تبليغاتX

بر سردر خانقاه "شيخ ابوالحسن خرقاني" چنين نوشته بود: هر که در اين سرا درآيد نانش دهيد. نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد. چه آنکس که به درگاه باريتعالي به جان ارزد؛ البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد  

برادر خاطرت هست؟

نگاهي بر تحركات انتخاباتي مجلس هشتم سه ماه قبل از آغاز ثبت نام نامزدها
ايستگاه بهارستان با بليط اعتباري

اختصاصي بيرجندنيوز- در شرايطي كه هنوز سه ماه به آغاز زمان نام نويسي براي انتخابات اسفندماه ۱۳86 مجلس باقي مانده است، تحركات افراد و احزاب سياسي در سطح استان خراسان جنوبي به منظور كسب موفقيت در كارزار پيش روي هر روز بيشتر و بيشتر مي شود. در بيرجند مركز استان خراسان جنوبي كه يك كرسي نمايندگي در پارلمان دارد فعاليت هاي پيدا و پنهان انتخاباتي روز به روز نمود بيشتري مي يابد. اخبار واصله از طيف اصولگرايان حكايت از آن دارد كه عليرغم پروسه بلند مدتي كه از حدود 3 سال پيش آغاز شده و قرار بود تا در انتخابات اين دوره بر روي «ابراهيم تقي زاده» رييس پيشين دانشگاه آزاد اسلامي بيرجند به عنوان برآيند جريان اصولگرايي سرمايه گذاري شود، تصميم مهم و جديدي در چند ماه گذشته اتخاذ شده است و سيمرغ اقبال بر شانه هاي «محمد وحدتي» فرماندار سابق بيرجند نشسته است. لذا چنين به نظر مي رسد كه اگر اتفاق خاصي رخ ندهد، اجماع اكثريت گروههاي اصولگرا در انتخابات آتي، به انضمام حمايت هاي دولتي و پشتيباني سازمان هاي راي سنتي اين جريان، در انتخابات نصيب «محمد وحدتي» خواهد شد و ساير كانديداهاي منسوب به طيف اصولگرا مانند «ابراهيم تقي زاده» رييس سابق دانشگاه آزاد اسلامي بيرجند، «محمدعلي تابعي» مسئول مستعفي نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه علوم پزشكي بيرجند و «علي اصغر عميديان» رييس سابق شركت ارتباطات زيرساخت يا به نفع وي از انتخابات كناره خواهند گرفت و يا به صورت مستقل و بدون حمايت احزاب و تشكل هاي سياسي وارد جريان انتخابات خواهند شد. اين مسئله البته مستلزم اين است كه اين بار ديگر «سيد عليرضا عبادي» نماينده فعلي مجلس و پدر معنوي راست هاي بيرجند به قول خويش مبني بر عدم شركت در انتخابات عمل كند و مانند دوره هاي قبل با ورود ناگهاني به صحنه، جوانان جوياي نام اصولگرا را دور نزند.
در ميان اصلاح طلبان اما وضعيت به گونه ديگري است. احزاب سیاسی ميانه رو مانند اعتماد ملي، كارگزاران، اعتدال و توسعه، جريان حزب الله، چكاد آزادانديشان و مجموعه دانشگاه آزاد اسلامي و اصولگرايان اصلاح طلب بيشتر مايل به حمايت از «مهدي آيتي» نماينده دوره ششم مجلس هستند. چرا كه معتقدند وي از يك سو از محبوبيت اجتماعي بالايي در ميان اقشار مختلف مردم برخوردار است و از ديگر سوي احتمال رد صلاحيت او از جانب شوراي نگهبان بسيار بعيد مي باشد. جبهه مشاركت ايران اسلامي در شرايط آرماني مايل به حضور «محمدرضا آقاابراهيمي» رييس سابق دانشگاه بيرجند و مسئول دفتر منطقه خود در خراسان جنوبي است؛ وليكن روند منصفانه اجماع در جبهه اصلاحات را پذيرفته است. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در مركز و «سید حسن رسولی» مسئول گزینش نامزدهای سه استان خراسان بزرگ در مجمع مشورتي بنياد باران نيز از حضور «ابراهيم رضايي بابادي» استاندار سابق در انتخابات حمايت مي كنند. به اين جمع نام هايي چون «محمد ابراهيم اصغرزاده» دبيركل سابق حزب همبستگي، «محمد ديمه ور» رييس منطقه استاني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، «سيده زهره حائري زاده» مدير سابق مركز آموزشي دبيرستان فرزانگان (تيزهوشان) تهران و «طاهر موهبتي» معاون سابق حقوقي، پارلماني وزير رفاه را هم مي توانيد اضافه كنيد؛ كه حضور دو نفر اول در انتخابات هنوز قطعي نيست و بستگي به اتفاقات روزهاي آينده و تصميم گيري هاي تشكيلاتي دارد. ولي دو نفر ديگر به طور قطع يقين تا آخر در صحنه انتخابات حضور خواهند داشت.
در کنار اسامی ذکر شده «سيد محمد حسين زينلي» مديرعامل پتروشيمي اردبيل و نماينده دوره چهارم مجلس و «همايون نخعي نژاد» شهردار سابق بيرجند هم كه مواضع سياسي آشكاري ندارد به صورت مستقل و با تمام قوا در انتخابات حضور خواهند يافت.
اما خارج از مرزهاي مركز و در شهرستان هاي استان خراسان جنوبي هم تنور انتخابات به همان گرماي بيرجند است. در قاين اصولگرايان گزينه اي بهتر و مقتدرتر از «موسي قرباني» نماينده موفق دوره هاي قبل و عضو هيئت رئيسه مجلس را در اختيار ندارند. اما جريان اصلاح طلب در نهايت از بين چهار گزينه مطرح خود يعني محمدرضا بهزاديان (كارگزاران) رييس سابق اتاق بازرگاني تهران، حسين اميني (بنياد باران) استاندار سابق سيستان و بلوچستان، تقي نوربخش (مشاركت) نايب رييس سازمان نظام پزشكي و علي انجمني (اعتماد ملي) شهردار سابق منطقه 18 تهران، سرانجام يك نفر را به زورآزمايي قرباني خواهند فرستاد تا بار ديگر شانس خود را براي شكست دادن وي بيازمايند.
در حوزه انتخابيه سرايان، طبس وفردوس هنوز گزينه اصلي اصولگرايان مشخص نيست و به احتمال فراوان از ميان «عبدالله زاده» فرماندار مستعفي طبس، «عابدي» فرمانده سابق سپاه اين شهرستان و «اميرحسنخاني» نماينده فعلي يك نفر به عنوان كانديدا انتخاب خواهد شد. هرچند اين احتمال نيز وجود دارد كه در اين حوزه انتخابيه ميان اصولگرايان اجماعي صورت نگيرد و حداقل دو نفر از اين سه نفر تحت تابلوي تشكل ها و ائتلاف هاي سياسي اصولگرا وارد عرصه رقابت شوند. اما برگ برنده اصلاح طلبان در اين حوزه پهناور كسي نيست جز «ماشاءالله شكيبي» نماينده سابق مجلس كه با وجود درخواست هاي فراوان هنوز كانديداتوري را نپذيرفته است. از سوي ديگر اصلاح طلبان در اين حوزه چندان هم دست خالي نيستند و چنانچه «توسلي» نماينده دوره هاي سوم و چهارم قصد داشته باشد به صورت مستقل وارد انتخابات شود، دو آلترناتيو مناسب براي «شكيبي» در اختيار دارند. «محمد علي مشفق» مديركل سابق اجتماعي وزير كشور (اعتماد ملي) و «غلامحسين تكفلي» (مشاركت) نماينده دوره ششم مشهد افرادي هستند كه با اقبال عمومي كمتري در مقايسه با «شكيبي» مي توانند ذخيره هاي دوم و سوم او باشند.
در سربيشه و نهبندان گزينه اصلي جريان اصولگرايي يك نفر از بين «منصور تاجري» مديرمسئول هفته نامه سوغات و «اربابي» معاون سابق سازمان زندان ها خواهد بود و «محمدصادق نيرومند» نماينده فعلي به احتمال زياد به صورت مستقل وارد انتخابات خواهد شد. اصلاح طلب ها نيز در وهله اول مايل به حضور «غلامعلي عابدي» نماينده دوره ششم هستند و در صورت رد صلاحيت وي «حجي علي آهني» (اعتماد ملي) رييس سابق سازمان جهاد كشاورزي استان، «مسعود كرباسچي» (كارگزاران) معاون سابق وزير ارشاد و «هدايت الله جمالي پور» (همبستگي) مديركل سابق امنيتي-انتظامي استانداري خراسان جنوبي گزينه هاي بعدي شان خواهند بود. با توجه به بافت سنتي و قومي، قبيله اي اين منطقه گمانه زني در خصوص پيروزي كانديداهاي حزبي كار دشواري خواهد بود و ممكن است افراد مستقلي چون «محمدرضا صابري» مديركل مستعفي اداره راه و ترابري استان (اهل سربيشه) و يا «حسين بيابانگرد» كانديداي ناكام دوره هفتم اين بار شانس پيروزي در انتخابات را داشته باشند.

