مناطق دخیل می باشند جایگاهی نداشته و دیدگاههای ناسیونالیستی ، قومیت گرائی ، طائفه گری ، همشهری بودن ، خوبی و گروهی یا احیانا ٌ باندی مذموم می باشد کاندیدائی که دارای این ویژگیها باشد هرچند رأی لازم را هم بیاورد قطعا ٌ یک نماینده موفقی در خدمت به مردم نخواهد بود بدلیل اینکه وامدار این دیدگاهها می باشد نه وامدار آحاد مردم .
4- نماینده آتی مردم در مجلس نماینده کلیه آحاد مردم منطقه است ، حتی آنهائیکه به او رأی نداده اند اتفاقاٌ عقل سلیم و سیاست صحیح حکم می کند که به کسانی که به او رأی نداده اند از بابت تألیف قلوب برخورد مناسب تری داشته و جاذبه را بجای دافعه سرلوحه کار خود قرار دهد.
5- نماینده آتی مردم در مجلس هر کسی که باشد مردم همه مناطق را می بایست به یک چشم نگاه کند چه از شهرستان نهبندان باشد و یا از شهرستان سربیشه و در تخصیص منابع و امکانات اولویت ها ونیازها را براساس معیارهای علمی و کارشناسی تعیین و مشخص نماید و لاغیر.
6- مردم دو شهرستان نهبندان و سربیشه هیچ فرقی با یکدیگر نداشته و ندارند و خودشان نیز ادعای برتری بر یکدیگر را نداشته و ندارند و برای نماینده آتی مردم در مجلس یک حیدرآبادی که در نقطه آخر شهرستان نهبندان واقع شده با یک مختارانی که نقطه آخر شهرستان سربیشه است نباید فرقی داشته باشد. تمام مناطق دو شهرستان از جمله مود ، سربیشه ، عربخانه ، شوسف ، طبسین بندان ، رومه و میغان و سایر مناطق یکسان باشد حتی دورترها را به نزدیکترها ترجیح دهد و مرزنشینان را بر همه لذا :
الف : مردم کسانی را نمی بخشند که با تحریک احساسات و عواطف مردم و وعده وعیدهای دروغین از شانه های مردم بالا رفته و بعدا ٌ همه قولها و وعده های خود را فراموش کنند.
ب : مردم کسانی را نمی خشند که بجای اتحاد و اتفاق و ایجاد همدلی و صفا و صمیمیت و فراهم نمودن بستر کار و تلاش و خدمت و استفاده از همه استعدادها ، تفرقه و اختلاف و چندگانگی را رواج دهند.
ج : مردم کسانی را نمی بخشند که در تخصیص منابع و امکانات منطقه را به خودی و غیرخودی تقسیم نموده و تبعیض های طائفه گری و مذهبی و دیدگاههای ناسیونالیستی را ترویج دهند.
د : مردم کسانی را نمی بخشند که با علم به اینکه توانائی قبول امانت مردم یعنی نمایندگی مجلس را ندارند کاندیدا شوند و به علت عدم توانائی قادر به انجام وظائف نمایندگی مجلس نبوده و قادر به پیگیری و وصول مطالبات مردم از دولت نباشند.
ه : مردم کسانی را نمی بخشند که بر سر سفره انقلاب ، امام و شهیدان بنشینند و خدای نخواسته این آرمانهای مقدس را بفراموشی بسپارند .
با توجه به موارد فوق آمادگی خودم را برای هم اندیشی و تبادل نظر و همراهی و همگامی با کاندیداهای احتمالی بمنظور یک انتخاب اصلح با رعایت کلیه معیارهای اصولی و منطقی اعلام میدارم.
*معاون اداری و مالی و پشتیبانی دادگستری کل استان خراسان رضوی
پیش از دستور:
در جریان جستجوهای همه روزه در سایت های اینترنتی به وبلاگ باران برخورد کردیم که متعلق به یکی از همشهریان عزیز می باشد. ضمن دعوت از شما برای مطالعه مطالب آن یک لینک و یک مطلب را به نقل از وبلاگ مذکور در زیر می آوریم:
شکایت شهروند بیرجندی از سردار مولوی معاون فعلی امنیتی-انتظامی استانداری خراسان رضوی
این هم لینک مطلب دوم درباره موسی قربانی که در زیر متن کامل آن هم درج شده است.