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 20:38 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

وب سایت هواداران مهندس مهدی آیتی کاندیدای احتمالی اصلاح طلبان خراسان جنوبی در انتخابات مجلس هشتم راه اندازی شد. وبلاگ مذکور با هدف معرفی عملکرد وی و نیز اطلاع رسانی در خصوص آخرین اخبار انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی به راه افتاده است. خوانندگان عزیز بیرجندنیوز را به مطالعه مطالب آن دعوت می نماییم:

برای ملاحظه سایت اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:58 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

اعتراض وبلاگ نویسان ایرانی به جعل عنوان خلیج همیشه فارس

تغییر نام خلیج فارس توسط فرمانده پلیس امنیت اخلاقیدر جریان پخش یک گزارش تلویزیونی از اخبار شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی، «سردار روزبهانی»، به جای نام «خلیج فارس» از عنوان جعلی «خلیج عربی» استفاده کرد.
به گزارش آفتاب، چهارشنبه شب (14شهریورماه) و در جریان پخش اخبار ساعت 21 شبکه اول سیما، «سردار روزبهانی»، رئیس پلیس مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا، در حالی که مشغول مصاحبه درباره انتقال و قاچاق زنان ودختران ایرانی به کشورهای حاشیه خلیج فارس بود، به جای نام «خلیج فارس»، یک بار عنوان «خلیج» و بار دیگر عنوان جعلی «خلیج عربی» را به کار برد.
به دنبال پخش این عبارات در گزارشی که حتی به صورت مستقیم اجرا نمی‌شد و امکان اصلاح آن تا پیش از پخش اخبار وجود داشت، «بابان»، مجری با سابقه صدا و سیما را مجبور کرد تا بلافاصله ضمن عذرخواهی از بینندگان نام جعلی خلیج عربی را اصلاح کند.
گفتنی است به کار بردن این عناوین جعلی از جانب رییس پلیس مبارزه با مفاسد اجتماعی کشور، آن هم در سیمای جمهوری اسلامی در حالی رخ می‌دهد که چندی پیش، اعتراضات بسیار گسترده‌ای نسبت به درج عنوان جعلی خلیج عربی در موسسه نشنال جئوگرافی آمریکا صورت گرفته بود، تا جایی که این موسسه ضمن عذر خواهی، ناچار به تصحیح این عنوان شد.
کشورهای عربی مدت‌ها است که سعی می‌کنند با بکار بردن عناوینی چون «خلیج عربی» و یا «خلیج»، از استفاده نام «خلیج فارس» پرهیز کرده تا واقعیت‌های تاریخی این منطقه را مورد تردید قرار دهند.

...................................................................................................................................................................

در پی این اقدام، بیرجندنیوز از کلیه دوستان عزیز وبلاگ نویس تقاضا می کند با قرار دادن این پست در وبلاگشان، اعتراض خود را به تحقیر ملیت و جعل عناوین تاریخی این سرزمین بزرگ اعلام نمایند.

...................................................................................................................................................................

وطن یعنی خلیج تا ابد پارس

...................................................................................................................................................................

اعتراض تا عذرخواهی سردار روزبهانی

...................................................................................................................................................................

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 13:21 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

دانلود آلبوم جديد و بسيار زيباي هنرمند شهیر بیرجندی سيما بينا به نام همدل

 

فرمت Mp3 / کیفیت 128

01 هوا خواه تواَم

02 شرط به ساغر

03 بی پروا شو

04 شاه خطائی

05 یوسف گم گشته

06 همدل

07 کروقلو

08 بیا جانا

فرمت WMA / کیفیت 64

01 هوا خواه تواَم

02 شرط به ساغر

03 بی پروا شو

04 شاه خطائی

05 یوسف گم گشته

06 همدل

07 کروقلو

08 بیا جانا

فرمت Mp3 / کیفیت 24

01 هوا خواه تواَم

02 شرط به ساغر

03 بی پروا شو

04 شاه خطائی

05 یوسف گم گشته

06 همدل

07 کروقلو

08 بیا جانا

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 17:36 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

اصغرزاده در بیرجند؟؟؟

به گزارش مهر از بیرجند علاوه بر حضور چند نامزد شاخص چون عبادی نماینده فعلی این شهر در مجلس، جریان اصلاح طلب در بیرجند به دنبال حضورابراهیم اصغرزاده دبیرکل سابق حزب همبستگی از این حوزه است. ضمن اینکه مهدی آیتی، نماینده مجلس ششم و دبیر حزب اعتماد ملی خراسان جنوبی جدیدا با چاپ کتاب "ماموریت تمام شده" فعالیت‌های انتخاباتی خود را آغازکرده است.
از سوی دیگر، امینی نماینده اسبق مردم قائن در مجلس و استاندار سابق سیستان و بلوچستان، قصد دارد شانس خود را برای حضور در مجلس به نمایندگی از مردم قائنات امتحان کند و برای رسیدن به این هدف به ناچار باید وارد رقابت با موسی قربانی عضو هیات رئیسه مجلس شود

 

بیرجندنیوز تکذیب می کند:

حضور ابراهیم اصغرزاده در انتخابات مجلس هشتم از حوزه انتخابیه بیرجند که نخستین بار حدود دو ماه قبل توسط همین رسانه منتشر شد، تقریبا قطعی است، لیکن تا این لحظه هیچ یک از احزاب سیاسی اصلاح طلب استان تمایلی به حمایت از وی در انتخابات پیش روی نشان نداده اند و مشخص نیست خبرگزاری مهر با چه هدفی دست به انتشار چنین خبر کذبی زده است؟
در حال حاضر رایزنی گروههای سیاسی اصلاح طلب استان به منظور دست یابی به وحدت نظر و اجماع بر روی تعدادی از کاندیداهای شاخص مثل دکتر آقاابراهیمی، مهندس آیتی، مهندس رضایی و مهندس دیمه ور ادامه دارد ولی تاکنون بحث جدی درباره حضور اصغرزاده اصلا در جمع اصلاح طلبان مطرح نشده است.

برای ملاحظه خبر کذب مهر اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 9:3 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

از این پس روزهای دهم، بیستم و سی ام هر ماه به معرفی یکی از مشاهیر و نام آوران بیرجند در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی خواهیم پرداخت.

 (۳)

  • پروفسور علامه سید غلامرضا سعیدی
  • استاد سید غلامرضا سعیدی که در سال 1314 ه ق ؛ مطابق با 1276 ه.ش (5) در روستای نوزادِ مؤمن آباد بیرجند به دنیا آمد و تحصیلات خویش را در زادگاه و شهر بیرجند سپری کرد و به قول خود «از سال 1320 ش یکسره تهرانی شد».
    پس از سالهای 1320 ه.ش در صحنه فرهنگ ایران به طور محسوسی ظهور می‏یابد. و با تألیف آثار ارزنده خوب می‏درخشد. حتی آثارش در کشور الجزایر ترجمه شده و در روند مبارزات مردم الجزایر تأثیر بسیار بر جای می‏گذارد.
    آثارش در افغانستان نیز طرفداران زیادی پیدا می‏کند تا آنجا که در خاطرات استاد می‏خوانیم : روزی سید ضیاء الدین به من گفت: شاه پس از دیدار با ظاهر شاه، از او شنیده است که آثار فارسی شما در افغانستان خوانندگان زیادی دارد و مایل است شما را ببیند و من در بادی امر، این دیدار را پذیرفتم، ولی روزی که سید ضیاء الدین به من خبر داد که در فلان تاریخ باید به دیدار شاه برویم، ناگهان جرقه‏ای در روحم زد و با خود گفتم : مرا با شاه چه کار؟ پُست و مقام دنیا که نمی‏خواهم، آخرت هم که به دست او نیست و تاهز به اصطلاح «شرفیاب» شدم، باید به او تعظیم کنم و آن وقت در پیش جدم شرمسار خواهم شد که سعیدی، در برابر ناسیدی به تعظیم پرداختی ؟ و شعر اقبال باز به دادم رسید که :
    آدم از بی بصری بندگی آدم کرد
    گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد
    یعنی از خوی غلامی ز سگان پست‏تر است‏
    من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد
    به خود نهیب زدم، گوهر سیادت را نذر قباد و جم نمی‏کنم و به سید ضیاء الدین اطلاع دادم که از شرفیابی معذورم و نرفتم.

    استاد سعیدی و اقبال لاهوری‏
    استاد سعیدی تعدادی از آثار اقبال لاهوری را ترجمه کرد و در بسیاری از افکار خود تحت تأثیر وی قرار گرفته. او که خود از اقبال شناسان ایرانی است، می‏گوید : اقبال بنده را از غربزدگی نجات داد و گفت :
    بیا که ساز فرنگ از نوا در افتاد است‏
    درون سینه او نغمه نیست فریاد است
    ... خدا بر درجات اقبال بیفزاید. همانجور که او به ملای رومی می‏گوید : مرشد من اوست، بنده هم با افتخار تمام باید عرض کنم که اقبال حقی بزرگ ؛ بیش از هر کس دیگر به گردن من دارد. البته معلمین و پدران فکری ما خیلی زیاد بودند ولی بنای شکسته خورده و ترک برداشته را اقبال محکم و سیمان کاری کرد.
    من به اقبال از این زاویه نگاه می‏کنم. خود او میگوید :
    جز عشق حکایتی ندارم‏
    پروای ملامتی ندارم‏
    از جلوه علم بی نیازم‏
    سوزم گریم تپم گدازم‏
    یا اینکه :
    چه می‏پرسی میان سینه دل چیست‏
    خرد چون سوز پیدا کرد دل شد
    دل از ذوق تپش دل بود، لیکن‏
    چو یکدم از تپش افتاد گل شد
    استاد سعیدی و احمد کسروی‏
    حجت الاسلام و المسلمین سید هادی خسرو شاهی به نقل از استاد سعیدی می‏نویسد : در سال 1312 ه. ش در روزنامه «شفق سرخ» مقالاتی بر ضد اروپایی گری به قلم احمد کسروی خواندم که بسیار برایم جالب بود. از بیرجند نامه‏ای به وی نوشتم و تأکید نمودم که برای نشر این قبیل اندیشه‏ها، باید نشریه یا مجله‏ای مستقل منتشر گردد. کسروی در پاسخ ضمن ارسال یکی دو تا از کتابهایش، نوشت که به زودی مجله «پیمان» را منتشر خواهد ساخت و از من هم دعوت به همکاری کرد. پیمان در سال 1313 منتشر شد و من هم مقالاتی در زمینه‏های اسلامی، ترجمه و برای آن می‏فرستادم که چاپ می‏شد، تا آنکه من به تهران آمدم و او عاشقانه از اسلام صحبت می‏کرد و یک بار هم مرا برای افطار دعتو کرد، اما وقتی دو سال بعد انحرافاتی در مجله پیمان و پرچم و نشریات وی دیدم، روزی به سراغ وی رفتم و پس از مباحثاتی که دیدم تأثیری ندارد، به او اخطار کردم که «هذا فراق بینی و بینک» ... عضویت در انجمن علمی سلطنتی لندن، انجمن پطروگراد و انجمن علمی واشنگتن، او را سخت مغرور کرد، شذوذاتی هم خود داشت که دچار آن انحراف بزرگ شد و آن ظلم را بر اسلام و تشیع روا داشت و خداوند بیامر زد نواث صفوی را که جواب مردانه به او داد و او را از سر راه اسلام برداشت. چون واقعا راه دیگری براس اصلاح باقی نمانده بود. چقدر مرحوم حاج سراج انصاری و خود مرحوم نواب و دیگران با او بحث کردند، فایده نداشت و اگر کروی مانده بوده در افساد نسل جوان نقش خاصی را ایفا می‏کرد که خوشبختانه چنین نشد.
    استاد سید غلامرضا سعیدی پس از عمری تلاش در راه تبلیغ و تبیین معارف اسلامی و با بر جای نهادن آثار ارزشمند و ماندگار، شمع وجودش به خاموشی گرایید و جامعه فرهنگی ما، یکی از خدمتگزاران صدیق خویش را از دست داد. البته نور افشانی آثار استاد سعیدی که نتیجه یک عمر تلاش و تکاپو در عرصه اندیشه دینی است و ایشان را در زمره نویسندگان دردمند و متعهد اسلام قرار داده، برای همیشه جویندگان حقیقت را راهما خواهد بود. پس از درگذشت استاد سعیدی، حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای مقام معظم رهبری که در آن زمان رئیس جمهوری اسلامی ایران بود، پیامی بدین شرح منتشر کرد.
    بسم الله الرحمن الرحیم درگذشت نویسنده و مترجم نامدار مرحوم آقای سید غلام رضا سعیدی را به بازماندگان و دوستان و ارادتمندان ایشان و به جامعه علمی و فرهنگی کشور، تسلیت می‏گویم.
    این عنصر صدیق و دلسوز و خدمتگزار اسلام، در طول سالهای با برکت عمر خویش، با فحص و تحقیق و نگارش و ترجمه، آثاری پدید آورد که بی شک در نشر افکار نوین اسلامی، دارای تأثیر بود و به خاطر همین آثار است که حقا باید او را در زمره پیشروان نهضت اسلامی در ایران شمرد. او همچنین انسانی وارسته و پاکدامن و متواضع و غیور و مبارز بود. به مسائل جهان اسلامی اهتمام می‏ورزید و در راه تشکیل نظام اسلامی تلاش فرهنگی ارزنده‏ای می‏کرد. عمر طولانی و پر برکت و پر ماجرای او با پاکی و پاکدامنی سپری شد، پاک ریست و پاک به جوار الهی پر گشود، رحمت خدا بر او و یاد او گرامی باشد.
    سید علی خامنه‏ای، رئیس‏جمهوری‏اسلامی ایران،24 آذرماه 1376تهران‏
    بر سنگ مزار این نویسنده بزرگ قطعه شعری از آقای دکتر سید جعفر شهیدی داماد استاد سعیدی نگاشته شده است که چنین است.
    اوستاد ماسعیدی، عالمی فرزانه بود
    سالیانی درس دین در مکتب اسلام خواند
    خامه‏اش جز در ره ارشاد بر کاغد نرفت‏
    توسن فکرت مگر در راه حق هرگز نراند
    تا به قرب صد، به پاکی برد عمری را بر
    نور دانش بر هزاران طالب معنی فشاند
    چون ز کج بازی دوران بد بسی افسرده دل‏
    قامتش را چون گرانی محنت گیتی خماند
    ز آسمانش دعوتی آمد که مشتاق توییم‏
    پیک حق، دعوت به آذر مه مه به گوش او رساند
    از خراب آباد دنیا لاجرم یک باره دل‏
    بر گرفت و رخت را تا «جنةالمأوی» کشاند
    جای او خالی چو دیدم می‏نبودی باورم‏
    کاو ناگه این چنین خود را ز جمع ما رهاند
    جستجو می‏کردمش ناگه سروش غیب گفت
    چند می‏جویی زمن او را «دریغا او نماند»

    سیری در آثار و افکار استاد سعیدی‏
    1322 هجری شمسی‏

    در این سال کتاب «اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن تألیف دکتر عبدالعزیز اسماعیل پاشا توسط استاد ترجمه شد،
    تاریخ مقدمه کتاب بدین صورت است؛ تهران، آذر ماه 1322 ذی حجه 1362
    در مقدمه کتاب، برای معرفی آن چنین آمده است علاوه از بحث در آنچه نام کتاب بدان ناطق است موضوعات مهم دیگری از قبیل اسرار وضو و روزه و مضرات شراب بحث کرده است.