درس محبت میدهیم...!
کمتر کسی است که موسی قربانی را نداند کیست...! مردی از تبار قاینات..!
بیوگرافی :
متولد بيستم شهريور ماه هزار و سيصد وسي ونه است
در روستاي اكبريه ( كلاته خان قديم ) در 5 كيلومتري شهر قائن به دنيا آمد .
پدر و مادرش قبل از تولد وي از روستاي پهنائي به اكبريه مهاجرت كرده بودند .
در سال 1353 بود كه با پيشنهاد دوست و همبازيش ، رحماني به حوزه علميه جعفريه قائن رفت تا تحصيل را كامل كند .
در نوروز سال 57 در قم دستگير و زنداني شد و با وساطت آقاي رجائي از روحانیون روستاي اسفاد آزاد و هنوز پرونده اش به دادگاه نرسيده بود كه انقلاب به پيروزي رسيد ..!
میگویند قرباني بعد از انقلاب در مدرسه عالي تربيتي و قضائي طلاب قم (دانشگاه قم فعلي) ادامه تحصيل داد و در سال 1362 موفق به اخذ مدرك ليسانس علوم قضائي گرديد و در تيرماه همان سال با سمت رياست دادگاه كيفري يك ايرانشهر مشغول به خدمت گرديد ..!
در عيد سال 65 كه قرباني و خانواده اش در تعطيلات و در قائن به سر مي بردند به پيشنهاد روح ا... حسينيان كه در آن زمان دادستان انقلاب زاهدان بود و بسيار مورد حمايت شوراي عالي قضايي سه ابلاغ جداگانه به دادگستري قاين ارسال تا به ايشان ابلاغ شود : اولي به عنوان رئيس دادگاه كيفري يك زاهدان ، دومي با حفظ سمت سرپرست دادگستري استان سيستان و بلوچستان و سومي مسئوليت دادگاه انقلاب اسلامي استان ..!
" روح الله حسينيان بعدها دادستان ويژه دادگاه روحانيت تهران شد و در حال حاضر نيز رياست مركز اسناد انقلاب اسلامي را داراست و از دوستان نزديك قرباني است ."
در سال 1368 به سمت رياست كل دادگستري استان كرمانشاه ( باختران فعلي) منصوب شد .
يكي از بهترين خاطرات قرباني در آن سالها بازگشت آزادگان به ميهن بود ..!!!
وي از اولين افرادي بود كه آنها را مي ديد ..!!!
درهمان زمان بسياري از خانواده هاي شهدا به اميد زنده بودن فرزندشان با وي تماس مي گرفتند ..!!!
در سال 1370 به توصيه آيه الله يزدي به عنوان رياست كل دادگستري استان مازندران منصوب شد
در سال 1373 با حكم شوشتري وزير دادگستري وقت به عنوان معاون هماهنگي و ارتباطات وزير دادگستري در تهران منصوب گرديد .
با تشكيل سازمان تعزيرات حكومتي در همان سال با حفظ سمت مسئوليت اين سازمان نيز به وي واگذار شد ..!
قربانی معتقد است
خداوند او را براي كارهاي سخت و دشوار آفريده است ..!
5 فرزند دارد .
اولين آنها كه دختر است محل تولد قم !
خداوند مجددا او را به قم باز گردانيد زيرا يك روحاني جوان به نام حسين مشيري به خواستگاري او آمد .
دو فرزند پسر و دختر محل تولد ایرانشهر.
اسم پسر را حسن گذاشتند اما پس از 40 روز فوت كرد .
خانواده قرباني صاحب يك دختر و يك پسر ديگر شد .
آخرين فرزند آنها متولد ساري است .
در سال 1374 از سوي رضائي نماينده رهبري در بنياد مسكن كه هيچ سابقه آشنائي با وي نداشت ، پيشنهاد كانديداتوري مجلس براي قائنات از سوي جامعه روحانيت مبارز به وي شد .