    سال 1326 هجری شمسی‏
    در این سال کتاب «پاکستان» توسط استاد نگارش یافت. تاریخ مقدمه کتاب چنین است: تهران 10 آبان 1326، 18 ذی حجه 1366.
    در مقدمه چنین آمده است: «نگارنده با توجه به سابقه نفوذ ممتد تاریخی مسلمین در هندوستان، تقریبا 25 سال پیش هنگام برخورد با نمونه هایی از آثار صنعتی و ادبی دوران درخشان حکومت اسلامی در موزه دهلی قطرات. اشکی فرو ریخته و بر فتای آن همه عظمت و زیبایی شرقی ندبه‏ها کرده و عقده هایی در دل گرفته ا ست.
    اینکه به شکرانه اینکه خوشبختانه توده‏ای از مسلمین آزادی از دست رفته خود را بدست می‏آورند و حکومتی به نام پاکستان تأسیس می‏نمایند، این کتاب را معرف مطاعه... قرار می‏دهیم»

    سال 1334 هجری شمسی‏
    کتاب «غذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن»
    تألیف: جان دیون پورت ترجمه استاد این کتاب در سال 1338 به عنوان کتاب برگزیده سال انتخاب شد.
    استاد در مقدمه آن که در اردیبهشت سال 1334 نگارش یافته، چنین آورده است، جان دیوت پورت، داشمند گرانمایه انگلیسی بعد از توماس کارلیل (تا جائی که نگارنده اطلاع دارد) بصیرترین و دقیق‏ترین و منصف‏ترین محققی است که با فکری روشن و قلبی پاک، خالی از شوائب تعصب... با کمال قدرت و جوانمردی از اسلام و شارع مقدس آن فاضلانه دفاع کرده است و این محقق عالی مقام قطعا مشمول همان مضمونی است که خدای متعال مفادا در قرآن مجید فرمود «اگر آن‏ها در برابر نعمت تعلیمات اسلامی نا سپاسی کنند، اقوام دیگری را برای آن می‏گماریم که به این نعمت کفران نورزند»

    سال 1335 هجری شمسی‏
    «جنگ و صلح در قانون اسلام» تألیف: دکتر مجید خدوری ترجمه استاد سعیدی. «خطر جهود برای اسلام و ایران» که این کتاب از جمله کارهای فرهنگی و سیاسی استاد است.

    شرمندگی اسدالله علم‏

    استاد سعیدی در خاطرات خود درباره کتاب «خطر جهود برای جهان اسلام و ایران» می‏نویسد: وقتی آن را نوشتم و چاپ شد، توسط ساواک تحت تعقیب قرار گرفتم. «اسداله علم» که در مدرسه «شوکتیه» بیرجند، چند صباحی شاگرد من بود، به سراغم آمد و از من خواست که دیگر درباره جهود (یهود)! حرفی نزنم و من به او گفتم: من انتظار داشتم که در کشورم آزادانه بتوانم از خطراتی که ما را تهدید می‏کند، سخن بگویم و اگر امیر شوکت الملمک بوده، شاید چنین شرطی به من پیشنهاد نمی‏کرد و علم شرمسار شد و گفت: مشکلات ما را که می‏دایند؟
    در مقدمه این کتاب که در تهران مورخه 14 دی ماه 1335 هجری شمسی رقم خورده است، می‏خوانیم: «تشکیل این دولت غارتگر به وسیله خطرناکترین عناصر قوم عنود و لجوج به نام «صهیونیست» نه فقط فاجعه‏ای است که جهان اسلام را سوگوار نموده است؛ بلکه بلیه‏ای بشری و مخمصه‏ای است که برای جهان انسانیت به صورت علاج ناپذیری درآمده است»
    کتاب دیگری که محصول این سال بود و در 7 آذر مقدمه آن رقم خورده است، «جنگ و صلح در قانون اسلام» است استاد در مقدمه آن چنین می‏آورد: «محتویات این تألیف با توجه به آن همه مآخذ و مدارکی که مؤلف مورد استناد قرار داده است، در حکم یک منحنی دقیق و روشنی است که در طی چهارده قرن صورت گرفته است.

    1336 هجری شمسی‏
    «رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در میدان جنگ»
    تألیف: پرفسور دکتر محمد حمیدالله، ترجمه: استاد سعیدی.
    استاد در مقدمه آن به تاریخ 1336 / 12 / 20 چنین نوشته است «... غلبه مشتی مظلوم بر گروهی ظالم و ستمکار در مدتی کوتاه از این لحاظ مورد اعجاب است که فرمانده کل قوای اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فقط در معرکه بدر دست تضرع و دعا به آسمان بلند کرد و با راز و نیاز از قدرت لایزال الهی استمداد نمود. ولی در سایر موارد با فکر و اندیشه و درایت و بصیرت و با شور و مشورت و زحمت و مشقت و طرح نقشه جنگی دقیق، آن همه موفقیت احراز کرد و راه اصلاح را به روی همه گشود، تا پیروان حضرتش با توجه به این سابقه بتوانند این طریق را دیده و دانسته طی کنند و نگویند «او پیغمبر بود و توانست و ما نمی‏توانیم، آری به «قاب قوسین» آن را برد خدای که او سبک شمارد در چشم خویش وحشت غار...
    محقق عالی مقام؛ دکتر محمد حمیدالله این اثر ابتکاری را در طی سه سفر به حجاز تهیه کرده بود .

    سال 1337 هجری شمسی‏
    «پیشرفت سریع اسلام»
    مؤلف: دکتر لورا واکسیا واگلیری‏
    ترجمه: استاد سعیدی. استاد در مقدمه، درباره کتاب و مؤلف آن نوشته است: «صرف نظر از تحقیقات فاضلانه و منصفانه‏ای که در تنظیم این رسانه محسوس و مشهور است، این معنی بسی جالب است که در یکی از مهمترین مراکز علمی کاتولیکی (ایتالیا) به وجود آمده و باز این نکته بر اهمیت آن می‏افزاید که پرفسور نامبرده، خانمی است مسیحجی و محقق، و ای کاش خانم‏های تحصیل کرده ایرانی به خانم عالی قدر تأسی کرده و از معارف قرآنی به حد کافی بهره‏مند گردند .

    سال 1338 هجری شمسی‏
    اقبال‏شناسی، هنر و اندیشه علامه دکتر محمد اقبال مقدمه این کتاب به تاریخ اسفند ماه 1338 ش، رمضان المبارک 1379 هجری قمری در تهران ثبت شده است.

    سال 1339 هجری شمسی‏
    «زندگانی جحضرت محمد» یا بزرگترین مرد تاریخ جهان‏
    «تاریخ مقدمه این کتاب اسفند ماه 1339، مطابق با رمضان المبارک 1380 هجری قمری است، استاد کتاب را به سبک رسانه‏ای که به زبان انگلیسی بوده، با تصرفانی مختصر ترجمه کرده است، مخاطب وی در این کتاب کودکان هستند، به همین خاطر کتاب را به سبکی روان ترجمه نموده است .

    سال 1340 هجری شمسی‏
    «برنامه انقلاب اسلامی»
    تألیف: علامه شهیر سید ابوالاعلی مودودی.
    در اسفند ماه 1340، مطابق 1381 هجری قمری در تهران مقدمه آن رقم خورده است. استاد سعیدی ارتباط نزدیکی با مودودی داشته و کتاب‏های از وی ترجمه کرده است.

    سال 1342 هجری شمسی‏
    «مبادی اسلام و فلسفه احکام»
    تألیف سید ابوالاعلی مودودی، ترجمه استاد سعیدی‏
    مقدمه کتاب در بهمن ماه 1342 هجری شمسی، مطابق رمضان المبارک 1383 هجری قمری در زادگاه استاد «قریة النوزاد» به نگارش در آمده است.

    سال 1345 هجری شمسی‏
    در این سال سه اثر از تألیفات استاد به ثمر رسید.
    1 - داستانهایی از زندگی پیغمبر ما، مؤلف: ممتاز احمد پاکستانی، ترجمه: استاد سعیدی‏
    تاریخ مقدمه: تیر ماه 1345 هجری شمسی.
    مخاطب اثر کدوکان هستند. کتابی است که مؤلف آن را به زبان انگلیسی تألیف کرده و استاد با تصرفاتی به فارسی ترجمه نمود.
    2 - عمار یاسر پیشاهنگ اسلام و پرچمدار علی (علیه السلام).
    مؤلف: صدرالدین شرف الدین. ترجمه: استاد سعیدی‏
    تاریخ مندرج در مقدمه: تهران، تیرماه 1345 هجری شمسی.
    مرحوم سعیدی در مقدمه کتاب درباره عمار یاسر چنین می‏نویسد: «این گوهر گرانبهای انسانیت یکی از هفت نفر پیشاهنگ نهضت مقدس اسلام و یکی از بزرگترین شخصیهایی است که تاریخ انسانیت همیشه به وجود او مفختر خواهد بود و این گوهر تابناک برای همیشه بر تارک انسانیت خواهد درخشید... کار این مرد نامدار به جایی رسید که شخصیت بی نظیری مانند، حضرت علی (علیه السلام) در سوگواری او اشک ریخت و در فراق او چکاکه دردناکی سرود و پس از شهادت این صحابی بزرگ مزگ خود را از خدا خواست.
    3 - فرد و اجتماع: مؤلف: محمد قطب. ترجمه: استاد تاریخ مقدمه: بهمن ماه 1345 هجری شمسی.
    مروم سعیدی در مقدمه چنین نگاشته است: «جنبشهای فکری عصر ما و تصادم اندیشه‏های گوناگونی که اجتماع بشری را متزلزل و بحرانی ساخته امری است محسوس و مشهود. در این میان ایدئولوژی یا طرز تفکر اسلامی که بدون تردید تنها طریق نجات بخش بشر است در برابر سیطره غرب مورد تعرض دستگاهههای مختلف سرمایه داری غرب و کلیسا قرار گرفته و چه بسا که افکار خام بسیار از افراد نسل جدید هر روز به نحوی از این رهگذر مسموم می‏شود.
    از طرف دیگر فکر مخرب ما تریالیزم به عناوین دیگری جوانان ما را به وادی ضلالت و گمراهی سوق می‏دهد. با توجه به احساس همین خطرات مهیب است که در گوشه و کنار جوامع اسلامی رجال جهان‏شناس فکوری وامن همنت به کمر زده و می‏کوشند تا راه هدایت را به روی نسل جدید بر اساس منطق علمی و بحث دقیق بگشایند.