در آن موقع اصلا در سازمان تعزيرات راحت نبود ..!!!؟
در مهرماه 1374 از اين سازمان به بهانه نامزد شدن در انتخابات استعفا دادد تاشايد در فرصت مناسب براي كانديداتوري مجلس ثبت نام نمايد
شهرت را دوست دارد چنانکه هر گاه سیما برنامه زنده ای در حال اجرا داشته باشد وی پس از اطلاع بلافاصله همراه خانواده به محل مذکور خود را رسانیده و سوژه ای داغ برای ان برنامه میگردد... مثل حضورش در یکی از برنامه های پخش مستقیم که از شبکه دو سیما دو سال قبل مشاهده شد..
کمتر کسی است که کارشکنی های موسی قربانی را در جهت جلوگیری از تقسیم خراسان بزرگ و تشکیل استان خراسان جنوبی به مرکزیت بیرجند بیاد نداشته باشد و نداند که برخی سودجویان چه شعار هایی بر سر زبا ن ها انداختند
از جمله حدیث های برخی تظاهرات کنندگان قاینی وابسته به برخی سیاسیون و انحصار طلبان:
"با تقسیم خراسان بزرگ ما از امام رضا ( ع ) جدا میشویم... به همین دلیل مخالفتمان را اعلام میکنیم..!"
پر واضح است که چنین سو استفاده های سیاسی از دین و مذهب زنگ خطریست جدی برای همه...
چنانکه هیتلر نیز اعتقاد داشت برای خیزش و نبرد* ایده ای مذهبی و قوی تر از حریف میبایست ارائه داد...
در دقیقه نود خبری مهمی منتشر شد : لایحه تشکیل خراسان جنوبی به مرکزیت بیرجند در مجلس به تصویب اکثریت نمایندگان رسید.
مردم از شادی در پوست خود نمیگنجیدند " به خیابانها ریخته و با پخش شیرینی و شکلات به یکدیگر تبریک میگفتند" چرا که ارزوی دیرینه ی مردم این دیار که بیش از ۴۰ سال دستمایه و بازیچه سیاستمداران نالایق و سودجو بود به حقیقت پیوسته بود
در این بین قربانی با قرار دادن قاینات زیر نظر خراسان رضوی به اصطلاح قصد انتقام از مردم فهیم بیرجند را داشت اما نادانسته بلایی بر سر قاین و مردمش اورد که لیکن بعد از مدتی بر اثر فشارهای وارده از سوی مردم قاین مجبور به پذیرش تابعیت خراسان جنوبی شد.
جالب اینکه برخی پس از تاسیس خراسان جنوبی به مرکزیت بیرجند و شکست طرح هایشان سناریوی جدیدی را پرداختند و ان تاسیس برخی ادارات کل استان" در قاین بود انهم با وجود مرکزیت بیرجند" که طرح مذکور در عین مضحک بودن " بلافاصله از سوی مردم شریف ومظلوم بیرجند و قشر فرهیخته و نخبه داخل و خارج از کشور مورد اعتراض شدید واقع شد و نامه ها و طومارهای متعدی به مجلس و استانداری وقت روانه شد که خوشبختانه مسئولان بلندپایه ی وقت استان و مجلس از جمله رضایی بابادی استاندار محترم وقت ان را غیر ممکن و غیر قابل اجرا دانستند...
مردم شریف بیرجند هنوز هم خاطرات روزهای حق طلبی را بیا دارند
بیاد دارند چگونه صبورانه در مقابل ناملایمات و مخالفتهای انحصار طلبان سر تعظیم فرود نیاوردند و با مهربانی و منطق از حقوق مسلم خود دفاع کردند
هنوز هم تلاشهای شبانه روزی ستاد مردمی پیگیری طرح تفکیک استان را بیاد دارند
و خاطره انگیزترین انها راهپیمایی باشکوهی بود که برگزار کردند که بعدها مطبوعات محلی نوشتند چنین راهپیمایی را بیرجند فقط در موقع ورود رهبر به خاطر دارد
و بی انصافیست اگر در این بین نامی از مهندس مهدی ایتی که نمایندگی مردم شریف بیرجند در مجلس را بر عهده داشتند به زبان نیاوریم چراکه تلاشهای اساسی و پیگیری های مجدانه ایشان در ان زمان این سرانجام نیک را افرید.
دیر زمانیست که دمشنی های انحصار طلبان با ملت شریف بیرجند وجود داشته و نیز ادامه دارد.. علت ان را با جستجو در تاریخ میتوان یافت.
نتایج تلاش های بی دریغ مهندس ایتی ان زمان که میبایست اشکار نگشت
مردم ناامیدانه عرصه انتخابات را خالی گذاشتند.