    1346 هجری شمسی‏
    منشور جهانی اسلام‏
    تألیف: دکتر محمد رفیع الدین، ترجمه استاد سعیدی‏
    در مقدمه کتاب می‏خوانیم:... شعاع تابش انوار قلب به طول لایتناهی است، بدین جهت یشوایان واقعی و رهبران حیقی بشر به این منبع بیشتر نظر دارند و از آن سرچشمه بیشتر بهره‏مند می‏شوند و مردم را بهره‏مند می‏سازند و انگیزه این منظور را ناشی از «حب» یا «عشق» می‏دانند و به عبارات گوناگون مردم را تشویق می‏نمایند تا از این عالم اصیل حیاتی هر چه بیشتر استفاده کنند. این مفهم در قرآن کریم به کلمه «حب» تعبیر شده و حکما و دانشمندان آن را به لفظ عشق تعبیر می‏کنند و نه فقط حیارت بشر؛ بلکه عالم وجود را مولود این عامل می‏داند.
    خدایا سینه‏ای ده آتش افروز
    در آن سینه دلی و آن در همه سوز
    هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست‏
    فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
    استاد در مصاحبه با مجله کیهان فرهنگی درباره این بیت می‏گوید «این شعر هم خیلی به درد کارم خورد» (19) و این از اشعاری بوده که استاد را به وچد می‏آورده است.

    سال 1347 هجری شمسی‏
    1 - «ماجرای سقیفه یا اولین توطئه در اسلام»
    تألیف: علامه محمد رضا مظفر، ترجمه: استاد سعیدی‏
    مرحوم سعید در مقدمه‏ای کوتاه چنین می‏گوید: رساله حاضر که در زمینه مهمترین حادثه تاریخی اسلام نوشته شده، بدون تردید یکی از معجزات بلاغت است و هیچ مقدمه‏ای در خور معرفی آ ننیست؛ زیرا شخصیت مؤلف آ ن‏بسی بالاتر و والاتر از آن است که قلمهای معمولی قادر به معرفی ایشان باشد و مندرجات رساله نیز که درباره اساسی‏ترین و مهمترین مباحث فرقه‏ای در اسلام بحث می‏کند، صرف نظر از اینکه مستند است بر اساس دو علم روانشناسی و جامعه‏شناسی نوشته شده است و چون مشکی است که خود می‏بوید پس مستغنی از آن است که گوینده‏ای بگوید.
    تهران، اردیبهشت ماه 1377
    2 - کتاب «اسلام و غرب»
    تألیف: پرفسور دکتر احمد خورشید، ترجمه: استاد سعیدی.
    این کتاب به ضمیمه دو مقاله دیگر تحت عنوان اسلام در برابر مسیحیت و تحریف تاریخ اسلام چاپ شد.
    استاد سعیدی در قسمتی از مقدمه می‏گوید:
    «... از خدای متعال توفیق می‏طلبیم تا ما را از خطا مصون نگاه داشته و به مبشرین و پدران روحانی مسیحی نیز انصای مکرمت کند تا به جای گمراه کردن جوانان مسلمان با بودائیان و گاوپرستاو ماده پرستان مبارزه کنند و این قدر نیرو و پول را در راه گمراه کردن خدا پرستان بیهوده مصرف نکنند ».

    سال 1348 هجری شمسی‏
    «نقش اسلام در برابر غرب»
    مؤلف: مارگرت مارکوس، ترجمه: استاد سعیدی‏
    استاد در مقدمه می‏نویسد: یکی از زشت‏ترین آثار تمایلات مادی که از اروپا ناشی شد، همان حس ناسیونالیسم یعنی ملت پرستی بود که به تقلید از اروپائیان در جوامع اسلامی رواج گرفت. خطر این معنی بیشتر ناشی از آن است که موج این اندیشه از منابع طبیعی سرجشمه می‏گیرد و سپس در عشق به خانه و لانه و سپس به مفهوم وسیع‏تری، در عشق به وطن و آب و خاک جلوه گر شده و سپس قلوب مسلمانان را تبخیر کرده و در حقیقت این عشق جانشین عشق به خدا و عشق به اصول و اردکان ایمان گردید، در نتیجه وطن پرستی جانشین خدا پرستی شد و بسیار از مسلمانان در برابر «ناسیونالیسم» به سجده افتادند و به تدریج مراسم و شعائر ملی جانشین اصول و ارکان تعلیمات قرآنی گردید!...
    ... باید دانست که انحراف مسلمانان از رعایت آداب و شعائر کلی اسلامی و بسط موج ناسیونالیسم امر اتفاقی و تصادفی نبوده است، بلکه نتیجه فعالیت‏های مستمر ماهرانه کشیشهای مسیحی در کشورهای اسلامی بوده، که به موجب امیر مفامات عالی کلیسا این برنامه به وسیله کشیشها در همه جا اجراء شده است. عدوات و تعصب قوم یهود نسبت به اسلام از قدیم الایام آفتابی روشن بوده و علاوه بر اینکه از آن همه احسان و محبت و تساهل و تسامح مذهبی که این قوم قرنها در مجامع اسلامی برخوردا بوده‏اند، قدرشناسی ننموده‏اند، از هیچ گونه خصومت و تحریک و افساد خودداری نکرده‏اند و مخمصه فعلی خاورمیانه نتیجه همان مقدمات است. ».

    سال 1350 هجری شمسی‏
    1 - «فریاد فلسطین و حریق مسجد الاقصی» (در صفحات قبل درباره این کتاب بحث شد) 2 - «24 ساعت آخر زندگی جمال عبدالناصر»
    تألیف: محمد حسنین هیکل، ترجمه: استاد سعیدی‏
    استاد ترجمه مقدمه را در آبان ماه 1350، برابر با رمضان المبارک 1391 در قم به پایان برد.
    استاد در مقدمه می‏گوید: «مصر سرزمین اهرام، طعمه‏ای که بیش از یک قرن در چنگال استعمارگران فریا می‏کشید، به خود جنبید و اراده گروهی از رادمردان پیکارگر به رهبری «جمال عبدالناصر» ملت مصر را بیدار ساخت. به طوریکه در جایی خواندم در حدود یک میلیون نسخه از متن عربی آن در «قاهره» مصرف شده است.

    سال 1351 هجری شمسی‏
    «با روشنفکر مسلمان»
    استاد سعیدی در مقدمه کتاب هدف از نگارش آن را تبلیغ فکر اسلامی و راهنمایی و ارشاد غربیها می‏داند.
    تاریخ پایان کتاب و مقدمه ذی حجه 1393 - بهمن 1351 است.
    سال 1352 هجری شمسی‏
    «کمونیسم و اخلاق»
    این کتاب در اردیبهشت سال 52 به پایان رسید، در مقدمه آن آمده است: «... نظر به اینکه حامل اصلی و انگیزه حقیقی ایدئولوژی کمونیستی در آغار امر اخلاق بود و موضوع علاقه و دلسوزی به حال کارگردان، پایه گذاران مکتب کمونیستی را وادار به قیام کرد تا آن‏ها را نجات دهد»!
    بعد از سوار شدن مرکب مراد، این معنی فراموش شد، بلکه به جنگ اخلاق برخاسته‏اند و به لحاظ اینکه از طرف دیگر مسأله اخلاق رکن اساسی حیات اجتماعی و وجدانی است؛ لذا این دو مبنا در رساله مورد بحث قرار گرفته است.