بیرجند بار دیگر نیازمند افرادی شجاع همچون مهندس مهدی ایتی است تا در عرصه تصمیم گیری های سیاسی برای ساختن هر چه بهتر اینده این قشر زحمتکش حضور یابند و قدرتمندانه از حقوقشان دفاع کند.
لاستيك يك فروند هواپيماي فوكر 100 پرواز شماره 212 تهران -بيرجند، ديروز هنگام نشستن در فرودگاه اين شهر تركيد. فوكر 100 كه با 102 مسافر و خدمه از مهرآباد تهران پرواز كرده بود7:10 شنبه به بيرجند رسيد اما لاستيك عقب آن هنگام نشستن در پهنه فرودگاه تركيد و وحشت به پا شد.بدنه هواپيما اما با مهارت خلبان به زمين نخورد و به 102 مسافر و به خدمه آسيبي نرسيد. مدير فرودگاه بيرجند گفت:پرواز 212 بيرجند - مشهد نيز كه قـرار بـود 7:55 بـا هـمـيـن هـواپـيـمـا انـجـام شـود بـا پنج ساعت تاخير صورت خواهد گرفت. داوودي تاكيد كـرد:كارشناسان فني در تلاشند نقص را برطرف كنند.گفته ميشود برخي مسافران با شنيدن خبر تركيدن لاسـتـيـك فـوكـر اعـلام كـرده انـد ديـگر حاضر نيستند با اين هواپيماپرواز كنند.از سوي ديگر مدير فرودگاه خـراسـان جـنـوبـي بـا تـايـيد اين خبر اعلام كرد: يك فروند هواپيماي فوكر 100 وابسته به شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران (ايراناير) به شماره پرواز 212 كه از تهران به سمت بيرجند در حركت بود، هنگام فرود در فرودگاه بيرجند دچار تركيدگي لاستيك شد. سيد محمد داوودي تصريح كرد: خوشبختانه هيچ اتفاق خـاصـي بـراي سـرنـشـيـنـان و هـواپـيـمـا پـيـش نـيامده است. آخرين گزارشها در اين باره حاكيست: شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي به محض دريافت اين خبر، يك فروند هواپيماي جايگزين به مقصد فرودگاه بيرجند اعزام كرد.


پرده دوم:
خیانت گران
اشاره- "تقسیم استان خراسان" را شاید بتوان مظلوم ترین و مهجورترین لایحه تمامی ادوار مجلس شورای اسلامی دانست؛ داستان تلخ و غم انگیری از شکست ها، موفقیت ها، دوستی ها، دشمنی ها، دو رنگی ها، یگانگی ها و... که گرچه در نهایت به سرانجام رسید، اما هرگز فرصت و جرات واکاوی و یادآوری آن توسط رسانه های عمومی منطقه ای به دست نیامد. "شورای سردبیری بیرجندنیوز" تصمیم دارد از امروز به مرور و در فرصت های مقتضی هر بار از دریچه ای خاص به این تراژدی 40 ساله نقبی بزند تا معلوم شود در طول این سال ها چه کسانی در جهت نیل به این خواسته عمومی مردم گام برداشته و تلاش نموده اند و چه کسانی همواره با لجاجت و مخالف های خود به سرانجام رسیدن آن را به تاخیر انداخته اند. در این ستون به مرور خاطرات تلخ و شیرینی خواهیم پرداخت که برای خوانندگان معلوم نماید چه کسانی و در چه مقاطعی چگونه با آرزوی مشترکشان برخورد کرده اند. دوستانه یا خصمانه و...
در پرده دوم می خواهیم از خیانت ها و نارفیقی ها بگوییم. خیانت هایی که رسیدن مردم شریف خراسان به حق قانونی شان را هر بار بر سر معامله ای به تاخیر می انداخت و روزهای متمادی توسعه و پیشرفت این دیار را از ساکنان مظلومش دریغ می نمود. می خواهیم بدانیم چه کسانی به واقع برای استان شدن بیرجند خالصانه زحمت کشیدند و چه کسانی نه تنها کمکی نکردند که بعضاْ در این راه سنگ اندازی هم نمودند. امروز از دوستانی خواهیم گفت که از پشت خنجر زدند و فردا اگر عمری بود از آنان که هیچ وقت دوستمان نبودند و دوستشان نداشتیم و امروز قیم استانمان شده اند.