    سال 1353 هجری شمسی‏
    «اسلام به زبان ساده (برای کودکان و نوجوانان)
    استاد می‏نویسد: از آنجا که این رساله برای عموم کودکان مسلمان مفید و آم‏وزنده بود، ترجمه فارسی آن با اضافاتی در دسترس کودکان و نوجوانان ایرانی قرار داده می‏شود تا استفاده از آن برای همگان مقدور باشد، قم، ج 1395 / 1 هجری قمری‏

    سال 1354 هجری شمسی‏
    «مفخر شرق، سید جمال الدین اسدآبادی»
    این کتاب با کوشش، مقدمه، پاورقی و توضیحات حجت الاسلام و المسلمین سید هادی خسرو شاهی به انجام رسیده است.
    2 - تربیت از دیدگاه قرآن»
    تألیف: دکتر محمد فاضل جمالی‏
    ترجمه این کتاب در اسفند ماه 1354 هجری شمسی، مطابق با ربیع الاول 1396 انجام پذیرفت.
    استاد در مقدمه آورده است: «... از آنجایی که با توجه به اعترافات دانشمندان غرب. وضع عمومی جهان به نقطه خطرناکی نزدیک شده و پژوهشگران با کمال نگرانی می‏کوشند تا راه نجاتی برای بشر کشف کنند، موقع آن فرا رسیده که مسلمانان از این فرصت بهتر استفاده نمایند و امر موقع آن فرا رسیده که مسلمانان از این فرصت بهتر استفاده نمایند و امر مبارک پیشوای انسانیت را به کار بندند که فرمود: «هر وقت پرده‏های تاریک بر اجتماع سایه افکند، به قرآن روی آورید و از راهنمایی آن بهره‏مند شوید»

    سال 1355 هجری شمسی‏
    «داستانهایی از تاریخ اسلام»
    ترجمه: استاد سعیدی‏
    استاد در مقدمه کتاب می‏گوید: داستان سرایی در ادبیات همه ملتها چه شرقی و چه غربی یکی از ارکان مبادی ادب و یکی از ستونها تحکیم اخلاق شناخته شده است؛ بویژه برای طبقات عادی اجتماع این زمینه از سودبخش‏ترین مباحث ذهنی و فکری شمرده شده است، تا جایی که قرآن کریم برای ارشاد مردم از این وسیله در موارد بسیار سود جسته و تصریح کرده است که «در داستانهای آن‏ها (مردم قدیم) برای مردم صاحب عقل فهمیده درس و عبرتی وجود دارد».
    مرحوم استاد سعیدی آثار فراوان دیگری دارد که در مصاحبه کیهان فرهنگی با ایشان آنها را نزدیک بر 60 جلد دانسته، بیش از 40 عنوان آن‏ها را نام می‏برد. تلاش برای یافتن آثار استاد سعیدی در اکثر کتاب خانه‏های شهر مقدس قم بیش از 25 اثر وی را در بر نداشت و آنچه معرفی شد، نتیجه همین تلاش و کوشش است. ضمنا تاریخ تالیف برخی کتاب‏ها به خاطر آنکه مقدمه‏ای از استاد بر آن‏ها نوشته نشده بود مجهول مانده است که به همراه کتاب هایی که فقط نامی از آن‏ها داشتیم، و کتاب هایی که در کتاب خانه‏های قم یافت نشد در پی می‏آید.
    1 - پیمان جوانمردان‏
    که در سال 1344 هجری شمسی منتشر شد.
    2 - مجموعه مقالات (1)
    3 - مسأله کشمیر و حیدرآباد یا (مبارزه گاو پرستان با خداپرستان) در سال 1328 هجری شمسی منتشر شد.
    4 - چهار مقاله درباره بزرگترین مرد تاریخ یا نجات دهنده بشر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) تاریخ انتشار: 1397 هچجری قمری‏
    این کتاب اثری است از سید ابوالأعلی مودودی که استاد آن را به فارسی ترجمه و در سال 1343 هجری شمسی توسط شرکت سهامی انتشار منتشر کرد.
    6 - مقدمه‏ای بر کتاب جاذبه اسلام‏
    7 - اسلام و جاهلیت (مودودی)
    9 - در جنگ پاکستان متجاوز کیست؟
    10 - قائد اعظم محدم علی جناح (هکتور بولیتو)
    11 - فلسفه و تربیت (پرفسور احسان الله)
    12 - عایشه همسر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (نبیا ابوت)
    13 - جلوه حق در اندونزی‏
    14 - فلسفه اقبال
    15 - الجزایر پیروز
    16 - مسائل اسلامی‏
    17 - انگیزیسیون یا محکمه تفتیش عقاید
    18 - مبانی اخلاقی برای جنبش اسلامی‏
    19 - توطئه خاورشناسان‏
    20 - شالوده علوم جدید در اسلام‏
    21 - مصاحبه (مجموعه گفتگوی محمود حکیمی با استاد)

    استاد سعیدی و اهدای کتاب‏
    استاد برخی از تألیفات خویش را به افرادی که به صورتی حقوقی برگردنش داشتند، هیده می‏کرد. این کتاب‏ها عبارتند از:
    1 - اسلام و طب جدید
    «ترجمه این کتاب را به روان پاک علامه جلیل مرحوم آیةالله سید حسن تهامی (رضوان الله علیه) تقدیم می‏کنم»
    2 - رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در میدان جنگ‏
    «اهداء کتاب: به روح پاک استاد فقید مرحوم آمیرزا محمد حسین بیرجندی مدرس مدرسه شوکتیه بیرجند که فکر نگارنده و محصلین ادوار اولیه آن مدرسه را به معارف اسلامی رهبری فرمود.»
    3 - پیشرفت سریع اسلام‏
    «به همسر عزیزم! که در تمام دوران زندگی مایه سکون خاطر و آرامش فکرم بوده است، اهداء می‏کنم»
    4 - نقش اسلام در برابر غرب‏
    «اهداء به جوانان تحصیلکرده مسلمانان به امید اینکه آنها را در تشخیص مبانی اسلام در برابر اندیشه‏های ویرانگر این عصر کمک کند.»
    5 - جنگ و صلح در قانون اسلام
    «به محضر استاد بزرگوار جلیل، حضرت آقای احمد مدیر نراقی، پایه گذار فرهنگ جدید و رهبر آزادی و استقلال فکر در شهرستان بیرجند اهداء می‏شود.»
    6 - عمار یاسر
    «به روان پاک اولین آموزگاری که الفبای قرائت و الفبای تعلیمات اسلامی را به من آموخت و به یاد مؤسس مدرسه شوکتیه بیرجند؛ مرحوم امیر شوکت الملک و استادان آن مدرسه در دوران اول تأسیس که روح تعلیمات اسلامی را در ما تزریق کردند و به جوانان غیور و فکوری که در این عصر گمشدنه خود را در ایدئولوژی (طرز فکر) اسلامی جستجو می‏کنند و از پیروی عمار یاسر به خود می‏بالند».

    + نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 15:38 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

    این پست حذف شد

    + نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 15:3 توسط روزنامه نگار بیرجندی

    رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
    محمد مهدی مازنی*

    تاریخ سرشار است از نقاط تاریک و روشن و هر کدام چه روشن و چه تاریک، چراغی برای آینده ماست. نقاطی که هر کدام سرنوشت ملتی را رقم زده است و جامعه ای را از قله به دره و از راهی به کج راهی و یا بر عکس رهنمون ساخته است. اگر بخواهیم تک تک نقاط تاریک و روشن را برشمریم قطعا در ذهنمان اشتراکات فراوانی خواهیم یافت و علی الخصوص هر چه به دوران معاصر نزدیکتر می شویم چون حوادث برایمان ملموس تر می شود در انتخاب حوادث و رویدادها اشتراکات بیشتری داریم. از جمله می توان به عنوان نقاط روشن به حوادثی چون پیروزی نهضت مشروطه، پیروزی نهضت ملی شدن صنعت نفت، پیروزی انقلاب اسلامی، پیروزی های دوران جنگ مانند فتح خرمشهر و رویداد دوم خرداد 76 اشاره کرد و به عنوان نقاط تاریک می توان به رویدادهایی چون شکست مشروطه خواهان، کودتای 28 مرداد و سقوط دولت مصدق، شکست جریان اصلاحات و ... اشاره نمود.