متن زیر خبر مربوط به استعفای «مهندس مهدی آیتی» از فراکسیون مشارکت مجلس در آبان ۱۳۸۱ در دفاع از حقوق مردم شریف استان و اعتراض به خیانت این فراکسیون به لایحه تقسیم استان خراسان است که در خبرگزاری ها آمده است:
..................................................................................................................
جمعه ۱۰ آبان ۱۳۸۱
استعفاء نماينده مجلس در اعتراض به خیانت جبهة مشاركت
مهدي آيتي نماينده بيرجند، در مجلس، در اعتراض به عدم حمايت فراكسيون مشاركت از لايحة تقسيم خراسان، از عضويت در اين فراكسيون استعفاء كرد. وي در استعفاءنامة خود نوشت: به دليل مواضع غيرشفاف و بعضاً ناصواب مشاركت در طول مجلس ششم، بويژه در موضوع لايحه تقسيم خراسان بدينوسيله از عضويت در فراكسيون استعفاء مينمايم. در نشست اخير مجلس، بيست و چهارتن از نمايندگان استان خراسان تلاش كردند تا لايحه تقسيم استان خراسان در دستور كار مجلس قرار گرفته و بررسي شود ولي مجلس با 125 رأي به مسكوت ماندن لايحه به مدت شش ماه رأي داد. تعدادي از نمايندگان مجلس، رأيگيري در اينباره را مخدوش اعلام كردهاند.
..................................................................................................................

پرده اول:
دوران ناامیدی
اشاره- "تقسیم استان خراسان" را شاید بتوان مظلوم ترین و مهجورترین لایحه تمامی ادوار مجلس شورای اسلامی دانست؛ داستان تلخ و غم انگیری از شکست ها، موفقیت ها، دوستی ها، دشمنی ها، دو رنگی ها، یگانگی ها و... که گرچه در نهایت به سرانجام رسید، اما هرگز فرصت و جرات واکاوی و یادآوری آن توسط رسانه های عمومی منطقه ای به دست نیامد. "شورای سردبیری بیرجندنیوز" تصمیم دارد از امروز به مرور و در فرصت های مقتضی هر بار از دریچه ای خاص به این تراژدی 40 ساله نقبی بزند تا معلوم شود در طول این سال ها چه کسانی در جهت نیل به این خواسته عمومی مردم گام برداشته و تلاش نموده اند و چه کسانی همواره با لجاجت و مخالف های خود به سرانجام رسیدن آن را به تاخیر انداخته اند. در این ستون به مرور خاطرات تلخ و شیرینی خواهیم پرداخت که برای خوانندگان معلوم نماید چه کسانی و در چه مقاطعی چگونه با آرزوی مشترکشان برخورد کرده اند. دوستانه یا خصمانه و...
در پرده اول می خواهیم دوران ناامیدی را به خاطر بیاوریم. دورانی که مردم اینقدر از شعارها خسته شده بودند که به واقع امیدی به تحقق خواسته هایشان نداشتند. دورانی که مخالفان تقسیم استان خراسان با سنگ اندازی ها و مخالفت هایشان موفق گشته بودند با به دست گرفت فضای رسانه ای و مدیریتی کشور مردم را تقریباً از محقق شدن آرمان ایجاد استان خراسان جنوبی ناامید کنند. دورانی که تقسیم خراسان آنچنان غیرممکن می نمود که حتی کاندیداهای انتخابات مجلس هم از مطرح کردن آن به عنوان شعار تبلیغاتی پرهیز داشتند. دورانی که البته دیری نپایید و با پایمردی و ایستادگی آنانی که نامشان در تاریخ بلند خراسان به نیکی ثبت شده است به پایان رسید و افتخار تقسیم استان خراسان را نصیب آنانی کرد که به خدا توکل داشتند.
تصویر زیر تراکت تبلیغاتی "دکتر سید محسن علوی" یکی از نامزدهای انتخابات مجلس در حوزه انتخابیه بیرجند است که با انتشار آن در جریان تبلیغات انتخاباتی مجلس هفتم، ناامیدانه تقسیم استان خراسان را امری محال و نشدنی دانسته بود.

تا بعد...