    با بیان این مقدمه می خواهم به این نکته برسم که هر روز روشنی که اثرگذاری مثبت در روند پیشرفت جامعه ایرانی داشته است را عواملی منتهی به سراشیبی سقوط کرده است و از آن جمله رویداد دوم خرداد 76 است. انتخاب خاتمی و شروع جریان اصلاحات در کشور تا اندازه ای قابل توجه تهدید ها را به فرصتی برای نظام تبدیل کرده بود و به دلیل از بین رفتن خفقان حاکم برکشور فضای تنفس برای همگان باز شد. اما در مدتی کوتاه ورق برگشت و فضای باز سیاسی به صورت مدیریت نشده ای در حال گسترش بود و در مقابل جریاناتی که دل خوشی از اتفاقات جدید نداشتند مترصد فرصت بودند تا اینکه بتوانند آرام آرام زیر پای اصلاح طلبان را خالی کنند و آنها را از عرصه قدرت برانند. در این ایام برخی از اصلاح طلبان تندرو به کمک مخالفان اصلاحات آمدند و در واقع با آغاز تندروی ها و افراطی گری عرصه را برای تاخت و تاز مخالفین اصلاحات باز شد. افراط به اندازه ای بود که دیگر دامن مقدسات را نیز گرفته بود و روز به روز اوضاع متشنج تر می شد. تا جایی که قیام امام حسین(ع) قیامی از سر قدرت طلبی و به نوعی خشونت طلب بودن اعراب تعبیر می شد. فضای جامعه نیز در مواجهه با این اظهارات متشنج می گردید. درگیری ها به داخل دانشگاه کشیده می شد و گهگاه در میان اقشار دیگر نیز واکنشهایی را در پی داشت.

    افراط و تندروی، رویداد مهمی چون دوم خرداد را که می توانست منشاء اصلاح نظام و رشد و اعتلای آن باشد به بن بست کشانید. اگر به پیشینه تاریخی کشور نیز بنگریم خواهیم دید که بارها و بارها از بابت این تندرویها آسیب دیده ایم اما باز هم شاهد تکرار آن هستیم. تندرویهایی که همیشه عامل تباهی و شکست بودند.

    بعد از دوم خرداد و ایجاد فضای آزاد، پروژه ها یک به یک طراحی شد. پروژه عبور از خاتمی، پروژه خروج از حاکمیت، پروژه نفی قانون اساسی، پروژه نفی ارزشهای انقلاب و آرمانهای مذهبی و ... این پروژه ها سرنوشت تلخی را برای کشور رقم زد و آن به بن بست رسیدن اصلاحات بود. راه سختی بود اما تندرویها بر سختی راه می افزود . در این راه پر از سنگلاخ که گهگاه موانع مخربتری نیز بر سر ر اه دیده می شد شرط رسیدن به مقصد آرام گام برداشتن بود؛ اما تندروی و افراطی گری و رادیکالیسم کور نتیجه اش وضعیت فعلی اصلاحات است. دلمردگی و یاس حاکم در روزگار پایانی اصلاحات نتیجه همان تندرویها بود. نتیجه ای که بیشترین آسیبش متوجه جنبش دانشجویی شد و هزینه سنگینی را به آن تحمیل کرد. هزینه ای که جنبش دانشجویی به واسطه موج افراطی گری که جبهه مشارکت سردمداران بود پرداخت کرد هیچ گروهی پرداخت نکرده است و این حزب باید تاوان سنگین این هزینه ها را پس دهد. تحریک و تهییج دانشجویان برای انجام حرکتهای رادیکال جز آنکه آنها را از زندگی آرام و با نشاط در دوران پرشور جوانی باز دارد و سردمداران افراط و تندروی را بر کرسی های مجلس ششم بنشاند نتیجه ای نداشت. مجلسی که اگر مدیریت کروبی و همراهان اصلی اش نبود قطعاً دوره اش بسیار کوتاه تر از یک دوره رسمی مجلس بود.

    در نگاه آنان اصلاحات با انقلاب هم معنا شده بود و ساختار شکنی آغاز. موج دموکراسی خواهی بود که جمهوری اسلامی را بر نمی تافت و جمهوریت را در مقابل اسلامیت نظام تعریف می کرد. این موج، همزاد اصلاحات بود و گروههایی که مولود دوم خرداد بودند به این موج دامن می زدند. جبهه مشارکت که مولود دوم خرداد بود، خود را ایجاد کننده دوم خرداد قلمداد می کرد و صاحب اصلی آراء مردم به خاتمی. محبوبیت خاتمی ابزار خوبی برای به قدرت رسیدن افراطیون بود و همین هم شد. اعتبار و آبروی خاتمی خرج زیاده خواهی شان شد و مواهب قدرت نصیبشان گردید. این گروه که خود را فراتر از سایر گروههای دوم خرداد و نه همراه آنان می دانست، مغرورانه بر طبل توهم می کوبیدند و هر آنچه مورد پسندشان نبود و مخالف میلشان، فضا را به کام همه تلخ می کردند. مصادره آرمانهای ناشی از حماسه دوم خرداد که می توانست احیاگر آرمانهای انقلاب اسلامی و اندیشه امام باشد به نام خودشان باعث شد که همه تلاشهای اصحاب اصلی این جریان به شکست بیانجامد. افراطیون همانند جریانی هستند که همه آرمانهای انقلاب را به نام خود صادر کرده اند.

     واقعیت اصلاح طلبی این نیست که هر کس چون شعار دموکراسی و جامعه مدنی سر دهد پس اصلاح طلب است. اصلاح طلب واقعی کسی است که موانع و معایب را می شناسد و در جهت ترمیم آن می کوشد. رسیدن به دموکراسی و جامعه مدنی بخشی از ملزومات اصلاحات است و در واقع آفات دیگری نیز وجود دارد که اگر برطرف نشود اصلاحات محقق نخواهد شد. آفاتی چون فقر و تبعیض و بی عدالتی...برای احیاء اصلاح طلبی باید اصل را عدالت گستری و محور را اصلاح عیوب دانست تا زمینه برای ایجاد دموکراسی فراهم شود. نه آنکه شعار دموکراسی خواهی سربدهیم و مدعی اصلاح طلبی پیشرو باشیم و قدمی برای رفع بی عدالتی های حاکم بر جامعه برنداریم و در عوض با هوچی گری و هیاهو تقصیر را به گردن کسانی بیاندازیم که با مشی اعتدال می خواستند اصلاحاتی در نظام صورت دهند و هدف اصلاحات بود برایشان نه انقلاب.

    اعتقاد اصلاح طلبان میانه رو بر این است که ذائقه مردم برای اصلاح نظام تغییر نکرده است بلکه بحرانها و تندرویها بوده است که اشتهای مردم برای تحولات و اصلاحات کور نمود. در واقع عملکرد افراطیون پیشتاز و پیش رو و پیش... بود که فاصله و شکاف بین اصلاح طلبان و مردم را ایجاد کرد. در پایان باید یادآور شد که باید بارها این بیت شعر را زمزمه نمود که :

    رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

    * عضو شورای مرکزی و مسئول واحد فرهنگی شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی

    برای ملاحظه اصل مطلب اینجا را کلیک کنید

    + نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 21:24 توسط روزنامه نگار بیرجندی |

    تأملي بر دورنماي انتخابات مجلس هشتم در ميان اصلاح طلبان خراسان جنوبي
    خطر «راشديسم» - سکانس دوم
    بابك شيباني*

    چه بسيار اتفاق افتاده است كه يك پديده و يا رويداد منحصر به فرد و محدود به مقطعي خاص، با دريدن حجاب زمان و انحصار مكان در قالب يك اصطلاح سياسي، خويش را بر فرهنگ مكتوب و يا شفاهي مردم يك سرزمين تحميل نموده است. نگارنده بر اين باور است كه تعبير «راشديسم» در فرهنگ و تاريخ سياسي-اجتماعي مردم بيرجند را مي توان از تلنگري براي به خاطرآوردن رويدادي غم انگيز در جريان انتخابات مجلس هفتم، به نمادي از يك تفكر و عملكرد و حتي مكتب خاص اعتقادي درميان برخي اصلاح طلبان اين منطقه تعميم داد. تفكري كه در ذات خود معتقد به نوعي خودبيني و ارزش پنداري افراطي است و در عمل اضمحلال دروني، اجماع گريزي، كينه ورزي و گروه محوري غير عقلاني را حتي به قيمت شكست «خودي هاي دگر انديش» و پيروزي «رقيبان سنتي» در ميان هواداران خود تئوريزه مي كند. تفكري كه در آن تمام آرمان هاي سياسي يك جريان، مصلحت هاي توسعه منطقه اي و كاميابي جمعي سياسي براي خدمتگزاري بي منت به مردم، پيش پاي استراتژي تماميت خواهانه «يا همه يا هيچ» متوليان آن مظلومانه ذبح مي گردد.
    اما امروز، چهار سال پس از سزارين ناميمون اين تفكر و عليرغم رجاي توده تحول خواه مردم به توشه گيري بازيگران عرصه سياسي استان از اين اشتباه عبرت آموز، با كمال تأسف شاهد آنيم كه درست در آستانه انتخاباتي ديگر، بارقه هاي كم جان و رو به موت اين تفكر در حال جان گرفتن و زنده زايي مجدد است. به ويژه آن كه شايد همين خطر «راشديسم» و «راشديزاسيون» بهترين تعبيري باشد كه بتوان با آن فضاي احتمالي حاكم بر انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در خيمه اصلاح طلبان خراسان جنوبي را تفسير نمود. براي درك بهتر اين فضا بهتر است به مرور روزهاي سرد بهمن ماه 1382 و يادآوري خاطرات نه چندان دلنشين آن ايام بپردازيم، تا بتوانيم ضمن تقويت حافظه تاريخي خويش، درس هاي فراواني براي آينده فعاليت هاي خردمندانه سياسي گرفته و مواضع معقولانه تر و مصلحت گرايانه تري را براي پيمودن راه دشوار پيش رويمان اتخاذ نماييم.
    بدون ترديد انتخابات نه چندان دور مجلس هشتم شوراي اسلامي فرصت مغتنم و بي نظيري براي استفاده از حداقل هاي دموكراسي در راه نهادينه كردن دوباره مردم سالاري، تزريق خوني تازه بر پيكره بي جان اصلاحات و خدمتگزاري عقلاني و با برنامه مدعيان اصلاحات اصيل به مردم اين سامان خواهد بود. مع الاسف براي بهره بردن از اين فرصت ناب قانوني، در كنار بسياري از مخاطرات احتمالي مانند دخالت نهادهاي نظامي، اعمال نظر مسئولين دولتي، ردصلاحيت هاي گسترده شوراي نگهبان، تاثيرگذاري سازمان هاي رأي هرمي و...، عدم رسيدن مجموعه محذوف اصلاح طلبان استان به يك نتيجه واحد و اجماع معقولانه بزرگترين خطري است كه پيروزي اصلاحيون و آرمان بزرگ خدمت بي ريا به مردم را در اين منطقه جغرافيايي از خاك ايران تهديد مي كند.
    اما به راستي بن و پايه حقيقي اين معضل در كجاست و براي ريشه يابي و از بين بردن آن چه بايد كرد؟ به تعبيري ديگر بيماري واقعي اين جريان چيست و كدام مرض است كه در سال هاي ماضي او را اين چنين زبون و زمين گير كرده است؟ شايد پاسخ دادن به اين سؤال ساده و تلاش پيگير و خالصانه تمامي احزاب، تشكل ها و افراد تاثيرگذار منطقه براي شناسايي علت اين ناخوشي و درمان و مرتفع نمودن آن، به تعبيري مترادف با در آغوش كشيدن معشوق زيباي پيروزي در انتخابات مجلس هشتم، پس از چندين شكست پياپي و خودساخته، آن هم در فضايي دوستانه و به دور از حب و بغض هاي شخصي باشد.
    وليكن متأسفانه آن چه امروز از فحواي كلام شماري از دوستان صاحب رأي و نمايندگان برخي احزاب پرنفوذ در داخل و خارج از استان استنباط مي شود، اين است كه نه تنها اراده اي براي درس گرفتن از اشتباهات گذشته، اجتناب از تفرقه و تشتت آراء و رسيدن به اجماعي حداكثري براساس خواسته هاي حداقلي، به منظور نيل به ظفرمندي و كاميابي در ميان تعدادي از دوستان اصلاح طلب وجود ندارد، كه حتي برخي فعاليت ها و اظهار نظرها از تقويت جبهه حاميان تفكر «راشديسم» و در نتيجه منتفي بودن احتمال اجماع، به قيمت شكستي ديگر و ناكامي بزرگتر در جبهه نيمه جان اصلاحات حكايت مي كند.
    خاطرم هست چندي پيش «حسين مرعشي» سخنگوي شوخ طبع حزب كارگزاران سازندگي در گفتگو با «خبرگزاري مهر» با رد تعبيري مبني بر وجود «غضنفرها» در ميان اصلاح طلبان، مشكل اصلي اين جبهه را تعدد «مارادوناها» دانسته بود؛ تشبيهي كه حداقل در منطقه خراسان جنوبي بسيار ملموس و نزديك به واقعيت مي نمايد. چرا كه حقيقتاً بزرگترين مانعي كه امروز بر سر راه هم دلي و اجماع گروه هاي اصلاح طلب استان وجود دارد همين «مارادونا پنداري» برخي افراد و احزاب منتسب به اين جريان است. تجربه تلخ شكست تحقيرآميز انتخابات مجلس هفتم، لااقل مي تواند اين حسن را داشته باشد كه همواره چونان آونگي جلوي ديدگان ما قرار گرفته و چراغ عبرت آموز و راهنمايي براي برداشتن گام هايي مطمئن تر در راه روشن شده آتيه گردد، منوط به اينكه به تعبير قرآن كريم مردماني پندپذير و عبرت آموز باشيم.
    براي اين مهم مي بايست با بررسي موشكافانه شكست هاي گذشته -كه از قضا در بسياري از موارد نه در برابر رقيب كه از لجاجت رفيق بوده است- بهترين و مناسب ترين راهكار دست يافتن به اجماع را ترسيم كرده و بر اساس شاخصه هاي معين و منطقي، «يك نفر» را به عنوان برآيند جريان اصلاح خواهي به مردم منطقه معرفي نمود. پيمودن بي دغدغه اين مسير مستلزم رجحان بخشي به ايده پيروزي يك «جريان» و يك «تفكر» در برابر انديشه انتخاب لجوجانه يك «فرد» است؛ و آن چه در اين مقطع مي بايست به عنوان برگ برنده نصب العين پيشآهنگان چنين جرياني قرار گيرد، همان انديشه اي است كه به تعبير «ماكس وبر» به كار بردن عقلانيت نظري (تناسب دليل و مدعا) و عقلانيت عملي (تناسب هزينه و فايده) در امر گزينش و شرط بندي روي افراد است؛ عقلانيتي كه مي تواند بر اساس نحوه تصميم سازي و به كار گيري، سرمنشاء كاميابي و يا ناكامي محتوم اين جريان فكري باشد؛ كه چنان چه به نيكي به خدمت منافع جمعي منشور اصلاحات درآيد همراه خوش مشربي تا مقصد مليح موفقيت خواهد بود و اگر مبناي عملكرد جز بر اين پايه شالوده افكني شود، نتيجه اي جز انشقاق بيش از پيش و شكست محتمل در كارزار انتخابات آتي نصيب نخواهد كرد. به بيان ديگر چنان چه شاخصه هاي انتخاب به جاي آن كه موارد معقول و خردپذيري از قبيل مقبوليت عمومي، سابقه مفيد سياسي، عملكرد مثبت قبلي و... را شامل گردد، با غرض ورزي به سمت توهماتي چون سرقفلي بودن رأي مردم منطقه براي اعضاي يك خانواده و يا «ارزش» دانستن ناكامي در انتخابات به منظور «جلوگيري از پيروزي اصلاح طلبي كه دوستش نداريم»، سوق پيدا كند، فرجامي جز فرصت سوزي، عدم كاميابي و به هدر رفتن انرژي يك جريان اصيل را متصور نخواهيم بود.
    در هر صورت چه بخواهيم و چه نخواهيم انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در پيش است و تنها روزنه اميد اصلاح طلبان منطقه براي نيل به پيروزي در اين ماراتن سنگين، آن هم در مصاف با رقباي آماده اصولگرا كه از سال هاي گذشته استارت فعاليت هاي گسترده خود را زده اند، تنها و تنها و تنها «ائتلاف» حداكثري با مطالبات حداقلي است و براي اين مهم مي بايست بر روي كانديداهايي كه از ابتدا كليات اجماع بر مبناي شاخصه هاي معين را پذيرفته اند سرمايه گذاري نمود و درقبال منتسبان به اين جريان كه در رؤياي بازآفريني دوباره سناريوي «راشديسم» با همان گروه كارگرداني و اين بار بازيگراني جديد، به سر مي برند و از همين امروز «مارادوناوار» بر طبل تك روي و دريبل زدن دوستان مي كوبند سياست اقناع به اجماع و يا در نهايت حذف از مجموعه را در پيش گرفت.
    مرحوم دكتر عبدالحسين زرين كوب درباره سنت هاي تاريخ تعبير زيبايي دارد. آن جا كه با نصيحتي پدرانه انذارمان مي دهد: «اين تاريخ نيست كه تكرار مي شود، بلكه خطاي آدميان است كه از تاريخ درس نمي گيرند.»
     والعاقبه للمتقين

    *عضو شوراي مركزي و مسئول كميته فرهنگي، اجتماعي حزب اعتماد ملي منطقه استان خراسان جنوبي

    + نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 12:41 توسط روزنامه نگار بیرجندی |